النوبة الاولى
قوله تعالى: وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿163﴾ و معبود شما معبود یگانه‏ اى است كه جز او هیچ معبودى نیست [و اوست] بخشایشگر مهربان.
عاشق

وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ خداى شما خدائیست یكتا یگانه،
لا إِلهَ إِلَا هُوَ نیست خدا جز او
الرَحْمنُ الرَحِیمُ فراخ بخشایش مهربان،

إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ در آفرینش آسمانها و زمین
وَ اخْتِلافِ اللَیْلِ وَ النَهارِ و در شد آمد شب و روز،
وَ الْفُلْكِ الَتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ و كشتى كه میرود در دریا
بِما یَنْفَعُ النَاسَ بآنچه مردمان را بكار آید و ایشان را در جهان ایشان سود دارد
وَ ما أَنْزَلَ اللَهُ مِنَ السَماءِ مِنْ ماءٍ و در آنچه اللَه مى فرو فرستد از آسمان از آب،
فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها تا زنده میگرداند بآن آب زمین را پس از مردگى آن،
وَ بَثَ فِیها مِنْ كُلِ دَابَةٍ و در آنچه بپراكند در زمین از هر جنبنده كه هست،
وَ تَصْرِیفِ الرِیاحِ و در گردانیدن بادها از هر سوى،
وَ السَحابِ الْمُسَخَرِ بَیْنَ السَماءِ وَ الْأَرْضِ و در میغ بداشته و روانیده میان آسمان و زمین،
لَآیاتٍ نشانهاست روشن پیدا، در آنچه گفتیم
لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ آن گروهى را كه خرد دارند در یابند.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ... الآیة... ابو صالح روایت كرد از ابن عباس، كه این آیت و سورة الاخلاص بیكبار فرو آمدند.
آن گه كه مشركان قریش از مصطفى درخواستند. تا خداى را عز و جل صفت كند و نسبت وى گوید. گفتند یا محمد انسب لنا ربك، فانزل اللَه عز و جل سورة الاخلاص و هذه الآیة.

كافران را عجب آمد چون این شنیدند كه ایشان سیصد و شصت بت در كعبه نهاده بودند و ایشان را معبودان خود ساخته، گفتند این سیصد و شصت معبود كار این یك شهر راست مى نتوانند داشت، چگونه است اینك محمد میگوید كه معبود همه جهان و جهانیان خود یكى است، پس گفتند نهمار دروغى كه اینست! و شگفت كارى!

رب العالمین جاى دیگر جواب ایشان داد و گفت پیغامبر من این نه آیین نو است كه تو آوردى یا خود تو گفتى كه خدا یكى است، كه پیغامبران گذشته همین گفتند، و باین آمدند و رفتند، و پیغام گزاردند، كه معبود جهانیان یكى است یگانه و یكتا.

و ذلك فى قوله تعالى وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا أَنَا فَاعْبُدُونِ اهل تفسیر در اشتقاق اسم اله و در تفسیر آن وجوه فراوان گفته اند، و ما از آن دو وجه اختیار كرده ایم:

یكى آنست كه الآله من یوله الیه فى الحوائج، اى یفزع الیه فى النوائب.
آله آنست كه بندگان و رهیكان نیازها بدو بردارند، و حاجتها از وى خواهند، و در بلاها و شدتها پشت با وى دهند و در وى گریزند، و اللَه بفضل خود شغل همه كفایت كند و كار همه راست گذارد، و دعاء همه بنیوشد. قال بعضهم لو رجعت الیه فى اول الشدائد لامدّك اللَه بفنون الفوائد، لكنك رجعت الى اشكالك فزدت فى اشغالك اگر بنده هم از اول كه وى را نكبت رسد بهمگى بوى باز گردد و داروى درد خویش از جاى خود طلب كند، بمراد رسد و شفا یابد. لكن بامثال و اشكال خویش گراید، و از منبع عجز قوت طلبد، لاجرم در شغل خود بیفزاید، و دردش مضاعف شود.

