ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ لَنَبْلُوَنَكُمْ الآیة... النون فیه للتأكید، و اللام جواب قسم محذوف على تقدیر و اللَه لنبلونّكم اى لنعاملنّكم معاملة المختبر، گفت با شما آن معاملت كنیم كه كسى كه آزمایش كند بِشَی ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ على تقدیر،
قرآن

شافعى گفت این خوف بیم دشمن است در غزا، و این گرسنگى روزه ماه رمضان است و این كاست از مال زكاة صامت، و این كاست از تن آزاد كردن بردگان، و این كاست از میوه صدقه خرما و انگور و گفته اند كه جوع آن قحط است كه اهل مكه را هفت سال رسیده بود. وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ آن بود كه مال و نعمت از دست ایشان بشد. وَ الْأَنْفُسِ بیمارى و پیرى و مرگ است. وَ الثَمَراتِ مرگ فرزندان كه فرزند را ثمره دل خوانند ذلك فى قوله صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " اذا مات ولد العبد قال اللَه لملائكته أ قبضتم ولد عبدى؟ فیقولون نعم. فیقول أ قبضتم ثمرة فؤاده؟ فیقولون نعم فیقول ما ذا قال عبدى؟ فیقولون حمدك و استرجع فیقول ابنوا لعبدى بیتا فى الجنة و سمّوه بیت الحمد.

و ابتلاء ایشان باین چند چیز از بهر آن بود كه تا چون پسینیان شنوند زودتر به پذیرفتن دین و اتباع صحابه درآیند، كه گویند اگر نه این دین حق بودى و حجت آن روشن ایشان برین بلاها و مصیبتها با این دین صبر نكردندى، پس آن ایشان را چون برهانى باشد، بدین حق در آیند و اتباع صحابه كنند.

آن گه مصطفى را گفت وَ بَشِرِ الصَابِرِینَ الَذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قالُوا...
اى مهتر! این شكیبایان را بر آن مصیبتها و محنتها بشارت ده، آنان كه چون مصیبتى بایشان رسد گویند: إِنَا لِلَهِ وَ إِنَا إِلَیْهِ راجِعُونَ انّا للَه اى نحن و اموالنا للَه عبیدا و ملكا، یفعل فیها ما یشاء وَ إِنَا إِلَیْهِ راجِعُونَ اى مقرون بالبعث بعد الموت فاللّه تعالى قادر علیه.

انّا للَه اقرار است ببعث و نشور و ثواب و عقاب، كه اللَه بآن قادر است و آن را توانا و بآن دانا. ....

پس ایشان را وعده داد كه اگر در مصیبتها صبر كنند و جزع نكنند و استرجاع گویند، بر ایشانست از خداوند ایشان نه یك رحمت بلكه رحمتها، پس یكدیگر، ازین جهت صلوات بجمع گفت.

أُولئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ و صلاة رحمت است و ثناء نیكو، و رحمت خداوند بر بندگان فراوانست و وجوه آن بسیار دعاء ایشان اجابت میكند، و بر طاعت اندك سپاس دارى میكند، و روزى فراخ بایشان مى رساند، و بركت در معاش و در زندگانى میكند، و در حال درماندگى و بیچارگى و بیمارى و درویشى فریاد میرسد، و بر دشمنان نصرت میدهد، و توفیق طاعت و روشنایى معرفت و هدایت میدهد. اینست كه رب العزة گفت وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ...

قوله تعالى: فَاذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ... الآیة... اینست یاد دوست مهربان، آسایش دل و غذاء جان، یادى كه گوى است و انسش چوگان، مركب او شوق و مهر او میدان، گل او سوز و معرفت او بوستان، یادى كه حق در آن پیدا، بحقیقت حق پیوسته از بشریت جدا، یادى كه درخت توحید را آبشخورست دوستى حق مر آن را میوه و برست.
اینست كه رب العالمین گفت لا یزال العبد یذكرنى و اذكره حتى عشقنى و عشقته. این نه آن یاد زبان است كه تو دانى، كه آن در درون جانست.
بو یزید روزگارى بر آمد كه ذكر زبان كمتر كردى، چون او را از آن پرسیدند.
گفت عجب دارم ازین یاد زبان، عجبتر ازین كو بیگانه است، بیگانه چكند در میان، كه یاد اوست خود در میان جان.

در قصه عشق تو بسى مشكلهاست
من با تو بهم میان ما منزلهاست
عجبت لمن یقول ذكرت ربى
فهل انسى فاذكر ما نسیت.


