النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى ، وَ قالُوا اتَخَذَ اللَهُ وَلَداً... الآیة... جهودان مدینه را میخواهد كه گفتند عزیز ابن اللَه و ترسایان نجران كه گفتند المسیح ابن اللَه، و مشركان عرب كه گفتند الملائكة بنات اللَه.
یا ایهاالعزیز

جاى دیگر گفت تَكادُ السَماواتُ یَتَفَطَرْنَ مِنْهُ نزدیك بید آسمانها كه بشكافید و پاره پاره درهم افتید كه ایشان خداى را فرزند گفتند و فریشتگان را فرزند وى خواندند، آنگه ایشان را جوابها داد و گفت فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ پرس ازیشان كه فریشتگان ما را دختران مى گویید و خداوند را دختران مى پسندید و خود را پسران؟ أَ لَكُمُ الذَكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى شما خود را پسر نهید و او را دختر؟ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِیزى اینست قسمتى كژ و ستمكارانه،

جاى دیگر گفت فَما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ چه رسید شما را؟
چیست این حكم كه میكند؟ أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُكُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً، وَ یَجْعَلُونَ لِلَهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما یَشْتَهُونَ، وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَذِینَ هُمْ عِبادُ الرَحْمنِ إِناثاً و در حكایت از جهودان و ترسایان گفت وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَهِ وَ قالَتِ النَصارى الْمَسِیحُ ابْنُ اللَهِ رب العالمین ایشان را جواب داد ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ آن چیزیست كه بزبان میگویند، یعنى كه در آنچه میگویند هیچ علم نیست ایشان را، و هیچ اصل ندارد كه اللَه از آن پاكست و منزه.

و مصطفى (ع) گفت حكایت از خداوند جل جلاله تنزیه و تقدیس خویش را
" كذبنى ابن آدم و لم یكن له ذلك و شتمنى و لم یكن له ذلك، فاما تكذیبه ایاى فقوله: لن یعیدنى كما بدأنى و لیس اول الخلق باهون علىّ من اعادته، و اما شتمه ایاى فقوله " اتَخَذَ اللَهُ وَلَداً" و أنا الاحد الصمد لم ألد و لم اولد و لم یكن لى كفوا احد."

چون كافران او را فرزند گفتند تنزیه خود بخلق باز نگذاشت و گفت " سُبْحانَهُ " پاكى و بیعیبى او را، بل نه چنانست كه ایشان میگویند. لَهُ ما فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ هر چه در آسمانها و زمین كس است و چیز همه ملك و ملك اوست، همه بنده و رهى اوست.

كُلٌ لَهُ قانِتُونَ مطیعون مقرّون، بالعبودیة داعون، همه او را پرستگارند و فرمانبردار، به بندگى وى مقرر، و او را خواننده و خواهنده. كُلٌ لَهُ قانِتُونَ هر چند كه لفظ عامست اما بمعنى خاصّ است كه مراد بآن عزیز است و مسیح و ملائكة و مؤمنان از اهل طاعت، و اگر بر عموم خلق نهى رواست، دوست و دشمن آشنا و بیگانه بآن معنى كه سایه هر شخصى خداى را مى سجود كند و ذلك فى قوله  " یَتَفَیَؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَمائِلِ سُجَداً لِلَهِ " یابس بقیامت باشد چنانك رب العزة گفت " وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِ الْقَیُومِ " فقها این آیت بدلیل كردند كه ملك و ولادت هر دو بهم جمع نشوند كسى كه پدر را بخرد چون بخرید بروى آزاد گشت، از بهر آنك رب العالمین با ثبوت ملك نفى ولادت كرد از خود جل جلاله و هو ظاهر بیّن لمن تأمّله.

بَدِیعُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ میگوید نو كننده آسمانها و زمین اللَه است بى قالبى و بى مثالى، و بى عیارى، از پیش، و بدعت ازینجا گرفته اند، هر سخنى یا كردى كه نوآرند در دین، و از پیش فانگفته باشند و نه كرده، آن را بدعت گویند و گوینده و نهنده آن مبتدع، پس بدعت بر دو قسم است چنانك شافعى گفت بدعتى پسندیده و بدعتى نكوهیده
...........
قوله تعالى: وَ إِذا قَضى أَمْراً... اى قدّره ولدا و خلقه، و چون چیزى خواهد كه آفریند یا خواستى خواهد كه گزارد یا مرادى خواهد كه پیش برد، یخاطبه بكن ثم یكوّنه بقدرته فیكون على ما اراد. آن را گوید كه باش تا مى بود چنانك خواهد. قال الزجاج یقول له و ان لم یكن حاضرا " كن " لانّ ما هو معلوم عنده بمنزلة الحاضر.
....
و گفته اند كه معنى قضا در قرآن بر ده وجهست
بمعنى وصیت چنانك گفت وَ قَضى رَبُكَ أَلَا تَعْبُدُوا إِلَا إِیَاهُ
و بمعنى اخبار چنانك گفت " وَ قَضَیْنا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ "
و بمعنى فراغ چنانك گفت " فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِكَكُمْ " " فَإِذا قُضِیَتِ الصَلاةُ "
و بمعنى فعل چنانك گفت " فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ "
و بمعنى وجوب چنانك گفت وَ قُضِیَ الْأَمْرُ اى وجب العذاب.جاى دیگر گفت قُضِیَ الْأَمْرُ الَذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیانِ
و بمعنى كتابت چنانك گفت وَ كانَ أَمْراً مَقْضِیًا اى مكتوبا فى اللوح المحفوظ،
و بمعنى اتمام چنانك گفت فَلَمَا قَضى مُوسَى الْأَجَلَ اى أتمّه
و بمعنى فصل چنانك گفت وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِ
و بمعنى خلق چنانك گفت فَقَضاهُنَ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ
و بمعنى احكام و اتقان فعل چنانك گفت وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَما یَقُولُ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ.

