فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَ الْحَجَ فرض در قرآن بر چهار وجه است:
بمعنى بیان چنانك اللَه گفت: قَدْ فَرَضَ اللَهُ لَكُمْ تَحِلَةَ أَیْمانِكُمْ یعنى قد بین لكم كفارة ایمانكم، جاى دیگر گفت سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها یعنى و بینّاها.
لیس البر ان تولوا

وجه دوم فرض بمعنى احلّ و ذلك فى قوله: ما كانَ عَلَى النَبِیِ مِنْ حَرَجٍ فِیما فَرَضَ اللَهُ لَهُ اى احلّ اللَه له.
وجه سیم فرض بمعنى انزل و ذلك فى قوله: إِنَ الَذِی فَرَضَ عَلَیْكَ الْقُرْآنَ اى انزله.
وجه چهارم فرض بمعنى اوجب و ذلك فى قوله: فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ اى اوجبتم على انفسكم،

جاى دیگر گفت: قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْناعَلَیْهِم اى اوجبنا علیهم و كذلك قوله تعالى فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَ الْحَجَ اى اوجب فیهن الحج فاحرم به. میگوید: هر كه درین ماهها حج بر خود فریضه گرداند، یعنى باحرام و تلبیه، و احرام آن باشد كه چون بمیقات رسد غسل كند، آن گه از ارى سپید در بندد، و ردائى سپید بر افكند، و نعلین در پوشد، و بوى خوش بكار دارد، و دو ركعت نماز كند. آن گه در دل نیت حج كند، و حقیقت احرام این نیّت است، پس اگر راكب باشد بر نشیند، و چون اشتر برخیزد و رفتن را راست بیستد، تلبیه كند و گوید لبّیك اللهم لبیك، لبیك لا شریك لك لبیك، ان الحمد و النعمة لك، و الملك، لا شریك لك " و ازین جمله خود احرام فریضه است آن دیگر همه سنن و هیأت است.

و على الجملة، فرائض و اركان حج پنج چیز است:
احرام، و طواف، و سعى بعد از طواف، و وقوف بعرفات، و موى سر ستردن بیك قول، اگر یكى ازین اركان بگذارد حج درست نیاید و اركان عمره همین است الا وقوف بعرفات كه آن در عمره نیست.

و واجبات حج شش چیز است:
احرام گرفتن در میقات، و بعرفات بیستادن تا فرو شدن آفتاب، و بشب مقام كردن در مزدلفه، و همچنین در منا مقام كردن بشب و طواف وداع، و سنگ انداختن.
اگر یكى ازین شش بگذارد حج باطل نشود اما گوسپندى لازم آید كه بقربان كند.

و محظورات حج كه محرم را از آن پرهیز باید كرد هم شش چیز است:
جامه پوشیدن چون پیراهن و ازار پاى و موزه و دستار، دوم بوى خوش بكار داشتن، سیم موى سر و ناخن باز كردن، چهارم با اهل خویش مباشرت كردن، پنجم مقدمات مباشرت چون لمس و تقبیل و مانند آن، و همچنین نكاح نشاید نه خود را و نه دیگرى را، اگر كند درست نباشد، ششم صید برّ نشاید محرم را، اگر كند جزا لازم آید، ماننده آن صید كه كشته بود از شتر و گاو و گوسپند.

فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَ الْحَجَ هر كه درین ماههاى حج احرام گرفت و حج بر خود فریضه كرد.
فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِ علما را اختلاف است در معنى این هر سه كلمت:
قومى گفتند رفث عین جماع است، قومى گفتند حدیث جماع است بتعریض نزدیك زنان، قومى گفتند سخن نافرزام است و كلمات نكوهیده و فسوق انواع معاصیست بجملگى، قومى گفتند لقب دادن است، كه رب العزه جاى دیگر گفت: وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ، قومى گفتند: فسوق همانست كه در سورة الانعام گفت وَ لا تَأْكُلُوا مِمَا لَمْ یُذْكَرِ اسْمُ اللَهِ عَلَیْهِ وَ إِنَهُ لَفِسْقٌ، و هو الذبح للاصنام.

