النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ قالُوا اتَخَذَ اللَهُ وَلَداً سُبْحانَهُ پاكست و بى عیب و منزه خداوند یگانه، یگانه در حلم یگانه در وفا یگانه در مهر، در آزار از رهى نبرد كه در حلم یگانه است، اگر رهى بدیگرى گراید وى نگراید كه در وفا یگانه است، اگر رهى عهد بشكند او نشكند كه در مهر یگانه است، یگانه در ذات یگانه در صفات، برى از علّات، مقدس از آفات، منزه از مداجات، ستوده بهر عبارات، زیبا در هر اشارات، خالق هنگام و ساعات، مقدّر احیان و اوقات، نه در صنع او خلل، نه در تقدیر او حیل، نه در وصف او مثل، مقدّرى لم یزل.
امام حسین و اختیار

قدیر عالم حىّ مرید

سمیع مبصر لبس الجلالا
تقدّس ان یكون له نظیر
تعالى ان یظنّ و ان یقالا

اى ذات كمالى كه ز تو كاسته نیست
جز از كف تو فیض كرم خاسته نیست


خداوندى بى شریك و بى انباز، پادشاهى بى نظیر و بى نیاز، نه وعد او كذب نه نام او مجاز، در منع ببسته و در جود او و از، گناه آمرز است و معیوب نواز، داناى بى علت تواناى بى حیلت، تنهاى بى قلت، گستراننده ملت، خارج از عدد، صانع بى كمد، قیوم تا ابد، قدوس از حسد، نامش لطیف و قیّوم و صمد، لم یلد و لم یولد و لم یكن له كفوا احد.

اندر دل من بدین عیانى كه تویى
وز دیده من بدین نهانى كه تویى
وصّاف ترا وصف نداند كردن
تو خود بصفات خود چنانى كه تویى


خداوندى رهى دار نامدار، كه گوشها گشاده بنام او، دلها اسیر پیغام او، موحّد افتاده در دام او، مشتاق مست مهر از جام او.
مهربانى كه در عالم بمهربانى خود كه چنو، امید عاصیان و مفلسان بدو، درویشان را شادى ببقاء جلال او، منزلشان بر درگاه او نشستنشان بر امید وصال او، بودنشان در بند وفاء او، راحتشان با نام و نشان و یاد او.

دو صد عالم كه روحانى است آن از فرّ فضل او
دو صد گیتى كه نورانیست از نور جمال او


شیخ الاسلام انصارى گفت رحمه اللَه :
الهى یك چندى بیاد تو نازیدم آخر خود را رستخیز گزیدم،
چون من كیست كه این كار را سزیدم؟
اینم بس كه صحبت تو ارزیدم !

الهى نه جز از یاد تو دلست نه جز از یافت تو جان، پس بى دل و بى جان زندگى چون توان؟
الهى جدا ماندم از جهانیان، بآنك چشمم از تو تهى و تو مرا عیان !

خالى نه از من و نه بینم رویت
جانى تو كه با منى و دیدار نه !


اى دولت دل و زندگانى جان، نادر یافته یافته و نادیده عیان! یاد تو میان دل و زبانست و مهر تو میان سر و جان.
یافت تو روزست كه خود برآید ناگاهان! یابنده تو نه بشادى پردازد نه باندهان!

خداوندا بسر بر مرا كارى كه از آن عبارت نتوان. تمام كن بر ما كارى با خود كه از دو گیتى نهان ارباب حكمت راست كه درین آیت كه اللَه گفت وَ قالُوا اتَخَذَ اللَهُ وَلَداً سُبْحانَهُ رمزى عجب است كه گفته اند و لطیفه نیكو، و آن لطیفه آنست كه درین عالم هر چه راه آن بفناست اللَه آن را تخمى پدید كرد و خلفى نهاد، تا نوع آن در جهان بماند و یكبارگى نیست نشود.

اینست غرض كلى از وجود فرزند تا نوع وى بماند، و پدر را خلف شود و نسل منقطع نگردد. نه بینى اجرام سماوى چون شمس و قمر و كواكب و امثال آن كه در تضاعیف روزگار تا قیامت راه آن بفنا نیست لاجرم آن را تخم نساخت و خلف ننهاد، و بر خلاف آن انواع نبات و ضروب حیوانست كه چون فنا بروزگار در آن روانست لا جرم تخم و خلف از ضرورت آنست.

ازینجا معلوم شود كه خداى را عز و جل فرزند گرفتن سزا نیست و خلف او را بكار نیست، كه وى زنده ایست باقى و كردگارى دائم، نقص فنا را بوى راه نه و آفت و زوال را در جلال وى جاى نه، و عیب نقصان در كمال وى گنجاى نه، همیشه بود و همیشه باشد، پس او را فرزند چه درباید یا چون سزد؟ تعالى اللَه عن ذلك علوّا كبیرا.