حكایت كنند كه یكى كنیزكى داشت و بفروخت دلش در بند وى بماند، پشیمان شد شرم داشت كه سرّ خود بر خلق گشاید، حاجت خود بر كف خویش نبشت و بر آسمان داشت گفت بار خدایا! كریما! فریاد رسا! تو خود دانى كه در دلم چیست! هنوز این سخن تمام ناگفته كه مشترى كنیزك با كنیزك هر دو بدر سراى آمده و میگوید رأیت فى منامى ان البایع ولىّ من اولیاءنا تعلق قلبه بها، فان رددتها علیه بلا ثمن ادخلناك الجنة، قال و انى آثرت الجنة علیها.

قول دیگر آنست كه آله از لاه گرفته اند، عرب گوید لاهت الشمس اذا علت، آفتاب را الاهه گویند از آنك بالا گیرد و به قال الشاعر: و اعجلنا الالاهة أن تغیبا پس معنى آله آن باشد كه او خداوندى است بر مكان عالى، و قدر او متعالى، و فراوانى از آیات و اخبار كه اشارت بعلو و فوقیت اللَه دارد برین قول دلیل است، و معطل اینجا لعمرى كه خوار و ذلیل است.

" لا إِلهَ إِلَا هُوَ " مصطفى علیه السلام گفت " لا اله الّا اللَه " كلید بهشت است، و بنده هر گه كه این كلمه بگوید درهاى بهشت در درون وى گشایند، تا هر لختى نو كرامتى و دیگر راحتى بجان وى میرسد. مصطفى ازینجا گفت " من احبّ ان یرتفع فى ریاض الجنة فلیكثر ذكر اللَه "

گفت هر كه خواهد تا امروز نقدى بهشت خداوند عز و جل بچشم دل به بیند و فردا بچشم سر، و در مرغزار آن بخرامد و بدیدار آن برآساید، ایدون باید كه ذكر خداوند بر زبان خویش بسیار راند. و معلوم است كه سر همه ذكرها كلمه لا اله الا اللَه است، و مصطفى (ع) كسى را دید كه میگفت " اشهد ان لا اله الا اللَه " فقال " خرج من النار" گفت از آتش رستگارى یافت، و هر كه از آتش برست لا بد به بهشت پیوست، چون رسیدن به بهشت و رستن از آتش در كلمه " لا اله الا اللَه " بست، پس این كلمه چون عوضى است آن را، و بهشت را چون بهایى، مصطفى (ع)  ازینجا گفت " ثمن الجنة لا اله الا اللَه "

و از فضائل این كلمت یكى آنست كه مصطفى (ع) گفت ما شی ء الا بینه و بین اللَه حجاب الّا قول لا اله الا اللَه كما ان شفتیك لا یحجبها شی ء كذلك لا یحجبها شی ء حتى تنتهى الى ربها، فیقول لها اسكنى فتقول یا رب كیف اسكن، و لم تغفر لقائلى؟ فیقول و عزتى و جلالى ما اجریتك على لسان عبدى و انا ارید ان اعذّبه .....

" الرَحْمنِ الرَحِیمِ "این هر دو نام بخشایش و مهربانى و رحمت راست، و رحمن بلیغ تر است و تمامتر، كه همه انواع رحمت در ضمن آنست، چون رأفت و شفقت و حنان و لطف و عطف. ازینجاست كه نام خاص خداوند است و مطلق او را سزاست، و كس را درین نام با وى انبازى نیست، ابن عباس گفت در تفسیر هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِیًا لیس احد یسمّى الرحمن غیره جل و علا، و خبر درست است از مصطفى حكایت از خداوند كه گفت " انا الرحمن خلقت الرحم و شققت لها اسما من اسمى "

این خبر دلیل است كه فعل خداوند عز و جل از نام وى مشتق است، نه اسم از فعل مشتق، چنانك خالق و باعث و امثال آن، اسم بر فعل سابق است نه فعل بر اسم، خالق نام شد كه بیافرید خلق را، بلكه گویند از آن بیافرید كه خالق بود، و مخلوق را خلاف اینست كه اسم وى از فعل مشتق است. تا رحمت نكند او را رحیم نگویند،

