النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ... الآیة... كار كار مخلصانست، و دولت دولت صادقان، و سیرت سیرت پاكان، و نقد آن نقد كه در دستارچه ایشان، امروز بر بساط خدمت با نور معرفت، فردا بر بساط صحبت با سرور وصلت، إِنَا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ میگوید پاكشان گردانیم و از كوره امتحان خالص بیرون آریم، تا حضرت را بشایند. كه حضرت پاك جز پاكان را بخود راه ندهد ان اللَه تعالى طیّب. لا یقبل الا الطیّب. بحضرت پاك جز عمل پاك و گفت پاك بكار نیاید، آن گه از آن عمل پاك چنان پاك باید شد كه نه در دنیا بازجویى آن را و نه در عقبى، تا بخداوند پاك رسى. وَ إِنَ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ.
خدای مهربان

سرّ این سخن آنست كه بو بكر زقاق گفت نقصان كلّ مخلص فى اخلاصه رؤیة اخلاصه، فاذا اراد اللَه ان یخلص اخلاصه اسقط عن اخلاصه رؤیة لاخلاصه، فیكون مخلصا لا مخلصا میگوید اخلاص تو آن گه خالص باشد كه از دیدن تو پاك باشد، و بدانى كه آن اخلاص نه در دست تست و نه بقوت و داشت تست، بل كه سریست ربانى و نهادى است سبحانى، كس را بر آن اطلاع نه و غیرى را بر آن راه نه. احدیت میگوید سر من سرّى استودعته قلب من احببت من عبادى گفت بنده را بر گزینم و بدوستى خود بپسندم، آن گه در سویداء دلش آن ودیعت خود بنهم، نه شیطان بدان راه برد تا تباه كند، نه هواء نفس آن را بیند تا بگرداند، نه فریشته بدان رسد تا بنویسد.

جنید ازینجا گفت الاخلاص سر بین اللَه و بین العبد، لا یعلمه ملك فیكتبه و لا شیطان فیفسده و لا هوى فیمیله .
ذو النون مصرى گفت كسى كه این ودیعت بنزدیك وى نهادند نشان وى آنست كه مدح كسان و ذم ایشان پیش وى بیك نرخ باشد، آفرین و نفرین ایشان یك رنگ بیند، نه از آن شاد شود نه ازین فراهم آید، چنانك مصطفى (ع) شب قرب و كرامت همه آفرینش منشور سلطنت او میخواندند، و او بگوشه چشم بهیچ نگرست و میگفت شما كه مقربان حضرت اید مى گویید السلام على النبى الصالح الذى هو خیر من فى السماء و الارض.
و ما منتظریم تا ما را بآستانه جفاء بو جهل باز فرستند تا گوید اى ساحر، اى كذاب، تا چنانك در خیر من فى السماء و الارض خود را بر سنگ نقد زدیم در ساحر و كذاب نیز بر زنیم، اگر هر دو ما را بیك نرخ نباشد پس این كلاه دعوى از سر فرو نهیم.

رو كه در بند صفاتى عاشق خویشى هنوز
گر بر تو عزّ منبر خوش تراست از ذل دار


این چنین كس را مخلص خوانند نه مخلص چنانك بو بكر زقاق گفت فیكون مخلصا لا مخلصا مخلص در دریاى خطر در غرقابست، نهنگان جان رباى در چپ و راست وى در آمده، دریا مى برّد و مى ترسد، تا خود بساحل امن چون رسد و كى رسد از اینجاست كه بزرگان سلف گفتند " و المخلصون على خطر عظیم"  و مخلص آنست كه بساحل امن رسید، رب العالمین موسى را بهر دو حالت نشان كرد گفت إِنَهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِیًا هم مُخْلَصاً بكسر لام و هم مُخْلَصاً بفتح لام خوانده اند اگر بكسر خوانى بدایت كار اوست، و اگر بفتح خوانى نهایت كار اوست، مخلص آن گاه بود كه كار نبوت وى در پیوست و نواخت احدیت بوى روى نهاد، و مخلص آن گاه شد كه كار نبوت بالا گرفت، و بحضرت عزت بستاخ شد، این خود حال كسى است كه از اول او را روش بود، و زان پس بكشش حق رسد و شتّان بینه و بین نبیّنا محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم چند كه فرق است میان موسى و میان مصطفى علیهما السلام، كه پیش از دور گل آدم بكمند كشش حق معتصم گشت، چنانك گفت " كنت نبیّا و آدم مجبول فى طینته "

شبلى ازینجا گفت در قیامت هر كسى را خصمى خواهد بود، و خصم آدم منم كه بر راه من عقبه كرد تا در گلزار وى بماندم.

