النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِیمٌ ﴿158﴾ در حقیقت صفا و مروه از شعایر خداست [كه یادآور اوست] پس هر كه خانه [خدا] را حج كند یا عمره گزارد بر او گناهى نیست كه میان آن دو سعى به جاى آورد و هر كه افزون بر فریضه كار نیكى كند خدا حق شناس و داناست.
صبغه لله

إِنَ الصَفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَهِ صفا و مروه از نشانهاى ملت اللَه است،
 فَمَنْ حَجَ الْبَیْتَ هر كه قصد و آهنگ خانه كند
أَوِ اعْتَمَرَ یا بزیارت خانه شود،
فَلا جُناحَ عَلَیْهِ برو تنگى نیست،
أَنْ یَطَوَفَ بِهِما كه طواف كند میان آن هر دو،
وَ مَنْ تَطَوَعَ خَیْراً و هر كه از طوع و خواست دل خویش كارى كند
فَإِنَ اللَهَ شاكِرٌ عَلِیمٌ اللَه سپاس دارست و پاداش ده بكردار خلق، دانا

إِنَ الَذِینَ یَكْتُمُونَ ایشان كه پنهان میدارند
ما أَنْزَلْنا آنچه ما فرو فرستادیم
مِنَ الْبَیِناتِ از پیغامهاى روشن و نشانهاى پیدا
وَ الْهُدى و راه نمونى،
مِنْ بَعْدِ ما بَیَنَاهُ لِلنَاسِ پس آنك ما آن را پیدا كردیم مردمان را،
فِی الْكِتابِ در نامه خویش
أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اللَهُ ایشان آنند كه اللَه لعنت میكند بریشان
وَ یَلْعَنُهُمُ اللَاعِنُونَ و بایشان میرسد لعنت لعنت گران.

إِلَا الَذِینَ تابُوا
مگر اینان كه توبت كردند،
وَ أَصْلَحُوا و تباه كرده راست كردند،
وَ بَیَنُوا و پنهان كرده پیدا كردند،
فَأُولئِكَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ ایشان آنند كه ازیشان توبه پذیرم،
وَ أَنَاالتَوَابُ الرَحِیمُ و منم خداوند توبه پذیر بخشاینده مهربان.

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا ایشان كه كافر شدند بخداى خویش
وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَارٌ و بمردند و ایشان بر كفر خویش بودند،
أُولئِكَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَهِ ایشانند كه بریشانست لعنت خدا
وَ الْمَلائِكَةِ و لعنت فریشتگان وى
وَ النَاسِ أَجْمَعِینَ و لعنت راه راستان مردمان همه،
خالِدِینَ فِیها جاویدان در آتش ایشانند
لا یُخَفَفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ سبك نكنند ازیشان عذاب هرگز
وَ لاهُمْ یُنْظَرُونَ و نه در ایشان نگرند.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنَ الصَفا وَ الْمَرْوَةَ
صفا سنك سپید سخت باشد یعنى صافى كه در آن هیچ خلطى نبود از خاك و گل و غیر آن،
و مروه سنگى باشد سیاه و سست و نرم كه زود شكسته شود.

و گفته اند آدم و حوا چون آنجا رسیدند آدم بكوه صفا فرو آمد و حوا بكوه مروه پس هر دو كوه را بنام ایشان باز خواندند، صفا از آن خواندند كه آدم صفى آنجا فرو آمد، و مروة از آن گفت كه مرأة یعنى جفت آدم آنجا فرو آمد.

مِنْ شَعائِرِ اللَهِ اى متعبّداته التی اشعرها اللَه، اى جعلها اعلاما لنا. شعائر اللَه اعلام دین حق باشد و نشانهاى ملت حنیفى، امّا اینجا مناسك حج میخواهد، فكانه قال " انّ الطواف بالصفا و المروة من اعلام دین اللَه و مناسك حجّه  " طواف كردن میان صفا و مروه از مناسك حج است و از اركان آن، و این طواف آنست كه علما آن را سعى خوانند، مصطفى (ع) گفت  " انّ اللَه كتب علیكم السعى كما كتب علیكم الحج "....

ابن عباس قومى را دید كه میان صفا و مروه طواف میكردند، گفت این سنت مادر اسماعیل است كه چون اسماعیل گرسنه و تشنه شد و وى تنها بود و كس از آدمیان حاضر نه، و طعام و شراب نه، برخاست و بكوه صفا بر شد و روى در وادى كرد، تا خود هیچكس را بیند، هیچكس را ندید فرو آمد، چون بوادى رسید گوشه درع بر گرفت و بشتافت، و گرم برفت تا بر مروه رفت، در نگرست كسی را ندید، دیگر باره فرو آمد قصد صفا كرد، تا هفت بار چنین بگشت، پس رب العالمین بركات قدم وى را و متابعت سنت وى را آن طواف بر جهانیان فرض كرد تا بقیامت.

