ساری,گاهنوشته های محمود زارع:النوبة الاولى
یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَیَسْأَلُونَكَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ یُبیِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآیَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿219﴾
درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دوگناهى بزرك و سودهایى براى مردم است و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى‏پرسند چه چیزى انفاق كنند بگو مازاد [بر نیازمندى خود] را این گونه خداوند آیات [خود را] براى شما روشن مى‏گرداند باشد كه بیندیشید (219)
امید وصال
قوله تعالى:
یَسْئَلُونَكَ ترا مى پرسند
عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ از مى و قمار
قُلْ بگوى
فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ در مى و قمار بزه بزرگ است
وَ مَنافِعُ لِلنَاسِ و مردمان را در آن منفعتهاست،
وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما اما بزه مندى آن مهتر است از منفعت آن،
وَ یَسْئَلُونَكَ و ترا مى پرسند
ما ذا یُنْفِقُونَ كه چند نفقه كنیم
قُلِ الْعَفْوَ بگوى آنچه بسر آید از شما و ازیشان كه داشت ایشان واجب است بر شما،
كَذلِكَ چنین
هن یُبَیِنُ اللَهُ لَكُمُ الْآیاتِ پیدا میكند خداى شما را سخنان خویش، و نشانهاى مهربانى خویش.
لَعَلَكُمْ تَتَفَكَرُونَ تا مگر در اندیشید در آن منتها كه وى را بر شماست.

فِی الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ در آن نیكویها كه با شما كرد در این جهان و وعده دادن در آن جهان،
وَ یَسْئَلُونَكَ و ترا مى پرسند
عَنِ الْیَتامى از یتیمان و گرد مال ایشان گشتن؟
قُلْ بگوى
إِصْلاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ اگر مال ایشان را بصلاح آرید و بحسبت نگاه دارید، و رایگان در آن تجارت كنید، و خود را سود مجوئید آن به است.
وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ و اگر در ایشان آمیزید
فَإِخْوانُكُمْ على حال برادران شمااند در دین،
وَ اللَهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ و خداى باز داند تباه كار از نیكو كار در كار ایشان،
وَ لَوْ شاءَ اللَهُ لَأَعْنَتَكُمْ و اگر خداى خواهد كارى دشوار ناتاوست بآن فرا سر شما نشانید،
إِنَ اللَهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ كه خداى توانا است بى همتاى دانا.

وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ و بزنى مكنید زنان مشركان را
حَتَى یُؤْمِنَ تا آن گه كه بگروند
وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ و كنیزكى گرویده
خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ به از آزاد زنى ناگرویده،
وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ و هر چند كه شما را خوش آید آن زن مشركه بصورت یا بمال یا به نسب،
وَ لا تُنْكِحُواالْمُشْرِكِینَ و زن مسلمان بمرد مشرك مدهید
حَتَى یُؤْمِنُوا تا آن گه كه بگروند
وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ و بنده گرویده
خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ به از آزاد مردى ناگرویده،
وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ هر چند كه شما را خوش آید از آن آزاد مشرك بصورت و مال و نسب.
أُولئِكَ یَدْعُونَ إِلَى النَارِ این مشركان كه با مؤمنان در صحبت آمیزند ایشان را با شرك میخوانند، با آتش،
وَ اللَهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ و اللَه رهیكان خود را فرا بهشت مى خواند و با آمرزش،
بِإِذْنِهِ بخواست و توفیق و فضل خویش،
وَ یُبَیِنُ آیاتِهِ لِلنَاسِ و پیدا میكند سخنان خویش و نشانهاى مهربانى خویش،
لَعَلَهُمْ یَتَذَكَرُونَ تا مگر ایشان پند پذیرند و حق دریابند. ﴿221﴾



النوبة الثانیة
قوله تعالى: یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ الآیة...
این اول آیت است كه در كار مى آمد، كه هنوز در تحریم آن از آسمان پیغام نیامده بود و قومى از مسلمانان كراهیت میداشتند مى خوردن، از آنچه در آن میدیدند از هتك حرمت، و خرق مروت، و عیب زوال عقل و زیان مال و عداوت و عربده كه در آن مى دیدند.

