النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ رَبُهُ بِكَلِماتٍ
روى عن الحسن (رض) قال ابتلاه اللَه بالكواكب و القمر و الشمس فاحسن القول فى ذلك، اذ علم ان ربّه دائم لا یزول، و ابتلاه بذبح الولد فصبر علیه و لم یقصّر. گفت بر آراستند كوكب تابان و آفتاب درخشان و خلیل را آزمونى كردند و ذلك لعلم المبتلى لا لجهل المبتلى یعنى كه تا با وى نمایند كه از و چه آید و در راه بندگى چون رود، خلیل خود سخت هنرى و روزبه و سعادتمند برخاسته بود، گفت هذا رَبِی قیل فیه اضمار یعنى یقولون هذا ربى میگویند این بیگانگان كه این خداى منست!
صدیقان

نیست كه این از زیرینان است و نشیب گرفتگان، و من زیرینان و نشیب گرفتگان را دوست ندارم، زهى خلیل! كه نكته سنّیت گفت از زیر جست و دانست كه خداوندى بر زبرست فوق عباده، باز كه نشیب گرفت از و برگشت، و گفت زیرینان را دوست ندارم، كه ایشان خدایى را نشایند.

خداوندان تحقیق به اینجا رمزى دیگر گفته اند و لطیفه دیگر دیده اند، گفتند ز اوّل خاك خلیل را بآب خلّت بیامیختند، و سرّش بآتش عشق بسوختند، و جانش بمهر سرمدیّت بیفروختند، و دریاى عشق در باطن وى بر موج انگیختند، آن گه سحرگاهان در آن وقت صبوح عاشقان، و هاى و هوى مستان، و عربده بیدلان چشم باز كرد از سر خمار شراب خلّت و مستى عشق گفت هذا رَبِی این چنانست كه گویند:

از بس كه درین دیده خیالت دارم
در هر چه نگه كنم تویى پندارم


این مستى و عشق هر دو منهاج بلااند و مایه فتنه، نه بینى كه عشق تنها یوسف كنعانى را كجا او كند، و مستى تنها كه با موسى عمران چه كرد، و در خلیل هر دو جمع آمدند پس چه عجب اگر از سرمستى و عربده ببدلى در ماه و ستاره نگرست و گفت هذا رَبِی این آنست كه گویند مست چه داند كه چه گوید و گر خود بدانستى پس مست كى بودى؟

گفتى مستم، بجان من گر هستى
مست آن باشد كه او نداند مستى !


اما ابتلاء خلیل بذبح فرزند آن بود، كه یك بار خلیل در جمال اسماعیل نظاره كرد التفاتیش پدید آمد آن تیغ جمال او دل خلیل را مجروح كرد، فرمان آمد كه یا خلیل ما ترا از آزر و بتان آزرى نگاه داشتیم تا نظاره روى اسماعیل كنى؟ رقم خلّت ما و ملاحظه اغیار بهم جمع نیابد ما را چه نظاره تراشیده آزرى و چه نظاره روى اسمعیلى

بهرچ از راه باز افتى چه كفر آن حرف و چه ایمان
بهرچ از دوست و امانى چه زشت آن نقش و چه زیبا


بسى بر نیامد كه تیغش در دست نهادند گفتند اسماعیل را قربان كن كه در یك دل دو دوست نگنجد.

با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست
یا رضاء دوست باید یا هواى خویشتن


از روى ظاهر قصه ذبح معلوم است و معروف، و از روى باطن بلسان اشارت مر او را گفتند : " به تیغ صدق دل خود را از فرزند ببر " الصدق سیف اللَه فى ارضه ما وضع على شی ء الّا قطعه خلیل فرمان بشنید، به تیغ صدق دل خود را از فرزند ببرید، مهر اسمعیلى از دل خود جدا كرد. ندا آمد كه یا ابراهیم " قَدْ صَدَقْتَ الرُؤْیا " و لسان الحال یقول :
 
هجرت الخلق طرّا فى هواكا
و ایتمت الولید لكى اراكا


وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ الایة... میگوید مردمان را خانه ساختم خانه و چه خانه! بیت خلقته من الحجر، لكن اضافته الى الازل، بیگانه در نگرد جز حجرى و مدرى نبیند، كه از خورشید جز گرمى نبیند چشم نابینا، دوست در نگرد وراء سنگ رقم تخصیص و اضافت بیند، دل بدهد جان در بازد.

انّ آثارنا تدلّ علینا
فانظروا بعدنا الى الآثار


آرى! هر كه آثار دوست دید نه عجب اگر از خویشتن و پیوند ببرید، و لهذا قیل بیت من رآه نسى مزاره و هجرد یاره و استبدل بآثاره آثاره، بیت من طاف حوله طافت اللطائف بقلبه، فطوفة بطوفة و شوطة بشوطة. هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَا الْإِحْسانُ بیت من وقع شعاع انواره تسلى عن شموسه و اقماره، بیت كما قیل.

