النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ الآیة...
...معنى حدیث آنست كه خداوند بزرگوار كردگار نامبردار بآدم صفى وحى فرستاد، كه اى آدم منم خداوند جهان و جهانیان، آفریدگار همگان، پادشاه كامران، منم خداوند بكة، نشینندگان در آن همسایگان منند، و زوّار آن وفد من اند، و مهمانان من اند، و در پناه من اند، باهل آسمان و زمین آبادان دارم و بزرگ گردانم این بقعه، تا از هر سویى و هر قطرى جوك جوك مى آیند مویهاشان از هم بر كرده، و رویها گرد گرفته از رنج راه، تكبیر گویان و لبیك زنان، روى بدان صحراى مبارك نهاده، و بخون قربان زمین آن رنگین كرده،
مناجات موسی

اى آدم! هر كه این خانه را زیارت كند، و در آن مخلص بود، وى مهمان منست، و از كسان منست، و از نزدیكان بمن است. سزاى جلال من آنست كه وى را گرامى كنم، و با تحفه رحمت و عطاء مغفرت باز گردانم،

اى آدم! در فرزندان تو پیغامبریست نام وى ابراهیم، خلیل من و گزیده من، بدست وى بنیاد این خانه بر آرم، و عمارت فرمایم، و شرف آن پیدا كنم، و سقایه آن پدید آرم، و حرم آن را نشان كنم، و پرستش خود در آن وى را بیاموزم. پس از وى جهانیان را فرا عمارت آن دارم، و توقیر و تعظیم آن در دلشان نهم، تا نوبت به محمد عربى رسد، خاتم پیغامبران، و چراغ زمین و آسمان، مولد و منشأ وى گردانم، مهبط وحى منزل كرامت وى كنم، سقایة و نقابة و ولایت آن بدست وى مقرر كنم، وانگه مؤمنانرا از اطراف عالم عشق آن در دل نهم، تا سر و پاى برهنه، ضیاع و اسباب بگذاشته، جان بر كف دست نهاده، مویها از هم بر كرده، رویها گرد گرفته، همى روند و گرد آن خانه طواف میكنند، و از ما آمرزش میخواهند.

اى آدم ! هر كه ترا پرسد از ما كه تا با ایشان چكنم؟ گوى كه من بعلم با ایشانم، موجود نفس و حاضر دل ایشانم، و آن درد ایشان را درمانم، از دیده هاشان نهانم، اما جانهاى ایشان را عیانم.

اندر دل من بدین عیانى كه تویى
وز دیده من بدین نهانى كه تویى!


وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ الآیة... حج عوام دیگرست، و حج خواص دیگر،
حجّ عوام قصد كوى دوست است، و حج خواص قصد روى دوست،
آن رفتن بسراى دوست، و این رفتن براى دوست !

در دم نه ز كعبه بود كز روى تو بود
مستى نه ز باده بود كز بوى تو بود.


عوام بنفس رفتند در و دیوار دیدند، خواص بجان رفتند گفتار و دیدار یافتند،
 
روش خاصگیان درین راه چنانست كه آن جوانمرد گفته :

خون صدّیقان بپالودند و زان ره ساختند
جز بجان رفتن درین ره یك قدم را بار نیست


او كه بنفس رود رنج یابد و بار كشد، تا گرد كعبه بر آید،
و این كه بجان رود بیارامد و بیاساید، و كعبه خود گرد سرایش برآید.

و اندرین معنى حكایت ابراهیم خواص است قدس اللَه روحه، گفتا : وقتى از سر محرومى خود بروم افتادم، گردان گردان، چنانك افتاده اند بهر جاى مردان، متحیر و سرگشته، بیچاره وار گم كرده سر رشته !

مردان جهان شدند سرگشته تو
مى باز نیابند سر رشته تو


خبر در روم افتاد كه ملك روم را دخترى دیوانه گشته، و پدر مر آن دختر را به بند دیوانگان بسته، و اطباء بجملگى از علاج آن بیمار درمانده، زمان تا زمان نفس سرد مى آرد، و اشك گرم مى بارد، گهى گرید و گهى خندد ! بجاى آوردم كه آنجا تعبیه ایست، رفتم بدر سراى ملك و گفتم بعلاج بیمار آمدم. چون دیده ملك بر من افتاد گفت مانا كه بعلاج دخترم آمده؟ و گمان برم كه طبیبى ؟
گفتم آرى خداوندى دارم طبیب، من آمده ام تا دخترت را علاج كنم
گفتا بر كنگره هاى قصر ما نگر تا چه بینى؟
گفت برنگرستم سرها دیدم بریده، و بر آن كنگره ها نهاده!
گفت هر كه او را علاج نكند مكافاتش اینست كه مى بینى!
گفتم باكى نیست !

گویند مرا كه خویشتن كرد هلاك
عاشق ز هلاك خویش كى دارد باك


ملك چون دید كه من آن سرها بر آن كنگره دیدم و ناندیشیدم، خانه باشارت بمن نمود، و دختر در آن خانه بود. گفتا در رفتم، هنوز قدم در خانه ننهاده كه این آواز شنیدم قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُوا مِنْ أَبْصارِهِمْ همانجا بماندم، سر سیمه وقت وى گشتم، و متحیر حال وى شدم، دیگر باره آواز آمد كه اى پسر خواص شراب لا یزید الّا العطش، و طعام لا یزید الّا الدهش!
از پس پرده گفتم یا امة اللَه! این چه حال است و این چه وجه؟
گفت اى شیخ وقتى در میان ناز و نعمت نشسته بودم با كنیزكان و خاصگیان خویش، ناگاه دردى بدلم فرو آمد، و اندوهى بجانم رسید، از خود فانى گشتم و واله شدم. هنوز بخانه فرو ناآمده تمام كه آن درد مستحكم شد و آن كار تمام !

