اگرچه علی بن ابی طالب (علیه السلام) به کوفه قدم گذاشت و مذهب تشیع را سامان داد، اما این پیروان آن حضرت بودند که بر گردش جمع شدند و حرم مطهرش را حرمت نهادند و جغرافیای تشیع را سامان بخشیدند. این مشی تشیع بود که هر کجا قدمی یا قلمی از امام یا امام زاده خود می‌یافتند، در اطرافش حلقه می‌زدند و آن مکان را مقدس می‌داشتند. شیعه را از این حیث «حرجی نبود که با مشاهده سادات علوی و مقابر اشرف فاطمی، از خلوص اعتقاد، سرها در عنان آسمان کشیده دارد و زر و جواهر قیمتی و قنادیل مکلّل و منوّر و خادمان مُشهّر و مودّب، آراسته دارد، اقتداءً به کعبه خدا و روضه مصطفی.» (کتاب الفیض، شیخ عبدالجلیل رازی، ص631)
امام موسی صدر
حرمت نهادن شیعیان به آستان امامان و امامزادگان تنها به آنان منحصر نشد و این احترام به شاگردان و درس آموزان آن بزرگان نیز تعلق گرفت. عبارات کوتاهی از میرزای شیرازی کافی بود تا قلیان‌ها شکسته شود و صاحبان قدرت به زانو در آیند. وعظ‌ها و خطابه‌های آیت‌الله‌العظمی «سید محسن حکیم» بر منبر بسنده می‌کرد تا در مقابل خفقان رژیم بعث عراق، بر شمار طلاب شیعی افزوده شود. مرجعی دیگر؛ امام خمینی انقلابی بزرگ در ایران سامان داد و نظام سیاسی‌اش را رهبری کرد.

اعلام حرکتی عمومی از سوی آیت‌الله العظمی سید علی سیستانی کفایت می‌کرد تا هزاران نفر از شیعیان با ایشان همراه شوند و کلید حرم امیر‌المومنین(علیه السلام) را به مرجعیت شیعه تحویل دهند و فتنه نجف فروکش کند. همچنین در گذشته، آیت‌الله سید موسی صدر کافی بود تا قدم به وادی لبنان گذارد و تشیع علوی را رونقی دوباره بخشد. قبض و بسط جغرافیای شیعه به سر انگشتان مرجعیت و روحانیت سپرده شده بود تا در جوار حریم امامان بنشینند و نه با شمشیر و حیله‌های سیاست که با تعلیم عبادت، منظومه جغرافیای شیعه را سامان دهند. آنان یعنی مراجع شیعه اغلب از سه ناحیه برخاستند؛ عراق، ایران و جبل عامل.

نخستین جرقه‌های شکل‌گیری تشیع در عراق زده شد. حضرت علی(علیه السلام) به کوفه در عراق وارد شد و مشی علمی و عملی آن حضرت به عنوان الگوی رفتاری مسلمین استنباط و مذهب تشیع بنیان نهاده شد. پس از شهادت ایشان، خاندانش بر اساس وصیت امام (علیه السلام) شبانه آن حضرت را در دو فرسنگی کوفه جایی که نجف نامیده می‌شد، دفن کردند. مزار حضرت تا حدود صد (100) سال پنهان مانده بود و جز ائمه اطهار(علیه السلام) و برخی شیعیان خاص، کسی از جایگاه آن اطلاع نداشت. در ابتدای روزگار عباسیان بود که امام جعفر صادق(علیه السلام) به عراق آمد و قبر جدش را زیارت کرد و مکان دفن امام اول شیعیان آشکار شد. شیعیان نشانی از امام خویش یافته و به گردش می‌گردند. سنگ بنای آرامگاه امیرالمومنین (علیه السلام) نهاده شد و محافل علمی نجف در اطراف حرم شکل گرفت.

با حضور شیخ ابوجعفر طوسی، محافل پراکنده درسی در نجف نظم و نسق واحدی یافت و حوزه علمیه نجف بنیان نهاده شد. وی از خراسان عزم بغداد کرده بود تا از محضر شیخ مفید و سید مرتضی علم الهدی بهره برد. پس از این دو بود که شاگرد بر کرسی درسی بغداد تکیه زد و حوزه درسی وی پذیرای افراد کثیری شد. با استقرار حکومتی جدید در بغداد، اوضاع آن منطقه نابسامان شد و منزل شیخ طوسی مورد حمله قرار گرفت. اینچنین وضعیتی، شیخ را مجاب کرد تا به نجف هجرت کند. شیخ طوسی دروس پراکنده نجف را سامان داد و با مجاهدتی دوازده (12) ساله پایه‌های حوزه‌ای را بنیان نهاد که حوزه علمیه نجف خوانده شد.

