النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ... میگوید چون بندگان من مرا از تو پرسند، آن بندگانى كه بحلقه حرمت ما در آویختند. و در كوى ما گریختند، هر چه دون ماست گذاشتند، و خدمت ما برداشتند، با ما گرویدند و از اسباب ببریدند، عمامه بلا بر سر پیچیدند و مهر ما بجان و دل خریدند، عاشق در وجود آمدند و با عشق بیرون شدند.

و انا رب العالمین

با عشق روان شد از عدم مركب ما
روشن ز شراب وصل دائم شب ما
زان مى كه حرام نیست در مذهب ما
تا باز عدم خشك نیابى لب ما


این چنین بندگان، و این چنین دوستان چون مرا از تو پرسند، و نشان ما از تو طلبند، بدانك من بایشان نزدیكم ناخوانده و ناجسته، نزدیكم تا پیوسیده و نادریافته نزدیكم، باولیت خود، در صفت خود قیوم و قریبم، نه سزاى بنده را كه من بنعت خود نزدیكم !

این همانست كه كلیم خود را گفت موسى (ع)، آن شب دیجور در آن پایان طور نودى من شاطئ الوادى الایمن موسى را آواز دادند از كران وادى مبارك از سوى راست. بزرگوارا موسى ! كه از پس آمد كس بگوش سر خویش سخن حق نشنیده بود مگر موسى، خدا ندا داد او را كه یا موسى موسى بیقرار شد طاقتش برسید و صبرش برمید صبر با مهر كى برآید، جاوید دست مهر صبر رباید، موسى از سر سوز و وله و بى طاقتى گفت :
خواننده را شنوانیدى أین اطلبك؟ كجات جویم؟
ندا آمد كه اى موسى چنانك خواهى مى جوى، كه من با توام، نزدیك ترم بتو از جان تو در كالبد تو، و از رگ جان تو بتو، و ز سخن تو بدهن تو، الكلام كلامى، و النور نورى، و انا رب العالمین.

از روى اشارت چنانستى كه رب العزة گفتى یا موسى بعلم ترا نزدیكم، و زو همت دور!
اى موسى بهره محبان خودم و بهره رسان مزدور، یاد من عیش است و مهر من سور،
شناخت من ملك است و یافت من سرور،
صحبت من روح روح است و قرب من نور،
دوستان را بجاى جانم و عارفان را رستاخیز بى صور.

گفتم صنما مگر كه جانان منى
اكنون كه همى نگه كنم جان منى
بى جان گردم اگر ز من بر گردى
اى جان جهان تو كفر و ایمان منى


فَإِنِی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَاعِ...
میگوید من به بندگان نزدیكم نزدیكان را دوست دارم،
خوانندگان را پاسخ كنم، جویندگان را بخود راه دهم، متقربان را بپسندم.
بنده من! بمن نزدیك شو تا بتو نزدیك شوم، من تقرب الى شبرا تقربت الیه ذراعا
بنده من! تو مرا میخوانى من اجابت میكنم،
من نیز ترا بر نصرت دین خود میخوانم، و بر پذیرفتن رسالت رسول خود میخوانم، اجابت كن.
بنده من! درى بر گشاى تا درى بر گشایم،
در دعا برگشاى تا در اجابت برگشایم ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ
در انابت بر گشاى تا در بشارت برگشایم وَ أَنابُوا إِلَى اللَهِ لَهُمُ الْبُشْرى
در هزینه بر گشاى تا در خلف بر گشایم وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَی ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ
در مجاهدت بر گشاى تا در هدایت بر گشایم وَ الَذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَهُمْ سُبُلَنا
در توكل بر گشاى تا در كفایت بر گشایم وَ مَنْ یَتَوَكَلْ عَلَى اللَهِ فَهُوَ حَسْبُهُ،
در استغفار بر گشاى تا در مغفرت بر گشایم ثُمَ یَسْتَغْفِرِ اللَهَ یَجِدِ اللَهَ غَفُوراً رَحِیماً

