النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا... الآیة.... هم نداست و هم گواهى، آنچه نداست نشان آشنایى، و گواهى آنست كه ایمان بنده عطائى.
صفات الهی

میگوید جلّ جلاله و تقدست اسماؤه و تعالت صفاته و توالت آلاؤه و نعماؤه و عظم كبریاؤه و علا شأنه و عزّ سلطانه، اى شما كه مؤمنانید و گرویدگانید، حق پذیرفتید و رسالت كه شنیدید بشناختید، بنشان كه دیدید باسزا آمدید و از ناسزا ببریدید، گردن نهادید و واسطه پسندیدید، دنیا گذاشتید و بعقبى باز گردیدید، و از عقبى در مولى گریختید.

آرى هر كس را میخواند تا خود كرا راه نماید، و ایشان را كه راه نماید تا خود كرا در روش آرد و بمقصد رساند، و ایشان را كه بمقصد رساند تا خود كرا قبول كند و بنوازد!

عالمى در بادیه مهر تو سر گردان شدند
تا كه یابد بر در كعبه قبولت پر و بال


آن گه فرمان داد كه: لا تَقُولُوا راعِنا الایة عین حكم است و بار تكلیف، رب العزّة چون خواست كه مؤمنانرا تكلیف كند بحكمى از احكام شرع، و رنج و كلفت آن بریشان نهد، نخست ایشان را بنداء كرامت بنواخت، و بایمان ایشان گواهى داد گفت یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا آن گه حكم و فرمان در آن پیوست، تا بنده بشاهد آن نواخت این بار تكلیف بر وى آسان شود، همین است سنت خداوند جل جلاله، هر جا كه بار تكلیف بر نهد راه تخفیف فرا پیش وى نهد، كه راه دشخوار و بار گران بهم نپسندد،

نه بینى؟ آنجا كه بتقوى فرمود استطاعت در آن پیوست گفت فَاتَقُوا اللَهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ، و بمجاهده فرمود اجتبا در آن بست گفت وَ جاهِدُوا فِی اللَهِ حَقَ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ و امثال این در قرآن فراوان است، و بر لطف اللَه دلیل و برهانست.

ثم قال تعالى وَ اسْمَعُوا فرمان داد آن گه گفت بنیوشید و بجان و دل قبول كنید و بچشم تعظیم و صفاى دل در آن نگرید، تا حقیقت سماع و طعم وجود بجان شما برسد، آن كافران و بیگانگان دیدهاى شوخ وا كرده بودند، و دلها تاریك، لا جرم طنطنه حروف بسمع ایشان مى رسید اما حقیقت سماع و لذت وجود هرگز بجان ایشان نرسید.

میگوید عزّ جلاله أَمْ تَحْسَبُ أَنَ أَكْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ جاى دیگر گفت وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ وَ لَوْ عَلِمَ اللَهُ فِیهِمْ خَیْراً لَأَسْمَعَهُمْ در ذوق حقیقت شنیدن دیگرست و سماع دیگر، ....

آن گه سر انجام هر دو فرقت درین هر دو آیت بیان كرد و كافران را گفت: وَ لِلْكافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ دوستان و مؤمنان را گفت وَ اللَهُ یَخْتَصُ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ قوله: ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ یقول بطریق الاشارة ما نرقّیك عن محلّ العبودیة الّا احللناك بساحات الحرّیّة، و ما رفعناك عنك شیئا من صفات البشریة الّا اقمناك بشاهد من شواهد الالوهیّة.

از روى اشارت میگوید اى مهتر خافقین، و اى رسول ثقلین، اى خلاصه تقدیر، و اى بدر منیر، اى كل كمال، و اى قبله اقبال، اى مایه افضال و اى نمود نمودگار لطف و جلال، اى شاخ وصل تو نازان و كوكب عزّ تو همیشه رخشان، اى دولت تو از میغ هستى اطلاع بر گرفته و بشواهد ربوبیّت و تأیید آلهیّت مخصوص شده، تا لحظه فلحظه كار دولت تو در ترقى است، و آنچه دیگران را تاج است ترا نعلین ن على كه بینداخت همى مركبت از پاى تاج سر سلطان شد و تا باد چنین باد اى مهتر، آن مقامات كه ترا ازان ترقى میدهیم هر چند كه حسنات همه اولیا و اصفیاست سیئات تو است، چندانك و از آن بمانى، چون بر گذرى از آن استغفار مى كن، مصطفى (ع) گفت روزى هفتاد بار از آن استغفار مى كنم انه لیغان على قلبى فاستغفر اللَه فى الیوم سبعین مرّة. قال الصدیق لیتنى شهدت ما استغفر منه رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله وسلّم.
....
هر كه مرفوع درگاه ربوبیت است و مقبول شواهد الهیت، احدیت بنعت محبت او را در قباب عزّت بپروراند، او را از آن حال بحال میگرداند، و این مقام بآن مقام مى رساند تا در جذبه حق افتد و از آن پس كه رونده باشد ربوده گردد، آن گه هر چه در همه عمر خویش در حال روش رفته بود او را در حال كشتن باول قدم از آن در گذرانند كه جذبة من الحق نوازى عمل الثقلین. آرى چنانك خود بكس نماند كشش او بروش خلق هم نماند.

