النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: قَدْ نَرى تَقَلُبَ وَجْهِكَ فِی السَماءِ.... الآیة اعلمه انه بمرأى من الحق لیكون متأدّبا بادب الحق، فلمّا استعمل الادب و لم یسأل ما تمنّاه قبله، و لم یزد على النظر الى السماء، اعطاه افضل ما یعطى السائلین چون خداوند كریم باشد و بنده عزیز بنده را بر شرط ادب دارد و راه عمل بوى نماید، و توفیق دهد، آن گه وى را بآن عمل پاداش دهد، و در آن حرمت داشت بستاید گوید " فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ" " نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَهُ أَوَابٌ" همچنین مصطفى را خبر داد كه تو بر دیدار مایى، و در مشاهده عزت مایى، نگر تا حرمت حضرت بشناسى و بادب سؤال كنى، لا جرم چون در دل وى حدیث قبله بود بحكم ادب اظهار آن نكرد و آن آرزو در دل میداشت تا از حضرت عزت خطاب آمد فَلَنُوَلِیَنَكَ قِبْلَةً تَرْضاها آن آرزوى دل تو بدانستیم، و حسن ادب در ترك سؤال از تو بپسندیدیم، و آنچه رضاء تو در آنست از كار قبله ترا كرامت كردیم، اى محمد هر چه در عالم بندگانند همه در طلب رضاء مااند و ما در طلب رضاء تو، همه در جست و جوى مااند و ما خواننده تو، همه در آرزوى نواخت مااند و ما نوازنده تو وَ لَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُكَ فَتَرْضى كعبه اكنون قبله نفس خوددان و ما را قبله جان.
فاذکرونی اذکرکم

چون از حضرت احدیت آن نواختها روان گشت و آن كرامتها در پیوست زبان حال بحكم اشتیاق گفت:

یك ره كه دلت بمهر ما یا زانست
هجرانت كشیدن اى نگار آسانست


بو بكر شبلى گفت قدس اللَه روحه: قبله سه اند قبله عام و قبله خاص و قبله خاص الخاص، اما قبله عام كعبه است در میان جهان، و قبله خاص عرش است بر آسمان، مستوى بر آن خداى جهان، و قبله خاص الخاص دل مریدان و جان عارفان فهم ینظرون بنور قلوبهم الى ربهم بنور دل خویش مى نگرند بخداوند خویش.

گفتم كجات جویم اى ماه دلستان
گفتا قرارگاه منت جان دوستان


گفته اند مصطفى در بدایت وحى و آغاز رسالت چون دعا كردى بزبان گفتى. بعبارت صریح، و در حال آن دعاء وى باجابت مقرون بودى، چنانك رب العالمین حكایت كرد از روز بدر كه مصطفى علیه السلام لشكر اسلام را مدد میخواست فقال تعالى إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ. پس حال وى بجایى رسید كه از حضرت عزت باشارت ملیح وى، و بى عبارت صریح وى، باجابت پیوستى چنانك درین آیت گفت قَدْ نَرى تَقَلُبَ وَجْهِكَ فِی السَماءِ... پس چنان شد كه بى اشارت و بى عبارت باندیشه مجرد اجابت آمدى. چنانك بخاطر وى فراز آمد كه چه بودى اگر این گناهكاران امتم را بیامرزیدندى ! این آیت آمد بر وفق این اندیشه كه رَبَنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا پس كار بدان رسید كه نه اشارت بایست نه اندیشه دل، چنانك وقتى بر دل وى گران آمد نشستن یاران در حجره وى، رب العالمین آیت فرستاد و گفت فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا

النوبة الاولى
قوله تعالى (بقره/148):
لِكُلٍ وِجْهَةٌ و هر گروهى را سوئیست و قبله اى
وَ مُوَلِیها كه وى روى فرا آن میدهد،
اسْتَبِقُوا الْخَیْرات در نیكى كردن كوشید و بر یكدیگر شتابید،
ایْنَ ما تَكُونُوا هر جا كه باشید و بر هر قبله كه باشید
یأْتِ بِكُمُ اللَهُ جَمِیعاً اللَه بعلم و آگاهى بشما میرسد و فردا شما را از از آنجاى آرد همگان
انَ اللَهَ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ كه اللَه بر همه چیز تواناست.

