فصل
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...بدانك روزه ركنیست از اركان مسلمانى، و سببى ظاهر است اندر تقدیس طبیعت. و اندر شرایع انبیاء علیهم السلام روزه مشروع بودست از عهد آدم تا روزگار مصطفى.
و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا
و بمقتضى خبر: روزه چهار یك ایمانست، كه مصطفى (ع) گفت : الصوم نصف الصبر و الصبر نصف
الایمان
و در روزه پنج چیز فریضه است و پنج چیز سنت:
اما فریضه اول آنست كه ماه رمضان طلب كند تا بداند كه بر بیست و نه روزست یا بر سى روز، و بر قول یك عدل اعتماد كند. اما بآخر رمضان كم از دو عدل نشاید كه گواهى دهند، و اگر بشهرى دیگر ماه نو دیده باشند كه بشازده فرسنگ دورتر باشد روزه برین قوم واجب نیاید.

در آثار بیارند كه كریب مولى ابن عباس گفت كه ام الفصل بنت الحارث مرا بشغلى بشام فرستاد پیش معاویة  {لع}، گفتا: و شب آدینه ماه نو رمضان دیدند، و مردم در روزه شدند، و من روزه داشتم، چون به مدینه باز آمدم ابن عباس از من پرسید كه ماه نو كى دیدى، گفتم شب آدینه، ابن عباس گفت ما اندر مدینه شب شنبه دیدیم گفتم معاویه {لع} و اهل شام كه ماه نو دیدند شما را كفایت نباشد؟ و بدان كار نخواهید كرد؟ گفت نه، كه مصطفى علیه السلام ما را چنین فرموده آن گه كریب را فرمود تا روزه دارد و اقتداء باهل مدینه كند.این یك وجه است. از اصحاب شافعى.

و وجه دیگر آنست كه چون بیك بقعه ماه نو دیدند حكم آن بهمه عالم روانست و همه بقاع در آن یكسانست، و وجه اول درست تر است و اعتماد بر آنست، چنان كه بیان كردیم.

فریضه دوم آنست كه هر شب نیت كند، چنانك بدل بیندیشد و بزبان بگوید اصوم غدا صوم رمضان فریضة للَه تعالى و اگر یك شب نیت فراموش كند بمذهب شافعى روزه وى درست نباشد، و قضا باید كرد. مصطفى (ع) گفت : " من لم ینو الصوم من اللیل قبل الفجر فلا صوم له " این حكم روزه فرض است اما روزه نافله روا باشد، كه بروز نیت كند تا بوقت زوال.

فریضه سوم آنست كه هیچیز بقصد بباطن نرساند و باطن آنست، كه قرارگاه چیزى باشد، چون دماغ و شكم و معده و مثانه، و اگر نه بقصد باشد چون مگس كه در حلق پرد، یا غبار راه یا آب مضمضه كه با كام جهد، یا حجامت كند یا سرمه در چشم كشد، و میل در گوش برد و پنبه در احلیل كند و این هیچ چیز روزه باطل نكند و روزه باطل نشود.

فریضه چهارم آن است كه مباشرت اهل نكند، چندان كه عسل واجب كند، و اگر بحال نسیان افتد روزه باطل نشود، مصطفى (ع) گفت : " رفع عن امّتى الخطاء و النسیان و ما استكرهوا علیه "
و اگر بشب مباشرت كند و غسل بعد از صبح كند، روا باشد. و البتّه بهیچ طریق قصد آن نكند كه آب پشت وى جدا شود، كه انزال چون بقصد بود بهر صفت كه باشد روزه باطل كند.

فریضه پنجم آنست كه بقصد و اختیار قى نكند، و اگر بى اختیار قى بوى در افتد، روزه باطل نشود. و خیو منعقد كه از حلق بیرون آید بسبب زكام روزه باطل نكند، اما چون بر دهن آید آن گه فرو بر روزه باطل كند.