اى راه ترا دلیل دردى
فردى تو و آشنات فردى
از جام تو دانه و عصرى
گفتا وز جام تو قطره و مردى!


چون از آن وجد و وله آسوده تر شدم، خود را در بند و زنجیر یافتم، حكمش را پسند كردم، و بقضاش رضا دادم، دانستم كه وى دوستان خود را بد نخواهد تا خود سرانجام این كار بچه رسد.
گفتم چه گویى اگر تدبیر كنیم و حیلت سازیم تا بدار الاسلام شویم؟ و اسلام را تربیت كنیم كه دریغ آید مرا چون تو عزیزى را بدار الكفر بگذاشتن !
گفت یا ابن الخواص چه مردى بود بدار الاسلام اسلام را پرورش دادن، مرد آنست كه بدار الكفر اسلام را در بر گیرد! و بجان و دل به پرورد، و در دار الاسلام چیست كه اینجا نیست؟
گفتم كعبه مشرف معظم مكرم كه مقصد زائرانست و مشهد مشتاقان!
گفت كعبه را زیارت كرده؟
گفتم زیارت كرده ام آن را هفتاد بار.
گفت بر نگر! برنگرستم، كعبه را دیدم بر سر سراى وى ایستاده!
آن گه گفت اى پسر خواص! هر كه بپاى رود كعبه را زیارت كند، و هر كه بدل رود كعبه بزیارت وى شود!
گفتم بآن خداى كه ترا بعز اسلام عزیز گردانید. كه سرّ این با من بگوى! این منزلت بچه یافتى؟
گفت نكرده ام كارى كه آنحضرت را بشاید، اما حكمش را پسند كردم و بقضاء وى رضا دادم!
گفتم اكنون مرا تدبیر چیست كه ازینجا بیرون شوم
گفت چنانك ایستاده روى فرا راه كن و مى رو تا بمقصد خود رسى!
گفتا بكرامت وى راهى پدید آمد كه در آن هیچ حجاب و منع نبود و كس را بر من اطلاع نه، تا از سراى وى بیرون آمدم و از دار الكفر بدار السلام باز آمدم

http://hw11.asset.lenzor.com/lp/11007852-6778-l.jpg
قوله تعالى: الْحَجُ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ الآیة... حاء اشارتست بحلم خداوند با رهیكان خود، جیم اشارتست بجرم بندگان و آلودگى ایشان، چنانستى كه اللَه گفتى :

بنده من! اكنون كه جرم كردى بارى دست در حبل حلم من زن و مغفرت خواه تا بیامرزم، كه هر كس آن كند كه سزاى وى باشد، سزاى تو نابكارى و سزاى من آمرزگارى! قُلْ كُلٌ یَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ

بنده من! گر زانك عذرخواهى، عذر از تو و عفو از من، جرم از تو و ستر از من، ضعف از تو و برّ از من، عجز از تو و لطف از من، جهد از تو و عون از من، قصد از تو و حلم از من.

بنده من! چندان دارد كه عذرى بر زبان آرى، و هراسى در دل، و قطره آب گردیده بگردانى، پس كار وا من گذار،

بنده من! وعده كه دادم راست كردن بر من، كار كه پیوستم تمام كردن بر من، بنا كه نهادم داشتن بر من، تخم كه پر كندم به برآوردن بر من، چراغ كه افروختم روشن داشتن بر من، در كه گشادم بار دادن بر من، اكنون كه فرا گذاشتم در گذاشتن بر من، اكنون كه بدعا فرمودم نیوشیدن بر من، اكنون كه بسؤال فرمودم بخشیدن بر من! هر چه كردم كردم، هر چه نكردم باقى بر من!

.........
ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)






مطالب اخیر وبلاگ:
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
بازتاب عمل حاکم در دل مردم
هر چه کنی بخود کنی
بنده و ارباب !
تو را نادیدن ما غم نباشد
موسیقی لری بختیاری ایرانی ام مو+دانلود
نه عجب که خوبرویان بکنند بیوفایی
دنیا از نگاه پیامبر (ص)
سناتورهای مسخ شده آمریکا
امنیت و رفاه و ظهور امام زمان(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
زود بیا هیچ مگو !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
موسیقی محلی مازندرانی ( پنج نوا ) + دانلود
حج عوام و حج خواص
مسجد از کلام مولا علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
ظهور در زمان انقلاب و اختلاف امت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
دنیا بکام بنی امیه قبل از ظهور
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
دری بگشا تا دری بگشاید
فاطمه (س) و نور واحد آل الله
صبح بخیر سید حسن نصرالله بترکها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
از حرم بانگ برآرند که اسلام نماند
بیان مظلومیت فاطمه(س) از زبان مولا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
قصاص دوستی جان است !
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
ولی این بار می باید !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
وقایع زمان ظهور(آتش در حجاز)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
پیامبرتان اینگونه بود
سخنان سیدحسن نصرالله درباره امام زمان(عج) + دانلود صوت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
روایت مولا علی(ع) از زمان ظهور
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
سید حسن نصرالله و یمن



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.