آن گه گفت:
لَعَلَهُمْ یَرْشُدُونَ این بار حكم كه بر تو نهادم مصلحت ترا و ساختن كار ترا نهادم، تا بر راه راست بمانى و بنعیم جاودانه رسى، و از ما بر سود باشى كه ما خلق را نه بدان آفریدیم تا بریشان سود كنیم بلكه تا ایشان بر ما سود كنند

" ما خلقت الخلق لاربح علیهم و انما خلقتهم لیربحوا علیّ أُحِلَ لَكُمْ لَیْلَةَ الصِیامِ.... الآیة
هم پیغام است و هم تفضیل و هم تخفیف، پیغام راست، و تفضیل نیكو، و تخفیف بسزا، پیغام خداوند برهیكان، و تفضیل روزه ماه رمضان بر دیگر اعمال بندگان، و تخفیف ایشان در اباحت عشرت با هم جفتان.

گفت: لَیْلَةَ الصِیامِ شب را در روزه پیوست، و شب طعام را بود نه روزه را، لكن چون از اول شب نیّت كند در عداد روزه داران است، و ثواب روزه از وقت نیّت او را در دیوان است، باین وجه روزه بر همه عبادات فضل دارد، كه در همه عبادات تا نیّت در عمل نه پیوندى ثواب عمل حاصل نشود، و در روزه چون شب در آمد و نیت در دل آمد، عقد روزه بسته شد، هر چند كه تا وقت بام طعام و شراب خورد و عشرت كند او را از جمله روزه داران شمرند، و ثواب وى هیچیز بنكاهند.

كریما! خداوندا! مهربانا! كه بنده طعام و شراب مى خورد، و با اهل خود عشرت میكند و او را در آن ثواب روزه داران میدهد، ازین عجب تر كه او را طعام خوردن فرماید در وقت سحر، آن گه بنده را از آن سحور خوردن تعبیه هاى لطیف از غیب بیرون آرد، و رقم دوستى كشد.

آرى مقصود نه نان خوردن است، مقصود آنست تا بنده در كمند دوستى افتد، پس طعام خوردن بهانه است و سحور دام دوستى را دانه است. این همچنانست كه موسى را لیلة النار آتش نمودند، آتش بهانه بود و كمند لطف در میان، آن تعبیه بود، ابر سیاه بر آمد، و شب تاریك در آمد، و باد عاصف در جستن آمد، بانگ گرگ برخاست و گله در رفتن آمد، و اهل موسى در نالیدن آمد، جهان همه تاریك شده و ظلمت فرو گرفته، موسى بیطاقت شده و ز جان خویش بفریاد آمده كه :

وقتست كنون اگر بخواهى بخشود
چون كشته شوم دریغ كى دارد سود


موسى آتشزنه برداشت، سنگ زد بر آن و آتش ندید، آن گه از دور آتشى بدید و آن همه آشوب و شور بهانه بود، و مقصود در میان آن تعبیه بود.
همچنین بنده را در میانه شب بطعام خوردن فرماید، بزبان شرع گوید تسحروا فان فى السحور بركة و گوید صلوات اللَه على المتسحّرین و گوید اللهم بارك لامّتى فى سحورهم، ما انعم اللَه على عبد من نعمة الّا و هو سائله عنها یوم القیمة الا السحور، استعینوا باكلة السحر على صیام النهار
این همه ترغیب و تحریض كه شرع مصطفى بدان ناطق است نه عین خوردن راست، بلكه كارى دیگر و نواختى دیگر راست چنانستى كه خداى گفتى بنده من! این سحور خوردن دام وصلت است كه من نهادم، تا تو بر خیزى و در دام دوستى ما افتى! فریشتگان را گوئیم در نگرید بنده من از شب خیر انست، بسم اللَه بر زبان تو برانم گویم بنویسید كه بنده من از ذاكرانست، عطسه بر تو گمارم تا گویى الحمد للَه گویم به بینید بنده من از شاكرانست، سوزى در دلت پدید آرم تا از سر آن سوز گویى آه! گویم بنده من بمهر ما سوزانست.