....... و جدال آنست كه قریش با یكدیگر در منا خصومت مى گرفتند، و خود را بر یكدیگر به مى آوردند این میگفت حج من بهتر و نیكوتر، و آن میگفت حج من تمامتر و بكار آمده تر، و نیز در مواقف مختلف شدند، هر قومى را موقفى بود، و میگفتند كه این موقف ابراهیم است، پس رب العالمین ایشان را ازین مجادلت باز زد، و پیغامبر خود را خبر كرد از موقف ابراهیم، و مشاعر، و مناسك حج، و پیغامبر ایشان را بیان كرد و باز نمود، و گفت " خذوا عنّى مناسككم و لا تجادلوا " و آن كس كه فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ بر قراءة مكى و بصرى خواند جِدالَ از نظم اول آیت جدا كند، و معنى آنست كه لا شكّ فى الحج انه فى ذى الحجة شك نیست در حج كه آن در ذى الحجة است، و موقف عرفات، و نسى ء باطل، و به قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم فى حجة الوداع " ان الزمان قد استدار كهیئة یوم خلق اللَه السماوات و الارض، السنة اثنى عشر شهرا: منها اربعة حرم ثلاثة متوالیات ذو القعدة و ذو الحجة والمحرم و رجب شهر مضر الذى بین جمادى و شعبان

وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللَهُ این لفظیست از الفاظ وعده، چنانك گویند گوید اگر مرا ایدون كنى بدانم آن از تو، یعنى پاداش كنم وَ تَزَوَدُوا و قومى از عرب یمن بحج مى آمدند بى زاد و تكیه ایشان بر صدقات حاج بود، رب العالمین ایشان را گفت وَ تَزَوَدُوا زاد برگیرید، تا بر دل مردمان گران نباشید، و وبال ایشان نگردید، آن گه سفر آخرت با یاد ایشان داد، و زاد آن سفر بر زاد این سفر دنیا افزونى نهاد، و شرف داد و گفت: فَإِنَ خَیْرَالزَادِ التَقْوى بهتر زادى زاد سفر آخرت است یعنى تقوى قال سهل بن عبد اللَه لا معین الا اللَه، و لا دلیل الّا رسول اللَه، و لا زاد الّا التقوى "

بو مطیع بلخى حاتم اصم را گفت كه بما چنان رسید كه تو بى زاد بادیه باز مى برى؟
جواب داد: كه من در بادیه بى زاد نباشم، اما زاد من چهار چیز است:
اول آنست كه همه دنیا ملك و ملك اللَه دانم،
دیگر همه خلق را بندگان و رهیكان اللَه دانم،
سدیگر هر چه مخلوقات و محدثات است همه در ید اللَه دانم،
چهارم قضاء اللَه در همه زمین روان دانم.
بو مطیع گفت نیكو زادى كه زادتست ! بادیه قیامت باین زاد توان بریدن.

لَیْسَ عَلَیْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِكُمْ قومى از اعراب بحج مى آمدند و براه در تجارت روا نمى داشتند، گفتند حج خویش بمنفعت دنیوى نیامیزیم، در دهه ذى الحجة دست از بیع و شرى باز گرفتند، و در بازار و معاملت بخود در بستند، رب العالمین آن برایشان فراخ كرد، و رخصت تجارت بداد، و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم ایشان را بمغفرت امید داد، و خبر كرد فقال صلّى اللَه علیه و آله و سلّم  اذا كان یوم عرفة غفر اللَه للحاج الخلّص و اذا كان لیلة عرفه غفر اللَه للتجّار، و اذا كان یوم منا غفر اللَه للجمالین، و اذا كان عند جمرة العقبة غفر اللَه للسّؤال، و لا یشهد ذلك الموقف خلق ممن قال لا اله الا اللَه " الّا غفر له " 

فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ خلافست میان علما كه موقف چه معنى را عرفات گویند؟ و آن روز چرا عرفه گویند؟
قومى گفتند از بهر آنك ترویه ابراهیم را نمودند در خواب كه فرزند را قربان كن، پس همه روز در ترویه و تفكر بود، تا این خواب از حق است یا از شیطان... ازین جهت است كه آن روز را ترویه گویند، و ترویه تفكر باشد. پس شب عرفه دیگر باره او را نمودند.، و روز عرفه بشناخت كه آن خواب نموده حق است نه نموده شیطان. ازین جهت آن روز را عرفه نام نهادند و آن بقعه را عرفات.

