ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...إِنَ إِبْراهِیمَ كانَ أُمَةً قانِتاً لِلَهِ حَنِیفاً وَ لَمْ یَكُ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اقتدا كنید بوى كه وى پیشروى بود خداپرست، یكتا گوى، فرمان بردار، پاك سیرت، و هرگز از جمله مشركان نبود.
روی و بوی دوست

قالَ وَ مِنْ ذُرِیَتِی ابراهیم گفت خداوندا و از فرزندان من همچنین پیش روان و امامان كن تا خلق بایشان اقتدا كنند، ندانست ابراهیم كه از پشت وى ناگرویدگان خواهند زاد، او را آگاه كردند و گفتند لا یَنالُ عَهْدِی الظَالِمِینَ شرف شایستگى پیشوایى در راه بردن بمن به بیگانگان نرسد، و ناگرویدگان را در نیابد یعنى از فرزندان تو هر كه ظالم بود امامى را شایسته نباشد. این عهد بمعنى نبوت است { اگر نبوت بود که خود حضرت ابراهیم نبی بود و دیگر چرا خداوند میفرماید که میخواهم ترا امام و پیشوا کنم ؟! پس امامت مقامی است دیگر و جدای از نبوت والا برای یک نبی وعده امامت دادن که همان نبوت باشد عقلا معنی نخواهد داشت " توضیح داخل آکلاد از مدیر این وبلاگ م.زارع بوده نه از متن تفسیر" } بقول سدى، و بقول عطا رحمت است و بقول مجاهد طاعت یعنى لیس لظالم ان یطاع فى ظلمه. و قال النبى فى قوله.

لا یَنالُ عَهْدِی الظَالِمِینَ لا طاعة الّا فى المعروف، و ظالمان اینجا مشركان اند چنانك جاى دیگر گفت أَلا لَعْنَةُ اللَهِ عَلَى الظَالِمِینَ، وَ الظَالِمِینَ أَعَدَ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً و در قرآن ظالم است بمعنى سارق و ذلك فى قوله تعالى كَذلِكَ نَجْزِی الظَالِمِینَ.

و قال تعالى فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ اى من بعد سرقته. و ظالم است بمعنى جاحد كقوله تعالى بِما كانُوا بِآیاتِنا یَظْلِمُونَ یعنى بالقرآن یجحدون، و قال تعالى " و ظلموا بها " اى جحدوا.

و ظالم است بمعنى آنكه بر دیگران ظلم كند كقوله تعالى إِنَهُ لا یُحِبُ الظَالِمِینَ.
و ظالم است. بمعنى آنك بر خود ظلم كند بمعصیتى كه از وى در وجود آید بى آنك شریك آرد كقوله تعالى فَتَكُونا مِنَ الظَالِمِینَ و كقوله إِنِی كُنْتُ مِنَ الظَالِمِینَ.

رافضیان اینجا سؤال میكنند كه بو بكر و عمر استحقاق ولایت از كجا یافتند؟ بعد از آنك صنم پرستیده بودند؟ و رب العالمین میگوید لا یَنالُ عَهْدِی الظَالِمِینَ؟ جواب آنست كه ایشان را استحقاق ولایت بعد از اسلام پدید آمد و بعد از اسلام كفر را اثر نماند، كه اللَه تعالى گفت قُلْ لِلَذِینَ كَفَرُوا إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ و قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم الاسلام یهدم ما قبله.

{ چند نکته از بیان مدیر این وبلاگ در خصوص پارگرف فوق: اصل قضیه را متاسفانه جناب میبدی با اینهمه دقت هایی که داشتند متوجه نشده اند - که البته برای بسیاری بدلیل ضیق حکومتی بوده در زمان حکومتهای جور و ممنوعیت ترویج فرهنگ اهل بیت رسول اکرم (ص) و برای جناب میبدی هم امر بهمین دلیل تکرار دیگر علمای وابسته بقدرتهای حاکمیت بدیهی تصور شده که جواب غیر دقیقی میدهد – و آن اینکه ولایتی که در این آیه بحث میشود ولایت منصوب الهی است نه انتخاب گروهی از مردم در سقیفه ؟! کجا خداوند به بوبکر و عمر ولایت ابلاغ فرمودند ؟! در کلام پیامبر اکرم (ص) آیا بر این امر تصریح شده و یا حتی اشاره ای ؟! فقط درباره حضرت مولی الموحدین و سید الاوصیاء یعنی مولا علی علیه السلام چنین تصریحاتی در جای جای تاریخ اسلام از لسان مبارک پیامبر ختمی مرتبت وجود دارد + جدای از این مورد اصلی , خداوند این خطاب را درباره امامت قبل از اسلامی که عمر و بوبکر پذیرفتند اعلام کرده بود + چرا از کسانی که حتی در قبل از اسلام سابقه بت پرستی و ظلم نداشتند و حتی مورد وصیت پیامبر بودند ولایتشان پذیرفته نشود و اطاعت نشود و ترجیح داده نشوند؟! + آیا بعد از پذیرش اسلام کسی نمیتواند مجددا ظالم شود ؟! + مثلا به اهل بیت پیامبر (ص) و بخصوص به ام ابیهایش که نور چشم و میوه دل وی بود , ظلم کنند آنچنانکه در تاریخ آمده است یا به دیگر مسلمانان مانند مالک بن نویره و قومش و ... ؟! + بهتر نیست که خود وصیت پیامبر را ملاک آن قرار دهیم که چه کسی ولایت و وصایت و خلافت بعد از ایشان را داشته باشند ؟! + و ...." توضیح داخل اکلاد از م . زارع }