همواره از رسول خدا مى پرسیدند كه در كار مى هیچ چیز نیامد؟ و آن پرسنده عمر خطاب {!} بود، جواب آمد، این آیت: قُلْ فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَاسِ منفعت در آن آن بود، كه در مجلس مى شتران مى كشتند، و درویشانرا در جنب آن مى رفق بود. رب العالمین گفت: بزه كارى و بزه مندى آن مه است از منفعت آن.

مردمان چون این بشنیدند، قومى از مى باز ایستادند و قومى نه. تا آن روز كه عبدالرحمن عوف میزبانى كرد جماعتى را از یاران رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلم، و در میان ایشان خمر بود، مى خوردند تا مست شدند، وقت نماز شام در آمد، یكى فرا پیش شد بامامى، و سورة قل یا ایها الكافرون در گرفت و نه بر وجه برخواند، كه بر جاى " لا اعبد ما تعبدون " اعبد گفت تا بآخر سورة، گفت: لكم دینكم الشرك ولى دینى الاسلام.

پس رب العالمین این آیت فرستاد: كه یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ گرد مسجد مگردید كه مست باشید، تا آن گه كه بهوش باز آئید و دانید كه مى چه خوانید و چه مى گویید.

قومى باز از مسلمانان گفتند كه خیر نیست در چیزى كه از مسجد باز دارد و از مى خوردن باز ایستادند، و قومى هم چنان میخوردند و اوقات نماز در آن نگه میداشتند، تا آن گه كه قومى از انصار در خانه یكى ازیشان مهمان بودند و با ایشان مى بود. .... على، در رسید، و آن حال دید گریستن بر وى افتاد، بر رسول خدا شد، و آن قصه باز گفت. جبرئیل آمد و آیت آورد.
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا إِنَمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ تا آنجا كه گفت فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ؟ رسول خدا بر منبر شد، و این آیت بر خواند، و مى حرام كرد. مسلمانان برخاستند، و با خانهاى خود شدند، و میها مى ریختند. تا مى در كویهاى مدینه برفت و جایهاى آن مى كس بود كه مى شكست، و كس بود كه بآب و گل مى شست بعضى مفسران گفتند كه موضع تحریم آنست كه گفت: فَاجْتَنِبُوهُ اى فاتركوه ....

فصل
مذهب شافعى آنست: كه هر شرابى كه جنس آن مستى آرد، اگر خمر بود و اگر نبیذ مطبوخ یا خام، از خرما، یا از مویز، یا از گندم، یا از گاورس، یا از عسل، اندك و بسیار آن حرامست، و آشامنده آن مستوجب حدّ، اگر مست شود و اگر نه .....
گفته اند كه این خمر معجون لعنت است، آن جوش آواز دست شیطان است، چون دست درو كند بجوشد، پس آب دهن درو اندازد تا تلخ گردد، پس بول درو كند تا بگندد. آن مسكین كه خمر میخورد بول شیطان میخورد، و معجون لعنت است كه بكار میدارد، این خمر زهر دین است، چنانك تن را با زهر بقا نیست؟ دین را با خمر بقا نیست.
مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت: " شارب الخمر كعابد الوثن "  این بمعنى خوف عاقبت گفت، یعنى كه بسیار افتد مى خواره را كه بعاقبت از ایمان درماند، و بعبادت وثن كشد. چنانك یكى مى خواره را بوقت مرگ گفتند بگو " لا اله الا اللَه "وى میگفت شاد باش و نوش خور. بوقت مرگ بر بنده آن غالب شود، كه جمله روزگار خویش بآن بسر برده باشد. و به قال النبى یموت الرجل على ما عاش علیه.