و گفته اند كه ترویه از آب دادن است، یعنى كه رب العزة روز ترویة چشمه زمزم پدید كرد، و اسماعیل از آن سیراب شد، فسمّى الترویة لذلك

و عرفات از آنست كه جبرئیل فرو آمد و ابراهیم را مناسك و مشاعر مى نمود، و ابراهیم پذیرفت. و میگفت " قد عرفت قد عرفت " پس بدین معنى عرفات خواندند.

ضحاك گفت آدم كه بزمین آمد بهندوستان فرو آمد و حوا بجده، و هر دو یكدیگر را مى جستند تا بعرفات بر یكدیگر رسیدند، و یكدیگر را وا شناختند، ازین جهت او را عرفات گویند.

و گفته اند كه اعتراف آدم بگناه خویش درین روز بود اندر آن بقعه، و از خداوند عز و جل مغفرت خواست بآن كه گفت رَبَنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا و مردم نیز كه بآن موقف رسند اتباع سنت آدم را همه بگناه خویش معترف شوند، و مى تضرع و زارى كنند، پس عرفه و عرفات از اعتراف گرفته اند یعنى كه گناهكاران در آن موقف ایستاده بگناه خویش معترف شوند.

و گفته اند كه عرفات از آنست كه دوستان خداى آن روز در آن موسم بر یكدیگر رسند و یكدیگر را بشناسند.

پیر بزرگ بو على سیاه قدس اللَه روحه گفت: در موسم ایستاده بودم و مردمان را دیدم كه اندر عرفات كارى از پیش نمى بردند، برگشتم و روى بكوه نهادم، چندان بر شدم كه گفتم مگر اینجا هرگز كس نرسیدست، گفتا چون بر سر ان كوه شدم عالم خود بر آنجا دیدم، چنانك صحرا سر كوه بود، همه جوانان دیدم موسى سرشان تا سفتشان فرو آمده و چنان مراقب حق بودند كه اگرشان بجنبانیدندى آگاهیشان نبودى، و آفتاب صورت را هیچ شعاع نمانده بود از شعاع آفتاب معرفت ایشان.

كسى سؤال كرد از پیر بزرگ كه اى شیخ هر كه بر آن كوه شود ایشان را بیند؟
گفت اگر بدیدندیشان فرود آرندیشان، نه هرچشمى ایشان را بیند، و نه هر كسى بایشان رسد.
گفت چون آفتاب فرو شد مؤذن بانگ نماز گفت، و امام در پیش شد، و من با ایشان بیستادم در نماز، گفت اندر میانه نماز بر باطن من بگذشت كه اهل عرفات خود از كدام سو شدند، آن یك اندیشه مخالف بریشان فرو نشد. چون سلام باز دادند، امام از آنجا كه بود بمن باز نگرست، و اشارت كرد كه بازگرد. با خود گفتم كه این آن جماعت نیستند كه پشت بریشان شاید كرد، هم چنان روى سوى ایشان باز پس آمدم، از كرامت ایشان همان ساعت چون باز نگرستم بزمین عرفات رسیده بودم، و كرامتى دیگر دیدم، آن گه بر من پوشیده بود كه قوم بكدام سو شده اند، همى از گزاف سر در نهادم، و زود بقوم در افتادم، و نخست قطارى كه دیدم شتران رهیان خود دیدم، و از ایشان هیچكس نگفت كه بو على تو كجا بودى؟ بدانستم كه رب العزه مرا از چشم و دیدار ایشان غایب نگردانیده بود.

روایت كنند از ابو ذر غفارى (رض) كه گفت: ترویه از آب دادنست، و عرفه نام زمین سیم گفتا نام زمین اول دمكا است، و دوم خلده، سیم عرفه، چهارم جردا، پنجم ملثا، ششم سجین، هفتم عجیبا....

