ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: رَبَنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ الآیة... تمامى دعاء ابراهیم و اسماعیل است بعد از بناء كعبه، گفتند خداوند ما! در میان این امت مسلمة از فرزندان ما و خاصّه از میان عرب سكان حرم تو، پیغامبرى فرست هم از نژاد ایشان، از فرزندان اسماعیل، یعنى محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم. اللَه تعالى دعاء ایشان اجابت كرد، و مصطفى را بخلق فرستاد و بریشان منت نهاد و گفت هُوَ الَذِی بَعَثَ فِی الْأُمِیِینَ رَسُولًا مِنْهُمْ او خداوندى است كه پیغامبرى امّتى فرستاد، نادبیر و ناخواننده بقویم عرب نادبیران و ناخوانندگان، تا بریشان خواند سخنان خداوند خویش و در ایشان آموزد قرآن و بیم و سنّت خویش.
الهی

و مصطفى بیان كرد كه ابراهیم بدعا او را خواست گفت " انا دعوة ابى ابراهیم و بشارة اخى عیسى، و رأت امّى فى منامها نورا اضاء لها اعناق الإبل ببصرى. یعنى بدعوة ابراهیم.

قول: رَبَنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا الآیة... و كتاب درین آیت قرآن است، و حكمت فهم قرآن و مواعظ آن و بیان احكام حلال و حرام در آن، و هر سخن راست درست كه شنونده را از زشتى باز دارد و بر نیكى دارد آن را حكمت گویند، و گوینده آن حكیم. و این حكمت بر دل و زبان كسى رود كه خود را فا دنیا ندهد، و آلوده علائق نشود، چنانك مصطفى (ع) گفت : " من زهد فى الدّنیا اسكن اللَه الحكمة قلبه و انطق بها لسانه " و قال على بن ابى طالب (ع) " روّحوا هذه القلوب و اطلبوا لها طرایف الحكمة، فانّها تملّ كما تملّ الأبدان "

.......
ایشان را پاك گرداند از نجاست كفر و معاصى، و پاك كند از اوضار بخل بانه زكاة مال ازیشان فراستاند. قال اللَه تعالى خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِرُهُمْ وَ تُزَكِیهِمْ بِها فراستان زكاة مال ایشان تا از اوصاف بخل و اخلاق نكوهیده پاك شوند، كه این زكاة طهور باطن است چنانك آب مطلق طهور ظاهر است، ازینجاست كه صرف زكاة باهل بیت نبوّت روا نیست در شرع، فانها اوساخ الناس.

و قد قال تعالى إِنَما یُرِیدُ اللَهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِرَكُمْ تَطْهِیراً.

قال ابن كیسان وَ یُزَكِیهِمْ اى و یشهد لهم یوم القیمة بالعدالة اذا شهدوا للانبیاء بالبلاغ، این چنان است كه در مجلس قضات و حكام عدالت، گواهان بتزكیه عدول و معتمدان درست كنند، فردا بقیامت امت محمد گواهى دهند پیغامبران را بابلاغ و مصطفى (ع) تزكیه ایشان كند و بعدالت ایشان گواهى دهد، و ذلك فى قوله تعالى لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَاسِ وَ یَكُونَ الرَسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیداً.

............

قوله تعالى وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَةِ إِبْراهِیمَ الآیة... سبب نزول این آیت آن بود كه عبد اللَه سلام دو برادر زاده داشت نام ایشان سلمه و مهاجر. عبد اللَه ایشان را باسلام دعوت كرد گفت: نیك دانسته اید شما و خوانده اید در توریة كه خداى عز و جل گفت انى باعث من ولد اسماعیل نبیّا اسمه احمد، فمن آمن به فقد اهتدى و رشد، و من لم یؤمن به فهو ملعون. گفت من كه خداوندم از نژاد اسماعیل پیغامبرى فرستم بخلق نام وى احمد، هر كه پیغام وى بنیوشد و او را در آن استوار گیرد و بگرود در راست راه شد، و هدایت یافت، و هر كه نگرود رانده است از درگاه ما نابایسته.

پس سلمه مسلمان شد و در دین حق آمد. و مهاجر سر وازد و برگشت و بر كفر خود بپائید. اللَه تعالى در شأن وى آیت فرستاد كه وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَةِ إِبْراهِیمَ اى لا یرغب عنها و لا یتركها. إِلَا مَنْ سَفِهَ... از كیش ابراهیم و دین و سنّت وى روى نگرداند مگر سفیهى جاهل، نادانى خویشتن ناشناس، كه نه اندیشد و تفكر نكند در خود، كه او را از بهر چه آفریده اند و چه كار را در وجود آورده اند، و قد قال تعالى وَ فِی أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ. وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُنْیا اخترناه للنبوّة و الرسالة و الذریة الطّیّبة او را برگزیدیم و پاك كردیم و هنرى، درین جهان نبوت و رسالت را و تا فرزندان پاك از پشت او بیرون آریم، و در پیوندیم ذُرِیَةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ إِنَهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَالِحِینَ اى مع آباده المرسلین فى الجنة و در آن جهان با پدران خویش از پیغامبران و فرستادگان ما در بهشت شود این همچنانست كه یوسف صدیق بدعا خواست تَوَفَنِی مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصَالِحِینَ گفت خداوندا مرا مسلمان میران و به پدران خویش از پیغامبران و نواختگان تو در رسان.