قوله تعالى وَ قالَ الَذِینَ لا یَعْلَمُونَ الایة... مشركان عرب گفتند ایشان كه خداى را نمى دانند و از رسیدن بر وى مى ترسند كه ما ایمان نیاریم و محمد را استوار نگیریم، تا آن گه كه اللَه با ما سخن گوید بخودى خود، و از وى بشنویم كه محمد پیغامبرست آن گه بوى ایمان آریم. جاى دیگر گفت حكایة هم ازیشان وَ قالَ الَذِینَ لا یَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَنا و نیز آیات خواستند و اقتراح كردند گفتند أَوْ تَأْتِینا آیَةٌ یا پس نشانى روشن باید كه بما رسد و بر صدق نبوت تو دلالت كند، و شرح این كه خواستند و اقتراح كه كردند در سورة بنى اسرائیل است آنجا كه گفت قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ یَنْبُوعاً الى آخر آیات الاربع.

كَذلِكَ قالَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ كافران پیشین و جهودان همچنین سؤال تعنت كردند از پیغامبران، و مسئله محال كردند تا بآن كافر شدند. تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ دل بدل مانست بكفر و قسوت، یا گفت بگفت مانست بسؤال تعنت و اقتراح محال.

قَدْ بَیَنَا الْآیاتِ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ هر كه بر پى حق است و جوینده روشنایى و بیگمانى قرآن وى را بس است بروشنایى و راهنمونى.
قال الواسطى فى هذه الآیة: قد كلّمتكم حیث انزلت علیكم خطابى و أیّة آیة اشرف من محمد ص و قد اظهرت لكم.
ذلك قوله إِنَا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِ اى لم نرسلك عبثا بل ارسلناك بالحقّ میگوید نه بازى گرى بود این فرستادن ما ترا یا محمد، بلكه كارى را بود كه حق است و بودنى، این همچنانست كه جاى دیگر گفت: وَ ما خَلَقْنَا السَماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبِینَ ما خَلَقْناهُما إِلَا بِالْحَقِ جاى دیگر گفت. أَ یَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ یُتْرَكَ سُدىً، أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً أ حَسِبَ النَاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ این همه از یك بابست و سیاق آن بر یك معنى. و گفته اند إِنَا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِ اى مع الحق، و الحق هو القرآن كقوله بَلْ كَذَبُوا بِالْحَقِ لَمَا جاءَهُمْ و قیل هو دین الاسلام كقوله وَ قُلْ جاءَ الْحَقُ وَ زَهَقَ الْباطِلُ و قیل معناه الصدق كقوله و یستنبئونك أحق هو معنى آنست كه ترا با قرآن و با دین اسلام و براستى فرستادیم.

بَشِیراً وَ نَذِیراً اى بشیرا بالجنّة لمن اطاع اللَه، و نذیرا بالنّار لمن عصاه.
آشنایان و دوستان را بشارت میدهد به بهشت جاوید و نعیم باقى، و كافران و بیگانگان را بیم مى نماید بآتش سوزان و عقوبت جاودان.

وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِیمِ و لا تسئل قراءت نافع است و یعقوب، میگوید مپرس از حال دوزخیان از سختى و زارى ایشان،... در خبرست كه آن شب كه سید را بمعراج بردند، زنى را ازین زانیه شوریده دام دریده كه در دنیا جز بمعصیت مشغول نبودى در فردوس اعلى بنام آن زن درجات دید، گفت خداوندا بچه خدمت باین پایگه رسید؟ گفت روزى سگى را دید تشنه بر كنار چاهى بیفتاده و چاه را نه دلو بود و نه رسن، موزه خویش از پاى بكند، و چادر در آن بست، و آب بر كشید و آن سگ را سیراب كرد. ما آن حال بر وى بگردانیدیم و بنام وى در علّیین درجات بر آراستیم. رسول (ع) بازگشت و بر كناره دوزخ گذر كرد ناله زار شنید كه همى گفت یا محمد ادركنى اى محمد زینهار مرا دریاب...

جبرئیل (ع) گفت یا سید نه جاى سخن است این درد بدل همى دار و هیچ مگوى وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِیمِ.

