النوبة الاولى
وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِّن صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ یَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿196﴾

و براى خدا حج و عمره را به پایان رسانید و اگر [به علت موانعى] بازداشته شدید آنچه از قربانى میسر است [قربانى كنید] و تا قربانى به قربانگاه نرسیده سر خود را متراشید و هر كس از شما بیمار باشد یا در سر ناراحتیى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به كفاره [آن باید] روزه‏اى بدارد یا صدقه‏ اى دهد یا قربانیى بكند و چون ایمنى یافتید پس هر كس از [اعمال] عمره به حج پرداخت [باید] آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] و آن كس كه [قربانى] نیافت [باید] در هنگام حج‏ سه روز روزه [بدارد] و چون برگشتید هفت [روز دیگر روزه بدارید] این ده [روز] تمام است این [حج تمتع] براى كسى است كه اهل مسجد الحرام [= مكه] نباشد و از خدا بترسید و بدانید كه خدا سخت ‏كیفر است (196)

قوله تعالى:
وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ تمام كنید حج و عمره خداى را
فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ اگرشما را باز دارند به بیمى یا بیماریى
فَمَا اسْتَیْسَرَ برین باز داشته است چیزى آسان
مِنَ الْهَدْیِ از قربان
وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ و موى سر خویش بمسترید
حَتَى یَبْلُغَ الْهَدْیُ تا آنوقت كه قربان رسد
مَحِلَهُ بجاى كشتن آن
فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِیضاً هر كه از شما بیمار بود
أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ یا در سر وى جمنده یا درد سر بود و خواهد كه موى سترد،
فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیامٍ خویشتن از حرج باز خرد بسه روز روزه
أَوْ صَدَقَةٍ یا فرقى از طعام كه بدرویشان دهد،
أَوْ نُسُكٍ یا ریختن خون گوسپندى،
فَإِذا أَمِنْتُمْ و چون ایمن شوید
فَمَنْ تَمَتَعَ بِالْعُمْرَةِ هر كه احرام گرفته بود عمره را
إِلَى الْحَجِ و خواهد كه حج را بعمره در آرد
فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ تا گوسپندى بكشد
فَمَنْ لَمْ یَجِدْ هر كه گوسپندى نیابد
فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَامٍ تا سه روز روزه دارد
فِی الْحَجِ در آن روزها كه حج میكند
وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ و هفت روز پس آنك باز آئید.
تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ آن ده باشد تمام،
ذلِكَ این شرع
لِمَنْ لَمْ یَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ نه مكّیان اهل حرم راست
وَ اتَقُوا اللَهَ و از خشم خداى بپرهیزید
وَ اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ شَدِیدُ الْعِقابِ و بدانید كه اللَه در عقوبت سخت گیرست.

الْحَجُ ساختن حج را و بر خود فریضه كردن را
أَشْهُرٌ ماههایست
مَعْلُوماتٌ شناخته و دانسته،
فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَ الْحَجَ هر كه در آن ماهها باحرام گرفتن بر خویشتن حج فریضه كرد
فَلا رَفَثَ نه مباشرت كردن شاید و نه از آن گفتن
وَ لا فُسُوقَ و نه از ناشایست هیچیز
وَ لا جِدالَ و نه با مسلمانان و با زینهاریان جنگ شاید،
فِی الْحَجِ در حج كردن
وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ و هر چه كنید از نیكى
یَعْلَمْهُ اللَهُ میداند خداى آن را،
وَ تَزَوَدُوا و زاد برگیرید
فَإِنَ خَیْرَ الزَادِ التَقْوى و بهتر زاد آزرم داشتن است از من و پرهیزیدن از خشم من،
وَ اتَقُونِ و به پرهیزید از خشم من
یا أُولِی الْأَلْبابِ اى خداوندان خردها.

