النوبة الاولی
یَا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلًا طَیِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿168﴾
اى مردم از آنچه در زمین است ‏حلال و پاكیزه را بخورید و از گامهاى شیطان پیروى مكنید كه او دشمن آشكار شماست (بقره / 168)
خدای مهربان
قوله تعالى:
یا أَیُهَا النَاسُ اى مردمان
كُلُوا مِمَا فِی الْأَرْضِ میخورید از هر چه در زمین
حَلالًا طَیِباً آنچه حلال پاك است و خورنده را گشاده،
وَ لا تَتَبِعُوا خُطُواتِ الشَیْطانِ و بر پى گامهاى دیو مایستید
إِنَهُ لَكُمْ عَدُوٌ مُبِینٌ كه دیو شما را دشمنى است آشكارا.

إِنَما یَأْمُرُكُمْ شما را مى فرماید
بِالسُوءِ ببدى
وَ الْفَحْشاءِ و گزاف كارى
وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَهِ ما لا تَعْلَمُونَ و آنچه ور اللَه آن گوئید كه مى ندانید.

وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ و چون ایشان را گویند
اتَبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَهُ بر پى آن ایستید كه اللَه فرو فرستاد،
قالُوا گویند
بَلْ نَتَبِعُ نه كه بر پى آن ایستیم
ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا كه پدران خود را ور آن یافتیم،
أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ باش، و اگر پدران ایشان
لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً نه چیزى درمى یافتند
وَ لا یَهْتَدُونَ و نه راست مى شناختند.

وَ مَثَلُ الَذِینَ كَفَرُوا و سان ایشان كه كافر شدند
كَمَثَلِ الَذِی یَنْعِقُ راست چون سان آن كس است كه مى پشاید
ما لا یَسْمَعُ بجانورى كه نمى شنود
إِلَا دُعاءً وَ نِداءً مگر آوازى و بانگى
صُمٌ از شنیدن حق كران اند،
بُكْمٌ از پاسخ كردن حق گنگان اند،
عُمْیٌ از دیدن حق نابینایان اند،
فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ هیچ نشان براستى در نمى یاوند.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند
كُلُوا مِنْ طَیِباتِ ما رَزَقْناكُمْ میخورید از پاكها كه شما را روزى دادیم
وَ اشْكُرُوا لِلَهِ و آزادى از خداى كنید و روزى دهنده وى را دانید
إِنْ كُنْتُمْ إِیَاهُ تَعْبُدُونَ اگر وى را میپرستید
إِنَما حَرَمَ عَلَیْكُمُ وى ببست و حرام كرد بر شما
الْمَیْتَةَ مردار
وَ الدَمَ و خون
وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ و گوشت خوك،
وَ ما أُهِلَ بِهِ لِغَیْرِ اللَهِ و آنچه بر كشتن آن معبودى جز از خداى نام بردند
فَمَنِ اضْطُرَ هر كه در نایافت بیچاره ماند
غَیْرَ باغٍ نه ستمكار
وَ لا عادٍ و نه افزونى جوى
فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ بروى بزه نیست از آن خوردن،
إِنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ كه خذاى آمرزگارست و بخشاینده.

إِنَ الَذِینَ یَكْتُمُونَ ایشان كه پنهان میدارند
ما أَنْزَلَ اللَهُ آنچه خداى فرو فرستاده
مِنَ الْكِتابِ از نامه و پیغام
وَ یَشْتَرُونَ بِهِ و بآن پنهان كردن میخرند
ثَمَناً قَلِیلًا بهایى اندك،
أُولئِكَ ایشانند
ما یَأْكُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ كه نمى خورند در شكمهاى خویش
إِلَا النَارَ جز از آتش،
وَلا یُكَلِمُهُمُ اللَه و سخن نگوید خذاى با ایشان
یَوْمَ الْقِیامَةِ روز رستاخیز
وَ لا یُزَكِیهِمْ و ایشان را نستاید
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ و ایشانراست عذابى دردنماى درد افزاى.

أُولئِكَ الَذِینَ اشْتَرَوُا الضَلالَةَ بِالْهُدى ایشان آنند كه راست راهى فروختند و گم راهى خریدند،
وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ و عذاب خریدند و سزاوارى آمرزش فروختند،
فَما أَصْبَرَهُمْ چه چیز ایشان را شكیبا كرد
عَلَى النَارِ بر كارى كه پاداش آن كار آتش است
ذلِكَ بِأَنَ اللَهَ آن پاداش بآنست كه خداى
نَزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِ نامه كه فرو فرستاد بداد فرستاد و راستى،
وَ إِنَ الَذِینَ اخْتَلَفُوا فِی الْكِتابِ و ایشان كه مختلف گشتند در آن كتاب
لَفِی شِقاقٍ بَعِیدٍ در ستیزى اند و در خلافى از حق دور.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُهَا النَاسُ... الآیة... این آیت در شأن مشركان قریش آمد، كنانة، و ثقیف، و خزاعة، و بنى مدلج، و بنى عامر بن صعصعة، و الحرث، و عامر ابنى عبد مناة (؟)، كه ایشان چیزهاى بهوا و خرد خویش مى حلال كردند، و چیزهاى مى حرام كردند، و نهادهاى بد و بنیادهاى كژ مینهادند.