اما سنتهاى روزه:
تأخیر سحور است، و تعجیل فطور، و روزه گشادن بخرما یا آب، و سواك دست بداشتن بعد از زوال، و در جمله خیرها كردن چون صدقه دادن و قرآن خواندن، و در مسجد معتكف بودن، و قیام رمضان بپاى داشتن. مصطفى ( ع) گفت :" من صام رمضان و قامه ایمانا و احتسابا غفر له ما تقدّم من ذنبه "
گفت هر كه ماه رمضان روزه دارد و اندر شب وى قیام آرد چنانك روزه فریضه داند و قیام سنّت، خداى عز و جل گناه گذشته وى بیامرزد، و این قیام رمضان نماز تراویح {؟! بدعتی است برخلاف سنت رسول یعنی بجماعت خواندن آن} است: رسول خدا اندر ماه رمضان تراویح گزارد، یك شب، صحابه موافقت كردند، و شب دیگر مردم مدینه رغبت نمودند، چنانك مسجد پر گشت، و رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلّم نماز تراویح گزارد، شب سیم جمع مردم بسیار شد، چنانك مسجد و كوى انبوهى گرفت. و رسول بیرون نیامد بگزاردن تراویح، و گفت همى ترسم كه این نماز فریضه گردد، و كار بر امّت من دشخوار شود، هر كسى تنها بگزارد، و این سنّت من است. اللَه تعالى روزه فریضه كرد و من قیام سنّت نهادم. و اندر روزگار ابو بكر .... تنها همى گزاردند، چون بعهد عمر رسید بترسید كه اندرین سنت تقصیر كنند، گفت این سنت آشكارا آریم و بجمع گزاریم تا زیادت رغبت مؤمنان باشد، و غیظ منافقان، صحابه را جمع كرد و نماز تراویح بجماعت گزاردند، بیست ركعت به پنج امام، هر امامى دو سلام همى گزاردند، و بیشترین شب در نماز بودندید، كه اندر میان ترویحات دعا و مناجات آوردند، و باین سبب مساجد روشن داشتندید، پس بروزگار دیگر خلفا بر آن سنت برفتند.{بجز مولا امیرالمومنین علی علیه السلام } 
............
و امّا اللّتان لا غنى بكم عنهما، فتسألون اللَه الجنة و تتعوّذون به من النار شَهْرُ رَمَضانَ... الآیة... بنصب و رفع هر دو خوانده اند. نصب است بر آن معنى كه صوموا شهر رمضان. و رفع است، بر آن معنى كه میقات صیامكم شهر رمضان آن گه رمضان را به بزرگ تر چیز آئین نهاد گفت: آن ماه كه قرآن در آن فرو فرستادند. اینجا دو قول است:
یكى آنك قرآن در ماه رمضان شب هفدهم كه بامداد آن جنگ بدر بود، از حضرت خداى بآسمان دنیا فرو فرستادند، و در خزانه نهادند در بیت العزة، آن گه به بیست و سه سال نجم نجم، سورة سورة و آیت آیت، چنانك لایق حال بود، و در خورد وقت بزمین میفرستادند همانست كه جاى دیگر گفت إِنَا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ، إِنَا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ
.........
قول دیگر آنست كه انزل فیه القرآن اى انزل القرآن بفرضه و فضله میگوید ماه رمضان آنست كه قرآن فرستادند بفضل آن، و فریضه گردانیدن آن بر مسلمانان.
..........

و اشتقاق قرآن از قرء است و معنى قرء با هم آوردن است چیزى متفرق را، یعنى كه قرآن سور و آیات و كلمات با هم آرد، و جمع كند، این خود از روى ظاهر است اما از روى حقیقت قرآن بدان خواندند كه هر چه مردم را بدان حاجت است از كار این جهانى و آن جهانى، و ترتیب معاش و معاد ایشان، جمع كند و ایشان را بآن راه نماید.

اینست كه گفت: هُدىً لِلنَاسِ اى هادیا للناس، وَ بَیِناتٍ مِنَ الْهُدى اى و آیات واضحات من الحلال و الحرام و الحدود و الاحكام، این قرآن سبب آشنایى و روشنایى است، و سبب راه بردن و راه یافتن. اللَه بحقیقت راهنماى مؤمنانست، و قرآن سبب راه یافتن ایشانست، كه در آن بیان حلال و حرام است، و شرح حدود و احكام است، و جدا كردن میان حق و باطل. و فایده تكرار لفظ هدى بر مذاق اهل تحقیق آنست كه گفته اند هُدىً بر دو ضرب است:
یكى هدایت عام بواسطه راه، چنانك گفت ادْعُ إِلى سَبِیلِ رَبِكَ
دیگر هدایت خاص بى واسطه، كه در میان آید چنانك گفت عز جلاله ادْعُوا اللَهَ، اول اشارت بمنزل است، و آخر اشارت بمقصد، اول نشان راه رفتن است و راه بردن، و آخر نشان رسیدن و بیاسودن.

فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَهْرَ فَلْیَصُمْهُ اى من حضر منكم بلده فى الشهر فلیصم ما شهد منه، و ان سافر فله الافطار. میگوید هر كه ماه رمضان بوى درآید و در شهر خویش مقیم باشد، چندانك مقیم باشد از ماه تا روزه دارد، و اگر در میانه ماه سفر كند بگشاید كه رواست.
تأویل درست اینست و اختیار ابن عباس رض یدل ما روى ان النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم خرج عام الفتح صائما فى رمضان حتى اقام بالكدیة افطر.

آن گه حكم اهل عذر اعادت كرد گفت: وَ مَنْ كانَ مَرِیضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَةٌ مِنْ أَیَامٍ أُخَرَ از بهر آن كه در آیت پیش مقیم را نیز در عداد اهل عذر آورد و مخیر كرد و در این آیت تخییر مقیم منسوخ كرد و تخییر مسافر و بیمار باز گفت تا معلوم شود كه بیمار و مسافر را در رخصت افطار همان حكم است كه از پیش رفت.

و در افطار مسافر علما را خلاف است كه عزیمت است یا رخصت، جماعتى گفتند عزیمت است و واجب، چنانك اگر كسى در سفر روزه دارد، چون مقیم شود قضا باید كرد.

و دلیل ایشان آنست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " لیس من البرّ الصیام فى السفر الصائم فى السفر كالمفطر فى الحضر" و در آثار صحابه است و بیشترین فقها و اهل علم بر آنند كه رخصت است اگر كسى روزه دارد در سفر فریضه گزارد، و بروى قضا نیست و اگر بگشاید رواست، كه رخصت خداست، و صدقه وى بر بندگان و تخفیف ایشان، و دلیل برین خبر جابر است، قال " كنا مع النبى صلى اللَه علیه و آله و سلّم فى سفر فمنّا الصائم و منا المفطر، فلم یكن بعضنا یعیب على بعض
.......
و كسى كه در سفر از روزه داشتن رنجور میشود در حق وى آن فاضلتر و نیكوتر كه بگشاید، كه رسول بسفرى بوده در ماه رمضان، و یاران همه بروزه بودند، نماز دیگر رسول را گفتند كه یاران همه برنج رسیدند، و بى طاقت شدند، رسول قدحى آب بخواست و بیاشامید، و مردم همه در وى مى نگریستند. پس قومى بگشادند و قومى نه، مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت ایشان را كه نگشادند " اولئك العصاة" و بروایتى دیگر گفت " ذهب المفطرون الیوم بالاجر"
............
سفر كه افطار در آن مباح است شازده فرسنگ است هر چه كم ازین بود افطار در آن نشاید و مسافر كه در سفر معصیت باشد بمذهب امام مطلبى البته روانیست كه روزه بگشاید، یا رخصتى از رخصتهاى سفر بر كارگیرد.

یُرِیدُ اللَهُ بِكُمُ الْیُسْرَ... اللَه تعالى بشما آسانى میخواهد و دژوارى نمیخواهد، كه در حال بیمارى و سفر شما را رخصت افطار داد، وانگه از همه سال بیك رمضان رضا داد، و این محاباها ارزانى داشت.

وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَةَ و فرمود تا شما را تمام كنید، كه مسلمانى بر پنج چیز بنا كرده اند:
شهادت و نماز و زكاة و روزه و حج، تا شما را این پنج ركن تمام كنید
معنى دیگر وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَةَ فرمود تا شمار سى روز رمضان بروزه تمام كنید یا شب سییم ماه بینید. سدیگر معنى وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَةَ فرمود تا شمار آنچه بعذر بیمارى و سفر روزه گشادید قضاء آن بوقت خویش تمام كنید. وَ لِتُكْمِلُوا... بتشدید و لتكملوا بتخفیف هر دو خوانده اند بتشدید قراءة بو بكر و یعقوب است، باقى بتخفیف خوانند، و تشدید در لفظ تأكید است در معنى وَ لِتُكَبِرُوا اللَهَ عَلى ما هَداكُمْ این تكبیر شب فطر است كه ماه نو شوال بینند، تا آن گه كه امام در نماز عید شود. وَ لَعَلَكُمْ تَشْكُرُونَ میگوید خداوند خویش را به تكبیر در عید ببزرگى بستائید، و به بى عیبى یاد كنید، و بر راه نمونى وى و یارى دادن وى از وى آزادى كنید.



النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِیامُ بزبان اشارت و بیان حكمت میگوید اى شما كه مؤمنانید! روزه كه بر شما نبشته شد از آن نبشته شد كه همه مهمان حق خواهید بود، فردا در بهشت خواهد تا مهمانان گرسنه بمهمانى برد كه كریمان چون كسى را بمهمانى برند دوست دارند كه مهمان گرسنه باشد تا ضیافت بدل مهمانان شیرین تر بود.

رب العالمین بهشت و هر چه در آنست مؤمنانرا آفرید كه هیچیز از آن وى را بكار نیست و بآن محتاج نیست.
پیر صوفیان دعوتى ساخت پس هیچكس نرفت، آن پیر دست برداشت گفت بار خدایا اگر بندگان خود را فردا بآتش فرستى آن بهشت و آن نعیم بر كمال چون سفره من باشد!

نواى سفره در آنست كه خورنده بر سر آنست. آرى! هر چه خزائن نعمت است رب العالمین همه براى مؤمنان و خورندگان آفرید كه خود نخورد، ازینجا گفت عز جلاله " الصوم لى " قال بعضهم یعنى الصمدیة لى لا آكل و لا اشرب صمدیت مراست كه نه خورم و نه آشامم، و أنا اجزى به روزه داران را خود پاداش دهم بى حساب، كه ایشان موافقت ما طلب كرده اند از روى ناخوردن، و دوستى ما خواسته اند، كه اول مقامى در دوستى موافقت است، اكنون میدان كه چون موافقت تو مر فریشتگان را بآمین گفتن در آخر سورة الحمد حاصل شود، گناه گذشته و آینده تو بیامرزند چنانك در خبر است پس موافقت تو اللَه را بناخوردن، هر چند كه ناخوردن تو تكلّفى است و وقتى، ناخوردن اللَه صفتى است و ازلى، میدان كه از آن چه شرف و كرامت بتو باز گردد در دل و دین.

و گفته اند " الصّوم لى " اضافت روزه با خود كرد تا دست خصمان از آن كوتاه كند، فردا در قیامت چون خصمان گرد تو بر آیند، و عبادتهاى تو بآن مظالم كه در گردن دارى بردارند، رب العالمین آن روزه تو در خزینه فضل خود میدارد، و خصمان ترا مى گوید این آن منست، شما را ور آن دستى نه پس بعاقبت بتو باز دهد، گوید این اضافت از بهر آن با خود كردم تا از بهر تو نگه دارم.

حكمتى دیگر گفته اند روزه دار را، یعنى تا خداوندان نعمت حال درویشان و گرسنگى ایشان بدانند و با ایشان مواسات كنند، از اینجا بود كه مصطفى را از اول یتیم كرد تا یتیمان را نیكو دارد، پس غریب كرد تا غریبى خود یاد آورد، و بر غریبان رحمت كند، و بى مال كرد وى را تا درویشان را فراموش نكند.

با تو در فقر و یتیمى ما چه كردیم از كرم
تو همان كن اى كریم از خلق خود با خلق ما
مادرى كن مر یتیمان را بپرورشان بلطف
خواجگى كن سائلان را طمعشان گردان وفا


روزه عامّه مؤمنان بزبان شریعت شنیدى، اكنون روزه جوانمردان طریقت بزبان اهل حقیقت بشنو، و ثمره و سرانجام آن بدان:
چنانك تو تن را بروزه دارى و از طعام و شراب بازدارى، ایشان دل را بروزه درآرند، و از جمله مخلوقات بازدارند.
تو از بامداد تا شبانگاه روزه دارى، ایشان از اول عمر تا آخر عمر روزه دارند، میدان روزه تو یك روز است، میدان روزه ایشان یك عمر.

یكى پیش شبلى در آمد شبلى او را گفت تحسن ان تصوم الابد؟ تو توانى كه روزه ابد دارى؟ گفت این چون باشد؟ شبلى گفت همه عمر خویش یك روز سازى و بروزه باشى و پس بدیدار خداى بگشایى.

خداوندان یافت و جوانمردان طریقت گفته اند كه صوموا لرؤیته و افطروا لرؤیته این ها از روى اشارت كنایت از حق است جل جلاله،
بسا فرقا كه میان روزه داران بود، فردا آن كس كه بنفس روزه داشت شراب سلسبیل و زنجبیل بیند از دست فریشتگان و ولدان، چنانك گفت وَ یُسْقَوْنَ فِیها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِیلًا.
و آن كس كه بدل روزه داشت شراب طهور گیرد، در كأس محبت بر بساط قربت از ید صفت، چنانك گفت وَ سَقاهُمْ رَبُهُمْ شَراباً طَهُوراً.