با فوت شیخ طوسی زعامت شیعیان و ریاست حوزه علمیه نجف به فرزندش ابوعلی طوسی منتقل شد. وی پنج (5) سال پس از پدر به درجه اجتهاد نائل آمد و بر جای پدر نشست. عظمت علمی و مقام فقهی او تا بدانجا بود که وی را «مفید ثانی» می‌نامیدند. او توانست حوزه نجف را به درجه‌ای از عظمت و شهرت رساند که طلاب شیعه از دورترین نقاط جهان بدانجا سفر کنند و آموخته خود در نجف را به دیار خویش ارمغان برند. در دوران زوال حوزه نجف هم باز روحانیت شیعه آن را از زوال به در آوردند.

اینگونه بود که مقدس اردبیلی بر کرسی استادی نجف نشست و سه سده رکود علمی نجف را به فراموشی سپرد. همچنین بسنده می‌کرد که علامه بحرالعلوم به دستور استاد خود وحید بهبهانی، حوزه کربلا را وداع گوید و بر ریگزارهای نجف قدم نهد تا حوزه نجف دوباره شکوفا شود. کافی بود تا صدای غرّای آخوند محمدکاظم خراسانی در این حوزه به گوش رسد تا آوازه او فضلای دیار عثمانی را هم به نجف کشاند و...

در ایران شهر قم زعامت شیعه را بر عهده داشت. حضرت فاطمه معصومه (سلام الله) برای دیدار با امام رضا(علیه السلام) سفر ایران را در پیش گرفت، اما در میانه‌های راه و در شهر قم، کسالت احوال برایش عارض شد و پس از توقفی کوتاه در قم، دار فانی را وداع گفت و مزارش به زیارتگاه شیعیان بدل شد. این مکان به سرعت آباد شد و موقعیت جغرافیایی شهر را دچار تحول و تغییر کرد. شهر رفته رفته از شمال شرقی به سمت جنوب غربی کشیده شد تا به مرقد مطهر فاطمه معصومه (س) نزدیک‌تر شود. خاک قم به زیارتگاه حضرت معصومه (س) بدل شد و شیعیان حتی اموات خود را به این شهر حمل می‌کردند تا در آنجا به خاک سپارند. حمل جنازه به مکان‌های متبرکه از قرن سوم به بعد جریان داشت و از میان فرق اسلامی، شیعه به این امر بیش از سایرین توجه می‌کرد. در میان شهرهای شیعه ایران، قم از این حیث ممتاز بود و گویا در هیچ شهری به‌اندازه قم اجساد علما و پادشاهان و رجال برجسته شیعه دفن نشده است. قبرستان‌های متعددی که اینک در قم وجود دارد نیز نشان از این امر است.

قم به «آشیانه آل محمد» ملقب و به مکانی جهت درس و بحث عالمان تشیع مبدّل شد. دروس علمی متعددی به نحو پراکنده در این شهر تدریس می‌شد. شیخ عبدالکریم حائری از عالمان برجسته تشیع بود که در حوزه علمیه اراک به تدریس مشغول بود. او در 22 رجب 1340قمری (مصادف با 1301شمسی) برای تحویل سال نو و به قصد زیارت حرم رضوی عازم مشهد شد. او که در معیت آیت‌الله خوانساری و میرزا مهدی بروجردی به این سفر رفته بود در سفرِ بازگشت، به قم رفت. اصرار عالمان قم بر سکونت آیت‌الله حائری در قم سبب شد تا ایشان که کمتر به قرآن استخاره می‌کرد، دل به جانب قرآن سپارد و چنین بشارت گیرد که «... واتونی باهلکم اجمعین.» (با تمام خانواده خود به نزد من بازگردید) وی مکان تحصیل و تدریس بزرگانی چون میرزای قمی، صدرالدین شیرازی و ملامحسن فیض کاشانی را رنگ و لعابی دوباره بخشید و عمارتی نو ساخت و طلاب شیعی را در قم سامان داد و حوزه علمیه قم را تاسیس کرد.