شیخ الاسلام انصارى رحمة اللَه از اینجا گفت دانى كه محقق كى بحق رسد؟ چون سیل ربوبیت در رسد، و گرد بشریت برخیزد حقیقت بیفزاید، بهانه بكاهد، نه كالبد ماند نه دل، نه جان ماند صافى رسته از آب و گل، نه نور در خاك آمیخته نه خاك در نور، خاك با خاك شود و نور با نور، زبان در سر ذكر شود و ذكر در سر مذكور، دل در سر مهر شود و مهر در سر نور، جان در سر عیان شود و عیان از بیان دور، اگر ترا این روز آرزوست از خود برون آى، چنانك مار از پوست، بترك خود بگوى كه نسبت با خود نه نیكوست همانست كه آن جوانمرد گفت:

نیست عشق لایزالى را در آن دل هیچ كار
كو هنوز اندر صفات خویش ماندست استوار
هیچكس را نامده است از دوستان در راه عشق
بى زوال ملك صورت ملك معنى در كنار


وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَهِ... الآیة... از روى اشارت میگوید
كیست ستمكارتر از آن كس كه وطن عبادت بشهوت خراب كند؟
كیست ستمكارتر از آنك وطن معرفت بعلاقت خراب كند؟
كیست ستمكارتر از آنك وطن مشاهدت بملاحظت اغیار خراب كند؟
وطن عبادت نفس زاهدان است،
وطن معرفت دل عارفانست،
وطن مشاهدت سر دوستانست.

او كه نفس خویش از شهوات بازداشت وطن عبادت او آبادان است، و نامش در جریده زاهدانست چنانك مالك دینار مكث بالبصرة اربعین سنة فلم یصحّ له ان یأكل من تمرالبصرة و لا من رطبها، حتى مات و لم یذقه فقیل له فى ذلك فقال صاحب الشهوة
محجوب من ربه و آن كس كه دل خویش از علاقه پاك داشت وطن معرفت او آبادان است، و خود در زمره عارفان، ....
و آن كس كه سر خویش از ملاحظت اغیار پاك داشت وطن مشاهدت او آبادان است، و او خود از جمله دوستان است، چنانك بو یزید بسطامى قدس اللَه روحه كه چشم همت از اغیار بیكبار فرو گرفت، و گوش كوشش بیا كند، و زبان زیان در كام ناكامى كشید، و زحمت نفس امّاره از میان برداشت، و خود را در منجنیق فكرت نهاد و بهمه وادیها در انداخت، و بآتش غیرت تن را در همه بوتها بگداخت، و اسب طلب در فضاى هر، صحرایى بتاخت، و بزبان تفرید گفت:

اذا ما تمنّى الناس روحا و راحة
تمنّیت ان القاك یا عز خالیا


هر كسى محراب دارد هر سویى
باز محراب سنایى كوى تو


گفت چون این دعوى از نهاد من برآمد احدیت مرا زخم غیرت چشانید، و سؤال هیبت كرد تا با من نماید كه از كوره امتحان چون بیرون آمدم، گفت لمن الملك؟ گفتم ترا اى بار خدا، گفت لمن الحكم؟ گفتم ترا خداوندا، گفت لمن الاختیار؟ گفتم ترا خدایا، گفتا چون ضعف من و نیاز من بدید و خود دانا شد مطلع شد كه صفات من در صفات وى برسید گفت یا بایزید اكنون كه بى همه گشتى یا همه اى و چون بى زبان و بى روان گشتى هم با زبان و هم با روانى.

ما را بجز این زبان زبانى دگر است
جز دوزخ و فردوس مكانى دگر است
آزاده نسب زنده بجانى دگرست
و آن گوهر پاكشان ز كانى دگر است


گفت آن گه مرا زبانى داد از لطف صمدانى، و دلى داد از نور ربانى، و چشمى از صنع یزدانى، تا اگر گویم بمدد او گویم و بقوت او پویم، بضیاء او بینم، بقدرت او گیرم، در مجلس انس او نشینم " كنت له سمعا یسمع بى و بصرا یبصر بى" چون كه بدین مقام  رسیدم زبانم زبان توحید شد و روانم روان تجرید، نه از خود میگویم یا بخود بر بیایم، گوینده بحقیقت اوست و من در میانه ترجمانم اینست كه احدیت گفت وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لكِنَ اللَهَ رَمى نه تو انداختى آن گه كه مى انداختى، و یدا یبطش بى اینست گر بشناختى.

