ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...خداى از بندگان مى درخواهد، میگوید مرا سپاس دارى كنید، كه شما را بدین اسلام راه نمودم، و احكام اسلام از حلال و حرام و شبهات بیان كردم، چون مرا خداى خود میدانید و میپرستید و نعمت هم از من مى بینید، شكر از من كنید، كه شكر منعم لا محاله بر بندگان واجب است.
مسکین

آن گه بعضى محرمات یاد كرد و گفت: إِنَما حَرَمَ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَمَ آنچه اللَه ببست بر شما و حرام كرد مردار است، و خون، یعنى خون روان كه جاى دیگر تقلید كرد گفت أوَْ دَماً مَسْفُوحاً، و سنت مستثنى كرد از مردار ملخ و ماهى، وز خون جگر و سپرز.

مفسران گفتند از منسوخات این سورة یكى این آیت است كه سنت بعضى مردار و خون منسوخ كرد تا حلال گشت، و حكم تحریم از آن برخاست و ذلك فى قول النبى صلى اللَه علیه و آله و سلّم " اجلت لنا میتتان و دمان، فاما المیتتان الحوت و الجراد و امّا الدمان فالكبد و الطحال "
و خون مشك علما بران قیاس كرده اند، بیشتر بر آنند كه پاكست، و خانه خون گرفته، و خونابه گوشت هم چنان،
وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ و حرام كرد گوشت خوك با جمله اجزا و ابعاض او، و خصّ اللحم لانّه المقصود بالاكل.
وَ ما أُهِلَ بِهِ لِغَیْرِ اللَهِ كافران بر كشتن جانور نام معبود خویش مى بردند بآواز كه مى برداشتند، رب العالمین گفت آن جانور كه بر گشتن آن نام معبودى جز از خداى برند هم حرام است چون مردار، و آن ذبح بكار نیست.

فَمَنِ اضْطُرَ بكسر نون قراءة عاصم و حمزه و ابو عمرو و یعقوب است باقى بضم نون خوانند فَمَنِ اضْطُرَ و معنى اضطرّ اى احوج و ألجئ الى ذلك هر كه بیچاره ماند در نایافت و از مرگ ترسد غَیْرَ باغٍ در سفرى یا در حالى كه در آن عاصى نبود در خداى عز و جل وَ لا عادٍ و نه ستمكار بود در آن سفر یا در آن حال بر كس. ...
معنى دیگر گفته اند این دو كلمه را غیر باغ یعنى كه بیش از ضرورت نخورد، و لا عاد و افزون از مسكه ى نخورد كه جان وى بر جاى بدارد، و از آن نفروشد، و هنگامى دیگر را بننهد، پس بروى از آن خوردن بزهى نیست، و حقیقت بغى طلب كردن است یعنى كه باغى طالب آنست كه وى را نیست و نمیرسد، و عادى آنست كه تجاوز كند یعنى بحد و رسم شرع در گذارد.

إِنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ خداى پوشنده و آمرزنده است، مهربان و بخشاینده از مغفرت سخن گفت از بهر آنك آنچه وى خورد نه در عین حلالست، كه بعذر مباح است، قومى گفتند این آیت دلیل است كه بعضى محرّمات چون خمر و مانند آن، اگر بر سبیل مداواة در حال ضرورت كه هیچ چیز بجاى آن نه ایستد، و بیم فوت روح باشد، اگر در آن حال بحكم اطبا بجاى دارو استعمال كنند روا باشد. و هم ازین بایست رخصت شرع در شرب بول شتر و شیر خر، و آنچ مصطفى علیه السلام گفت :" ان اللَه عز و جل لم یجعل شفاء كم فیما حرّم علیكم "

گفتند معنى آنست كه انّ قدر ما فیه الشفاء غیر محرّم علیكم، هذا ما ذكروه، و العهدة على قائله، و اللَه اعلم. قوله... إِنَ الَذِینَ یَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَهُ الایة... دانشمندان جهودان از مهتران خویش كى با رسول خدا صلى اللَه علیه و آله و سلّم جنگ مى كردند رشوت مى ستدند، و فراعام خویش میگفتند كه محمد نه پیغامبر است، كه در توریة ذكر و نشان وى نیست.

رب العالمین گفت بهاى اندك مى ستانند، بكتمان نعت محمد در توریة وَ یَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا این هاء با كتمان شود، یعنى بآن پنهان كردن اثبات نبوت محمد (ع) در توریة، كه مى فروشند بهاى اندك مى خرند.

أُولئِكَ ما یَأْكُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ایشان آنند كه نمى خورند در شكمهاى خویش، این تأكید را گفت إِلَا النَارَ مگر آتش، یعنى بآنچ امروز میخورند از رشوتها، فردا آتش خورند بپاداش آن.

وَ لا یُكَلِمُهُمُ اللَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ و روز رستاخیز خداى با ایشان سخن نگوید كه بخیر ایشان باز گردد، یا ایشان را خوش آید، وَ لا یُزَكِیهِمْ و ایشان را از آن اعمال خبیثه ایشان پاك نگرداند، و بر ایشان ثنا نگوید، و هر كه خداى بر وى ثنا نگوید معذّب باشد لا محاله، لذلك قال تعالى: وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ.