لَیْسَ عَلَیْكُمْ جُناحٌ بر شما تنگى نیست
أَنْ تَبْتَغُوا كه جویید
فَضْلًا روزى
مِنْ رَبِكُمْ از خداوند خویش،
فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ چون باز گردید از عرفات
فَاذْكُرُوا اللَهَ یاد كنید خداى را
عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ نزدیك مشعر حرام
وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ و یاد كنید وى را چنانك شما را راه نمود،
وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَالِینَ و پیش از آن نبودید مگر از گمراهان.

ثُمَ أَفِیضُوا مِنْ حَیْثُ أَفاضَ النَاسُ پس باز گردید از آن راه كه مردمان مى بازگردند
وَاسْتَغْفِرُوا اللَهَ و آمرزش خواهید
إِنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ كه خداى آمرزگارست و بخشاینده.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ ...
گفت: حج و عمره هر دو بر پى یكدیگر دارید و شرط آن بتمامى بجاى آرید، كه هم چنان كه آتش زر و سیم و آهن باخلاص برد، و فضلها كه بكار نیاید بسوزاند، حج و عمره فقر ناپسندیده و گناهان نكوهیده را از بنده هم چنان فرو ریزاند، و صفاء دل و طهارت نفس در بنده پدید كند. و در بعضى اخبار بیاید:
كه بسیارى گناه است بنده را كه كفارت آن نیست مگر ایستادن بعرفات، و هیچ وقت نیست كه شیطان را بینند درمانده تر و زرد روتر از آن وقت كه حاجیان در عرفات بیستند، از بس كه بیند رحمت و فضل خداى بر سر ایشان باران و ریزان!

و از گناه كبایر یكى آنست كه بنده در آن روز بخداوند عز و جل بد گمان بود، وز رحمت وى نومید، ....

وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ الآیة... خلافست میان علماء دین كه عمره واجب است یا سنت، و قول جدید شافعى آنست، و بیشتر علما بر آنند كه واجب است همچون حج، از بهر آن كه لفظ امر بر هر دو مطلق است و مقتضى امر وجوب است، ...

وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ الآیة... میگوید تمام كنید حج و عمره را یعنى مناسك و حدود و شرائط و فرائض و سنن آن بتمامى بجاى آرید، و اگر تمامتر خواهید، از خانه خویش چون بیرون آئید احرام گرفته بیرون آئید، و بمال حلال بى شبهت حج كنید، كه چون مال حرام بود بیم آن باشد كه حج نامقبول بود. و در حج بجز حج و زیارت كارى و مقصودى دیگر در پیش مگیرید، و حج خود بمیالائید
...
و در لغت عرب عمره زیارت است و حج آهنگ اگر كسى پرسید چرا حج و عمره را گفت اللَه و نماز و زكاة را نگفت: و اقیموا الصلاة و آتوا الزكاة للَه؟
جواب آنست كه حج و عمره در جاهلیت كارى معروف و مشهور بود، و مشركان حج و طواف كه میكردند و تلبیه كه میگفتند بتان را در آن مى گرفتند و میگفتند: اینان انبازان خداى اند، تعالى اللَه عن ذلك. پس رب العالمین مسلمانان را فرمود كه شما خالصا اللَه حج كنید، و كس را با من در آن انباز مگیرید، تا مشركان را تنبیهى باشد، و براه توحید راه نمونى كنید، نظیر این آنست كه گفت وَ أَنَ الْمَساجِدَ لِلَهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَهِ أَحَداً، جهودان و ترسایان كلیسیاها و كنیسها میساختند، و میگفتند این خدایراست، آن گه خداى را عز و جل به یگانگى و بى همتایى در آن نمى پرستیدند، و بدان اقرار نمى دادند. رب العالمین مسلمانان را گفت شما مرا در آن باخلاص پرستید، و دیگرى را با من در آن مخوانید، تا ایشان بدانند كه در گمراهى اند و براه باز آیند.

فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ احصار منع است و حصر حبس، جَعَلْنا جَهَنَمَ لِلْكافِرِینَ حَصِیراً اى محبسا و هدى و هدّى هر دو یكى است، چون میت و میّت، و لین و لیّن، و آن را هدى نام كردند از بهر آن كه آن را به منا برند و آنجا بكشند، و بدرویشان دهند، و بخداى عز و جل بدان تقرب كنند، همچنانك كسى هدیه برد بدوستى و در آن بوى تقرب كند. و خلافست میان علما در معنى احصار كه آن سبب تحلّل است. قومى گفتند هر مانعى كه پدید آید و او را از اعمال حج باز دارد، چون بیمارى و ماندگى و ترس و بیم دشمن، و نرسیدن نفقه، و گم شدن شتر و مانند این، هر چه ازین عذرها بود چون پدید آید بر جاى بیستد محرم، و گوسپندى بمنا فرستد تا بكشد، آن گه از احرام بیرون آید و حلال شود. و جماعتى از محققان گفتند كه آن احصار كه مبیح تحلّل است منع است از جهت دشمن، یا از جهت سلطان قاهر. چنانك مصطفى را بیفتاد در حدیبیه، و دیگر عذرها چون بیمارى و جز آن سبب تحلّل نیست. پس چون باز داشته شد از جهت دشمن یا سلطان قاهر، گوسپندى بكشد همانجاى كه محصر شود، اگر در حل باشد یا در حرم، آن گه از احرام بیرون آید، و بر وى قضا نه. الا اگر نسك واجب باشد.

اینست كه رب العالمین گفت: فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ الایه اى فواجب علیكم ما تیسّر من الهدى و ادناه شاة و اعلاه بدنة، و اوسطه بقرة، و الاحسن هو الشاة لانه اقرب الى الیسر. و اللَه تعالى سمّى الشاة هدیا، فى قوله هَدْیاً بالِغَ الْكَعْبَةِ. وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَهُ میگوید موى سرباز مكنید تا آن گه كه گوسپند بكشند، و بمحل انتفاع رسد. و تناول، اگر در حلّ باشد یا در حرم، این بر قول ایشانست كه احصار احصار دشمن نهند و محل محل انتفاع و اكل و تناول نهند، و مثال این آنست كه مصطفى گفت: در آن گوشت كه بریره را دادند بصدقه، قال " قرّبوه فقد بلغ محله " اى بلغ محل طیبه و حلاله بالهدیة الینا بعد أن كانت صدقة على بریرة.

فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ الآیة این در شأن كعب بن عجرة الانصارى فرو آمد. دیگ مى پخت و مصطفى (ع) بروى بگذشت وى را دید! جمنده از سروى مى فرو ریخت گفت اى كعب جمنده سرت را مى رنجاند؟ گفت آرى گفت گوسپندى بكش و درویشان را بخوران، یا سه روز روزه دار، یا فرقى طعام بشش درویش ده، و موسى بستر، این فرق به نزدیك اهل حجاز سه صاع باشد هر درویشى را دو مدّ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِ الآیة

بدانك گزاردن حج و عمره را سه وجه است:
یكى افراد و دیگر قران و سدیگر تمتع. بمذهب شافعى افراد فاضل تر، و بمذهب بو حنیفه قران فاضلتر، و بمذهب مالك تمتع فاضل تر، و این خلاف از آن افتاد كه در حجة الوداع كه رسول خدا بآخر عمره كرد، نیز مختلف شدند. مالك گفت تمتع بود، بو حنیفه گفت قران بود، شافعى گفت افراد بود. و حجت شافعى درین آنست كه جابر بن زید گفت: سمعت رسول اللَه فى حجة الوداع یقول: لبیّك بحجة مفردة و بروایتى دیگر گفت:افردوا بالحج فانه اتمّ لحجّتكم و عمرتكم .

