ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:قوله تعالى: إِذْ قالَ لَهُ رَبُهُ أَسْلِمْ... الآیة... چون خلیل در روش آمد از حضرت عزت فرمان آمد كه یا ابراهیم هر كه ما را خواهد جمله باید كه ما را بود، تا شطبه از مرادات بشرى و معارضات نفسى با تو مانده است از رنج كوشش بآسایش كشش نرسى، المكاتب عبد ما بقى علیه درهم :
ابراهیم خلیل الله

ما را خواهى مراد ما باید خواست

یكباره ز پیش خویش بر باید خاست


خلیل گفت خداوندا ابراهیم را نه تدبیر مانده است نه اختیار، اینك آمدم بقدم افتقار، بر حالت انكسار، تا چى فرمایى!
أَسْلَمْتُ خود را بیوكندم و كار خود بتو سپردم، و بهمگى بتو باز گشتم.
فرمان در آمد كه یا ابرهیم دعوایى بس شگرف است، و هر دعوى را معنى باید و هر حقى را حقیقتى باید، اكنون امتحان را پاى دار!
او را امتحان كردند بغیر خویش و جزء خویش و كل خویش:
امتحان بغیر او آن بود كه مال داشت فراوان، گفته اند هفتصد هزار سر گوسپند داشت بهفت هزار گله با هر گله سگى كه قلاده هاى زرین در گردن داشت، او را فرمودند كه دل از همه بردار و در راه خدا خرج كن خلیل همه را در باخت، و هیچیز خود را نگذاشت.

در آثار بیارند كه فریشتگان گفتند بار خدایا! تا این ندا در عالم ملكوت داده كه وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا جانهاى ما در غرقاب است و زهره هاى ما آب گشت. ازین تخصیص، خلیل از كجا مستحق این كرامت گشت؟ ندا آمد كه جبریل پرهاى طاووسى خویش فروگشاى و از ذروه سدره بقمّه آن كوه رو، و خلیل را آزمونى كن. جبریل فرود آمد بصورت یكى از بنى آدم، بتقدیر و تیسیر الهى، آنجا در پس كوه بیستاد، و آواز بر آورد كه یا قدوس خلیل از لذت آن سماع بى هوش گشت، از پاى در آمد گفت یا عبد اللَه یك بار دیگر این نام باز گوى و این گله گوسپند ترا، جبریل یكبار دیگر آواز بر آورد كه یا قدوس! خلیل در خاك تمرغ میكرد چون مرغى نیم بسمل، و میگفت یك بار دیگر بازگوى و گله دیگر ترا.

و حدثتنى یا سعد عنه فزدتنى
جنونا فزدنى من حدیثك یا سعد


همچنین وا مى خواست، و هر بار گله اى گوسپند با آن سگ و قلاده زرین بدو میداد، تا آن همه بداد و در باخت، چون همه در باخته بود آن عقدها محكم تر گشت، عشق و افلاس بهم پیوست. خلیل آواز بر آورد كه یا عبد اللَه یك بار دیگر نام دوست بر گوى و جانم ترا !

مال و زر و چیز رایگان باید باخت
چون كار بجان رسید جان باید باخت


جبریل را وقت خوش گشت، پرهاى طاوسى خویش فرو گشاد و گفت بحق اتخذك خلیلا براستیت بدوست گرفت، اگر قصورى هست در دیده ماست، اما ترا عشق بر كمال است. پس چون جبرئیل بر وى آشكار شد گفت یا خلیل این گوسپندان ما را بكار نیست و ما را بآن حاجت نیست. خلیل گفت اگر ترا بكار نیست و استدن هم در شرط جوانمردى نیست!
جبرئیل گفت اكنون پر كنده كنیم در صحرا و بیابان تا بمراد خود مى چرند. و عالمیان تا قیامت بصید از آن منفعت میگیرند، اكنون گوسپندان كوهى كه در عالم پر كنده اند همه از نژاد آن اند، و هر كه از آن صید گیرد و خورد تا قیامت مهمان خلیل است، و روزیخور خوان احسان حضرت ملك جلیل است.

اما امتحان وى بجزء او آن بود كه وى را خواب نمودند بذبح فرزند، و اشارتى از آن رفت و تمامى آن قصه بجاى خویش گفته شود ان شاء اللَه تعالى.

اما امتحان وى به كل وى آن بود كه نمرود طاغى را بر آن داشتند تا آتش افروخت و منجنیق ساخت تا خلیل را بآتش او كند و خطاب ربانى بآتش پیوسته كه یا نارُ كُونِی بَرْداً وَ سَلاماً خلیل در آن حال گریستن در گرفت، فریشتگان گمان بردند كه خلیل بآن مى گرید كه وى را بآتش مى اوكنند،
جبرئیل در آمد و گفت لما ذا تبكى یا خلیل؟ چرا مى گریى؟
گفت از آنك سوختن و كوفتن بر منست و نداء حق بآتش پیوسته!
یا جبرئیل اگر هزار بارم بسوختى، و این ندا مرا بودى دوست تر داشتى، یا جبرئیل این گریستن نه بر فوات روح است و سوختن نفس، كه این بر فوات لطائف نداء حق است.

و گفته اند جبرئیل براه وى آمد و گفت هل لك من حاجة؟ هیچ حاجت دارى یا خلیل؟
جواب داد امّا الیك فلا بتو ندارم حاجتى
جبرئیل گفت باللّه دارى لا محاله، از وى بخواه
گفت عجبت مى بینم اگر خفته است تا بیدارش كنم یا خبر ندارد تا بیاگاهانم، حسبى من سؤالى علمه بحالى!
فریشته بحار و طوفان آمده كه یا خلیل دستور باشد استوار باش تا بیك چشم زخم این آتش را به نیست آرم، و بیگانگان را هلاك كنم.
خلیل گفت همه وى را بندگانند و آفریدگان، اگر خواهد كه ایشان را هلاك كند خود با ایشان تا ود، و در آسمان غلغلى در صفوف فریشتگان افتاده كه بار خدایا در روى زمین خود ابراهیم است كه ترا شناسد و به یگانگى تو اقرار دهد، و تو خود بهتر دانى او را مى بسوزى؟

فرمان آمد از درگاه بى نیازى كه ساكن باشید و آرام گیرید كه شما از اسرار این كار خبر ندارید! او خلوت گاه دوستى میطلبد، خواهد تا یك نفس بى زحمت اغیار در آن خلوتگاه با ما پردازد.

ازینجا بود كه خلیل را پرسیدند پس از آن كه ترا كدام روز خوشتر بود و سازگارتر؟
گفت آن روز كه در آتش نمرود بودم، وقتم خالى بود و دلم صافى، و بحق نزدیك و از خلق معزول.

سقیا لمعهدك الذى لو لم یكن
ما كان قلبى للصّبابة معهدا


چون ابراهیم از كوره امتحان خالص بیرون آمد و اندر گفت اسلمت صادقا رب العالمین رقم خلّت بر وى كشید و جهانیان را اتباع وى فرمود گفت فَاتَبِعُوا مِلَةَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِینَ.

« از تفسیر کشف الاسرار و عده الابرار »



مطالبی دیگر :
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)

التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)

شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)


مطالب اخیر وبلاگ :
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.