ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...آیت دیگر فرو گشادن بادهاست و گردانیدن آن از هر سوى، چنانك گفت عز و علا وَ تَصْرِیفِ الرِیاحِ بلفظ جمع قراءت مدنى و شامى و بصرى و عاصم است و بلفظ واحد قراءت باقى. و جمع اشارت بباد رحمت است كه راحت خلق را فرو گشاید، چنانك گفت وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ یُرْسِلَ الرِیاحَ مُبَشِراتٍ و قال تعالى: وَ أَرْسَلْنَا الرِیاحَ لَواقِحَ. و بلفظ واحد اشارت بباد عذابست، كه عقوبت قومى را فرو گشایند چنانك جاى دیگر گفت وَ فِی عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَیْهِمُ الرِیحَ الْعَقِیمَ. جاى دیگر گفت فَأُهْلِكُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عاتِیَةٍ.

شهید

.....  و مصطفى (ع) هر گه كه باد برآمدى گفتى: اللهم اجعلها ریاحا و لا تجعلها ریحا ........

و امیر المؤمنین على گفت علیه السّلام , بادها چهاراند :
شمال و جنوب و صبا و دبور،
گفتا و حدّ شمال از حد قطب است تا بمغرب آفتاب در روز استواء، یعنى آن روز كه با شب یكسان باشد،
 و حد دبور ازین مغرب است كه گفتم تا بمطلع سهیل،
و حد جنوب از مطلع سهیل است تا بمشرق استواء،
و حدّ صبا ازین مشرق است تا بحد قطب.

رب العالمین جل جلاله نصرت مصطفى (ع) در باد صبا بست، و هلاك عاد در باد دبور، و تلقیح اشجار و بركات نبات در جنوب و در شمال، قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم نصرت بالصبا و اهلكت عاد بالدبور و قال العوام بن حوشب تخرج الجنوب من الجنة فتمرّ على جهنم. فغمّها منها و بركاتها من الجنة و تخرج الشمال من جهنم فتمرّ على الجنة فروحها من الجنة و شرها من النار.

آیت دیگر میغ است با بار گران در هواء لطیف روان چنانك گفت وَ السَحابِ الْمُسَخَرِ بَیْنَ السَماءِ وَ الْأَرْضِ گهى از دریا برخیزد این میغ و آب برگیرد، و گاه بر سبیل بخار از كوه ها پدید آید، و گاه از نفس هوا پدید آید، و قطره هاى باران در آن تعبیه، و بخطى مستقیم، بر هر یكى نوشته، و تقدیر كرده كه كجا فرو آید، و كدام حیوان تشنه است تا از آن آب خورد، و كدام نبات خشك است تا تر شود، و كدام میوه بر سر درخت خشك میشود تا آب به بیخ آن رسد و بباطن وى در شود، از راه عروق كه هر یكى بباریكى چون موسى است، تا آب بآن میوه رسید و تر و تازه گردد. و باشد كه قطره از آن بدریا افتد و رب العزة در قعر دریا حیوانى آفریده كه صدف پوست ویست، وى را الهام دهد تا وقت باران بكناره دریا آید، و پیوست از هم باز كند و آن قطره باران در در وى افتد. پس پوست فراهم كند و بقعر دریا باز شود، و آن قطره در درون خویش میدارد چنانك نطفه در رحم و آن را مى پرورد و از قوت آن جوهر صدف كه بر صفت مروارید آفریده است بوى سرایت میكند، مدتى دراز تا مروارید شود.

پاكا خداوندا! كه از قطرات باران كه در آن میغ تعبیه است چندین نعمت بر خلق ریزد و چندین كرم و رحمت نماید! تا بدانى كه وى خداوند قادر بر كمال است، و بر بندگان با فضل و افضال است!