على بن ابى طالب (ع) روایت كرد از مصطفى كه گفت و میكائیل و اسرافیل و خضر حاضر آیند. جبرئیل گوید ما شاء اللَه لا قوة الا باللّه .
میكائیل گوید " ما شاء اللَه كل نعمة من اللَه "
اسرافیل گوید " ما شاء اللَه الخیر كلّه بید اللَه " 
خضر گوید " ما شاء اللَه لا یدفع السوء الا اللَه "
رسول خدا گفت هر آن كس كه روز عرفه بعد از نماز دیگر این چهار كلمه صد بار بگوید، بهر رحمتى و برّى و كرامتى كه رب العزة باهل منا و عرفات فرو فرستد و بجمله بندگان كه در شرق و غرب اند، وى با ایشان در آن انبازست، گفتا و چون مردم از عرفات سوى منا روند رب العزة به جبرئیل فرماید تا ندا كند كه " الا انّ المغفرة لكل واقف بعرفات، و الرحمة لكل مذنب تائب " گفتا: و در وقت افاضت اللَه گوید اشهدكم ملائكتى قد غفرت لهم التبعات و اعوّض اهلها، افیضوا على بركة اللَه.

فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ میگوید چون از عرفات بر گردید بعد از فرو شدن آفتاب، روز عرفه و رو بمنا نهاده خداى را یاد كنید بنزدیك مشعرالحرام، آنجا كه قرح گویند، یعنى كه بعد از صبح كه نماز گزارده باشید، و از مبیت بمزدلفه فارغ شده و سنگها بر گرفته وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ و یاد كنید خداى را چنانك شما را راه نمود بحج راست، و شریعت پاك و ملت ابراهیم.
وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَالِینَ اى و ما كنتم من قبله الّا من الضّالّین.
این ها خواه با هدى بر و خواه با رسول، فیكون كنایة عن غیر مذكور ثُمَ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النَاسُ الآیة... قریش را میگوید كه ایشان در افاضت از عرفات راهى دیگر مى گزیدند، كه ما خاصه اهل شهریم و سكّان حرم، و بر زنان خانه، تا نه باد دیگران هام راه باشیم. و از مشعر حرام از راه مى بگشتند، ایشان را از آن باز زد، آن گه ایشان را فرمود كه با این مخالفت كه كردید در افاضت از خداى آمرزش خواهید، كه وى آمرزگارست و بخشاینده، قال رسول اللَه " الحجاج و العمّار وفد اللَه عز و جل، ان دعوه اجابهم و ان استغفروه غفر لهم  " و قال " اللّهم اغفر الحاج و لمن استغفر له الحاج "

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)






مطالب اخیر وبلاگ:

بازتاب عمل حاکم در دل مردم
هر چه کنی بخود کنی
بنده و ارباب !
تو را نادیدن ما غم نباشد
موسیقی لری بختیاری ایرانی ام مو+دانلود
نه عجب که خوبرویان بکنند بیوفایی
دنیا از نگاه پیامبر (ص)
سناتورهای مسخ شده آمریکا
امنیت و رفاه و ظهور امام زمان(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
زود بیا هیچ مگو !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
موسیقی محلی مازندرانی ( پنج نوا ) + دانلود
حج عوام و حج خواص
مسجد از کلام مولا علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
ظهور در زمان انقلاب و اختلاف امت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
دنیا بکام بنی امیه قبل از ظهور
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
دری بگشا تا دری بگشاید
فاطمه (س) و نور واحد آل الله
صبح بخیر سید حسن نصرالله بترکها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
از حرم بانگ برآرند که اسلام نماند
بیان مظلومیت فاطمه(س) از زبان مولا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
قصاص دوستی جان است !
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
ولی این بار می باید !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
وقایع زمان ظهور(آتش در حجاز)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
پیامبرتان اینگونه بود
سخنان سیدحسن نصرالله درباره امام زمان(عج) + دانلود صوت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
روایت مولا علی(ع) از زمان ظهور
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.