بنده مى سوزد و مى زارد، و خداى او را مى نوازد، و اللَه در دلش نور معرفت مى فزاید، وحقیقت كرم بزبان لطف با بنده میگوید :

من آن توام تو آن من باش ز دل
بستاخى كن چرا نشینى تو خجل
گر جرم همه خلق كنم پاك بحل
در مملكتم چه كم شود؟ مشتى گل




النوبة الاولى
وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَیْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِیقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿188﴾
و اموالتان را میان خودتان به ناروا مخورید و [به عنوان رشوه قسمتى از] آن را به قضات مدهید تا بخشى از اموال مردم را به گناه بخورید در حالى كه خودتان [هم خوب] مى ‏دانید (188)

قوله تعالى:
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ مال یكدیگر مخورید
بَیْنَكُمْ در میان خویش
بِالْباطِلِ بگزاف و بنا شایست
وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكَامِ و آن را فرا دست حاكمان مگذارید برشوت،
لِتَأْكُلُوا تا خورید بآن
فَرِیقاً مِنْ أَمْوالِ النَاسِ، چیزى از خواسته هاى مردمان
بِالْإِثْمِ به بزه مندى
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ و شما دانید كه چه میكنید.

یَسْئَلُونَكَ ترا مى پرسند
عَنِ الْأَهِلَةِ از نو ماهها
قُلْ بگوى
هِیَ مَواقِیتُ لِلنَاسِ آن هنگامهاى ساخته و نهاده خداى است مردمان را،
وَ الْحَجِ و ساخت حج را،
وَ لَیْسَ الْبِرُ و پارسایى و نیكى آن نیست
بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها كه بخانه هاى خود از بام درآئید،
وَ لكِنَ الْبِرَ مَنِ اتَقى لكن پارسایى پارسایى آن كس است كه از خشم اللَه بپرهیزد،
وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها بخانه ها كه آئید از در درآئید،
وَ اتَقُوا اللَهَ و از خشم و عذاب اللَه بپرهیزید
لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ تا مگر با نیكویى جاوید بمانید.

وَ قاتِلُوا و كشتن كنید
فِی سَبِیلِ اللَهِ در راه خداى و در آشكارا كردن دین اسلام،
الَذِینَ یُقاتِلُونَكُمْ بآن كسها كه با شما جنگ میكنند در سبیل باطل و مه آوردن دین كژ،
وَ لا تَعْتَدُوا و اندازه در مگذارید و افزونى مجوئید
إِنَ اللَهَ لا یُحِبُ الْمُعْتَدِینَ كه اللَه دوست ندارد اندازه در گذارندگان را.

وَ اقْتُلُوهُمْ و كشید ایشان را
حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ هر جاى كه شان دریابید
وَ أَخْرِجُوهُمْ و ایشان را از مكه بیرون كنید،
مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوكُمْ چنانك شما را از مكه بیرون كردند،
وَالْفِتْنَةُ أَشَدُ مِنَ الْقَتْلِ و شرك آوردن ایشان سخت ترست به نزدیك خدا از كشتن شما ایشان را،
وَ لا تُقاتِلُوهُمْ و با ایشان كشتن مكنید
عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ به نزدیك مسجد حرام،
حَتَى یُقاتِلُوكُمْ فِیهِ تا آن گه كه با شما كشتن كنند همان جاى،
فَإِنْ قاتَلُوكُمْ ور پس آنجا با شما كشتن كنند،
فَاقْتُلُوهُمْ همانجاى كشید ایشان را كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِینَ چنانست پاداش كافران به نزدیك خداى.
فَإِنِ انْتَهَوْا پس اگر باز ایستند از كفر خویش
فَإِنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ خداى آمرزگارست و بخشاینده.

وَ قاتِلُوهُمْ و با ایشان جنگ مى كنید
حَتَى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ تا آن گه كه بر زمین كافر نماند كه مسلمانان را رنجاند،
وَ یَكُونَ الدِینُ لِلَهِ و تا آن گه كه بر زمین جز اللَه را دین نماند،
فَإِنِ انْتَهَوْا پس اگر از رنجانیدن مسلمانان باز شوند و گزیت پذیرند
فَلا عُدْوانَ افزونى جست و زور نیست
إِلَا عَلَى الظَالِمِینَ مگر بر افزونى جویان و ستم كاران.