اقدامات ضدمذهبی حاکمیت وقت اما در مقابل سیاست‌های ملایم و مدارای آیت‌الله حائری سبب شد تا این حوزه به آرامی شکل بگیرد. پس از آیت‌الله حائری، حضرات حجت، خوانساری و صدر که از آنها به مراجع ثلاث قم تعبیر می‌شد مسوولیت حوزه را بر عهده گرفتند. اما این روحانی مقتدری چون آیت‌الله العظمی بروجردی بود که به قم وارد شد و اقتدار تشیع را به حوزه قم آورد. آیت‌الله بروجردی گفته بود: «من برای مرجعیت یک قدم هم بر نداشتم اما یک وقت احساس کردم مرجعیت به سراغ من آمده است.» او نه تنها برای مرجعیت تلاش نکرد که برای کسب قدرت سیاسی هم مجاهدتی نورزید که معتقد بود مرجعیت مقتدر می‌تواند سیاست‌های نابخردانه را نیز به سامان کند.

او پروای دین و ایمان مردم داشت و گفته بود: « شاه با اسلحه، توپ و تفنگ به جان مردم می‌افتد، با این اسلحه می‌شود مقابله کرد ولی اگر شما (خطاب به یکی از مدرسین حوزه) به جای او نشستید، اسلحه شما ایمان و عقاید مردم است که به جان مردم می‌اندازید. با این اسلحه نمی‌توان به راحتی مقابله کرد و لذا دین و ایمان مردم به بازی گرفته می‌شود.» (خاطرات صادق طباطبایی،ج 1، ص 27) همچنین این از خصائص مذهب تشیع بود که جلوس بر مسند مرجعیت مقوله‌ای فراملی به حساب می‌آمد. کمتر کسی به موطن مرجع توجه داشت و مرجعیت مقتدر با فردی بود که پیش‌تر گوی سبقت را در جلب اقبال عامه ربوده باشد.

لبنان از جمله نخستین کشورهایی است که بانگ « حی علی خیرالعمل » در آن به گوش رسید. با ورود ابوذر غفاری (رض) به جنوب لبنان، مذهب تشیع نیز در این دیار رواج یافته بود. محلی در جنوب لبنان به عنوان مسجدی که ابوذر در آنجا نماز خوانده است، تاریخ شیعه لبنان را تا اوایل اسلام نشان می‌دهد. مناطق شیعه نشین لبنان در سه نقطه متمرکز شده است. بخش شمالی که با عنوان جبل لبنان شناخته می‌شود. بخش میانی شرقی شامل بعلبک و بقاع و بخش جنوبی یا جبل عامل. شهرت جبل عامل به عنوان یک منطقه شیعه نشین بسیار قدیمی است. معروف است که در جنوب در هر دهی عالمی یا مولفی دیده می‌شد و به قراری در یک روستای کوچک هشتاد مجتهد زندگی می‌کردند. شهید اول و شهید ثانی از جمله این علما هستند.

شیخ حر عاملی هم از جمله علمایی است که از این سرزمین برخاست. نحوه مواجه نامهربانانه‌ای که با این بزرگان در تاریخ لبنان بیان شده است، بیانگر جو نامساعد حاکم بر شیعیان این منطقه است. شیعیان لبنان به لحاظ جغرافیایی در انزوا و به لحاظ سیاسی نیز ضعیف نگه داشته شده بودند. فرمان‌های نابخردانه « جزار پاشا » کافی بود تا سیل کشتار و کتاب سوزی شیعیان به راه افتد. موقعیت مناطق مسکونی شیعیان لبنان نیز بیانگر این رفتارها است. خانه‌هایی که اغلب روی تپه‌ها و مناطق بلندی ساخته شده تا از حملات مخالفان در امان مانند.

فشار بر شیعیان جنوب لبنان سبب شده بود تا شمار فراوانی از شیعیان به بیروت مهاجرت کرده و مناطق مختلف حوالی این شهر به ویژه در ناحیه « ضاحیه » به صورت یک منطقه مستقل شیعه در آید. نقل شده است که در حکومت عثمانی و در زمان جنگ‌های جهانی اول که احتیاج به سرباز داشته ‌اند و سربازان از رفتن به جبهه اروپا امتناع می‌کردند، دولت عثمانی فرمانی صادر کرد تا شیعیان را به اجبار به سربازی برند. همان زمان معروف بود که هر کس به بالکان برود، دیگر بر نمی‌گردد. این عوامل سبب شده بود تا سرخوردگی و دلخوری از مذهب تشیع، جوانان را به سمت گرایش‌های غیرشیعی متمایل کند و به تحلیل قوای شیعه بیانجامد.