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ و بهر جا كه شوى و بهر سوى كه بیرون شوى
فَوَلِ وَجْهَكَ شَطْرَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ روى خود فرا سوى مسجد حرام ده
وَ إِنَهُ لَلْحَقُ مِنْ رَبِكَ و آن راست است و درست قبله پسندیده و فرموده از خداوند،
وَ مَا اللَهُ بِغافِلٍ عَمَا تَعْمَلُونَ و اللَه تا آگاه نیست از آنچه شما میكنید.

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ و بهر جاى كه شوى و بهر سوى كه بیرون شوى
فَوَلِ وَجْهَكَ شَطْرَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ روى خود فرا سوى مسجد حرام ده
وَ حَیْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ و شما كه امّت وئید هر جا كه باشید رویهاى خویش فرا سوى آن دهید
لِئَلَا یَكُونَ لِلنَاسِ عَلَیْكُمْ حُجَةٌ تا هیچكس را بر شما حجتى نبود از مردمان،
إِلَا الَذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ مگر كسى كه خود بستمكارى حجت جوید از جمله ایشان،
فَلا تَخْشَوْهُمْ مترسید ازیشان
وَ اخْشَوْنِی و از من ترسید،
وَ لِأُتِمَ نِعْمَتِی عَلَیْكُمْ و تا تمام كنم بر شما نعمت خویش
وَ لَعَلَكُمْ تَهْتَدُونَ و مگر تا شما بر راه راست بمانید.

كَما أَرْسَلْنا فِیكُمْ همچنانك فرستادیم در میان شما كه عرب اید
رَسُولًا مِنْكُمْ فرستاده هم از شما از نژاد شما
یَتْلُوا عَلَیْكُمْ آیاتِنا میخواند بر شما آیات و سخنان ما
وَ یُزَكِیكُمْ و شما را هنرى و پاك میكند،
وَ یُعَلِمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ و در شما مى آموزد كتاب من و حكمت خویش
وَ یُعَلِمُكُمُ و در شما مى آموزد
ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ آن چیز كه هرگز ندانستید.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: لِكُلٍ وِجْهَةٌ... الآیة... اى و لكل اهل دین قبلة و متوجه الیه فى الصلاة. هر گروهى را از دین داران و خدا پرستان قبله است كه روى بآن دارند و نماز بآن دارند و نماز بآن میكنند. همانست كه جاى دیگر گفت لِكُلٍ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً گفت هر یكى را از شما شریعتى دادیم ساخته و راهى نموده. آن گه گفت وَ مُوَلِیها این هو خواهى با خداى عز و جل بر كه وى رویهاى ایشان فرا آن گردانید بقضا و توفیق یا بقضا و خذلان، و اگر خواهى این هو با كلّ بر بآن معنى كه هر كس را قبله ایست كه خود روى فرا آن میدهد، و تقدیره هو مولّى الیها لأنّ ولّى الیه نقیض ولّى عنه

و" مولاها " خوانده اند قراءة شامى است و درین قراءة هو با كلّ شود لا بد. میگوید هر كسرا قبله ایست كه روى وى فرا آن داده اند. روى اهل باطل فرا قبله كژ داده اند بقضاء و خذلان، و روى اهل حق فرا قبله راست داده اند بقضا و توفیق، و الامر كلّه بید اللَه.

سْتَبِقُوا الْخَیْرات اى فاستبقوا الى الخیرات قیاما بشكره. میگوید نه در لجاج قبله كوشید كه در نیكیها كوشید و بآن شتابید، بشكر آن كه قبله حق بقضا و توفیق یافتید. و بدان كه وجوه خیرات كه كوشش در آن مى باید و تحصیل آن از بنده در میخواهد فراوانست.

بعضى آنست كه خصوصا بنفس بنده مى باز گردد، و بعضى آنست كه از وى بدیگرى مى تعدى كند. اما آنچه بنفس بنده لازم است توبه است از معصیت، و صبر بر بلا و شدت، و شكر در نعمت و راحت، و استقامت در سرّ و علانیت و گزاردن فرایض و سنن بر وفق سنت و شرط شریعت، و آنچه از وى مى تعدى كند شفقت بردن است بر خلق خداى:
گرسنه را سیر كردن، و تشنه را آب دادن، و برهنه را پوشیدن، و اسیر را رهایى دادن، و گم شده را براه باز آوردن، و امر معروف و نهى از منكر با خلق خدا بكار داشتن، و با ایشان بخلق نیكو زندگانى كردن، و ایشان را نیك خواستن. و اندرین خصال و معانى كه بر شمردیم اخبار و آثار فراوانست، و از جهت شرع مقدس ترغیب تمام است..........