آن گه در حجت بیفزود گفت: بَلْ لَهُ ما فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلٌ لَهُ قانِتُونَ فرزند كه مى درباید خدمت پدر را مى درباید، و پشتى دادن و یارى كردن وى را، چنانك رب العزة گفت وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِینَ وَ حَفَدَةً، و نیز پدر به نفس خود كامل نیست و از یاران مستغنى نیست، حاجت بدیگرى دارد تا فقر و ضعف خود بوى جبر كند. پس رب العالمین چه حاجت بفرزند دارد؟ كه نه وى را فقرست تا بكسى جبر كند، و نه عجزست تا بدیگرى یارى گیرد، و آن گه با بى نیازى او آسمان و زمین و هر چه دروست همه
ملك و ملك اوست، همه بنده و رهى اوست، همه خدمتكار و طاعت دار اوست، امّا طوعا او كرها، و هو المشار الیه بقوله عز و جل: وَ لِلَهِ یَسْجُدُ مَنْ فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً.

قوله تعالى إِنَا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِ... الآیة... در روزگار فترت میان رفع عیسى و بعثت مصطفى علیهما السّلام ششصد سال و بیست (620) سال بگذشت كه هیچ پیغامبر بخلق نیامد، جهان همه كفر گرفته و ظلمت بدعت و غبار فتنه در عالم پیچیده و دریاى ضلالت بموج آمده، در هر كنجى صنمى، در هر سینه از شرك رقمى، در هر میان زنّارى، در هر خانه بیت النّارى، هر كسى خود را ساخته معبودى، یكى آویخته حجرى، یكى پرستنده شجرى، یكى بمعبود گرفته شمسى و قمرى. كس ندانست كه بیع و نكاح چیست، نه زكاة و نه صدقات، و نه جهاد و نه غزوات، نه حج و صوم و صلاة، همه با فساد و سفاح الف گرفته، بر ریا و نفاق جمع شده، فعل ایشان بحیره و سایبه، حج ایشان مكا و تصدیة، قرآن ایشان شعر، اخبار ایشان سحر، عادت ایشان در خاك كردن دختران و ببریدن نسب از پسران.

اندر روى زمین كس نبود كه از یگانگى آفریدگار آگاه بود، یا از صنع وى با خبر بود، یا از دین وى بر اثر بود. پادشاه بزرگوار بنده نواز كارساز بفضل و لطف خود نظر رحمت بعالم كرد، كه بخشاینده بر بندگانست و مهربان بریشان است، از همه عالم حیوان برگزید، و از حیوان آدیمان برگزید، و از آدمیان عاقلان برگزید، و از عاقلان مؤمنان برگزید، و از مؤمنان پیغامبران برگزید و از پیغامبران مصطفى (ص) برگزید كه سید پیغامبرانست، و خاتم ایشان، قطب جهان، ماه تابان، زین زمین و چراغ آسمان، قرشى تبار، و خرّم روزگار، سلیمانى جلال، یوسفى جمال نگاشته و نواخته ذو الجلال، برگزید این مهتر را و برسولى بخلق فرستاد و رحمت جهانیان را و نواخت بندگان را، و باین بعثت منت بر وى نهاد و گفت: إِنَا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِ بَشِیراً وَ نَذِیراً و خبر درست است از مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم كه گفت : " ان اللَه اصطفى كنانة من ولد اسماعیل، و اصطفى قریشا من كنانة، و اصطفى من قریش بنى هاشم و اصطفانى من بنى هاشم و قال بعثت من خیر قرون بنى آدم قرنا فقرنا، حتى كنت من القرن الذى كنت منه.
.........
بحكم آنك این خصلتها جمله موهبت الهى است و عطاء ربانى، و هیچ چیز از آن كسب بشر نه. مصطفى (ع) گفت: ... یعنى كه نه از روى مفاخرت میگویم كه آن همه موهبت الهى است و هیچ از آن مكتسب من نیست. و فخر كه كنند بچیزى كنند كه مكتسب خود بود نه موهبت محض.

قوله تعالى الَذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَ تِلاوَتِهِ حق تلاوت آنست كه قرآن خوانى بسوز و نیاز و صفاء دل و اعتقاد پاك، بزبان ذاكر و بدل معتقد، و بجان صافى، زبان در ذكر و دل در حزن و جان با مهر، زبان باوفا و دل باصفا و جان با حیا، زبان در كار و دل در راز و جان در ناز.

پیر طریقت گفت : " بنده در ذكر بجایى رسد كه زبان در دل برسد، و دل در جان برسد و جان در سرّ برسد و سر در نور برسد، دل فا زبان گوید خاموش جان فا دل گوید خاموش سر فا جان گوید خاموش! اللَه فارهى گوید بنده من دیر بود تا تو میگفتى اكنون من میگویم و تو مى نیوش."



النوبة الاولى
قوله تعالى : وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ بیاموزد ابراهیم را
رَبُهُ خداوند او
بِكَلِماتٍ بسخنانى چند و فرمانى چند
فَأَتَمَهُنَ آن را بسر برد و فرونگذاشت،
قالَ گفت خداى عز و جل
إِنِی جاعِلُكَ من ترا خواهم كرد
لِلنَاسِ مر مردمان را
إِماماً پیشوایى در دین
قالَ گفت
وَ مِنْ ذُرِیَتِی و از فرزندان من هم
قالَ گفت خداوند
لا یَنالُ نرسد
عَهْدِی الظَالِمِینَ پسند من و نیكبختى در دین من به بیگانگان.

وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ و كردیم این خانه را
مَثابَةً لِلنَاسِ باز گشتن گاهى مردمان را
وَ أَمْناً و جاى امن ایشان،
وَ اتَخِذُوا و اللَه فرمود كه گیرید
مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ ایستادن گاه ابراهیم و خانگه وى
مُصَلًى قبله و نمازگاه
وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ و فرمودیم ابراهیم و اسماعیل را
أَنْ طَهِرا بَیْتِیَ كه پاك دارید و بزرگ خانه من
لِلطَائِفِینَ طواف كنندگان را گرد آن،
وَ الْعاكِفِینَ و نشینندگان در آن
وَ الرُكَعِ السُجُودِ و نمازگران بسوى آن.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ رَبُهُ بِكَلِماتٍ الآیة...
اختلافست میان علما كه آن سخنان و فرمان حق چه بود و چند بود كه رب العالمین ابراهیم را بآن بیازمود،
ابن عباس گفت بروایت طاوس ازو كه: اللَه تعالى فرمان داد وى را بده (10) چیز از تطهیر و تأدیب، پنج در تن و پنج در سر، اما آن پنج كه در سرست: آب در دهن كردن و در بینى كردن و مسواك كردن و شارب گرفتن و موى سر بدو شاخ كردن،
و آن پنج كه در تن است: ختنه كردن و ناخن بریدن و موى زیر دست كندن و زیر ازار ستردن و بآب استنجا كردن.

و گفته اند كه پنجم آب دراز ارزدن است. و خداى عز و جل امّت مصطفى را باین آداب و سنن فرمود و گفت " فَاتَبِعُوا مِلَةَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً پس كیش ابراهیم روید و سنت وى بجاى آرید. و مصطفى آن را تقریر كرد و گفت " الفطرة عشرة المضمضة و الاستنشاق و السّواك و قصّ الشارب و تقلیم الاظفار و غسل البراجم یعنى وسط الاصابع، و نتف الإبط و الانتضاح بالماء و الختان و الاستحداد قال سعید بن المسیّب اختتن ابراهیم بعد مائة و عشرین سنة بالقدوم و هى قریة بالشام، ثمّ عاش بعد ذلك ثمانین سنة. قال و كان ابراهیم اوّل من اضاف الضّیف، و اوّل من اختتن، و اوّل من قصّ الشارب، و اوّل من قلّم الظّفر، و اوّل من استحد، و اول من رأى الشیب، فقال یا ربّ ما هذا قیل له هذا وقار قال یا ربّ زدنى وقارا.

قولى دیگر از ابن عباس آورده اند بروایت عكرمه ازو كه آن كلمات سى سهم است از شرایع الاسلام و اصول دین و مایه ایمان و ده سهم از آن در سورة التوبة گفت التَائِبُونَ الْعابِدُونَ... الى آخر الآیة.
و ده سهم در سورة الاحزاب إِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ... الى آخرها.
و ده سهم در ابتداء سورة، قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، و در اثناء المعارج.
و هیچ كس را از مسلمانان این جمله خصال نیازمودند در دین كه چنان بجاى آورد، و بآن درست آمد كه ابراهیم (ع) و اللَه تعالى او را بدان بستود. گفت " فَأَتَمَهُنَ " هیچ از آن فرو نگذاشت و بتمامى بگزارد.

و قیل ان اللَه تعالى ابتلاه فى ماله و نفسه و ولده و قلبه فسلّم ماله الى الضیفان، و ولده الى القربان، و نفسه الى النیران، و قلبه الى الرحمن فاتّخذه خلیلا و اثنى علیه، فقال " وَ إِبْراهِیمَ الَذِی وَفَى "  او را در مال بیازمود و در نفس و فرزند و دل مال بمهمان داد و فرزند بقربان و تن بآتش نمرود و دل با حق پرداخت و رب العالمین گفت وَ إِبْراهِیمَ الَذِی وَفَى ابراهیم تقصیر نكرد، بندگى بجاى آورد و شرائط آن بتمامى بگزارد من او را بدوست خود گرفتم، فذلك فى قوله وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا.

ابراهیم نامى است سریانى و معناه اب رحیم فحولت الحاء هاء كما قیل فى مدحته ومدحته و قیل معناه برى ء من الاصنام و هام الى ربّه لقوله تعالى إِنِی ذاهِبٌ إِلى رَبِی قالَ إِنِی جاعِلُكَ لِلنَاسِ إِماماً اللَه گفت من ترا پیشروى گردانم كه جمله نیك مردان و شایستگان بتو اقتدا كنند، آن گه این خبر را تحقیق كرد و این وعده وفا گردانید و گفت مِلَةَ أَبِیكُمْ إِبْراهِیمَ اى اتبعوا ملّته فى التوحید اى شما كه خلائق اید تا بقیامت بر پى پدر خویش روید ابراهیم، در توحید او را پس روى كنید.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )






مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)







مطالب اخیر وبلاگ :

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)








توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.