.....  مى خواره را هم سقوط عدالت است، و هم زوال ولایت، و هم وجوب لعنت، و هم فساد عاقبت، و هم خوف خاتمت. اما سقوط عدالت آنست كه باجماع امت شهادت وى مقبول نیست، و بقول بعضى علما وى را ولایت بر دختر نیست، و وجوب لعنت آنست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت : " ان اللَه لعن الخمر و عاصرها و معتصرها و شاربها و ساقیها و حاملها والمحمولة الیه و بایعها و مشتریها و آكل ثمنها "
و خوف خاتمت آنست كه در آثار بیارند كه پنج چیز نشان بدبختان است، و در وقت مرگ بیم زوال ایمان در آنست: ترك الصلاة، و اكل الربوا، و الاصرار على الزنا، و عقوق الوالدین، و الادمان على شرب الخمر.
و فساد عاقبت آنست كه مى خواره فرداى قیامت ناچار بدوزخ رسد، و حمیم جهنم خورد، چنانك در خبر است: و الذى بعثنى بالحق من شرب من مسكر ثلث شربات كان حقا على اللَه ان یسقیه من طینة الخبال، یقال طینة الخبال ما ذاب من حراقة اجساد اهل النار.

درین خبر سه شربت گفت، و در خبر دیگر یك جرعة گفت و ذلك فى قوله صلّى اللَه علیه و آله و سلم :" ان اللَه بعثنى رحمة و هدى للعالمین و اقسم ربى بعزته لا یشرب عبد من عبیدى جرعة من خمر الّا سقیته مكانه من حمیم جهنم، معذبا كان او مغفورا له، و لا یسقیها صبیا صغیرا الا سقیته مكانه من حمیم جهنم، معذبا كان او مغفورا له. و لا یدعها عبد من عبیدى من مخافتى الا سقیتها ایاه فى حظیرة القدس.

اما حد مى خواره اگر آزاد باشد و عاقل و بالغ و مختار نه مكره، چهل تازیانه است و اگر بنده باشد بیست تازیانه، و اگر راى امام چنان بود كه آزاد را هشتاد زند و بنده را چهل روا باشد، كه در عهد رسول خدا و روزگار خلفا این اختلاف بوده است، و همه نقل كرده اند، و اگر بجاى تازیانه دست زنند و نعلین و چوب و جامه تا بداده رواست كه بوهریره گفت یكى را حاضر كردند كه مى خورده بود، رسول خدا گفت: بزنید او را، كس بود كه طپانچه مى زد، و كس بود كه نعلین، و كس بود كه چوب، و كس بود كه گوشه جامه یعنى جامه تا بداده سخت كرده، گفتا بعاقبت كسى او را گفت: اخزاك اللَه، رسول خدا گفت لا تقولوا هكذا، و لا تعینوا علیه الشیطان و لكن قولوا اللهم اغفر له اللهم ارحمه.

و كسى را كه حد شرعى زدند، در كبیره كه از وى در وجود آید، آن حد كفارت گناه وى باشد. مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت: من اصاب ذنبا فاقیم علیه حد ذلك الذنب فهو كفارته.
.....

یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ الآیة...
مى را خمر نام كرد لانها تخامر العقل، از بهر آنك در خرد آمیزد و آن را بپوشد. و میسر قمار است و از كسب عرب بود، و قومى از عجم. رب العالمین آن را با مى حرام كرد. .....

قُلْ فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ بنا قراءت حمزة و على است دیگران ببا خوانند و بمعنى متقارب اند، كه در خمر و قمار هم عظیمى گناهست و هم بسیارى گناه چنانك در آیت دیگر بر شمرد:
إِنَما یُرِیدُ الشَیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ الى آخر الایة...
وَ یَسْئَلُونَكَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ الآیة... برفع و او قراءت بو عمر است اى الذى تنفقونه العفو دیگران بنصب و او خوانند. على معنى تنفقون العفو اى ما عفى، یعنى ما فضل من اموالكم، یقال صمیم مالى لفلان و عفوه لفلان اى فضله.