أَیْنَ ما تَكُونُوا یَأْتِ بِكُمُ اللَهُ جَمِیعا میگوید هر جا كه باشید و بر هر قبله كه باشید شما و اهل كتاب. روز قیامت اللَه شما را همگنان بجمع آرد شمار و پاداش را، و مپندارید كه من از انگیختن شما پس از مرگ شما عاجز آیم، كه من همه چیز را تواننده ام و بهمه چیز رسنده. جاى دیگر ازین گشاده تر گفت فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ إِلَى اللَهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُون .

قوله تعالى وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الآیة... اگر كسى گوید چه حكمت است كه در این ده آیت سه جایگه گفت فَوَلِ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ؟
جواب آنست كه هر جایى علتى مفرد است، و بیان علت را هر جاى همان حكم باز آورد.

اول آنست كه رب العالمین با پیغامبر اكرام كرد كه قبله پدر وى ابراهیم او را كرامت كرد، و مصطفى علیه السلام خود آن میخواست و خشنودى و رضاء وى در آن بود چنانك گفت فَلَنُوَلِیَنَكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِ وَجْهَكَ...
دیگر علت آنست كه رب العالمین خبر داد. كه هر صاحب دعوتى را قبله است. كه روى بدان دارد، یعنى كه تو صاحب دعوتى اى محمد و مهتر پیغامبرانى، و كعبه قبله تست روى بقبله خویش آر، و ذلك فى قوله: لِكُلٍ وِجْهَةٌ... الى قوله فَوَلِ وَجْهَكَ.
سدیگر علت در تغییر قبله قطع جهت معاندانست و دفع خصومت ایشان.

و ذلك فى قوله لِئَلَا یَكُونَ لِلنَاسِ عَلَیْكُمْ حُجَةٌ پس هر جایى فایده مجدّد است و علتى محكم، و ذكر آن علت را ذكر حكم، مكرر شد.
اما آنچه دو جایگه باز آورد فَوَلُوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ... آن لطیفه نیكوست، یعنى كه بنده را در روى فرا قبله كردن دو حالست: یكى آنست كه آسان آسان باختیار و تمكن خویش روى دل و تن هر دو فرا كعبه تواند كرد، اگر دور باشد و اگر نزدیك.
دیگر حال آنست كه قبله بر وى مشتبه شود یا مسافر باشد كه نماز نافله كند بر راحله، یا در حال روش، یا نماز خوف برابر دشمن در حال مسایفه، بنده درین حال روى دل در كعبه آرد هر چند بظاهر از آن برمیگردد.

رب العالمین دو جایگه باز گفت فَوَلُوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ تا هر جاى بر یك معنى دلالت كند و مروان را حثّ بود و اللَه اعلم.

قوله لِئَلَا یَكُونَ لِلنَاسِ عَلَیْكُمْ حُجَةٌ قال المفسرون معنى الحجّة هاهنا الخصومة و الجدل، لا الدلیل و البرهان كقوله تعالى قُلْ أَ تُحَاجُونَنا فِی اللَهِ، ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فِیما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ لِیُحَاجُوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِكُمْ لا حُجَةَ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمُ كلّها بمعنى المخاصمة و المجادلة، فسمّاها حجة لان المحتجّ بها یعدها حجة عند نفسه میگوید تا هیچكس را از مردمان بر شما حجتى نبود. یعنى كه فرماینده من باشم، و فرمان در قرآن، و تو فرمانبردار، كسى را بر تو حجتى نبود.

آن گه گفت إِلَا الَذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ این الّا را دو وجه است:
یكى تحقیق كه میگوید مگر كسى خود بستمكارى حجت جوید بر شما، چنانك كافران قریش و جهودان، كه قریش میگفتند محمد در دین خویش متحیّر است و در كار خود فرو مانده، از قبله جهودان برگشت و بقبله ما باز آمد، بدانست كه ما بر حق ایم، مگر بدین ما نیز باز گردد. و جهودان میگفتند محمد برأى و هواء خود از قبله ما برگشت و میگوید كه مرا فرموده اند.