علامه سیدعبدالحسین شرف‌الدین از روحانیون برجسته لبنان بود که در رفع این محرومیت‌ها کوشید و مساجد و مراکزی را برای شیعیان بنا نهاد اما او رهایی بخشی شیعیان از این محرومیت‌ها را در شخصیت دیگری می‌دید. سید شرف‌الدین به فرزندانش توصیه کرده بود که کلید رهایی لبنان از محرومیت به دستان آقا موسی صدر است.

سید موسی در آبان ماه 1338 قم را به مقصد لبنان ترک کرد. سیدعبدالحسین شرف‌الدین با سیدموسی در سفری به لبنان، ملاقات کرده و به او علاقه‌مند شده بود. مهر او بر دل بزرگان دیگری نیز نشسته بود. آیت‌الله العظمی خویی گفته بود: « سه (3 ) نفر از فضلای قم به نجف آمدند و مدت کوتاهی ماندند و سریع بازگشتند. کاش هرگز آنها را نمی‌دیدم و به آنها دل نمی‌سپردم.» یکی از آنها امام موسی صدر بود. سید شرف‌الدین توصیه کرده بود که پس از او سید موسی صدر بهترین گزینه برای رهبری شیعه لبنان است. در آن زمان بر حوزه قم آیت‌الله العظمی بروجردی تکیه زده بود و در نجف آیت‌الله حکیم تدریس می‌کرد. حضور این دو کافی بود تا نجف و قم استحکام و اقتدار لازم را داشته باشند.

اما در لبنان اوضاع شیعیان بسیار نامناسب بود و عدم رهبریت مقتدر سبب شده بود تا گرایش جوانان به سوی تشیع کاهش یابد. به همین سبب بود که عده‌ای از شیعیان لبنان به ایران آمدند و بنا به وصیت سید شرف‌الدین، از سید موسی صدر دعوت کردند که به لبنان بیابد و رهبری شیعیان را بر عهده گیرد. این دعوت با استقبال حضرات بروجردی و حکیم نیز همراه شد. آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر گفته بود: « اگر پسر عموی من آقا موسی به سنت حوزه پایبند و در نجف باقی مانده بود، مرجع وحید و علی الاطلاق شیعه می‌شد.»

سید موسی با ورود به لبنان در شهر صور در جنوب لبنان مستقر شد و به عنوان امام جماعت در یکی از مساجد این شهر فعالیت خود را با این سخن آغاز کرد: « آمده‌ام تا با عبا و عمامه و محرابم شیعیان را از محرومیت به در آورم.» او موسسات و مدارس و مساجد متعددی را برای شیعیان بنا کرد. اما درخواست مطالبات شیعیان نیازمند سازمانی بود تا به واسطه آن خواسته‌های شیعیان از دولت مشروعیت یابد. در لبنان حدود 15 طایفه مختلف زندگی می‌کنند و هر کدام از این طوایف می‌توانند برای درخواست مطالبات خود، احزاب و سازمان‌هایی را تشکیل دهند. سه طایفه بزرگ لبنان را مسیحیان، اهل تسنن و شیعیان تشکیل می‌دهند. امروز نیز در معادلات سیاسی لبنان، این معیار رعایت می‌شود؛ شیعیان سهم ریاست مجلس لبنان را دارند، در حالی که نخست وزیر از اهل سنت و ریاست جمهوری در اختیار مسیحیان است.

آیت‌الله سید موسی صدر برای دست یابی به خواسته‌های شیعیان، مجلسی را به نام « المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی » تاسیس کرد و پارلمان لبنان در 19 دسامبر 1967 تاسیس مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان را تصویب کرد. سید موسی صدر به ریاست این مجلس انتخاب شد و لقب امام گرفت. امام موسی صدر به واسطه این مجلس با دولت و هیأت حاکمه لبنان مقابله و حقوق از دست رفته شیعیان را مطالبه می‌کرد. درخواست مطالبات شیعیان تا بدانجا پیش رفته بود که هرگاه یکی از مقامات سیاسی یا مذهبی در سفرهای خود از آسمان لبنان می‌گذشتند، رئیس‌جمهوری نامه‌ای را به رسم دوستی می‌نگاشت. این رسم در مورد سفر آیت‌الله حکیم بر فراز لبنان عملی نشد و موجبات نقد امام موسی به دولت لبنان را فراهم کرد و باعث عذرخواهی دولت از شیعیان شد.