فَمَنْ حَجَ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ... معنى حج و عمره زیارت كردن خانه كعبه را، و قصد آن داشتن. میگوید هر كه حج كند یا عمره فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَوَفَ بِهِما بر وى تنگى نیست كه میان صفا و مروه سعى كند. تشدید در طاء از اخفاء تاء است در طاء، اصل آن یتطوف است.

و اصل قصه آنست كه در زمان جاهلیت مردى و زنى در كعبه شدند بفاحشه اى، و نام مرد اساف بن یعلى بود و نام زن نائلة بنت الدیك، هر دو را مسخ كردند، پس عرب ایشان را بیرون آوردند، و عبرت را یكى بر صفا نهادند و یكى را بر مروة، تا خلق از اطراف میآمدند و ایشان را میدیدند. روزگار بریشان دراز شد، و پسینیان با ایشان الف گرفتند، چشمها و دلها از ایشان پر شد، شیطان بایشان آمد و گفت كه پدران شما اینان را مى پرستیدند، و ایشان را بر پرستش آنان داشت. روزگار دراز در زمان فترت و جاهلیت، پس چون اللَه تعالى رسول خود را به پیغام بنواخت، و اسلام در میان خلق پیدا شد، قومى از مسلمانان كه در جاهلیت دیده بودند كه آن دو بت را مى پرستیدند، تحرّج كردند از سعى كردن میان صفا و مروه، ترسیدند كه در چیزى افتند از آنكه در زمان جاهلیت در آن بودند.

اللَه تعالى این آیت فرستاد كه سعى كنید، و آن حرج كه ایشان میدیدند از ایشان بنهاد.
اگر كسى گوید كه چون فرمود كه حجّ و عمره از شعائر اللَه، دیگر فرمود فلا جناح علیه ان یطوّف بهما؟ مى گوییم كه بر صفا اساف بود و بر مروه نائله و آن دو بت بود، و بعضى گفته اند كه دو كس بودند مردى و زنى زانیان و اكنون از چهار ركن حج یكى سعى است، .......

فَإِنَ اللَهَ شاكِرٌ عَلِیمٌ شاكر نامى است از نامهاى خداوند عز و جل، و معنى این نام آنست كه از بنده طاعت خرد پذیرد و آن را بزرگ كند و عطاء خود بسیار دهد و آن را اندك شمرد. ازینجا گفته اند دابّة شكور چارپایى كه علف اندك خورد و زود فربه شود، نه بینى كه خداى عز و جل این همه نعمت راحت و انواع لذات و شهوات در دنیا بر بندگان خود ریخت، آن گه آن را چیزى اندك خواند و گفت " قُلْ مَتاعُ الدُنْیا قَلِیلٌ " و در عقبى آن همه كرامت و نواخت كه در بهشت دوستان را داد آن را غرفه خواند و گفت أُوْلئِكَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا و طاعات بنده و اعمال وى چون باز گفت اگر چه اندك است و ناچیز آن را بسیار خواند و بر وى ثنا كرد و گفت و الذاكرون اللَه كثیرا و الذاكرات اینست معنى شاكر در نامهاى خداوند عز و جل گناه بزرگ از بنده در گذارد، و طاعت خرد بزرگ كند، و عطاء بزرگ خود اندك شمرد سبحانه ما اكرمه بعباده و الطفه!

إِنَ الَذِینَ یَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا... الآیة... عموم این آیت دلیل است كه هر آن كس كه علم پنهان كند و از اهل خویش باز گیرد مستوجب عقوبت گردد.

و بهذا قال النبى " من سئل عن علم فكتمه ألجمه اللَه بلجام من نار " و این معنى منافى آن خبر نیست كه مصطفى گفت " واضع العلم فى غیر اهله كالمانع اهله " كه این مخصوص است بنا اهل، كه در شر استعانت بعلم كند و حق آن بنشناسد، و حرمت آن ندارد، و این علم به نزدیك اللَه كمتر از دنیا نیست كه مصطفى (ع) گفت : عرض حاضر یاكل منها البرّ و الفاجر.
جز آنكه در شرع از سفیه كه انفاق آن نه بر وجه خویش كند منع كنند فذلك فى قوله تعالى وَ لا تُؤْتُوا السُفَهاءَ أَمْوالَكُمُ... الآیة

إِنَ الَذِینَ یَكْتُمُونَ... الآیة مفسران گفتند اینان علما و رؤساى جهودان اند چون كعب اشرف و ابن صوریا و كعب اسید و امثال ایشان.
میگوید ایشان كه پنهان كردند آنچه ما از آسمان فرو فرستادیم مِنَ الْبَیِناتِ از آنچه روشن كردیم، و در توریة بیان آن فرستادیم از حلال و حرام و حدود و فرائض و رحم.