.....
پس هر كه خداوند مال و ضیاع و املاك بود یك ساله نفقه خود و عیال در كسوة و در طعام و در شراب بنهادى، و باقى بصدقه دادى و هر كه را نفقه خود و عیال از مزد و كار و كسب نقدى بودى یك روزه بنهادى و باقى صدقه دادى، پس كار دشوار شد بر ایشان، تا خداى تعالى این آیت فرستاد: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِرُهُمْ وَ تُزَكِیهِمْ بِها قالوا یا رسول اللَه كم ناخذ؟ فبینت السنة اعیان الزكاة من الورق و الذهب و الماشیة و الزرع. فصارت هذه الآیة اعنى قوله تعالى: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ ناسخة لقوله تعالى قل العفو.

قوله كَذلِكَ یُبَیِنُ اللَهُ لَكُمُ الْآیاتِ.... چنانك احكام مى و قمار و انفاق بیان كرد و روشن، خداى شما را بیان میكند و پدید میآرد نشانهاى كردگارى و مهربانى خویش. لَعَلَكُمْ تَتَفَكَرُونَ فِی الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ تا شما تفكر كنید در كار دنیا و آخرت و بدانید كه این دنیا سراى بلا و فنا است، و آخرت سراى جزا و بقا.

......

وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْیَتامى .... این آیت در شأن قومى آمد كه قیمان یتیمان بودند در مال ایشان، و شنیدند كه خداى تعالى در قرآن در صدر صورة النساء چه تشدید كرد در خوردن مال یتیمان، بترسیدند و قصد كردند كه گریزند از قیام كردن بامر یتیمان، و مال یتیمان مى ضایع خواست ماند، این آیت آمد: قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ بگوى این قیمان یتیمان را، اگر در مال یتیمان تجارت كنید، و بى مزد ایشان را نگه دارید، آن بهتر است و نیكوتر.

.....

وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ الآیة... و اگر با ایشان در آمیزید، و مال ایشان با مال خود درهم نهید، و آمیخته دارید، آن گه مزدى معروف بر گیرید بچم، بى اسراف و بى شطط، و بگذارید ایشان را تا در جاى شما نشینند، و شما در جاى ایشان نشینید ایشان بر فرش شما نشینند، و شما بر فرش ایشان نشینید، ایشان با شما میخورند از آن شما، و شما با ایشان میخورید از آن ایشان، اگر چنین كنید فَإِخْوانُكُمْ على حال ایشان برادران شمااند در دین، و برادران در دین با یكدیگر چنین باید كه زندگانى كنند. و الیه الاشارة بقوله صلّى اللَه علیه و آله و سلم " لا تحاسدوا و لا تباغضوا و لا تدابروا و لا تقاطعوا و كونوا عباد اللَه اخوانا"

وَ اللَهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ الآیة... و اللَه باز داند مفسد را از مصلح، آن كس كه درآمیزد پوشیدن مال خویش بمال ایشان، از آن كس كه در آمیزد و از ایشان دریغ ندارد مال خویش ازیشان، مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت : " خیر بیت المسلمین بیت فیه یتیم مكرم و فیه روایة یحسن الیه و شر بیت المسلمین بیت فیه یتیم یساء الیه "

وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ الآیة... این در شأن مرثد بن ابى مرثد الغنوى آمد، مردى بود قوى دلاور، رسول خدا وى را بمكه فرستاد، تا قومى از مسلمانان كه آنجا بودند نهان از كافران بیرون آرد. چون بمكه رسید، زنى مشركه آمد نام آن زن عناق و در جاهلیت آن زن با مرثد سرو كارى داشت. مرثد را بخود دعوت كرد، مرثد سر وازد گفت: ویحك یا عناق! ان الاسلام حال بیننا و بین ذلك
گفت: مرا بزنى كن مرثد جواب داد كه تا از رسول خدا پرسم، پس آن زن آواز برآورد، و فریاد خواست تا قومى آمدند، و مرثد را بزدند. چون با مدینه آمد این قصه با رسول خدا بگفت و دستورى خواست تا وى را بزنى كند. رب العالمین آیت فرستاد وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ الآیة... زنان مشركات را بزنى مكنید، و گرد ایشان مگردید، تا مشرك باشند، اكنون حرام است بر مسلمانان كه زنان بت پرستان و گبران و همه طواغیت پرستان بزنى خواهند. مگر حرایر اهل كتابین كه قرآن ایشان را مستثنى كرد: فقال تعالى وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ. اگر كسى گوید كه حرایر اهل كتابین هم از كافران اند و نكاح سبب مودت، لقوله تعالى وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَةً وَ رَحْمَةً، و مودت با كافران منهى است باین آیت كه اللَه گفت لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُونَ مَنْ حَادَ اللَهَ وَ رَسُولَهُ...؟ جواب آنست كه ان مودت كه منهى است مودت دینى است، و مودت نكاح مودت نفعى و شهوانى است پس در تحت آن نهى نشود.

وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ الآیة... این در شأن عبد اللَه رواحه آمد، كه كنیزكى سیاه داشت، روزى بر وى خشم گرفت و طپانچه بر وى زد. آن گه برسول خدا شد و آن حال باز گفت، رسول گفت : " و ما هى ؟! " چیست آن كنیزك؟ قال هى تشهد أن لا اله الا اللَه، و انك رسوله، و تصوم شهر رمضان، و تحسن الوضوء، و تصلى. مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم چون وصف وى شنید گفت: " هذه مؤمنة " این كنیزك مؤمنه است. عبد اللَه گفت بآن خداى كه ترا براستى بخلق فرستاد كه وى را آزاد كنم، پس او را بزنى خواهم، چنان كرد. پس مردمان وى را طعن كردند كه كنیزكى سیاه بزنى خواست، و آزاد زنى مشركه با مال و جمال با وى عرضه میكردند و نخواست !

رب العالمین گفت: آن كنیزك سیاه مؤمنه به از آن آزاد زن مشركه، با مال و جمال. و گفته اند این در شأن خنساء فرو آمد، كنیزكى بود از آن حذیفه یمان، حذیفه او را گفت: یا خنساء قد ذكرت فى الملأ الاعلى مع سوادك و دمامتك پس وى را آزاد كرد و بزنى خواست.

وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِینَ حَتَى یُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَیْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ الآیة....
میگوید زن مسلمان را بمرد مشرك مدهید، نه رواست بهیچ حال كه مرد كافر زن مسلمان خواهد، كه این نكاح استدلال است، و نوعى اقتهار، و رب العزت نخواست كه زن مسلمان زیردست و مقهور مرد كافر گردد، و لن یجعل اللَه للكافرین على المؤمنین سبیلا، أُولئِكَ یَدْعُونَ إِلَى النَارِ وَ اللَهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ این همچنانست كه گفت: یَدْعُوكُمْ لِیَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ جاى دیگر گفت: وَ اللَهُ یَدْعُوا إِلى دارِ السَلامِ چون خلق را بر روش راه دین، و رنج بردن و بار كشیدن در مسلمانى میخواند، بواسطه باز گذاشت گفت: ادْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ باز چون دعوت دار السلام و مغفرت و رحمت بودى واسطه ایشان را خود خواند گفت وَ اللَهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَةِ و اللَه اعلم

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)





مطالب اخیر وبلاگ:

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
آثار وضعی گناه بخصوص ظلم و ستم از نگاه امام صادق (ع)
مهر اول کی ز دل بیرون شود ؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
انگور قرمز دشمن سرطان روده
خواص و مزایای سیر
هر کجا بارت به گل افتاد، آنجا منزل است
ذکر و اقسام آن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
همنشین پیامبر (ص) در بهشت !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
ظاهر و باطن هماهنگ هستند
حرم ظاهر و حرم باطن !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
بازتاب عمل حاکم در دل مردم
هر چه کنی بخود کنی
بنده و ارباب !
دنیا از نگاه پیامبر (ص)
سناتورهای مسخ شده آمریکا








توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.