سیدموسی برای استحکام طایفه شیعیان لبنان، با « حافظ اسد » در سوریه ائتلافی را پایه گذاری کرد. این عمل در لبنان مورد قبول و پذیرش بود و نظام آزاد سیاسی لبنان که اجازه فعالیت به سایر کشورهای عربی را نیز می‌داد سبب شده بود تا هر کدام از طوایف، پشتوانه کشوری خارجی را نیز داشته باشند. امام صدر نیز سوریه را به این امر برگزید و پشتوانه‌های دولتی خارجی را برای شیعیان فراهم آورد. او با صدور این فتوا که اقلیت علوی‌های سوریه که « حافظ اسد » نیز از این گروه است، مسلمانان شیعه هستند، مشروعیت دینی را نیز به حافظ اسد اعطا کرد.

روابط امام موسی با حافظ اسد باعث شد تا زمین‌هایی را که برای حرم حضرت رقیه (س) خریداری شده بود و نمی‌دادند، به وسیله ایشان و توسط حافظ اسد گرفته شود و بقعه و بارگاهی که اجازه ساختن آن را نداده بودند، به وسیله ایشان ساخته شود. امام موسی همچنین با مسافرت و معاشرت با دیگر کشورها موجبات معرفی شیعه را نیز فراهم می‌آورد. این سفرها چنان تاثیر‌گذار بود که آیت‌الله خوئی، آزادی امام خمینی از زندان را بیش از هر چیز مرهون سفرهای امام صدر می‌دانست. وی با حضور در کلیساها و مجامع دینی مسیحیان و اهل سنت اثر معنوی عمیقی گذارده بود؛ به نحوی که « فواد شهاب » رئیس جمهور وقت لبنان گفته بود: « اگر مسیحیان چنین شخصیتی داشتند او را به مقام قدیس می‌رساندند

صدر با مسیحیان و سایر مذاهب به گونه ‌ای برخورد می‌کرد که موجبات اعتراض پاره ‌ای از روحانیون را نیز فراهم آورده بود. این گونه رفتارهای امام صدر سبب شد تا عده‌ای نزد آیت‌الله ‌خوئی شکایت کنند که سید موسی صدر اهل کتاب را پاک و مصرف ذبیحه آنان را جایز می‌داند و در جلساتی که زنان بی‌ حجاب شرکت دارند حضور پیدا می‌کند و با آنان دست می‌دهد. آیت‌الله خوئی در جواب گفته بودند: « آقای صدر خود مجتهد است، بهتر می‌داند که چگونه با مسائل اجتماعی برخورد کند

رفتارهای مسالمت ‌جویانه آقاموسی صدر بود که سبب می‌شد طایفه مسیحیت نیز با ایشان موافقت و همراهی داشته باشد و بسیاری از اقدامات عمرانی سید صدر با کمک این جماعت صورت پذیرد که تشکیل جماعت « البــر و الاحسان» توسط امام موسی و به همراهی و کمک مسیحیان از جمله آنهاست. مشی سید صدر در مقابل مخالفان عقیدتی ‌اش به گونه‌ای بود که « شیخ حسن خطیب » یکی از مخالفان سرسخت سید گفته بود: « من با این مرد جنگیدم و بسیار با او مبارزه کردم اما هر قدر بیشتر مبارزه می‌کردم او بیشتر محبت می‌کرد تا اینکه خود شرمنده شدم و حیا کردم.» سخنرانی سید موسی صدر در سال 1353 در کلیسای کبوشیه بیروت یکی از وقایع تاریخی بود. در این مراسم که بزرگان مسیحیت لبنان نیز در آن شرکت داشتند از امام موسی صدر در بالاترین سطوح سیاسی و مذهبی طایفه مسیحی تقدیر به عمل آمد.

