النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: قُولُوا آمَنَا بِاللَهِ... الآیة... فرمان خداوند عالم است، خداوندى سازنده، نوازنده داننده دارنده، بخشنده پوشنده، دلگشاى، رهنماى، سر آراى، مهر افزاى، غالب فضل، ظاهر بذل، سابق مهر، دائم ستر، خداوند جهان، داناى آشكارا و نهان، دایم بثناى خود، قائم بسزاى خود، نه افزود و نه كاست، همه آن بود كه وى خواست، فرمان داد بمؤمنان فرمانى لازم و حكمى واجب وصیّتى بسزا، و به حق پیدا، بزبان كرم با خیر الامم، كه قُولُوا گوئید رهیكان من، بندگان من، و چون گوئید از من گوئید، و چون خوانید مرا خوانید، همه حدیث من كنید، عهد من در جان گیرید، ایمان بمن آرید، مهر من در دل دارید، سخن من گوئید، كه من نیز در ازل حدیث شما كردم، سخن شما گفتم، عطر دوستى شما سرشتم، رحمت خود را از بهر شما نبشتم.

شب

تو همه از مهر من آرى حدیث

من همه از عشق تو گویم سخن


قُولُوا آمَنَا بِاللَهِ اى پیغامبر كه سید سادات و سرور كائنات تویى، گزیده عالمیان و خاتم پیغامبران تویى، و اى امتى كه بهترین امّتان گذشته شما اید، ایمان آرید بهر چه پیغامبران گذشته گفتند و رسانیدند از نامه و پیغام ما، و امت ایشان خواندند و بدان گرویدند. تا هر شرفى و كرامتى كه بجملگى ایشان را بود تنها شما را بود.

این امت پیغام حق نیوشیدند و بحكم فرمان برفتند و گردن نهادند، و بهمه ایمان آوردند. رب العالمین ایمان ایشان بپسندید، و بر جهانیان جلوه كرد و گفت وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌ آمَنَ بِاللَهِ وَ مَلائِكَتِهِ آن گه همه را زیر علم مصطفى علیه السّلام در آورد و اتباع وى گردانید. مصطفى از آن خبر داد گفت: " آدم و من دونه تحت لوائى یوم القیمة " و امت وى را بر گذشتگان پیشى داد و گفت السَابِقُونَ السَابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَبُونَ.

و رسول گفت : " نحن الآخرون السابقون یوم القیمة " فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا الآیة... اى سید خافقین و رسول ثقلین! این كارها همه در پى تو بستیم، و جهانیان را اتباع تو فرمودیم، خادمان ترا عهدنامه محبت نوشتیم، و در محل نظر خود آوردیم، و مخالفان ترا در وهده مذلت و مهانت اوكندیم، من خالفك فهو فى شقّ الاعداء، و من خدمك فهو فى شقّ الاولیاء، هر كه ترا خواست او را خواستیم و بخود راه دادیم، و هر كه برگشت او را سوختیم و بینداختیم، من یطلع الرسول فقد اطاع اللَه

اى مهتر! از برگشتن این بیگانگان و ناسزا گفتن ایشان دل تنگ مدار، كه ما شغل ایشان ترا كفایت كنیم، و رنج ایشان از تو باز داریم، فَسَیَكْفِیكَهُمُ اللَهُ آن گه قومى آریم برنگ توحید برآورده، و بصفت دوستى آراسته، و صبغة اللَه بستر ایشان پیوسته، این " صبغة اللَه " رنگ بى رنگى است، هر كه از رنگ رنگ آمیزان پاك است بصبغة اللَه رنگین است.

آن كس كه هزار عالم از رنگ نگاشت
رنگ من و تو كجا خرد اى ناداشت


پس چون كه بصبغة اللَه رسید، هر كه بوى باز افتد او را برنگ خود كند. چنانك كیمیاء مس را و آهن را برنگ خویش كند، و عزیز گرداند.
اگر بیگانه بوى باز افتد آشنا گردد، وگر عاصى باز افتد مطیع شود، و درین باب حكایات مشایخ بسیار است.
...........

قوله قُلْ أَ تُحَاجُونَنا فِی اللَهِ میگوید اى پیغامبر ما! اى رسول و فرستاده ما! اى سفیر درگاه ما! اى باز مملكت ما! اى دلال شریعت ما! اى شفیع مجرمان، و اى خاتم پیغامبران،
آن بیگانگان را گوى أَ تُحَاجُونَنا فِی اللَهِ چه خصومت سازید با ما ؟!
و چه پیكار كنید با ما در اللَه؟!
و او خداوند ما و شماست خداوندى او همه را لازم، و اقرار دادن بیگانگى و پادشاهى او بر همه واجب، آن گه شما را این چه سود دارد كه گوئید، و چه بكار آید چون نشان بندگى بر خود نه بینید، و رقم اخلاص بر خود نیابید، دانید كه عود چون در مجمر نهند تا آتش در آن نزنید بوى ندهد، چون بزبان گفتید رَبُنا وَ رَبُكُمْ آتش اخلاص باید كه در آن زنید تا بوى توحید بیرون دهد.