انّ الدّیار فان صمّت فانّ لها
عهدا باحبابنا اذ عندها نزلوا


درویش را دیدند بر سر بادیه میان در بسته، و عصا و ركوه در دست، چون والهان و بیدلان سرمست، و بیخود سر ببادیه در نهاده مى خرامید، و با خود این ترنم میكرد:

خون صدیقان بیالودند و زان ره ساختند
جز بجان رفتن درین ره یك قدم را بازنیست


گفتند اى درویش از كجا بیامدى و چندست كه درین راهى؟
گفت هفت سال است تا از وطن خود بیامدم، جوان بودم پیرگشتم درین راه، و هنوز بمقصد نرسیدم، آنگه بخندید و این بیت بر گفت :

زر من هویت و ان شطّت بك الدّار
و حال من دونه حجب و استار
لا یمنعنّك بعد من زیارته
انّ المحبّ لمن یهواه زوّار


اى مسكین! یكى تأمل كن در آن خانه كه نسبت وى دارد و رقم اضافت، چون خواهى كه بوى رسى چندت بار بلا باید كشید و جرعه محنت نوش باید كرد، و جان بر كف باید نهاد، آن گه باشد كه رسى و باشد كه نرسى! پس طمع دارى كه و ازین بضاعت مزجاة كه تو دارى، آسان آسان بحضرت جلال و مشهد وصال لم یزل و لا یزال رسى؟ هیهات!!

نتوان گفتن حدیث خوبان آسان
آسان آسان حدیث ایشان نتوان


.....


النوبة الاولى
قوله تعالى وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ گفت ابراهیم
رَبِ خداوند من
اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً این جاى را شهرى كن بى بیم،
وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَمَراتِ و روزى ده كسان آن را از میوه ها،
مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ هر كه استوار گیرد ترا بیكتایى و رستاخیز را به بودنى،
قالَ وَ مَنْ كَفَرَ گفت و ناگرویده را هم،
فَأُمَتِعُهُ قَلِیلًا او را برخوردار كنم اینجا درنگى اندك،
ثُمَ أَضْطَرُهُ إِلى عَذابِ النَارِ پس وى را فرا نپاوم تا ناچاره رسد بعذاب آتش،
وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ و بد جایگاهست و شدن گاه.

وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهِیمُ
و مى برآورد ابراهیم
الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ بناهاى خانه را
وَ إِسْماعِیلُ و فرزند وى اسماعیل
رَبَنا تَقَبَلْ مِنَا مى گفتند خداوند ما فرا پذیر از ما
إِنَكَ أَنْتَ السَمِیعُ الْعَلِیمُ كه تویى شنوا و دانا

رَبَنا خداوند ما
وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَكَ ما را هر دو مسلمان گردن نهاده كن ترا
وَ مِنْ ذُرِیَتِنا أُمَةً مُسْلِمَةً لَكَ و از فرزندان ما گروهى كن مسلمانان گردن نهادگان ترا
وَ أَرِنا مَناسِكَنا و رد ما آموز و با ما نماى مناسك حج ما
وَ تُبْ عَلَیْنا و باز پذیر ما را و با خود میدار
إِنَكَ أَنْتَ كه تو كه تویى
التَوَابُ الرَحِیمُ توبه ده و باز پذیرى بخشاینده و مهربان.

رَبَنا خداوند ما
وَ ابْعَثْ فِیهِمْ بفرست در میان ایشان
رَسُولًا مِنْهُمْ رسولى هم ازیشان،
یَتْلُوا عَلَیْهِمْ تا بریشان خواند
آیاتِكَ سخنان تو
وَ یُعَلِمُهُمُ و در ایشان آموزد
الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ نامه و دانش كتاب تو و حكمت خود،
وَ یُزَكِیهِمْ و ایشان را روزبه و هنرى افزاى و پاك كند
إِنَكَ أَنْتَ كه تو كه تویى
الْعَزِیزُ تاونده و تواننده بهیچ هست نماننده.
الْحَكِیمُ داناى راست دان نیكو دان.

وَ مَنْ یَرْغَبُ آن كیست كه باز گراید و باز نشیند
عَنْ مِلَةِ إِبْراهِیمَ از كیش ابراهیم و دین وى
إِلَا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ مگر در خویشتن سبك خردى نادان خویشتن ناشناس،
وَ لَقَدِ اصْطَفَیْناهُ فِی الدُنْیا و خود بر گزیدیم وى را و پاك كردیم پیشوایى دین را درین جهان،
وَإِنَهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَالِحِینَ و وى در آن جهان از نیكان شایستگانست.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)






مطالب اخیر وبلاگ :

آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.