أُولئِكَ الَذِینَ اشْتَرَوُا الضَلالَةَ بِالْهُدى الایة... اى الیهودیة بالایمان، میگوید این جهودان ایمان و معرفت فروختند، و دین جهودى خریدند، و عذاب خداوند بر مغفرت وى اختیار كردند. و اگر از دین جهودى برگشتندى، و صفت و نعت محمد چنانك در توریة است بیان كردندى خداى تعالى ایشان را بیامرزیدى.

فَما أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَارِ اى فما الّذى جرأهم على النار چه چیز ایشان را چنین دلیر كرد بر كردار اهل آتش؟
.......

ذلِكَ بِأَنَ اللَهَ اى ذلك العذاب بأن اللَه نزل الكتاب بالحق فاختلفوا فیه آن پاداش كردن ایشان را و عذاب نمودن بآنست كى خداى تعالى توریة را كه فرستاد و ذكر محمد (ع) و نعت وى در آن، و قرآن كه به محمد فرستاد بد از فرستاد و راستى و سزا، و ایشان در آن بخلاف افتادند.

آن گه گفت: وَ إِنَ الَذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْكِتابِ لَفِی شِقاقٍ بَعِیدٍ آنان كه در آن بخلاف افتادند و سخن جدا جدا گفتند، بعضى استوار گرفتند و بعضى نگرفتند، ایشان از حق دور افتادند و در ستیز بماندند، و قال بعضهم ذلِكَ بِأَنَ اللَهَ نَزَلَ الْكِتابَ اى فعلهم الذى هو الكفر والاختلاف و الاجتراء من اجل. انّ اللَه نزل الكتاب بالحق فآیسهم به عن الایمان و اخبر عنهم بالحرمان، و ذلك فى قوله تعالى إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَیْهِمْ الآیة، میگوید این اختلاف و كفر كه در ان افتادند از آنست كى خداى تعالى به بى راهى و ناگرویدن ایشان حكم كرد و بآن حكم كتاب فرستاد گفت سَواءٌ عَلَیْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤْمِنُونَ، خَتَمَ اللَهُ عَلى قُلُوبِهِمْ الآیة...


النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَیُهَا النَاسُ كُلُوا مِمَا فِی الْأَرْضِ... یا حرف ندا است و اىّ منادى و ها تنبیه، میگوید: بیدار باشید اى مردمان! چیزى كه خورید حلال خورید و پاك، و گرد خیانت و محرمات مگردید، تا از وساوس شیطان و هواجس نفس برهید، و گفت و كرد شما پاك شود، و دل روشن! مصطفى صلى اللَه علیه و آله و سلّم گفت: دل وى روشن گرداند، و چشمهاى حكمت ازو بگشاید، و دوستى دنیا از دل وى ببرد، هر آفت كى در راه دینست و هر فتنه كه خاست از دوستى دنیا خاست، حب الدنیا رأس كل خطیئة و این دوستى دنیا از حرام خوردن پدید آید، پس هر كه پرهیزگار شود و در محرّمات بر خود ببندد این دوستى دنیا از دل وى بكاهد، و گفتار و كردار وى پاك شود، و دعاء وى باجابت مقرون گردد.

مصطفى صلى اللَه علیه و آله و سلّم گفت: بسیار كس است كه غذا و طعام و جامه وى كه بكار دارد حرامست و در آن احتیاط نكند، آن گه دست برداشته و دعا مى كند، این چنین دعا كى مستجاب بود؟

و یكى از بزرگان طریقت گفت: گفتار پاك كه بخداوند پاك رسد آنست كى از حلق پاك برآید، و حلق پاك آنست كه جز غذاء پاك بخود راه ندهد، و غذاء پاك آنست كه در حال اكتساب یا ذكر و یادداشت حق در آن فرو نگذارد، و فراموش نكند، و شكر ولى نعمت بحكم فرمان در آن بجاى آرد.
چنانك خداى تعالى گفت: كُلُوا مِنْ طَیِباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَهِ و حقیقت شكر آنست كه تا قوت نعمت در باطن مى یابد خود را بر طاعت ولى نعمت بظاهر میدارد.