اى مهتر كائنات! منّت ما بر خود فراموش مكن، و از نواخت و اكرام ما بر خود ایشان را خبر كن و گوى وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ ما پاك راهانیم و پاك دلان، او را پرستگاران و گردن نهادگان، و بیزار از انباز و انباز گیران.

گفته اند كه جمله شرایع سه چیز است:
یكى اقرار بوجود معبود،
دیگر عمل كردن از بهر وى،
سدیگر اخلاص.

رب العالمین گفت اى محمد!
ایشان را گوى اگر در اقرار و عمل ما را مشاركید، در اخلاص مشارك نه اید، و كار اخلاص دارد و بناء دین بر اخلاص است، و رستگارى در اخلاص است، روش اخلاص در اعمال همچون روش رنگ است در گوهر، چنانك گوهر بى كسوت رنگ سنگى بى قیمت باشد، عمل بى اخلاص جان كندن بى ثواب باشد.

خداوند عز و جل از بندگان خویش در دین اخلاص درخواسته است. گفت وَ ما أُمِرُوا إِلَا لِیَعْبُدُوا اللَهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِینَ و گوهر اخلاص جز در صدف دل ننهاده اند و در دریاى سینه، پس زنده دلى باید نخست تا آنكه اخلاص از وى درست آید.
........


النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ كَذلِكَ همچنین
جَعَلْناكُمْ أُمَةً شما را گروهى كردیم
وَسَطاً بهینه گزیده،
لِتَكُونُوا شُهَداءَ تا گواهان باشید پیغامبران را،
عَلَى النَاسِ بر مردمان از امّتان ایشان،
وَیَكُونَ الرَسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیداً و رسول شما بر شما گواه،
وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ و نكردیم ترا آن قبله
الَتِی كُنْتَ عَلَیْها آنك تو اول بر آن بودى
إِلَا لِنَعْلَمَ مگر كه بدانیم و به بینیم
مَنْ یَتَبِعُ الرَسُولَ آن كیست كه بر پى رسول میرود
مِمَنْ یَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَیْهِ از آن كس به پس مى باز گردد و با پاشنه مى نشیند،
وَ إِنْ كانَتْ لَكَبِیرَةً و آن از قبله بقبله گشتن كارى بزرگ و گران بود
إِلَا عَلَى الَذِینَ هَدَى اللَهُ مگر بریشان كه اللَه دل ایشان را راه نمود و بر راستى بداشت،
وَ ما كانَ اللَهُ لِیُضِیعَ إِیمانَكُمْ و اللَه تباه كردن ایمان شما را نیست
إِنَ اللَهَ بِالنَاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ اللَه بمردمان مهربان است بخشاینده سخت مهربان


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَةً وَسَطاً... گفته اند این آیت عطف بر آن است كه گفت وَلَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُنْیا اى كما اصطفینا ابراهیم و ذریّته كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَةً وَسَطاً اى خیارا عدلا و تحقیق آنست كه این كَذلِكَ در جاى آفرین نهاده اند، چنانچه پارسى گویان گویند چیزى ستودنى را كه " چنان است " شما را گروهى كردیم اى امت محمد " وسطا " بهینه و گزیده. و ازین گشاده تر آنست كه گفت كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَةٍ و عرب بهینه هر چیز را وسط خوانند، و میان مرغزار كه آب و گیاه بیشتر بود و نیكوتر وسط گویند، و مرد بهینه تر را وسیط خوانند و اوسط خوانند قال اللَه تعالى قالَ أَوْسَطُهُمْ اى خیرهم و اعدلهم.

لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَاسِ چون ایشان را اهل شهادت گردانید، صفت عدالت در پیش داشت كه عدالت قرین شهادت است. یعنى لتشهدوا على الامم بتبلیغ الرسالة یوم القیمة، ویكون الرسول على صدقكم شهیدا، اى معدّلا مزكّیا لكم. گفت از آن شما را عدلا خواندیم و بهینه امت كردیم تا فرداى قیامت پیغامبران را گواهى دهید بر امتان ایشان، كه ایشان پیغام حق رسانیدند و امت نپذیرفتند و براست نداشتند. پس چون امت محمد پیغامبران را گواهى دهند بتبلیغ رسالت آن قوم كه بریشان گواهى دهند گویند بچه دانستید و شما از ما پس بودید؟ و ما را نیافتید و ندیدید؟ جواب دهند " باخبار اللَه ایانا فى كتابه الناطق على لسان رسوله الصادق " هر چند كه معاینت شما را ندیده ایم، اما در كتاب خدا خوانده ایم و از رسول حق شنیده ایم، و از سنت وى دانسته ایم، كه ایشان پیغام رسانیدند و شما نپذیرفتید آن گه رسول خدا ایشان را تزكیت كند و بعدالت ایشان گواهى دهد.