و قوله تعالى وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَاسِ الآیة... صفت كعبه میكند میگوید این خانه را باز گشتن گاه خلق كردیم كه مى آیند بآن و باز میآیند، هر چند كه بیش آیند بیش خواهند كه آیند،
مثاب لافناء القبائل كلّها
تخبّ الیها الیعملات الطلائع
این از آنست كه كعبه مستروح دوستانست، و آرام گاه مشتاقان، و خداى را عز و جل در زمین چهار چیز است كه سلوت و سكون دوستان وى بآن چهار چیز است: الكعبة و علیها طلاوة الوقار، و القران و علیه بهاؤه، و السلطان و علیه ظله، و المؤمن و فیه نوره.

وَ أَمْناً و ایمن كردیم آن خانه عرب را تا ایشان بوى آزرم میدارند و از جهانیان بوى مخصوص باشند، و كان یؤخذ الرجل منهم فیقول انا حرمى فیلى عنه این همانست كه گفت وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ جاى دیگر گفت أَوَ لَمْ یَرَوْا أَنَا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ یُتَخَطَفُ النَاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ.

و گفته اند وَ أَمْناً بمعنى آنست كه جاى امن است كه در آن صید نگیرند و قتل نكنند خداوند عز و جل چون حرمت آن بقعه بفرمود و جاى امن ساخت، اندر طبایع عرب هیبت وى بنهاد تا جمله عرب آن را حرمت داشتند و اندر آن قتل و قتال نكردند، اگر كسى كشنده پدر یا كشنده برادر اندر حرم بیافتى هیچ نگفتى و او را نیازردى، و حرب كردن در آن به هیچ وجه روا نداشته اند، اما امروز اگر تقدیرا اهل مكه باغى شوند خلافست میان علما كه حكم ایشان چه باشد: قومى گفتند نشاید با ایشان حرب كردن لكن جوانب ایشان بگیرند، و ازیشان مواد طعام منع كنند، تا بضرورت رجوع كنند. باز بعضى گفتند روا باشد با اهل حرم چون باغى شوند حرب كردن، و ایشان را بحق و عدل باز آوردن جبرا و قهرا، امّا حدّ زدن اندر حرم بمذهب شافعى روا بود، و بر مذهب بوحنیفه اگر جنایت اندر حرم آرد روا بود حد زدن اندر حرم، و اگر جنایت اندر حلّ بود لكن بگریزد و پناه فاحرم برد روا نباشد اندر حرم حد زدن، لكن كار بر وى تنگ كنند تا بضرورت بیرون آید. و چنانك اندر طبایع عرب هیبت حرم بنهاد رب العزة اندر طبایع حیوان نیز اثرى بنهاد، تا اگر گرگى از پى آهویى دود چون آهو اندر حرم رود گرگ قصد وى نكند، و باز گردد، چنانك قتل و قتال نشاید اندر حرم صید كردن هم نشاید، و درخت و گیاه حرم بر كندن و درودن هم نشاید، هر آنچه تازه و تر بود و خود رست بود مگر گیاهى كه آن را اذخر گویند كه آهنگران و زرگرانرا به كار آید، اما آنچه خشك شده باشد از درخت و گیاه روا باشد بر كندن آن و منفعت گرفتن از آن، یا خود رست نباشد كه آدمى كشته بود و پرورده یا جنس آن باشد كه آدمیان بكارند، و پرورند، این حرام نباشد اگر چه خود رسته بود.
و مثال این حیوان است حیوان اهلى چون گاو و گوسپند و شتر اندر حرم و احرام شاید گشت، باز حیوان وحشى صید باشد و اندر حرم و احرام نشاید كشت، و درخت هم برین مثال باشد و آنچه حرام باشد از درخت و گیاه چون بر كنند ضمان واجب آید، و ضمان چنان باشد كه قیمت كنند پس اگر خواهد بقیمت وى طعام خرد و بدرویشان دهد، درویشى را نیم صاع، و اگر خواهد قربانى خرد و اندر حرم قربان كند، و اصل این تحریم آن خبرست كه مصطفى (ع) گفت روز فتح مكه " یا ایّها النّاس، انّ اللَه سبحانه و تعالى حرّم مكة یوم خلق السماوات و الارض فهى حرام الى یوم القیمة، لا یحلّ لامرئ یؤمن باللّه و الیوم الآخر ان یسفك فیها دما، او یعضد بها شجرا، و انّها لا تحلّ لاحد بعدى، و لا تحل لى الى هذه الساعة غضبا على اهلها، ألا وهى قد رجعت على حالها بالامس ألا لیبلغ الشاهد الغائب فمن قال ان رسول اللَه قد قتل بها فقولوا ان اللَه تعالى قد احلّها لرسول اللَه و لم یحلّها لك "