افراد آنست كه حج و عمره از یكدیگر باز برد، اول حج كند بوقت خویش و شرائط آن بتمامى بجاى آرد، پس چون تمام شود و از احرام بیرون آید، به جعرانه شود، یا به تنعیم یا بحدیبیه، و عمره را احرام گیرد و باعمال آن مشغول شود.
و قران آنست كه هر دو درهم پیوندد و در احرام گوید لبیك بحجة و عمرة معا پس بر اعمال حج اقتصار كند، كه عمره خود در وى مندرج شود، چنانك وضو در غسل.
و تمتع آنست كه چون بمیقات رسد بوقت حج، اوّل احرام بعمره گیرد، پس چون در مكه شود و از اعمال عمره فارغ گردد، و از احرام بیرون آید، و متحلّل شود، و بمحظورات متمتع، آن گه از جوف مكه احرام گیرد بحج، و بدان مشغول شود این كس را متمتع گویند و بر وى گوسپندى واجب شود، آن گه كه از عمره فارغ شده باشد، و باعمال حج شروع كرده، پس اگر روز نحر ذبح كند و بدرویشان دهد شاید.

اینست كه رب العالمین گفت: فَمَنْ تَمَتَعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ پس اگر گوسپند نیابد فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَامٍ فِی الْحَجِ سه روز روزه دارد پیش از روز نحر، و اگر پیوسته دارد یا گسسته هر دو شاید. اما در روز نحر البته روا نیست كه متمتع روزه دارد، و در ایام التشریق رخصت هست. ....
پس چون از حج بوطن خویش باز شود هفت روز دیگر روزه دارد تا تمامى ده روز باشد. اینست كه گفت تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ این عشرة كامله بسطى است، در سخن مانند تأكید هر چند كه از آن بى نیازیست، چنانك جاى دیگر گفت " وَ لا تَخُطُهُ بِیَمِینِكَ " و نبشتن خود بدست راست بود،و كذلك قوله ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ و سخن خود بدهن بود، و قال تعالى یَأْكُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً و خوردن در شكم بود. آن گه بیان كرد كه این حكم نه هر كسى راست، كه قومى را مخصوص است: یعنى ایشان كه نه مكیان باشند، و نه ایشان كه از مكه فرود از مسافت قطع نشینند، بلكه غریبانراست از اهل آفاق كه آنجا فرود آیند.

ثمّ حذرهم شدة عذابه لو ضیّعوا ما امرهم و تركوا ما فرض علیهم فقال سبحانه: وَ اتَقُوا اللَهَ وَ اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ شَدِیدُ الْعِقابِ.

الْحَجُ أَشْهُرٌ مَعْلُوماتٌ الآیة... اى وقت الحج اشهر معروفات، میگوید وقت حج ماههایى است معروف، و آن شوال است و ذو القعده و نه روز از ذى الحجه و شب نحر تا بوقت بام، این مذهب شافعى است، و بمذهب بو حنیفه ده روز است از ذو الحجة كه روز نحر در شمار آرد، و بمذهب مالك ماه ذى الحجة تا بآخر از اشهر الحج است، و هر كه بیرون ازین روزگار احرام گیرد آن احرام عمره را باشد نه حج را بمذهب شافعى و احمد و اسحاق و اوزاعى، و بمذهب مالك و بو حنیفه بحج منعقد شود، اما مكروه دارند.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)






مطالب اخیر وبلاگ:

ظهور در زمان انقلاب و اختلاف امت
دنیا بکام بنی امیه قبل از ظهور
دری بگشا تا دری بگشاید
فاطمه (س) و نور واحد آل الله
صبح بخیر سید حسن نصرالله بترکها
از حرم بانگ برآرند که اسلام نماند
بیان مظلومیت فاطمه(س) از زبان مولا
قصاص دوستی جان است !
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
ولی این بار می باید !
وقایع زمان ظهور(آتش در حجاز)
پیامبرتان اینگونه بود
سخنان سیدحسن نصرالله درباره امام زمان(عج) + دانلود صوت
روایت مولا علی(ع) از زمان ظهور
قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد
منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
آزمون سخت دوستی خلیل الله




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.