و دیگر وجه آنك إِلَا بمعنى لكن بود، و در قرآن ازین بسیارست معنى آنست كه ایشان كه بر خویشتن مى ستم كنند یعنى جهودان مترسید ازیشان و از من ترسید.

وَ لِأُتِمَ نِعْمَتِی عَلَیْكُمْ معطوف است بر لِئَلَا یَكُونَ میگوید كعبه قبله كردم شما را تا تمام كنم بر شما نعمت خویش.

وَ لَعَلَكُمْ تَهْتَدُونَ گوید و مگر تا شما بر راه راست مانید و بر قبله ابراهیم، كه بر جهودان نه نعمت تمام كردم و نه بر راه راست ماندند.
....
و قال على علیه السّلام تمام النعمة الموت على الاسلام. " و فى روایة اخرى قال على النعم ستة: الاسلام، و القرآن، و محمد و الستر، و العافیة، والغنى عما فى ایدى الناس "

قوله تعالى كَما أَرْسَلْنا الآیة... تقدیره و لاتم نعمتى علیكم كارسالى الیكم رسولا همچنانك شما را پیغامبر فرستادیم و آن نعمت بر شما تمام كردم این نعمت هم تمام كنم كه بر ملة حنیفى و قبله ابراهیم شما را بدارم. و رسول اینجا مصطفى است و آیات قرآن، میگوید رسول ما قرآن بر شما میخواند، وَ یُزَكِیكُمْ و شما را از كفر و شرك پاك میكند، و بدینى میخواند كه چون آن دین دارید و بر آن عمل كنید كنتم از كیاء عند اللَه عز و جل یعنى بنزدیك اللَه پاك باشید و هنرى و زكى.

اگر كسى گوید چونست كه درین آیت تزكیت فرا پیش كتاب و حكمت داشت؟ و در آن كه رَبَنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا تزكیت فا پس كتاب و حكمت داشت؟
جواب آنست كه تزكیت همه از خداست اما بر دو ضرب نهاد یكى گواهى دادن است بنده را بطهارت دل و دین وى و پاكى وى از هر آلایش، و این كمال ایمانست و غایت معرفت، و ثمره تعلم كتاب و حكمت، و ابراهیم (ع) كه در دعا تزكیت خواست در آن آیت این ضرب خواست، از بهر آن از كتاب و حكمت فاپس داشت، كه تا تعلم كتاب نبود این تزكیت حاصل نشود.
دیگر تزكیت بدایت اسلام است از اللَه بیان احكام شرع، و از بنده پذیرفتن آن و عمل كردن بآن. و رتبت این تزكیت پیش از معرفت حقایق كتاب و حكمت است، و درین آیت اشارت باین تزكیت است از بهر آن فرا پیش داشت، و اللَه اعلم.

وَ یُعَلِمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ... كتاب قرآن است و حكمت سنت مصطفى و بیان حلال و حرام و احكام قرآن و مواعظ آن. وَ یُعَلِمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ من فرایضه و شرایعه و ما هو من صلاح دینكم و دنیاكم.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: لِكُلٍ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِیها...الآیة...
قبله هاى خلق پنج است:
یكى عرش،
دوم كرسى،
سوم بیت المعمور،
چهارم بیت المقدس
پنجم كعبه،

عرش قبله حاملان است،
كرسى قبله كروبیان است،
بیت المعمور قبله روحانیانست،
بیت المقدس قبله پیغامبران است،
كعبه قبله مؤمنانست.

عرش از نور است،
كرسى از زراست،
بیت المعمور از یاقوت،
بیت المقدس از مرمر،
كعبه از سنگ.

اشارتست به بنده مؤمن كه اگر نتوانى كه بعرش آیى و طواف كنى، یا بكرسى شوى و زیارت كنى، یا بیت المعمور شوى و عبادت كنى، یا بیت المقدس رسى و خدمت كنى، بارى بتوانى كه اندر شبانروزى پنج بار روى بدین سنگ آرى كه قبله مؤمنان است تا ثواب آن همه بیابى.


ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)





مطالب اخیر وبلاگ :

قبله های خلق !
یاران امام زمان اهل کجا هستند؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
سید حسن نصرالله و یمن
به یمن یمَن آل سعود تحقیر و در پی آن منهزم خواهند شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.