آن عزیز وقت خویش در مناجات گوید:
خداوندا! یادت چون كنم كه خود در یادى و رهى را از فراموشى فریادى، یادى و یادگارى، و دریافتن خود یارى،
خداوندا هر كه در تو رسید غمان وى برسید، هر كه ترا دید جان وى بخندید. بنازتر از ذاكران تو در دو گیتى كیست؟ و بنده را اولیتر از شادى تو چیست؟
اى مسكین تو خود یاد كرد و یادداشت وى چه شناسى! سفر نكرده منزل چه دانى! دوست ندیده از نام و نشان وى چه خبر دارى؟

معبود خودى و عابد خویشتنى
زیرا كه براى خود كنى هر چه كنى


اگر بجان خطر كى با خطر شوى، و گر روزى بكوى حقیقت گذر كنى وز انجا كه سرست او را یاد كنى آن بینى كه " لا عین رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر

یك بار بكوى ما گذر باید كرد
در صنع لطیف ما نظر باید كرد
گر گل خواهى بجان خطر باید كرد
دل را ز وصال ما خبر باید كرد


و فى بعض كتب اللَه عبدى! ستدكرنى اذا جربت غیرى انى خیر لك ممن سواى،
بنده من چون دیگران را بیازمایى و ببینى , آن گه تو قدر ما بدانى و حق ما بشناسى، یا چون نامهربانى ایشان بینى مهربانى و وفادارى ما دریابى، و بدانى كه ما بر تو از همگان مهربان تریم، و به كار آمده تر.

عبدى أ لم اذكرك قبل ان تذكرنى
بنده من یك نشان مهربانى ما آنست كه نخست ما ترا یاد كردیم، پس تو ما را یاد كردى،
أ لم أحبّك قبل ان تحبّنى ؛ نخست من ترا خواستم پس تو مرا خواستى.

عبدى! ما استحییت منى اذ اعرضت عنى و اقبلت على غیرى؟ فاین تذهب و بابى لك مفتوح و عطائى لك مبذول این چنانست كه گویند.

ترا باشد هم از من روشنایى
بسى گردى و پس هم با من آیى


بعزّت عزیز كه اگر یك قدم در راه او بردارى هزار كرم ازو بتو رسد،
منك یسیر خدمة و منه كثیر نعمة، منك قلیل طاعة و منه جلیل رحمة. و الیه اشار النبى صلى اللَه علیه و آله و سلّم حكایة عن اللَه و عز و جل من ذكرنى فى نفسه ذكرته فى نفسى، و من ذكرنى فى ملاء ذكرته فى ملاء خیر منهم و من تقرب الىّ شبرا تقربت الیه ذراعا، و من اتانى مشیا أتیته هرولة وَ اشْكُرُوا لِی وَ لا تَكْفُرُونِ
گفته اند شكرت له شكر باشد بر دیدار نعمت و بر اعتبار افعال، و شكرته شكرست بر دیدار منعم و بر مشاهده ذات، این شكر اهل نهایت است و آن شكر اصحاب بدایت. رب العالمین دانست كه معظم بندگان طاقت شكر اهل نهایت ندارند كار بریشان آسان كرد و شكر مهین ازیشان فرو نهاد.
نگفت و اشكرونى بل كه گفت: وَ اشْكُرُوا لِی یعنى كه شكر نعمت من بجاى آرید، و حق آن بشناسید، و انگه از شناخت حق حق من بر مشاهده ذات من نومید شوید، كه آن نه كار آب و گل است و نه حدیث جان و دل است، گل را خود چه خطر و دل را درین حدیث چه اثر، هر دو فرا آب ده! و وصل جانان بخود راه ده!

تا كى از دون همتى ما منزل اندر جان كنیم
رخت بر بندیم از جان قصد آن جانان كنیم
شاهد الّا تخافوا از نقاب آمد برون
سر بر آرى خرقه بازان تا كه جان افشان كنیم


یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا... هم نداست و هم شهادت، و هم تهنیت و هم مدحت، ندایى با كرامت، شهادتى با لطافت، تهنیتى بر دوام، مدحتى تمام.

اسْتَعِینُوا بِالصَبْرِ وَ الصَلاةِ بر ذوق علم صبر سه قسم است: بر ترتیب اصبروا و صابروا و رابطوا
اصبروا صبر بر بلاست،
صابروا صبر از معصیت،
رابطوا صبر بر طاعت.

صبر بر بلا صبر محبانست،
صبر از معصیت صبر خائفانست،
صبر بر طاعت صبر راجیانست.

محبّان صبر كنند بر بلا تا بنور فراست رسند،
خائفان صبر كنند از معصیت تا بنور عصمت رسند،
راجیان صبر كنند بر طاعت تا بانس خلوت رسند.

على الجمله بنده را بهمه حال صبر به، كه رب العزة میگوید وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَكُمْ. و اگر صابران را از علو قدر و كمال شرف همین بودى كه إِنَ اللَهَ مَعَ الصَابِرِینَ تمام بودى كه این منزلت مقربانست و رتبت صدّیقان.

وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَهِ... الآیة... فاتتهم الحیاة الدنیویه لكنهم و صلوا الى الحیاة الأبدیة.
چه زیانست ایشان را كه از ذل دنیا باز رستند؟ چون بعز وصال مولى رسیدند؟

گر من بمرم مرا مگویید كه مرد
گو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد


زنده اوست كه بدوست زنده است نه بجان، هر كه بدوست زنده شد اوست زنده جاودان.

پیر طریقت گفت: خداوندا هر كه شغل وى تویى شغلش كى بسر شود؟
هر كه بتو زنده است هرگز كى بمیرد؟
جان در تن گر از تو محروم ماند چون مرده زندانیست،
زنده اوست بحقیقت كش با تو زندگانیست،
آفرین خداى بر آن كشتگان باد كه ملك میگوید زندگانند ایشان.


بَلْ أَحْیاءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ رداء هیبت بر كتف عزّ ایشان و سایه عرش عظیم تكیه گاه انس ایشان، و حضرت جلال حق آرامگاه جان ایشان، فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ.

وَ لَنَبْلُوَنَكُمْ... الآیة.... سنت خداوند عز و جل چنانست كه هر آیت كه بنده را در آن بیم دهد و سیاست نماید، هم بر عقب آن یا پیش از آن بنده را بنوازد و امید نماید، چنانك درین آیت بنده را بذكر آن سیاسات و انواع بلیات باز شكست، پس آن گه بشارت داد و بنواخت و گفت وَ بَشِرِ الصَابِرِینَ و در اول آیت گفت إِنَ اللَهَ مَعَ الصَابِرِین سبحانه ما الطفه! و ارحمه بعباده! وَ لَنَبْلُوَنَكُمْ... میگوید بیازمائیم شما را گاه بترس، و گاه به بیم، گاه بدرویشى، و گاه بگرسنگى، گاه بمصیبت ظاهر، و گاه باندوه باطن، آن بلاء ظاهر و آن مصیبت آشكارا خود آسان كارى است كه گاه بود و گاه نه، چنانك بلاء ابراهیم و بلاء ایوب علیه السّلام، بلاء تمام اندوه باطن است كه یك چشم زخم پاى از جاى بر نگیرد، و هر كه او نزدیكتر و بدوستى سزاوارتر و وصال را شایسته تر اندوه وى بیشتر.
چنانك اندوه مصطفى كه نه بر افق اعلى طاقت داشت و نه بر بسیط زمین قرار،
چنانك پروانه در پیش چراغ، نه طاقت آن كه با چراغ بماند و نه چاره آنك از چراغ دور ماند! بزبان حال گوید:

در هجر همى بسازم از شرم خیال
در وصل همى بسوزم از بیم زوال
پروانه شمع را همین باشد حال
در هجر نسوزد و بسوزد بوصال


آرى هر كه وصل ما جوید و قرب ما خواهد، ناچار است او را بار محنت كشیدن و شربت اندوه چشیدن، آسیه زن فرعون همسایگى حق طلب كرد و قربت وى خواست گفت ربّ ابن لى عندك بیتا فى الجنّة خداوندا در همسایگى تو حجره خواهم كه در كوى دوست حجره نیكوست، آرى نیكوست و لكن بهاى آن بس گرانست، گر هر چیزى بزر فروشند، این را بجان و دل فروشند، آسیه گفت باكى نیست و گر بجاى جانى هزار جان بودى دریغ نیست. پس آسیه را چهار میخ كردند، و در چشم وى میخ آهنین فرو بردند، و او در آن تعذیب مى خندید و شادمانى همى كرد. این چنانست كه گویند.

هر جا كه مراد دلبر آمد
یك خار به از هزار خرماست


بشر حافى گفت در بازار بغداد مى گذشتم یكى را هزار تازیانه بزدند كه آه نكرد، آن گه او را بحبس بردند، از پى وى برفتم
پرسیدم كه این زخم از بهر چه بود،
گفت. از آنك شیفته عشقم.
گفتم چرا زارى نكردى تا تخفیف كردندى؟
گفت از آنك معشوقم بنظاره بود، بمشاهده معشوق چنان مستغرق بودم كه پرواى زاریدن نداشتم
گفتم و لو نظرت الى المعشوق الاكبر و گر دیدارت بر دیدار دوست مهین آمدى خود چون بودى؟
قال فزعق زعقة و مات نعره بزد و جان نثار این سخن كرد.

آرى چون عشق درست بود بلا برنگ نعمت شود.
دولتى بزرگ است این، جمال معشوق ترا بخود راه دهد تا در مشاهده وى همه قهرى بلطف بر گیرى، و لكن:

زان مى نرسد بنزد تو هیچ خسى
در خوردن غمهاى تو مردى باید!



ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)





مطالب اخیر وبلاگ :

قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.