الشَهْرُ الْحَرامُ بِالشَهْرِ الْحَرامِ این ماه حرام بآن ماه حرام
وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ و این شكستن آزرم بآن شكستن آزرم برابر
فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْكُمْ پس هر كه بر شما افزونى جست و از اندازه در گذشت
فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بر وى افزونى جویید
بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْكُمْ چنانك بر شما افزونى جست و از اندازه در گذاشت،
وَ اتَقُوا اللَهَ بپرهیزید و بترسید از خداى
وَ اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ مَعَ الْمُتَقِینَ و بدانید كه اللَه با پرهیزگارانست بنگه داشت و نیكو داشت.

وَ أَنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ و نفقه كنید در سبیل خداى و مه آوردن دین حق
وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیكُمْ إِلَى التَهْلُكَةِ و دستهاى خود بنومیدى و بیم درویشى با تباهى میوكنید
وَ أَحْسِنُوا و ظن بخداوند خویش نیكو دارید، در كار روزى خویش و پاداش كردار خویش،
إِنَ اللَهَ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ كه اللَه دوست دارد نیكو كاران را.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ الآیة ... این آیت را دو معنى گفته اند یكى آنست كه مال یكدیگر بباطل و ناشایست مخورید، چنانك دزدى و خیانت و غصب، همچنانك جاى دیگر گفت وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ تنهاى خود را مكشید، یعنى كه یكدیگر را مكشید، و این در لغت عرب روا و روانست.
معنى دیگر آنست كه مال خود را بباطل و اسراف هزینه مكنید، چنانك زنا و قمار و انواع فسق.

وَ تُدْلُوا بِها اى و لا تدلوا كقوله وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَ اى و لا تكتموا و ادلاء فرا نشیب گذاشتن بود در لغت عرب از دلو گرفته اند ادلى دلوه آن بود كه دلو فرو گذارد و دلّى دلوه آن بود كه بركشد. میگوید مال فرا دستهاى حاكمان مگذارید برشوت، تا ایشان را بعنایت فرا خود گردانید، و مال مردم بدان ببرید، و بظلم بخورید، و خود دانید كه آن شما را حلال و گشاده نیست.

مفسران گفتند این در شأن كسى است كه مالى بر وى باشد، و حقى دادنى، وانگه انكار كند و جحود آرد، و چون صاحب حق مطالبت وى كند، با وى خصمى كند، و به پیچد، و در مجلس حاكم به گواهان دروغ حق وى ببرد. رب العالمین گفت این خصومت مكنید، چون میدانید كه ظالم اید، و گواهى بدروغ میدهید.

......

دو مرد بودند در عهد رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلم یكى امرؤ القیس بن عابس الكندى و دیگر عبدان بن الاشوع، با یكدیگر خصومت كردند بضیعتى كه میان ایشان بود.
امرؤ القیس خواست تا سوگند خورد و حق خود بر وى بسوگند درست كند، اللَه تعالى آیت فرستاد كه إِنَ الَذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلًا میگوید ایشان كه مى خرند بفروختن عهد خداى و سوگندان خویش بهاى اندك، ایشان را در آن جهان بهره نیست.
پس چون رسول خدا این آیت بر وى خواند. سوگند نخورد و خصومت بگذاشت، و آن زمین كه در آن خصومت میرفت بعبدان باز گذاشت. پس خداى تعالى در شأن ایشان این آیت فرستاد: وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ... الى آخرها.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)







مطالب اخیر وبلاگ:
دری بگشا تا دری بگشاید
فاطمه (س) و نور واحد آل الله
صبح بخیر سید حسن نصرالله بترکها
از حرم بانگ برآرند که اسلام نماند
بیان مظلومیت فاطمه(س) از زبان مولا
قصاص دوستی جان است !
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
ولی این بار می باید !
وقایع زمان ظهور(آتش در حجاز)
پیامبرتان اینگونه بود
سخنان سیدحسن نصرالله درباره امام زمان(عج) + دانلود صوت
روایت مولا علی(ع) از زمان ظهور
قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد
منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
آزمون سخت دوستی خلیل الله
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.