عن اسماء بنت یزید عن النبى صلى اللَه علیه و آله و سلّم قال فى هاتین الآیتین. اسم اللَه الاعظم و الهكم اله واحد لا اله الّا هو الرّحمن الرّحیم، الم، اللَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ الْحَیُ الْقَیُومُ إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ... الآیة... ابن عباس گفت چون این آیت از آسمان فرود آمد كه وَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ كافران گفتند ان محمدا یقول و الهكم اله واحد فلیأتنا بآیة ان كان من الصادقین. محمد میگوید خدا یكى است اگر چنانست كه میگوید تا نشانى نماید ما را و حجتى آرد كه بر راستى وى دلالت كند، پسر رب العالمین این آیت فرو فرستاد كه " إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ ... "

هر چه درین آیت گفت همه نشانهاى كردگارى و یكتایى خداوندست عز و جل، در هر چیزى نشانیست و در هر نشانى از لطف وى برهانیست، در كرد وى قدرت پیدا، و در نظام آن حكمت پیدا، و در لطافت آن علم پیدا، و در قوام آن كمال و كفایت پیدا.

اول در آسمان نگر كه چون برداشت، و بى ستون بر هواء قدرت بداشت رفع سمكها فسوّیها، سمكى بدان بزرگى بر هواء بدان نازكى، ازین عجبتر هوایى بدان لطیفى چون بردارد بارى بدان كثیفى، ازین طرفه تر آن میغ گرانست كه معلق بر باد بزانست، میغ بى چشم میگرید، باد بى پر میپرد رعد بى جان مى نالد، اینست لطافت و حكمت، اینست زیبایى صنعت و كمال قدرت، آسمانى بباران گریان، بر وى چرخ گردان، باد از وى خیزان، هزاران چراغ در وى درخشان، همه بر پى یكدیگر پویان، و بى زبان خالق را تسبیح گویان وَ إِنْ مِنْ شَی ءٍ إِلَا یُسَبِحُ بِحَمْدِهِ "  گاه پوشیده بخلالى از میغ، گاه سبز و درخشان چون روى تیغ، دو چراغ دیگر در وى فروزان، یكى سوزان یكى گدازان، عمر نوردان و هنگام سازان، گیتى را شمار، و روزگار را طومار، یكى شب آراى، یكى روز افروز، یكى شتابنده چون هزیمتى، یكى گران رو چون نو آموز.

دیگر آیت، زمین است كه هر كس را در آن وطن، و هر چیز را در آن سكن، زنده را مادر، و مرده را چادر، بار زنده میكشد، و عوراء مرده مى پوشد، شادروانى از گرد كرده، و بر روى آب بداشته، هر دو دشمن یكدیگر آن گه هر دو دل بر هم نهاده، و تن فراهم داده، نه گرد را از آب زیانى، نه آب را از گرد نقصانى.

زمین بر روى آب همچون كشتى بر روى دریا، و كشتى را از حشو ناگزیرست تا گران گردد و موج كه زیر آن خیزد آن را به نگرداند، همچنین كوه هاى بلند در زمین او كند چنانك گفت " وَ جَعَلْنا فِیها رَواسِیَ شامِخاتٍ " تا زمین بوى گران شد، و بر آب آرام گرفت هر كه در عالم بنا كرد از آب نگه داشت، بنا را بآرامش پیوند كرد، كه جنبش بنا اساس را منتقض گرداند، و آب چون بر پى رود بنا را تباه كند، صانع قدیم حكیم پس عالم بر آب نهاد، و سقف وى گردان آفرید، تا بدانى كه صنع وى بصنع كس نماند.

آیت دیگر تاریكى شب است و روشنایى روز، این تاریكى از آن روشنایى پدید كرد، و آن روشنایى ازین تاریكى برآورد، و هر دو بر پى یكدیگر داشت. چنانك گفت " جَعَلَ اللَیْلَ وَ النَهارَ خِلْفَةً " آن گه شب تاریك را بماه منور كرد، و روز روشن را بچراغ خورشید مطهّر و معطر تا آنچه در شب بر بنده فائت شود بروز بجاى آرد، و آنچه در روز فائت شود بشب بجاى آرد، و خداى را عز و جل در آن بستاید و از وى آزادى كند، اینست كه اللَه گفت " لِمَنْ أَرادَ أَنْ یَذَكَرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً "

آیت دیگر كشتى است بر روى دریا وَ الْفُلْكِ الَتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِما یَنْفَعُ النَاسَ، دریا از بهر آدمى نرم شده و منفعت خلق را رام كرده، تا كشتى بروى آسان رود، و بآب فرو نشود، و ملاح هدایت یافته تا باد راست از كژ بشناخته، و ستاره را آفریده تا وى را راهبر و دلیل شده. اگر نه رحمت خداوند بودى و مهربانى وى بر بندگان و ساختن كار و اسباب معیشت، لختى چون فراهم نهاده و در هم بسته در آن موجهاى چون كوه كوه چون برفتى؟ یا خود چون بماندى؟ لكن برحمت خود آن دریاها مسخّر كرد و بساخت آدمیان را، و زیر كشتى روان ساخت تا بفرمان خالق هر جا كه آدمى بخواهد كشتى میرود و منفعت میگیرد، اینست كه رب العزة منت نهاد بر بندگان و گفت اللَهُ الَذِی سَخَرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِیَ الْفُلْكُ فِیهِ بِأَمْرِهِ.

آیت دیگر بارانست، كه از آسمان فرود آید تا زمین مرده بدان زنده شود و نبات بر آرد، چنانك اللَه گفت: وَ ما أَنْزَلَ اللَهُ مِنَ السَماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قطره هاى باران در میغ تعبیه كند، و آن میغ گران بار بر هواء قدرت بدارد، آن گه بادى گرم فرستد تا میغ از هم برگشاید، و قطرات از آن بریزد، چنانك اللَه گفت وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَاجاً و با هر قطره فریشته، تا چنانك فرمان بود بجاى خود مى رساند، چون باران بزمین رسد آن زمین مرده زنده شود، بجنبد و شكافته گردد، و از آن انواع نبات و اصناف درختان برآید، نبات رنگارنگ و درختان گوناگون، رنگهاى نیكو، و طعمهاى شیرین و بویهاى خوش، بار لختى حلوا، بار لختى روغن، بار لختى دارو، و لختى ترش، لختى شیرین، لختى خوردن را، لختى پیرایه را، لختى هم میوه و هم روغن، لختى هم میوه و هم جامه، لختى غذاء آدمیان، لختى غذاء ستوران، لختى غذاء مرغان، عاقل چون در نگرد داند كه این ساخته را سازنده ایست و آراسته را آراینده، و رسته را رویاننده، هر یكى بر هستى اللَه گواه و او را به یگانگى وى نشان، نه گواهى دهنده را خرد، نه نشان دهنده را زبان و لقد قالوا و فى كل شی ء له آیة در صنع آله بى عدد برهانست تدلّ على انه واحد در برگ گلى هزارگون دستانست

آیت دیگر
جانورانند ازین چهارپایان و مرغان و حشرات زمین و ددان بیابان یقول تعالى و تقدس وَ بَثَ فِیها مِنْ كُلِ دَابَةٍ هر یكى برنگى و شكلى دیگر، بر صفتى و صورتى دیگر، هر یكى را الهام داده كه غذاء خویش چون بدست آرد، و بچه خویش را چون نگه دارد، و آشیان خویش چون كند، و جفت خویش چون شناسد، و از دشمن چون پرهیزد، و آفریدگار خود را چون ستاید، اگر وى را عقل و زبان بودى از فضل و عنایت آفریدگار خویش چندان شكر كردى كه آدمى در تعجب بمانید، هر چند كه سر تا پاى وى بزبان حال این شكر میكند و تسبیح میگوید وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ پس باید كه این جانوران را بچشم حقارت ننگرى، و آن را خوار ندارى، و بدانى كه خداى را عز و جل در آفرینش آن حكمتهاست و تعبیه ها كه آدمى از دریافت آن عاجز آید.

گر چه خوبى تو سوى زشت بخوارى منگر
كاندرین ملك چو طاوس بكارست مگس


ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)





مطالب اخیر وبلاگ :
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
روایت مولا علی(ع) از زمان ظهور
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.