و این در قرآن چند جاى است و ذلك فى قوله تعالى: ما جَعَلَ اللَهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ الآیة، قُلْ مَنْ حَرَمَ زِینَةَ اللَهِ... الآیة، وَ جَعَلُوا لِلَهِ مِمَا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ... الآیة، قُلْ أَ رَأَیْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ... الایة، قَدْ خَسِرَ الَذِینَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ... الآیة، وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ... الآیة، یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِمُوا طَیِباتِ ما أَحَلَ اللَهُ لَكُمْ... الآیة. شرح این هر یك بجاى خویش گفته شود ان شاء اللَه.

یا أَیُهَا النَاسُ... اى همه مردمان كُلُوا مِمَا فِی الْأَرْضِ این من تبعیض راست كه نه هر چه در زمین حلال است و پاك، میگوید آنچه حلالست و پاك در این زمین میخورید.

آورده اند كه شریح قاضى یكى را رد شهادت كرد بسبب آنك گل میخورد از وى پرسیدند، این آیت بحجت آورد گفت یقول اللَه عز و جل كُلُوا مِمَا فِی الْأَرْضِ حَلالًا طَیِباً فاباح ما فى الارض و لم یبح الارض قال و لانه اذا اكل الطین الذى لیس بمشتهى و هو ملحق للضرر كان مظنونا ان یقدم على الشهوات المحظورات.

وَ لا تَتَبِعُوا خُطُواتِ الشَیْطانِ... نافع و عاصم و ابو عمرو و حمزه خطوات بسكون طا خوانند، بضم طا، و بهر دو قراءة جمع خطوة است، و الخطوة ما بین القدمین، و الخطوة بالفتح المصدر من خطا یخطو خطوة و خطوا معنى آنست كه بر پى شیطان مروید كه شیطان شما را بوسوسه از حلال باز دارد و بحلیت در حرام او كند.
مفسران گفتند خطوات الشیطان تزیینه و نزغاته و سلبه و آثاره و طاعته فى تحریم الحرث و الانعام، و یقال هى النذور فى المعاصى.

إِنَهُ لَكُمْ عَدُوٌ مُبِینٌ دشمنى آشكار است شما را این دیو، عداوت وى ظاهر هم با پدر شما آدم كه وى را سجود نكرد، و آنكه او را غرور داد و از بهشت بیرون كرد، و هم با شما كه فرزندان آدم اید، كه همه روز شما را ببدى و گزاف كارى فرماید و ذلك قوله: إِنَما یَأْمُرُكُمْ بِالسُوءِ وَ الْفَحْشاءِ... الآیة
هر معصیتى كه شریعت در آن حدى واجب نكند آن را سوء گویند،
و هر چه در حدى شرعى واجب شود چون زنا و سرقة و مانند آن آن را فحشاء گویند،

ذكره ابن عباس رض، مقاتل گفت فحشا بخل است و زكاة مال باز گرفتن و گفته اند فحشا در همه قرآن بمعنى زنا است، مگر آنجا كه گفت الشَیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ كه اینجا بمعنى منع زكاة است.

وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَهِ ما لا تَعْلَمُونَ میگوید و از آن چیزها كه دیو شما را مى فرماید یكى آنست كه بر اللَه آن گوئید كه مى ندانید. یعنى كه بحیره و سائبه و جز زان حرام مى كنید و خداى حرام نكرد از آن هیچیز.

وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَبِعُوا الآیة... این ها و میم كنایت از آن ناس است كه ایشان را بر عموم گفت یا أَیُهَا النَاسُ، و مراد بدین آن حلال و حرام كنندگان اند، یعنى كه چون ایشان را گویند بر پى آن روید كه اللَه فرستاد، و آنچه بر خود حرام كردید حلال دارید و گشاده، ایشان گویند نه! بل كه بر پى آن رویم كه پدران خود را ور آن یافتیم از تحریم و تحلیل و دین و طریقت.

پس اللَه تعالى ایشان را پاسخ كرد گفت: أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ الف استفهام است و لو كلمه جواب یعنى كه میگویند بر پى آن رویم كه پدران خود را وران یافتیم، باش و گر پدران ایشان چیزى در نمى یافتند و راه راست نمى شناختند هم، و نظیر این آنست كه از قول شعیب علیه السّلام گفت أَ وَ لَوْ كُنَا كارِهِینَ چون فرا شعیب گفتند كه از دین خویش و ازآى، جواب داد أَ وَ لَوْ كُنَا كارِهِینَ الف استفهام و لو كلمه جواب، میگوید و اگر ما ناخواه و ناپسندیم این را هم، و این لفظ در پارسى هم بغنّه باید راند بر جاى استفهام.