وقیل فیه تقدیم و تأخیر تقدیره و لقد اصطفیناه فی الدنیا و الآخرة و انه لمن الصالحین او را برگزیدیم و نواخت خود برو نهادیم هم در دنیا و هم در آخرت، و پیغامبران ما همه خود برگزیدگانند و نواختگان.

قال اللَه تعالى وَ إِنَهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیارِ اینجا در عموم ابراهیم را بستود و در آیت ورد بر خصوص هم چنان چون بصفت صلاح ستود، در این آیت گفت وَ إِنَهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَالِحِینَ جاى دیگر گفت بر عموم كُلًا جَعَلْنا صالِحِینَ.



النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً این دعاء خلیل هم از روى ظاهر بود هم از روى باطن:
از روى ظاهر آنست كه گفت بار خدایا! هر كه درین شهر باشد وى را ایمن گردان بر تن و بر مال خویش، و دشمن را بر وى مسلط مكن،
و از روى باطن گفت بار خدایا! هر كه درین شهر شود او را از عذاب خود ایمن گردان، و بآتش قطیعت مسوزان.
رب العالمین دعاء وى از هر دو روى اجابت كرد، و تحقیق آن را گفت وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ و قال تعالى جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ یُتَخَطَفُ النَاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ میگوید سكّان حرم خود را ایمن كردم از آنچه میترسند، و دست ظالمان و دشمنان ازیشان كوتاه كردم، و تسلط جباران و طمع ایشان چنانك بر دیگر شهرهاست ازین شهر بازداشتم، و جانوران را از یكدیگر ایمن گردانیدم تا گرگ و میش آب بیكدیگر خورند، و وحشى با انسى بیكدیگر الف گیرند. این خود امن ظاهرست،

و امن باطن را گفت وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً ابونجم صوفى قرشى گفت شبى از شبها در طواف بودم فرا دلم آمد كه یا سیّدى قلت وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً من اىّ شى ء؟ خداوندا تو گفتى هر كه در حرم آید ایمن شد، از چه چیز ایمن شد؟ گفت هاتف آواز داد كه من النار از آتش ایمن گشت یعنى نسوزیم شخص او را بآتش دوزخ و نه دل او بآتش قطعیت، این از بهر آنست كه خانه كعبه محل نظر خداوند جهان است هر سال یك بار.
...
یك نظر كه رب العالمین بكعبة كرد چندان شرف یافت كه مطاف جهانیان گشت، و مأمون خلقان، پس بنده مؤمن كه بشبانروزى سیصد و شصت نظر از حق جل جلاله نصیب وى آید شرف و امن وى را خود چه نهند؟ و چه اندازه پدید كنند؟

وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعِیلُ در زمین خانه ساختند و مطاف جهانیان كردند، و در آسمان خانه ساختند و مطاف آسمانیان كردند، آن را بیت المعمور گویند و فریشتگان روى بدان دارند و این یكى را كعبه نام نهادند و آدمیان روى بدان دارند. سید انبیا و رسل صلّى اللَه علیه و آله و سلّم گفت شب قربت و رتبت، شب الفت و زلفت، كه ما را درین گلشن روشن خرام دادند، چون بچهارم آسمان رسیدم كه مركز خورشیدست، و منبع شعاع جرم شاه ستارگانست، بزیارت بیت المعمور رفتم چند هزار مقرب دیدم در جانب بیت المعمور همه از شراب خدمت مست و مخدور، از راست مى آمدند و بجانب چپ میگذشتند و لبیك میگفتند، گویى عدد ایشان از عدد اختران فزونست، وز شمار برك درختان زیادت، و هم ما شمار ایشان ندانست، فهم ما عدد ایشان در نیافت.
گفتم یا اخى جبرئیل كه اند ایشان؟ و از كجا مى آیند؟
گفت یا سیّد و ما یعلم جنود ربك الّا هو پنجاه هزار سال است تا همچنین مى بینم كه یك ساعت آرام نگیرند هزاران ازین جانب مى آیند و میگذرند، نه آنها كه مى آیند پیش ازین دیده ام نه آنها كه گذشتند دیگر هرگزشان باز بینم. ندانیم از كجا آیند ندانیم كجا شوند، نه بدایت حال ایشان دانیم، نه نهایت كار ایشان شناسیم. یكى شوریده گفته است " آه این چه حیرت است! زمینیان را روى فراسنگى! آسمانیان را روى فراسنگى! بدست عاشقان بیچاره خود چیست؟ هزار شادى ببقاء ایشان كه جز از روى معشوق قبله نسازند و جز با دوست مهره مهر نبازند!!