بیرون ز همه كون درون دل ماست
و ز خلق جهان بیك قدم منزل ماست
محنت همه در نهاد آب و گل ماست
پیش از دل و گل چه بود، آن حاصل ماست




النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ قالُوا اتَخَذَ اللَهُ وَلَداً گفتند كه اللَه فرزندى گرفت
سُبْحانَهُ پاكى و بى عیبى وى را،
بَلْ لَهُ ما فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ نیست فرزند بل كه رهى است و بنده اوست هر چه در آسمانها و زمین كس است و چیز
كُلٌ لَهُ قانِتُونَ همه وى را پرستگاراند و به بندگى مقر.

بَدِیعُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ نو كارست و نو ساز و نو آرنده آسمان و زمین را از نیست،
وَإِذا قَضى أَمْراً و چون كارى خواهد كه راند
فَإِنَما یَقُولُ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ آن بود كه گویدش باش تا مى بود.

وَ قالَ الَذِینَ لا یَعْلَمُونَ و گفتند ایشان كه خداى را نمیدانند
لَوْ لا یُكَلِمُنَا اللَهُ چرا خدا با ما سخن نمیگوید
أَوْ تَأْتِینا آیَةٌ یا بر یكى از ما بزبان ما پیغامى نمى آید؟
كَذلِكَ قالَ همچنین گفتند
الَذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ایشان كه نادانان پیشین بودند،
مِثْلَ قَوْلِهِمْ گفتنى همچون گفت ایشان
تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ دل بدل مانست تا گفت بگفت مانست.
قَدْ بَیَنَا الْآیاتِ پیدا كردیم نشانهاى خویش و روشن فرستادیم سخنان خویش
لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ قومى را كه بى گمانانند.

إِنَا أَرْسَلْناكَ ما ترا فرستادیم بِالْحَقِ بر سزاوارى و براستى
بَشِیراً وَ نَذِیراً شاد كننده و بیم نماینده،
وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِیمِ و مپرس از حال دوزخیان از سختى و زارى و رسوایى.

وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْیَهُودُ
و خشنود نگردند از تو جهودان
وَ لَا النَصارى و نه ترسایان
حَتَى تَتَبِعَ مِلَتَهُمْ تا آن گه كه پس كیش ایشان شوى،
قُلْ گوى إِنَ هُدَى اللَهِ هُوَ الْهُدى راه نمونى اللَه راه نمونى آنست
وَ لَئِنِ اتَبَعْتَ أَهْواءَهُمْ و اگر بخوش آمد ایشان پى برى و بر پسند ایشان روى
بَعْدَ الَذِی جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ پس آن دانش و پیغام كه از خداى آمد بتو
ما لَكَ ترا نیست از خداى پس آن
مِنْ وَلِیٍ وَ لا نَصِیرٍ نه رهاننده و نه بروى یارى دهنده.

الَذِینَ آتَیْناهُمُ الْكِتابَ ایشان كه نامه دادیم ایشان را
یَتْلُونَهُ حَقَ تِلاوَتِه پى مى برند بآن پى بردن بسزا،
أُولئِكَ یُؤْمِنُونَ بِهِ ایشانند كه گرویده اند بنامه خویش،
وَمَنْ یَكْفُرْ بِهِ هر كه كافر گردد بآن
فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ایشانند كه زیان كارانند و نومیدان.

یا بَنِی إِسْرائِیلَ اى فرزندان یعقوب
اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ یاد كنید و یاد دارید نعمت من
الَتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ آن نیكو كارى و نواخت كه من بر شما كردم
وَ أَنِی فَضَلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِینَ و شما را افزونى دادم و بهترى بر جهانیان روزگار شما.

وَ اتَقُوا یَوْماً و به پرهیزید از روزى
لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً كه بسنده نبود و به كار نیاید كس كس را
وَ لا یُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ و از وى باز خریدى نه پذیرند،
وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ و بكار نیاید وى را كه كسى آید و وى را خواهش گرى كند،
وَ لا هُمْ یُنْصَرُونَ و نه ایشانرا كسى فریاد رسد یا یارى دهد.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )






مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)







مطالب اخیر وبلاگ :

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.