این آیت دلیل است كه علم عین شهادت است، و اقامت آن بى اقرار مشهود علیه درست است. كه رب العالمین شهادت این امت بر پیشینیان اثبات كرد بمجرد علم ایشان از كتاب و سنت، و ایشان را نادیده و اقرار ایشان ناشنیده و گفته اند شهید اینجا بمعنى رئیس است چنانك جاى دیگر گفت وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ اى رؤسائكم پس معنى آن باشد كه درین گواهى دادن بر شما و مهتر شما مصطفى است، او با شما گواهى دهد فذلك قوله وَ یَكُونَ الرَسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیداً و یشهد لذلك ما

..........

قوله تعالى وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَتِی كُنْتَ عَلَیْها نكردیم ترا آن قبله كه اول بر آن بودى، یعنى صخره بیت المقدس مگر آن را تا آنكه ترا از آن باز گردانید بقبله دیگر، تا بدانیم و به بینیم كه آن كیست كه بر پى رسول میرود چنانك او میرود و حق مى پذیرد چنانك حق میگردد. و آن كس را باز بینیم. از آن كس كه به پس باز مى گردد. و روا باشد كه باین قبله كعبه خواهد، یعنى كه نكردیم ترا آن قبله كه امروز تو بر آنى، مگر تا به بینیم.
علم اینجا در موضع رؤیت است. اهل معانى گفتند این كلمه تقریر راست نه استفادت را. میگوید آن را كردیم تا آنچه معلوم ماست شما را مقرر شود، و پیدا گردد، این چنانست كه كسى گوید آتش هیزم را سوزد، دیگرى گوید نه سوزد، او جواب دهد كه هیزم بیار و آتش در آن زن تا بدانیم كه مى سوزد یا نه. یعنى كه تا آنچه من دانسته ام بنزدیك تو مقرر شود.

معنى دیگر گفته اند إِلَا لِنَعْلَمَ یعنى لنعلم محمد من یتبعه مِمَنْ یَنْقَلِبُ عَلى عَقِبَیْهِ فاضاف علمه الى نفسه تفضیلا له و تكریما، كقوله تعالى فَلَمَا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ و كقوله یُؤْذُونَ اللَهَ وَ رَسُولَهُ و نظائرهما.

قوله تعالى وَ إِنْ كانَتْ لَكَبِیرَةً إِلَا عَلَى الَذِینَ هَدَى اللَهُ رب العالمین گواهى بداد كه ایشان بر پى رسول رفتند و بهر دو قبله نماز كردند، تحویل قبله بریشان گران نیامد، و در كار رسول در حیرت و تردد نیفتادند، گواهى داد اللَه كه ایشان راست راهان اند و بحق راه بران، و ایشان را این فضیلتى بزرگوارست و كرامتى تمام.

قوله وَ ما كانَ اللَهُ لِیُضِیعَ إِیمانَكُمْ اى صلواتكم الى القبلة الاولى سبب نزول این آیت آن بود كه جهودان گفتند اگر قبله حق كعبه است پس ایشان كه نماز بیت المقدس كردند همه بر ضلالت اند، و ایشان كه در آن روزگار فرو شدند چون اسعد بن زرارة و براء بن معرور بضلالت فرو شدند.
اللَه تعالى گفت در جواب ایشان وَ ما كانَ اللَهُ لِیُضِیعَ إِیمانَكُمْ اللَه تعالى تباه كردن ایمان شما را نیست، كه آنچه كردید از نماز بیت المقدس حق بود و راست، و به نزدیك اللَه محفوظ و ثواب آن حاصل.

قال اهل المعانى وَ ما كانَ اللَهُ لِیُضِیعَ إِیمانَكُمْ یعنى انصرافكم مع النبى حیث صرفكم لیمحص ایمانكم، فلا یضیّعه اللَه دون ان یكون محفوظا عنده حتى یجزیكم به گفت این فرمان بردارى شما و از قبله بقبله باز گشتن، بر متابعت رسول، اللَه تعالى آن را ضایع نكند بل كه آن را مى پسندد، و بنزدیك خویش میدارد تا فردا كه شما را بآن ثواب دهد، وَما كانَ اللَهُ لِیُضِیعَ إِیمانَكُمْ ردّ است بر مرجئان كه گفتند عمل از ایمان نیست.
وجه دلالت آنست كه رب العزة اینجا نماز را ایمان خواند، و نماز عمل بنده است، اگر از ایمان نبودى رب العزة آن را ایمان نخواندى، مذهب اهل حق آنست كه ایمان یك اصل است از سه چیز مركب: از قول و عمل و نیت. بر وفق سنت، تا این سه چیز بهم جمع نشود آن اصل ثابت نگردد، مثال این نفس آدمى است مركب از سه چیز از سر و جوارح و دل تا این سه چیز بهم نبود نفس تمام نخوانند، چون یكى از این سه بیفتاد اسم نفس از وى بیفتاد.