یا من الى وجهه حجّى و معتمرى
ان حجّ قوم الى ترب و احجار


هر كسى محراب دارد هر سویى
باز محراب سنایى كوى تو


كعبه كجا برم چه برم راه بادیه؟ كعبه است روى دلبر و میل است سوى دوست . "

جوانمرد آنست كه قصد وى سوى كعبه نه نهاد، احجار راست كه وصل آفریدگار راست !

دردم نه ز كعبه بود كز روى تو بود
مستى نه ز باده بود كز بوى تو بود


.........
رَبَنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ و الماء من عبراتى و الهوى سفرى تا آخر ورد دو آیت است: یكى در مدح حبیب دیگر در مدح خلیل، و هر چند كه هر دو پیغامبراند نواخته و شایسته، و باكرام و افضال ربانى آراسته، امّا فرق است میان حبیب و خلیل.
خلیل مرید است و حبیب مراد.
مرید خواهنده، و مراد خواسته،
مرید رونده و مراد ربوده،
مرید بر مقام خدمت در روش خود، مراد بر بساط صحبت در كشش حق،
او كه در روش خود بود راه او از مكر خالى نباشد،


اینجاست كه خلیل (ع) با بزرگى حال او راه وى از مكر خالى نبود تا كوكب مكر بر راه او آمد و گفت هذا رَبِی و همچنین ربوبیت بواسطه ماه و آفتاب كمین گاه مكر هر ساعت برمى گشاد، تا عصمة عنان خلّت او گرفت و ز عالم مكر بخود كشید و گفت إِنِی وَجَهْتُ وَجْهِیَ لِلَذِی فَطَرَ السَماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً و مصطفى (ع) كه در كشش حق بود، كمین گاه مكر را آن مكنت نبود كه بر راه او عقبه كردى، بل هر چه لم یكن و كان بود آن شب از مكر بوى استعاذت خواستند. و از مكر و تراجع بانوار شرع او مى التجا كردند، و او صلى اللَه علیه و آله و سلّم در كشش حق چنان مؤید بود كه در گوشه چشم بآن هیچ ننگرست " ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى " چندانك فرق است میان رونده و ربوده همان فرق است میان خلیل و حبیب خلیل بر صفت خدمتكاران بر درگاه ربوبیت بر قدم ایستاده، كه وَجَهْتُ وَجْهِیَ لِلَذِی فَطَرَ السَماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً و حبیب بحضرت احدیت در صف نزدیكان و همرازان بناز نشسته، كه " التحیات المباركات و الصلوات الطیّبات للَه " این نشستن جاى ربودگان، و آن ایستادن مقام روندگان، خلیل در روش خود بود كه گفت وَ الَذِی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِینِ " حبیب در كشش حق بود كه با وى گفتند " لِیَغْفِرَ لَكَ اللَهُ " خلیل گفت " وَ لا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ " خداوندا روز بعث مرا شرمسار مكن و حبیب را گفتند " یَوْمَ لا یُخْزِی اللَهُ النَبِیَ " ما خود او را شرمسار نكنیم. خلیل گفت " حَسْبِیَ اللَهُ " حبیب را گفتند " یا أَیُهَا النَبِیُ حَسْبُكَ اللَهُ "  خلیل گفت " إِنِی ذاهِبٌ إِلى رَبِی " حبیب را گفتند " أَسْرى بِعَبْدِهِ " و شتّان ما بینهما!

خلیل اوست كه عمل كند تا اللَه ازو راضى شود، حبیب اوست كه اللَه آن حكم كند كه رضا و مراد او بود.
و لذلك یقول تعالى وَ لَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُكَ فَتَرْضى و یشهد لك. قصة تحویل الكعبة الى آخرها.

رَبَنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ الآیة... اهل معانى گفته اند در وجه ترتیب كلمات این آیت كه اول منزلى از منازل نبوت مصطفى (ع) آنست كه آیات و روایات نبوت خویش بر خلق اظهار كند، و كتاب خداى عز و جل بریشان خواند. ازینجاست كه اول گفت یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِكَ پس بعد از تلاوت كتاب تعلیم باید، یعنى كه حقایق و معانى كتاب در خلق آموزد تا دریابند و بآن عمل كنند، پس بتعلیم كتاب ایشان را بحكمت رساند، كه آن كس كه كتاب بر خواند و حقایق آن دریافت و بآن عمل كرد لا محاله علم حكمت او را روى نماید.

پس بعلم حكمت پاك شود و هنرى. و شایسته مجاورت حق، اینست وجه ترتیب آیت كه پیشتر تلاوت گفت پس تعلیم پس حكمت پس تزكیت. و اللَه اعلم.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)






مطالب اخیر وبلاگ :

آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.