و اگر بضمتین خوانى بر قراءة باقى، معنى آنست كه ترا نخواهند پرسید فردا از ناگرویدگان كه ایشان را از بهر آتش آفریده اند، و سبب آن بود كه رسول خدا گفت: لو انزل اللَه بأسه بالیهود لآمنوا اگر خداى عز و جل جهودان را عذاب فرستادى ایشان ایمان آوردندى، رب العزة گفت ایشان از بهر آتش آفریده ام و فردا ترا نپرسم كه ایشان چرا ایمان نیاوردند، و چرا گناه كردند. و نظائر این در قرآن فراوانست: لَیْسَ عَلَیْكَ هُداهُمْ وَ إِنْ تَوَلَوْا فَإِنَما عَلَیْكَ، ما عَلَى الرَسُولِ إِلَا الْبَلاغُ وَ ما عَلَیْكَ أَلَا یَزَكَى، فَإِنَما عَلَیْهِ ما حُمِلَ وَ عَلَیْكُمْ ما حُمِلْتُمْ.

قوله تعالى وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْیَهُودُ الآیة... این آیت پس از آن آمد كه قبله با كعبه گردانیدند، كه جهودان پیش از آن امید میداشتند كه رسول بدین ایشان بازگردد، و همچنین ترسایان امید میداشتند، پس چون قبله بگردانیدند یكبارگى نومید شدند، و سخت آمد ایشان را تحویل قبله. رب العالمین این آیت فرستاد و گفت ایشان هرگز از تو خشنود نباشند زان پس كه قبله بگردانیدیم مگر كه تو پس كیش ایشان شوى، و نماز بقبله ایشان كنى. اشتقاق ملت از املال است یقال امللت الكتاب و املیته، و ملت و دین دو نام اند كه راه پرستیدن اللَه و شریعت پاك باین هر دو نام باز خوانند.
و فرق آنست كه ملت بر آن افتد كه از حق جل جلاله به بنده پیوندد، چون فرستادن كتاب و رسالت، و بنده را بر طاعت خواندن و فرمودن، و دین بر آن افتد كه از بنده بحق شود چون كتاب پذیرفتن و پیغام نیوشیدن، و خداى را عز و جل پرستیدن و فرمان بردن.

آن گه گفت: قُلْ إِنَ هُدَى اللَهِ هُوَ الْهُدى یعنى كه اگر ایشان كیش خویش ستایند و شما را بآن خوانند یا در دین شما طعن زنند و شما را از آن باز خوانند كه تو رسولى بگوى ان هدى اللَه هو الهدى راه راست آنست كه اللَه نماید، و راهنمونى راهنمونى ویست وَ لَئِنِ اتَبَعْتَ أَهْواءَهُمْ هوى نتیجه شهوت و داعى ضلالت، ازینجاست كه رب العزة هوى را به اله الكفار باز خواند. فقال تعالى أ فرأیت من اتخذ الهه هواه.

و مصطفى (ع) گفت " ما تحت ضل السماء اله یعبد من دون اللَه ابغض الى اللَه ممن اتخذ الهه هواه"
و سمّى بذلك لانه یهوى بصاحبه فى الدنیا الى كل داهیة و فى الآخرة الى الهاویة.
و در قرآن فراوانست كه رب العالمین بندگان را از اتباع هوى باز میدارد و تحذیر میكند.

فقال تعالى وَ لا تَتَبِعْ أَهْواءَ الَذِینَ لا یَعْلَمُونَ قُلْ لا أَتَبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ لا تَتَبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُوا مِنْ قَبْلُ، وَ لا تَتَبِعِ الْهَوى فَیُضِلَكَ عَنْ سَبِیلِ اللَهِ و مصطفى علیه السّلام گفت :جانبوا الاهواء كلها، فان أوّلها و اخرها باطل، اجتنبوا اهل الاهواء فان لهم عرة كعرّة الجرب.
......
وَ لَئِنِ اتَبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَذِی جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ اگر تو بر پسند ایشان و خوش آمد ایشان پى برى، پس از آنكه پیغام و دانش بتو آمد كه دین اسلام حق است، و ایشان بر ضلالت اند، ما لَكَ مِنَ اللَهِ مِنْ وَلِیٍ وَ لا نَصِیرٍ ترا بر اللَه یارى دهنده نیست و نه از وى رهاننده.

قوله تعالى الَذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ الآیة گفته اند كه عبد اللَه سلام است و مؤمنان اهل كتاب بر خصوص، و گفته اند كه جمله مؤمنان خواهد بر عموم اصحاب رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلّم و غیر ایشان، و حق تلاوت آنست كه در آن تغییر و تبدیل نیارند و حلال آن حلال دانند و حرام آن حرام دانند، و محكم و متشابه آن بجاى خویش بشناسند، و بآن ایمان آرند، ..........

قوله تعالى: یا بَنِی إِسْرائِیلَ... الآیة. شرح این دو آیت از پیش رفت و فایده تكرار آنست كه تا در انذار و وعظ بیفزاید كه چون فرمان بزرگ بود تعظیم آن را باز گفتن شرط بود.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )







مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)






مطالب اخیر وبلاگ :
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.