بحكم این خبر اندر اصل آفرینش این موضوع حرم محترم بودست: و بعضى گفته اند بروزگار ابراهیم خلیل (ع) حرم پیدا شدست بدعاء وى، و بعضى گفتند خانه كعبه اندر اول یاقوتى روشن بود از بهر آدم از بهشت آورده، چنانك از جوانب روشنایى آن خانه بتافته است حرم گشتست. و گفته اند چون آدم (ع) اندر فناء كعبه بنشستى، فریشتگان بر جوانب وى بخدمت بامر خداى عز و جل بیستادندى و موضع ایستادن ایشان حد حرم بود. اما در مقدار حرم و بیان حد وى اختلافست میان علما ائمه حدیث گفتند حدّ حرم از راه مدینه بر سه میل است و از راه عراق هفت میل، و از راه جعرانه نه میل، و از راه طائف هفت میل، و از راه جده ده میل.

و از امام جعفر (ع) روایت كردند كه مقدار حرم از سوى مشرق شش میل است و از جانب دیگر دوازده، و از جانب سدیگر هشتده میل، و از جانب چهارم بیست و چهار میل، هر چه اندر ضمن این مواضع است حرم است، و بحكم شرع محترم است، و جاى امن خلق است، چنانك رب العزة گفت مَثابَةً لِلنَاسِ وَ أَمْناً آن گه نمازگزاران بسوى آن خانه بستود و گفت وَ اتَخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًى از مقام ابراهیم جاى نماز گرفتند یعنى كه آن خانه كه ابراهیم كرد قبله گرفتند.
و این بر قراءة نافع است و شامى وَ اتَخِذُوا بر لفظ خبر. اما قراءت باقى وَ اتَخِذُوا بر لفظ امر معنى آنست كه اللَه فرمود كه مقام ابراهیم را قبله گیرید، و نماز بسوى آن كنید، یعنى آن خانه كه وى بنا كرد.
.....

وَ اتَخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًى و گفته اند مقام ابراهیم آن سنگ معروفست كه ابراهیم قدم بر آن نهاد و آنچه گفت نماز گاه سازید یعنى دو ركعت نماز سنت خلف المقام بجاى آرید آن گه كه حج میكنید.

وَ عَهِدْنا اینجا بمعنى امر است میگوید ابراهیم و اسماعیل را فرمودیم كه خانه من پاك دارید از بتان و افعال مشركان. قال بعضهم النجاسة على قسمین نجاسة ذات و نجاسة فعل، فما كان من نجاسة ذات لم یطهّره الّا الماء و ازالة عینه به و ما كان من نجاسة فعل المشركین و احضار اصنامهم فیه و حوله فامر و اللَه اعلم بابعادها عنه، و تطهیره بالصّلاة والزكاة.

و گفته اند تطهیر خانه آنست كه بناء آن بر تقوى نهند یعنى كه تقوى را و رضاء خداى را بنا نهند، چنانك اللَه گفت تعالى و تقدس أَ فَمَنْ أَسَسَ بُنْیانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَهِ وَ رِضْوانٍ خَیْرٌ لِلطَائِفِینَ ایشانند كه از اقطار عالم روى بدان دارند تا گرد آن طواف كنند، وَالْعاكِفِینَ اهل مكه اند و مجاوران حرم كه آنجا مسكن دارند. وَ الرُكَعِ السُجُودِ نماز كنندگانند كه در نماز هم ركوع است و هم سجود، نماز كننده هم راكع است و هم ساجد.
....

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)






مطالب اخیر وبلاگ :

آزمون سخت دوستی خلیل الله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.