پیش از سخنان صدر، « شارل حلو» رئیس جمهور لبنان دقایقی در وصف ایشان سخن گفت و ادای احترام کرد. پس از آن سید پشت تریبون قرار گرفت و پیرامون گفت ‌وگو و تعایش ادیان سخن گفت... سید موسی که رسالت معرفی تشیع را بر عهده داشت به سرزمین‌های آفریقایی نیز مسافرت کرد. در این سفرها بود که حتی از او تقاضای قطعاتی از ملبوسات وی برای تبرک می‌شد. شخصیت جذاب و منش او باعث شده بود تا امام خمینی هم او را به عنوان یکی از چهره‌های آینده انقلاب ایران در نظر آورد.

آیت‌الله موحد ابطحی نقل می‌کند: « یک روز در نجف در خدمت آقای (امام) خمینی بودم. صحبت از مسائل ایران و مبارزات ایشان با شاه و رژیم به میان آمد. من گفتم، خوب حالا اگر در این مبارزه انشاءالله موفق شدید و این دستگاه طاغوت را سرنگون کردید، آیا کسی را دارید که در راس امور کشور بگذارید و آن هم بتواند از عهده همه این مسائل به خوبی بر آید؟ فرمودند: آقا موسی، رفیق خودت. گفتم: آقا موسی دیگر لبنانی شد و لبنانی‌ها او را رها نمی‌کنند. فرمودند: اینها سهل است، درست می‌شود.» (امید محرومان ص 180) مشی امام صدر به گونه‌ای بود که « جرج جرداق » نویسنده مسیحی گفته بود اگر روحانیون مسلمان، اسلام را همانند امام‌ صدر عرضه می‌کردند، اثری از مسیحیت و سایر ادیان باقی نمی‌ماند.

از این رو، امام موسی صدر بدین روش جان تازه‌ای نه تنها به شیعیان لبنان داد که موجبات معرفی تشیع در بسیاری از نقاط جهان را فراهم آورد و این همان رسالت او بود که در نخستین روز حضورش در لبنان گفته بود: « آمده‌ام تا با عبا و عمامه و محرابم شیعیان را از محرومیت به در آورم.»
سیدهادی طباطبایی.(منبع)



مطالب مرتبط :
- عراق ایرانِ عرب
- امام موسی صدر و زنان مقتدر
- امام موسی صدر و راه هدایت
- امام موسی صدر و کار و کارگر
- امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
- امام موسی صدر و انتظار فرج
- امام موسی صدر و جامعه قهرمان
- امام موسی صدر و معنای حیات وی



مطالب اخیر وبلاگ :

عزّت حاصل از ظلم , ذلّت آورد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
نزدیکی مرگ و شکست , نتیجه قطعی ظلم بمردم
تکرار لحظه ها ... !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
عراق ایرانِ عرب
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
مهر روی !
آثار وضعی گناه بخصوص ظلم و ستم از نگاه امام صادق (ع)
مهر اول کی ز دل بیرون شود ؟!
اندوه شیرین ... !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
رسوا منم وگرنه تو صد بار در دلم ...
دشمنی که علنا خواهان جنگ بر علیه ایران است را باید هم نابود کرد
قاصد زِ بَــرَم رفت که آرد خبر از یار
آهنگ افغانی سرزمین من + دانلود
با ما نَفَسی بنشین ...
انگور قرمز دشمن سرطان روده
خواص و مزایای سیر
هر کجا بارت به گل افتاد، آنجا منزل است
خوبان گنه ندارند گر یاد ما نباشند
موسیقی محلی مازندرانی (آق ننه)پرویز سیاهدشتی + دانلود
ذکر و اقسام آن
بیوفایی و خوبرویی !
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) تبری,بانو جان + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
گویا بنا بر ناهنجاری است !
موسیقی محلی مازندرانی (کتولی) شرق مازندران + دانلود
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
همنشین پیامبر (ص) در بهشت !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
ظاهر و باطن هماهنگ هستند
حرم ظاهر و حرم باطن !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
بازتاب عمل حاکم در دل مردم
هر چه کنی بخود کنی
بنده و ارباب !
تو را نادیدن ما غم نباشد
موسیقی لری بختیاری ایرانی ام مو+دانلود
نه عجب که خوبرویان بکنند بیوفایی
دنیا از نگاه پیامبر (ص)
سناتورهای مسخ شده آمریکا
امنیت و رفاه و ظهور امام زمان(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
زود بیا هیچ مگو !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
موسیقی محلی مازندرانی ( پنج نوا ) + دانلود
حج عوام و حج خواص




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.