وَ الْهُدى صفت و نعت مصطفى (ع)، و اثبات نبوت وى. و یقال البیّنات مشار بها الى الآیات
المنزلة، و الهدى الى ما یستدل به من الامارات.
مِنْ بَعْدِ ما بَیَنَاهُ لِلنَاسِ فِی الْكِتابِ پس از آنك بنى اسرائیل را در كتاب توریة این همه روشن كردیم ایشان پنهان میكنند. أُولئِكَ یَلْعَنُهُمُ اللَهُ معنى لعنت راندن است و دور كردن از رحمت و خیر خویش، میگوید بریشان دو لعنت است یكى لعنت حق دیگر لعنت خلق
لعنت حق آنست كه ایشان را براند و از رحمت خود دور كند، و لعنت خلق آنست كه از خداى عز و جل خواهند تا ایشان را از بر خویش براند و از رحمت خود دور كند. و لعنت خلق آنست بآنكه گویند اللهم العنهم و خلاف است میان علما كه این لاعنان كه اند؟
قومى گفتند فریشتگانند، ابن عباس گفت كلّ شى ء الّا الجن و الانس. حسن گفت " عباد اللَه اجمعون" ............

كقوله تعالى وَ الشَمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ  لِی ساجِدِینَ إِلَا الَذِینَ تابُوا الآیة... مگر قومى كه توبه كنند ازین جهودان و از شرك بایمان آیند و از معصیت باطاعت گردند. وَ أَصْلَحُوا و دلهاى كژ كرده و تباه كرده راست كنند، و با راه آورند، و سرهاى خود با حق آبادان دارند وَ بَیَنُوا و صفت و نعت مصطفى كه پوشیده میداشتند آشكارا كنند، و بر خلق روشن دارند فَأُولئِكَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ ایشانند كه ایشان را مى باز پذیرم و از گناهشان در گذرم و بیامرزم، و من خداوند باز پذیرنده و مهربانم از من بخشاینده تر و مهربانتر كس نیست بر بندگان.

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَارٌ الآیة... ایشان كه كافر میرند لعنت خداى بر ایشان است و لعنت فریشتگان، و همه مردمان،
اگر كسى گوید اهل دین ایشان لعنت نكنند بر ایشان پس چرا همه مردمان گفت؟
جواب آنست كه این در قیامت خواهد بود، كه اول خداى عز و جل بر كافران لعنت كند پس فریشتگان پس همه مردمان، و ذلك فى قوله یَوْمَ الْقِیامَةِ یَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً و روا باشد كه تخصیص درین عموم شود و مؤمنانرا خواهد، تا هم در دنیا لعنت كنند بر ایشان و هم در عقبى.

..... خالِدِینَ فِیها جاوید در آن لعنت اند در میان آتش یعنى كه همیشه از رحمت و خیر دورند و بعذاب نزدیك، كه هرگز آن عذاب ازیشان برندارند و سبك نكنند، و مهلت ندهند كه باز آیند عذرى خواهند، و دریشان خود ننگرند و نه خازنان سخن ایشان را جواب كنند و نه فریاد رسند.


النوبة الثالثة
قوله تعالى إِنَ الصَفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَهِ الآیة...
اشارتست بصفوة دل دوستان در مقام معرفت، و مروه اشارتست بمروت عارفان در راه خدمت.
میگوید آن صفوت و این مروت در نهاد بشریت و بحر ظلمت از نشانهاى توانایى و دانایى و نیك خدایى اللَه است. و الیه الاشارة بقوله تعالى یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُلُماتِ إِلَى النُورِ پس نه عجب اگر شیر صافى از میان خون بیرون آرد، عجب آنست كه این درّیتهم در آن بحر ظلمت بدارد، و جوهر معرفت در صدف انسانیت نگه دارد.

حكایت كنند كه ذو النون مصرى مردى را دید كه ظاهرى شوریده داشت گفت دلم او را میخواست و بولایت وى گواهى میداد، اما نفس من او را مى نخواست و مى نپذیرفت،
ساعتى درین اندیشه بودم میان خواست دل و ردّ نفس.
آخر آن جوانمرد بمن نگرست یا ذو النون الدّر وراء الصدف، گفت صدف انسانیّت را چه بینى؟
آن در بین كه در درون صدف است آرى چنین است و لكن میدان كه نه در هر صدفى درو گوهر بود، چنانك نه در هر شاخى میوه و ثمر بود،
نه در هر چاهى یوسف دلبر بود،
نه بر هر كوهى موسى انور بود،
نه در هر غارى احمد پیغامبر بود،
نه در هر دلى یاد دوست مهربان بود،
نه در هر جانى مهر جانان بود،

دلى كه درو یاد اللَه بود در كنف رعایت و در خدد حمایت معصوم بود،
جانى كه درو مهر جانان بود در بحر عیان غرقه نور بود،
اینست كه آن عزیز روزگار گفت قلوب المشتاقین منوّرة بنور اللَه، و اذا تحرك اشتیاقهم اضاء النور ما بین السماء والارض، فیعرضهم اللَه على الملائكة، فیقول هؤلاء المشتاقون الىّ، اشهدكم انّى الیهم اشوق، و قیل من اشتاق الى اللَه اشتاق الیه كل شى ء.

...........
ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)





مطالب اخیر وبلاگ :
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.