سرى سقطى، جنید را پرسید وقتى كه شكر چیست؟ فقال " ان لا یستعان بشى ء من نعم اللَه على معاصیه "  گفت شكر آنست كه نعمت خداوند بر معاصى وى بكار ندارد، كه آن گه همان نعمت سبب هلاك وى باشد، چنانك پادشاهى غلامى را بنوازد و بر كشد و او را كمر شمشیر زر دهد، پس آن غلام بر وى عاصى شود. پادشاه بفرماید تا هم بآن شمشیر كى خلعت وى بود سر وى بردارند گوید این جزاء آنست كى نعمت خداوندگار خود در معصیت وى بكار برد، و گویند سبب آنك ادریس پیغامبر را بآسمان بردند آن بود كه فریشته بیامد و وى را بشارت داد بمغفرت، و ادریس در آن حال دست بدعا برداشته كه بار خدایا در زندگانى ادریس زین پس بیفزاى!
گفتند تا چه كنى؟
گفت تا خداى را شكر و سپاس دارى كنم، كه آنچه گذشت در طلب مغفرت بودم، و از این پس شكر را باشم: قال فبسط الملك جناحه و حمله الى السماء. و قیل التزم الحسن بن على (ع) الركن فقال الهى انعمتنى فلم تجدنى شاكرا و ابتلیتنى فلم تجدنى صابرا، فلا انت سلبت النعمة بترك الشكر، و لا ادمت الشّدة بترك الصبر، الهى ما یكون من الكریم الّا الكرم.

اگر كسى گوید یا أَیُهَا النَاسُ كُلُوا مِمَا فِی الْأَرْضِ... از روى ظاهر این خطاب همان فائده داد كه یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَیِباتِ ما رَزَقْناكُمْ پس فائده اعادت چیست؟
جواب آنست: كه اهل تحقیق گفتند: یا أَیُهَا النَاسُ نداء عام است، و بر قدر روش عامّه این خطاب با ایشان رفت، نبینى كه جمله مباحات فرا پیش ایشان نهاد، و جز از حرام محض ایشان را باز نزد، و این منزلت عوام است كى از حرام بحلال گریزند، و از محظورات با مباحات كردند، آن گه بر عقب آن از اتّباع شیطان نهى كرد كه ایشان بر شرف فرمانبردارى شیطان اند. باز آیت دیگر یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا خطاب اهل خصوصست ایشان را فرمود تا در تناول مباحات و بكار داشت محلات توسع نكنند، بلكه از مباحات حلال
محض گزینند، و از حلال محض طیّبات رزق گزینند، این همانست كه روایت كنند از بعضى صحابه كه گفت: ما از ده باب حلال نه باب بگذاشتیم، و یكى بر كار گرفتیم از بیم شبهت.، آن گه بجاى آنكه عوام را از اتباع شیطان احتراز فرمود اینجا بشكر خداى فرمود، آن كس كه خداوند ذوق است داند كه میان این دو خطاب چه فرقست آن ابتداء روش مسلمانان است، و این غایت كشش عارفان، این همان عدل و احسان است كه گفت: إِنَ اللَهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ هر كس كه از حرام محض پرهیزد، وى را عادل گویند، و هر كه از عین حلال پرهیزد او را محسن گویند، عدالت ظاهر مسلمانى است، و احسان آنست كه مصطفى گفت : " الاحسان ان تعبد اللَه كانك تراه و هو عبارة عن مكاشفة العارفین و نهایة رتبة الصدیقین."


النوبة الاولى
لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿177﴾
نیكوكارى آن نیست كه روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلكه نیكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‏ ماندگان و گدایان و در [راه آزاد كردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان و به هنگام جنگ شكیبایانند آنانند كسانى كه راست گفته ‏اند و آنان همان پرهیزگارانند (177)

قوله تعالى:
لَیْسَ الْبِرَ نیكى و پارسایى نه همه آنست
أَنْ تُوَلُوا وُجُوهَكُمْ كه رویهاى خویش فرا دارید در نماز،
قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ سوى مشرق كه بر آمدن گاه آفتابست و مغرب كه فرو شدن گاه است،
وَ لكِنَ الْبِرَ مَنْ آمَنَ بِاللَهِ و لكن نیك مردى آن كس است كه بگرود بخداى
وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ و روز رستاخیز
وَ الْمَلائِكَةِ و فریشتگان
وَ الْكِتابِ و كتاب خداى
وَ النَبِیِینَ و پیغامبران
وَ آتَى الْمالَ و مال دهد
عَلى حُبِهِ بر دوستى او
ذَوِی الْقُرْبى درویشان خویشاوندان را
وَ الْیَتامى و نارسیدگان پدر مردگان را
وَ الْمَساكِینَ و درویشان تنگ دستان را،
وَ ابْنَ السَبِیلِ و راه گذریان را
وَ السَائِلِینَ و خواهندگان را
وَ فِی الرِقابِ و در آزادى بردگان را،
وَ أَقامَ الصَلاةَ و نماز بپاى دارد بهنگام
وَ آتَى الزَكاةَ و از مال خود زكاة دهد،
وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ و باز آمدگان به پیمان خویش با خداى و با خلق
إِذا عاهَدُوا هر گه كه پیمان بندند،
وَ الصَابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَرَاءِ و شكیبایان در بیمناكیها و در تنگیها،
وَ حِینَ الْبَأْسِ و در وقت جنگ،
أُولئِكَ الَذِینَ صَدَقُوا ایشانند كه چون گفتند كه نیكانیم راست گفتند،
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَقُونَ و باز پرهیزندگان از خشم و عذاب خداى تعالى ایشانند.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.