..........
ثم قال تعالى: لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ گفت در آنچه نمودیم از صنایع حكمت، و لطائف نعمت، و عجائب قدرت، و شواهد فطرت نشانهاست بر كردگارى و یكتایى خداوند، و دلیلها بر توانایى و دانایى او گروهى را كه خرد دارند و حق دریابند و با مولى گرایند و دل با وى راست دارند و نظر وى پیش چشم خویش دارند.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ الآیة... این صفت خداوند یگانه، بار خدا و پادشاه یگانه، در بزرگوارى و كاررانى یگانه، در بردبارى و نیكوكارى یگانه، در كریمى و بیهمتایى یگانه، در مهربانى و بنده نوازى یگانه، هر چه كبریاست رداء جلال اوست و بآن یگانه، هر چه عظمت و جبروت است ازار ربوبیت اوست و بآن یگانه، در ذات یگانه، در صفات یگانه، در كرد و نشان یگانه، در وفا و پیمان یگانه، در لطف و نواخت یگانه، در مهر و دوستى یگانه،
روز قسمت كه بود جزا و یگانه، پیش از روز قسمت كه بود؟ همان یگانه،
پس از روز قسمت كه سپارد آن قسمت؟ همان یگانه،
نماینده كیست؟ همان یگانه،
آراینده كیست؟ همان یگانه،
پیداتر از هر چه در عالم پیداییست و در آن پیدایى یگانه،
پنهان تر از هر چه در عالم نهانیست و بدان نهانى یگانه.


اى در عالم عیان تر از هر چه عیان
پنهان ترى از هر چه نهان تر بجهان
اى دورتر از هر چه برد بنده گمان
نزدیك ترى به بندگان از رگ جان!


بى وفا آدمى كه قدر این خطاب نداند! و عز این رقم اضافت نشناسد! كه میگوید وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
عجب نه آن است كه اضافت بندگان با خود كرد و ایشان را با خود پیوست و گفت: انّ عبادى ،
عجب این است كه اضافت خود با بندگان كرد و نام خود با ایشان پیوست گفت وَ إِلهُكُمْ....
نه از آن كه خداوندى وى را از بندگى بندگان پیوندى میباید،
یابنده مستحق آنست، امّا خود در كریمى و در مهربانى یگانه و یكتا، و در بزرگوارى سزاى هر اكرام و هر عطاست.


زانجا كه جمال و حسن آن دلبر ماست
ما در خور او نه ایم او در خور ماست


وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ نه عالم بود و نه آدم، نه رسوم و آثار بود، و نه در دار دیّار، كه او كارساز و خداوند مهر كار بود، رقم دولت بر تو میكشید، و بدوستى خود مى پسندید، و تو هنوز در عدم!
اى بوده مرا و من ترا نابوده
شب معراج ز اسرار الهى كه با سید عالم رفت یكى این بود كه:
كن لى كما لم تكن، فاكون لك كما لم ازل بهمگى مرا باش و خود را هیچ مباش چنانك نبودى تا ترا باشم چنانك در ازل بودم.

شیخ الاسلام انصارى رحمة اللَه در مناجات خویش گفت:
الهى شاد بدانیم كه اول تو بودى و ما نبودیم، كار تو در گرفتى و ما نگرفتیم، قیمت خود نهادى و رسول خود فرستادى!
الهى هر چه بى طلب بما دادى بسزاوارى ما تباه مكن، و هر چه بجاى ما كردى از نیكى بعیب ما بریده مكن، و هر چه نه بسزاى ما ساختى بناسزایى ما جدا مكن،
الهى! آنچه ما خود را كشتیم به بر میار، و آنچه تو ما را كشتى آفت ما از آن باز دار!

لاإِلهَ إِلَا هُوَ الرَحْمنُ الرَحِیمُ جز او خداوند نیست، و جز او كس سزاى معبودى نیست، كه چنو خداوند نوازنده و بخشاینده كس نیست.
رحمن است كه چون از وى خواهند بدهد،
رحیم است كه چون نخواهند خشم گیرد.

و فى الخبر من لم یسأل اللَه غضب اللَه علیه
رحمن است كه طاعت بنده قبول كند گر چه خرد بود،
رحیم است كه معاصى بیامرزد گرچه بزرگ بود،
رحمن است كه ظاهر بیاراید و صورت بنگارد،
رحیم است كه باطن آبادان دارد و دلها در قبضه خویش نگه دارد،
رحمن است كه لطائف انوار در روى تو پیدا كند،
رحیم است كه ودایع اسرار در دل تو ودیعت نهد.


إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ الآیة... خداوند عالم درین آیت عموم خلق را بخود راه مى نماید، تا در عجائب ملوك آسمان و زمین و در صنایع بر و بحر نگرند و صانع را بشناسند، و به یگانگى وى اقرار دهند. قال ابن عطاء تعرف الى العامّة بخلقه و الى الخاصّ بصفاته و الى الانبیاء و خاص الخاص بذاته "
 
نظر عوام بمصنوعات است نظر خواص بصفات است، نظر انبیا و خاص الخاص بذات است.
عامّه مؤمنان بصنع نگرند، را صنع بصانع رسند، خواص مؤمنان صفات بدانند از صفات بموصوف رسند و از اسم بمسمى،
چنانك بنى اسرائیل را گفتند تَذْبَحُوا بَقَرَةً فلم یعرفوها فوصفت البقرة لهم فعرفوها و ذبحوها. اما پیغامبران و صدّیقان او را هم باو شناسند نه بغیر او، از وى بوى نگرند نه از غیر وى باو، اشارت باین حالت آنست كه اللَه گفت: أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِكَ كَیْفَ مَدَ الظِلَ نگفت بسایه نگر تا صنع ما بینى گفت بما نگر تا صنع ما بینى اى مهتر عالم! آمدن جبرئیل مبین فرستادن ما بین! از ما بوى نگر نه از وى بما! یكى تأمل كن در حال صواحبات یوسف چون عین یوسف مرا ایشان را كشف گشت از خود فانى شدند و از صفات یوسف غائب گشتند، فَلَمَا رَأَیْنَهُ أَكْبَرْنَهُ بجاى ترنج دست بریدند، و از خود بى خبر بودند و از اوصاف یوسف غائب بودند، كه بوقت معاینه گفتند ما هذا بَشَراً یوسف را فریشته دیدند و از اوصاف انسى بى خبر بودند، چندان شغل افتاد ایشان را در مشاهده یوسف كه پرداخت صفات نداشتند. چون ذات مخلوقى در دل صواحبات این اثر كند اگر تجلى ذات خالق در سر خاصگیان از این زیادت كند چه عجب!!! آن گه در آخر آیت گفت: لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ این همه هست اما زیركان درمى بایند تا بدانند، بینایان مى دربایند تا به بینند. از هر جانب بساحت حق راهست رونده مى باید! همه عالم خوان بر خوان و بادرباست خورنده مى باید، جمال حضرت لم یزل در كشف است نگرنده مى باید!

مرد باید كه بوى داند برد
و رنه عالم پر از نسیم صباست


لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ عقل عقال دل است، یعنى كه دل را از غیر محبوب در بند آرد، و از هوسهاى ناسزا باز دارد، و عقل بمذهب اهل سنت نور است، و جاى وى دلست نه دماغ، و شرط خطاب است نه موجب خطاب، و در معرفت عین آلت است نه اصل.

و مایه و فایده عقل آنست كه دل بوى زنده گردد لِیُنْذِرَ مَنْ كانَ حَیًا اى عاقلا پس هر كه را عقل نیست در شمار زندگان نیست، نه بینى كه با دیوانه خطاب نیست چنانك با مرده نیست، از آنست كه وى را عقل نیست.
عقل سه حرفست عین است یعنى عرف الحق من الباطل
قاف است یعنى قبل الحق
لام است یعنى لزم الخیر،
این عقل بنده موهبت الهى است، و عطاء ربانى، و طاعت بنده مكتب است، طاعت بى موهبت راست نیست، و آن موهبت بى توفیق به كار نیست، چنانك در خبرست { این خبر در اصول کافی در باب عقل منقولست که از حضرت عالم آل محمد امام جعفر صادق علیه السلام است که نویسنده در اینجا نام گوینده این روایت را ننوشته – توضیح از م. زارع } كه ربّ العزة عقل را بیافرید گفت او را كه برخیز، برخاست، گفت بنشین. بنشست، گفت بیا. بیامد، گفت برو برفت، گفت به بین بدید، آن گه گفت بعزت و جلال من كه از تو شریفتر و گرامى تر نیافریدم، بك اعبد و بك اطاع پس عقل را ازین نواخت عجبى پدید آمد در خود، رب العالمین آن از وى در نگذاشت گفت اى عقل باز نگر، تا چه بینى باز نگرست صورتى را دید از خود نیكوتر و بجمال تر گفت تو كیستى؟ گفت من آنم كه تو بى من به كار نیایى من توفیق ام :

اى عقل اگر چند شریفى دون شو
در پرده آن نگار روز افزون شو
وى دل ز دلى بگرد و خون شو خون شو
بى چشم در آ و بى زبان بیرون شو !!


ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)





مطالب اخیر وبلاگ :
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
روایت مولا علی(ع) از زمان ظهور
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.