قول از ایمان بمنزلت سرست از نفس، و عمل بمنزلت جوارح، و نیت بمنزلت دل. چون این هر سه خصلت بر موافقت سنت بهم آمد اسم مؤمنى بحقیقت بر وى افتاد. اما چون از وى پرسند كه مؤمنى تو؟ ادب سنت چنانست كه گوید انا مؤمن ان شاء اللَه، انا مؤمن ارجو و این استثنا نه از بهر آنست كه در ایمان و توحید وى شكّ است لكن خوف خاتمت راست، و اتباع سلف صالحین و ائمّة دین را، مصطفى (ع) گفت من قال أنا مؤمن حقّا فهو منافق حقا .... در اخبار صحاح دلائل فراوانست كه اعمال بنده از ایمانست، و در ایمان هم زیادت و هم نقصان است، و استثناء در آن شرط آنست. و مذهب مرجى باطل و طغیان است.

ابو ذر غفارى از رسول خدا پرسید كه ایمان چیست؟ رسول این آیت برخواند لَیْسَ الْبِرَ أَنْ تُوَلُوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ... الى آخر الآیة درین آیت نماز و زكاة و نواخت درویشان و صلت رحم و وفاء عهد و صبر در بأساء و شدت از جمله ایمان شمرد، و جاى دیگر غزا كردن در مال و در نفس ایمان خواند و گفت إِنَمَا الْمُؤْمِنُونَ الَذِینَ آمَنُوا بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَهِ.

جاى دیگر استیذان از رسول خداى از ایمان شمرد، فقال تعالى إِنَمَا الْمُؤْمِنُونَ الَذِینَ آمَنُوا بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا كانُوا مَعَهُ عَلى أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَى یَسْتَأْذِنُوهُ و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " الایمان بضع و سبعون بابا، ادناه اماطة الاذى عن الطریق، و ارفعه قول لا اله الا اللَه "
.....

درین آیات و اخبار دلالت روشن است كه اعمال بنده عین ایمانست و اجزاء آنست، ایمان خود نه یك جزء است تنها چنانك مرجى گفت، بلكه جزؤهاست و آن را شاخهاست از اعمال و طاعات بنده، چنانك در اعمال مى افزاید ایمان وى مى افزاید، و چنانك معصیت مى افزاید ایمان وى مى كاهد. و مرجى كه گفت ایمان یك جزء است و آن قولست بى عمل، لا جرم گوید میان خلق در ایمان تفاضل نیست، و گوید ایمان فریشتگان و پیغامبران و ایمان اهل فسق و فساد یكسانست. كه در آن تفاوت نیست، و در آن زیادت و نقصان نیست، و اگر كسى نماز و روزه و زكاة و حج بگذارد و زنا و دزدى كند و خمر خورد، چون كلمه شهادت گفت بزبان، و ایمان بغیب داد بدل، مرجى میگوید ایمان این كس تمام است، و اگر گوید انا مؤمن حقا این سخن از وى راست است. و بدانك این معتقد بر خلاف قول خدا و رسول است، و مكابره اسلام است و تهاون در دین است. و مرجى بر زبان هفتاد پیغامبر ملعونست و از شفاعت مصطفى محروم است: و بذلك یقول النبى المرجئة ملعونة على لسان سبعین نبیّا و قال صنفان من امتى لا تنالهما شفاعتى یوم القیمة المرجئة و القدریة.
..........
رءوف و رحیم دو نام اند خداى را عز و جل بمعنى رحمت وى بر آفریدگان و مهربانى وى بریشان، و رءوف بناء مبالغت است و در معنى رحمت بلیغ تر، یعنى سخت مهربانست و بخشاینده بر بندگان، و معنى رحمت نه ارادت نعمت است چنانك اهل تأویل گفته اند بل كه ارادت نعمت صفتى دیگر است، و رحمت و مهربانى صفتى دیگر، و اللَه تعالى بهر دو موصوف و بهر دو صفت باینده. قال النبى " ان اللَه سبحانه ارحم بعبده من الوالدة بولدها ".

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)






مطالب اخیر وبلاگ :

منظور از رب المشرقین و رب المغربین در قرآن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)









توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.