گفته اند فایده این دو لفظ كه جمع كرد یعنى لا یَعْقِلُونَ و لا یَهْتَدُونَ آنست كه عقل اضافت با علم و معرفت كنند، و اهتداء اضافت با عمل كنند، میگوید ایشان را نه علم درست است نه عمل مستقیم.
ابن كیسان گفت خداى تعالى درین آیت ذم تقلید كرد، و ایشان را بر نظر خواند، یعنى تقلید پدران خویش مكنید، بل كه بگفتار و كردار ایشان نظر كنید، تا بدانید كه ایشان را نه عقل بود نه هدایت، نه قول راست نه عمل درست.

امّا مسألة تقلید شرح آن درازست، و سخن در آن فراوان، و ما بر سبیل ایجاز آنچه لا بد است بگوئیم، و باصول آن اشارت كنیم.
بدانك معنى تقلید آنست كه سخن كسى قبول كنى و حكم وى بى دلیل و بى حجت بپذیرى، و صواب و خطا در آن حكم در گردن وى افكنى، و احكام درین باب از سه قسم بیرون نیست:
بعضى آنست كه تقلید در آن بهیچ حال روانیست، نه عالم را و نه عامى را.
و بعضى آنست كه عامى را رواست و عالم را نه،
و بعضى آنست كه علما در آن مختلف اند على ما یأتى شرحه.

اما آنچه تقلید در آن بهیچ حال روا نیست: اصول توحید است، و اثبات رسالت و نبوت، و احكام غیبى، چون بعث و نشور و حساب و بهشت و دوزخ و امثال آن، هر چه ازین باب اند واجب است بر هر مسلمانى كه بیقین بداند و بشناسد، و بآن ایمان دهد، و تقلید در آن روا ندارد، كه اللَه تعالى قومى را درین تقلید عیب كرد گفت: وَ قالَ الَذِینَ كَفَرُوا لِلَذِینَ آمَنُوا اتَبِعُوا سَبِیلَنا وَلْنَحْمِلْ خَطایاكُمْ وَ ما هُمْ بِحامِلِینَ مِنْ خَطایاهُمْ مِنْ شَی ءٍ إِنَهُمْ لَكاذِبُونَ الآیة،
و قال تعالى:إِنَا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَةٍ... و راه این روشن است كه اگر اللَه تعالى توفیق دهد بنده را تا نظر كند در محدثات و مكونات و در عجائب بر و بحر، و آیات و روایات قدرت حق در زمین و آسمان، و در معجزات و خرق عادات كه بر دست انبیا رود معرفت وحدانیت به حق او را حاصل شود، و صدق نبوت و رسالت بداند، پس تقلید را در آن جاى نماند.

اما آنچه نقل كرده اند از ائمه سلف چون احمد و اوزاعى و جماعتى كه ایشان تقلید در دین روا داشته اند، آن نه محض تقلید است كه آن فرمودن اتّباع سلف است در آنچه نقل كرده اند از كتاب و سنت، و حذر نمودن از استبداد و بدعت. و كسى كه اتّباع سلف كند به پذیرفتن كتاب و سنت از ایشان آن را تقلید نگویند، كه تقلید پذیرفتن قول است بى دلیل، و این خود پذیرفتن عین دلیل است. بلى بوسیلت اتّباع سلف اتّباع دلیل میكند، همچنانك مأموم در صف آخر بوسیلت صفوف كه در پیش دارد اتباع امام مى كند نه اتباع صفوف، همچنین كتاب و سنت امام است. صحابه دیدند و پذیرفتند، و پس روان قرنا فقرنا شنیدند و پذیرفتند.

پس معلوم شد كه آن عین اتباع است و پذیرفتن دلیل نه محض تقلید. ....
 
اما قسم دوم كه تقلید در آن مختلف فیه است: احكام شرایع دین است چون نماز و روزه و حج و زكاة كه باخبار متواتر ثابت شده، قومى تقلید در آن روا دارند، و قومى نه، و درست آنست كه تقلید در آن روا نیست، كه هر كسرا علم ضرورتى بآن حاصل میشود، و نیز این شرایع عین ایمانست، و ایمان بآن همچون ایمان بخداى و رسول است و احكام غیبى، و تقلید در آن هیچ روا نیست.