شراب و اىّ شراب. شرابى كه هر كه از آن جرعه چشید جانش در هواى فرد انیّت بپرید، شرابى كه از آن بوى وصل جانان آید، گرد و صد جان در سر آن كنى شاید، شرابى كه مهر جانان بر آن مهر نهاده، همه مهرها در آن یك مهر بداده، همه آرزوها در آن آرزو بینداخته، دو جهان و نیز دل و جان بامید آن باخته، پیر طریقت گفت:
الهى! ما را برین درگاه همه نیاز روزى بود كه قطره از آن شراب بر دل ما ریزى؟
تا كى ما را بر آب و آتش بر هم آمیزى؟
اى بخت ما! از دوست رستخیزى
!


شَهْرُ رَمَضانَ... الآیة
أى أتاكم شهر رمضان میگوید اینك ماه رمضان اقبال كرد بر دوستان،
ماهى كه هم بشوید هم بسوزد:
بشوید بآب توبه دلهاى مجرمان،
بسوزد بآتش گرسنگى تنهاى بندگان.

اشتقاق رمضان از رمضان است یا از رمض اگر از رمضا است آن سنگ گرم باشد كه هر چه بر آن نهند بسوزد، و اگر از رمض است باران باشد كه بهر چه رسد آن را بشوید.

مصطفى را پرسیدند كه رمضان چه باشد؟
گفت ارمض اللَه فیه ذنوب المؤمنین و غفرها لهم انس مالك گفت از رسول خدا شنیدم كه گفت " هذا رمضان قد جاء، تفتح فیه ابواب الجنة و تغلق فیه ابواب النار، و تغل فیه الشیاطین، من ادرك رمضان فلم یغفر له فمتى و قال صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " لو اذن اللَه للسماوات و الارض ان تتكلّما لبشّرتا صوّام رمضان بالجنة "

اى مسكین كه قدر این نعمت نمى دانى، هر كجا در عالم نواختى است و شرفى در كنار تو نهادند، و تو از آن بى خبر، اسلام كه از همه ملتها برتر است و بهتر دین تو آمد، قرآن كه از همه كتابها عزیزتر است كتاب تو.
مصطفى كه سید ولد آدم است و چشم و چراغ مملكت، و پیشرو جهانیان در قیامت رسول تو، كعبه كه شریفترین بقعه است قبله تو، ماه رمضان كه از همه ماهها فاضلتر است و شریفتر ماه تو و موسم معاملت تو، ماهى كه در آن ماه معاصى مغفور و شیاطین مقهور بهشت درو آراسته، و درها گشاده و درهاى دوزخ درو بسته، و بازار مفسدان درو شكسته، و اعمال مطیعان باخلاص پیوسته، و گناهان گذشته و آلودگى نبشته در آن سوخته.

امیرالمؤمنین على علیه السّلام گفت اگر اللَه خواستى كه امت احمد را عذاب كند ماه رمضان بایشان ندادى، و نه سورة قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ.
خداوندان معرفت را اینجا رمزى دیگر است: گفتند رمضان از آن گفتند كه رب العزة در این ماه دلهاى عارفان از غیر خود بشوید، پس بمهر خود بسوزد، گه در آتش دارد گه در آب، گه تشنه و گه غرقاب، نه
غرقه سیراب و نه تشنه را خواب، و زبان حال ایشان میگوید:

گر بسوزد گو بسوز و ور نوازد گو نواز
عاشق آن به كومیان آب و آتش در بود
تا بدان اول بسوزد پس بدین غرقه شود
چون ز خود بى خود شود معشوقش اندر بر بود


اینست كه پیر طریقت گفت: حین سئل عن الجمعیة فقال ان یقع فى قبضة الحق، و من وقع فى قبضة الحق، احترق فیه و الحق خلفه.

در عشق تو بى سریم سرگشته شده
وز دست امید ما سر رشته شده
مانند یكى شمع بهنگام صبوح
بگداخته و سوخته و كشته شده



ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)







مطالب اخیر وبلاگ:
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
از حرم بانگ برآرند که اسلام نماند
بیان مظلومیت فاطمه(س) از زبان مولا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
قصاص دوستی جان است !
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
ولی این بار می باید !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
وقایع زمان ظهور(آتش در حجاز)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
پیامبرتان اینگونه بود
سخنان سیدحسن نصرالله درباره امام زمان(عج) + دانلود صوت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
روایت مولا علی(ع) از زمان ظهور
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.