امّا قسم سوم كه تقلید در آن رواست: آن احكامى است كه باخبار آحاد ثابت گشت از ابواب نكاح و طلاق و خلع و عتاق و حدود و بیوع و امثال آن.
عامى را جائز است كه تقلید عالم كند درین ابواب، بدلیل این آیت كه گفت فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ،
و قال تعالى وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ، و بحكم آنك طلب علم فرض كفایت است، و اگر بر هر كس واجب بودى تعلّم این احكام پس فرض عین بودى، و تعطیل صناعات و مكاسب در آن بودى، و سبب مشقت خلق بودى. پس معلوم گشت كه عامى را تقلید عالم درین ابواب جائز است و نیز این ابواب از فروع دین است، و مجال اجتهاد و قیاس است،كه عامى را آلت اجتهاد نیست، بخلاف اصول دین كه طریق آن سمع و ایمان است، و نه مجال اجتهاد و قیاس است، لا جرم عالم و عامى در آن یكسانست و تقلید در آن روا نیست.

و همچنین عالم اگر آلت اجتهاد دارد و در طلب حجت و دلیل توانا بود، وى را تقلید دیگرى روا نیست و بذلك یقول اللَه تعالى فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ و قال تعالى لَعَلِمَهُ الَذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ و قال تعالى وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِنْ شَی ءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَهِ، و قال فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَی ءٍ فَرُدُوهُ إِلَى اللَهِ وَ الرَسُولِ... وجه دلیل آنست كه وى را در وقت اختلاف و تنازع با كتاب و سنت خواند نه با كسى دیگر كه تقلید وى كند.
و بعضى علما روا داشته اند عالم را تقلید كند كسى را كه ازو عالم تر بود، یا وقت اجتهاد بر وى تنگ بود از آنك بعبادت وقت مشغول باشد جائزست وى را كه تقلید عالمى دیگر كند.

وَ مَثَلُ الَذِینَ كَفَرُوا... الایة.... پارسى مثل سان و صفت است چنانك گفت مَثَلُ الْجَنَةِ، مَثَلُهُمْ فِی التَوْراةِ، وَ لِلَهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى و تقدیر الآیة: مثل واعظ الّذین كفروا كمثل الّذى ینعق اى یصیح بالغنم میگوید صفت آن كس كه كافر را پند دهد و بر دین حق خواند همچون صفت آن شبانست كه بانگ بر گوسپند میزند گوسپند از آن بانگ شبان چه فهم كند، و چه منفعت گیرد؟ كافر را با واعظ حق همان مثل است، از آنك رب العزة قفل بیگانگى بر دل وى زده، و مهر شقاوت بدان نهاده، نه پند بشنود نه حق دریابد، همانست كه جاى دیگر گفت: أَمْ تَحْسَبُ أَنَ أَكْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَا كَالْأَنْعامِ....
وجهى دیگر گفته اند در معنى آیت و مثل الذین كفروا فى دعائهم الاصنام كمثل الناعق بغنمه میگوید مثل كافران كه بت را میخوانند. و آن را مى پرستند همچون شبانست كه گوسپند را میخواند، گوسپند چه داند! و چه دریابد كه شبان چه میگوید! و از آن خواندن با شبان چیست جز رنجى و عنائى؟ همین است مثل كافر كه بت را میخواند، چون بت نشنود و در نیابد در دست وى جز عنائى و بلائى چیست؟ إِنْ تَدْعُوهُمْ لا یَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ.
پس صفت كافران كرد و گفت: صمّ یعنى عن الایمان، بكم عن القرآن، عمى عن معرفة الرحمن و عظمته، فهم لا یعقلون شیئا مما جئت به و لا بما یراد بهم.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَیِباتِ ما رَزَقْناكُمْ الآیة... این آیت تحریض مومنان است بر طلب حلال و خوردن، و بكار داشتن آن، و در وسوسه ها نیاویختن، كه این وساوس از عمل شیطان است، شیطان جهد كند كه بنده مؤمن را بوسوسه از حلال باز دارد، و بحیلت در حرام افكند، و اگر حلال خوردن را تبعة بودى، رب العزة آن را طیّبات نگفتى.
و مصطفى علیه السلام بیان این كرده و گفته ....... رسول علیه السّلام درین خبر بیان كرد كه حلال و حرام روشن است و پیدا، و میان این هر دو شبهت ها است، كه مردم در آن بگمان افتند، كه حلال است یا حرام، پس هر چه شبهاتست پرهیز كردن از آن ورع باشد، و هر چه حرامست پرهیز كردن از آن واجب. و تفصیل این حلال و حرام و شبهات در سنت و در قرآن جایهاى پراكنده بیاید، چنانك رسیم بآن شرح دهیم ان شاء اللَه.

.............
ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)








مطالب اخیر وبلاگ :

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
پیامبرتان اینگونه بود
سخنان سیدحسن نصرالله درباره امام زمان(عج) + دانلود صوت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
روایت مولا علی(ع) از زمان ظهور
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.