ارباب روش را گویند امر و نهى نگه دارید، و امر و نهى را گویند كه ارباب كشش را نگه دارید، كه ایشان آنند كه نسب آدم در عالم حقایق بایشان زنده است، و منهج صدق بثبات قدم ایشان معمور، در عالم حقایق ایشان را نزّاع القبائل خوانند، چنانك بلال از حبش و صهیب از روم و سلمان از پارس و اویس از قرن نیكو گفت آن جوانمرد كه گفت:

ازین مشتى ریاست جوى رعنا هیچ نگشاید
مسلمانى ز سلمان جوى و درد دین ز بو دردا


قدر شریعت مصطفى ایشان دانستند، و حق سنّت او ایشان شناختند، صفاء سرّ این چنین صدیقان بر هر خارى كه تابد عبهر دین شود، اگر بر مطیع تابد مقبول گردد و اگر بر عاصى تابد مغفور گردد، اگر بر فاسق تابد صاحب ولایت شود.

چنانك در حكایت بیارند از حاتم اصمّ و شقیق بلخى كه هر دو بسفرى بیرون شدند پیرى فاسق مطرب بهام راهى ایشان افتاد، و در عموم اوقات آلات فساد و ساز فسق بكار میداشت، و حاتم هر وقتى منتظر آن میبود كه شقیق وى را منع كند و زجرى نماید، نمیكرد تا آن سفر بآخر رسید. در وقت مفارقت آن پیر فاسق ایشان را گفت چه مردمانى باشید شما كه از شما گران تر مردمان ندیدم! نه یك بار سماع كردید نه دستى وا زدید؟

حاتم گفت معذور دار كه من حاتمم و او شقیق. آن پیر چون نام ایشان شنید بپاى ایشان در افتاد و توبه كرد و بشاگردى ایشان برخاست تا از جمله اولیاء گشت، پس شقیق حاتم را گفت " رأیت صبر الرجال و صدت صید الرجال"
وَدَ كَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ... الآیة... من خسرت صفقته ودّ أن لم تربح لاحد تجارته، خرمن سوخته خواهد هر كس را خرمن سوخته، جهودان كه در وهده مذلت و مهانت افتاده اند و غبار نومیدى بر چهره تاریك ایشان نشسته مى دوست دارند مسلمانان را بساز خود دیدن، و از عزّ اسلام بمذلت جهودى افتادن، لكن تا بر منبر ازل خطبه سعادت و پیروزى خود بنام كه كردند؟ جهودان این میخواهند و رب العالمین میگوید خواست خواست ماست نه خواست جهودان، و مراد مراد ماست نه مراد ایشان! و ربّك یخلق ما یشاء و یختار ما كان لهم الخیرة، فمن این للطّینة الاختیار و الحقّ مستحقة بنعت العز و الجلال، و ما للمختار و الاختیار، و ما للمملوك و الملك و ما للعبید و التصدّر فى دست الملوك.

قال اللَه تعالى ما كانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ
حسین بن على را علیهما السلام گفتند بوذر میگوید من درویشى بر توانگرى اختیار كرده ام، بیمارى بر تندرستى بر گزیده ام.
حسین (ع) گفت رحمت خدا بر بوذر باد او را چه جاى اختیار است؟ و بنده را خود با اختیار چه كار است؟ پیروز آن كس است كه اختیار و مراد خود فداى اختیار و مراد حق كند.


موسى را گفتند یا موسى خواهى كه همه آن بود كه مراد تو بود؟ مراد خود فداى مراد ازلى ما كن، و ارادت خود در باقى كن، تو بنده و بنده را اختیار و مراد نیست، كه بحكم مراد خود بودن بترك بندگى گفتند است.
برادران یوسف بحكم مراد خود بودند مراد ایشان ذلّ یوسف بود و عزّ خویش، چون نیك نگه كردند ذل خود دیدند و عزّ یوسف، نه پنداشتند كه چون از پدر جدا گشتند او را خوار گردانیدند، بسى برنیامد كه خود را دیدند زیر تخت وى صف بركشیده و كمر خدمت بر میان بسته چاكروار و غریب وار میگفتند یا أَیُهَا الْعَزِیزُ مَسَنا وَ أَهْلَنَا الضُرُ

و روى فى بعض الاخبار: عبدى ترید و ارید، و لا یكون الا ما ارید، فان رضیت بما ارید كفیتك ما ترید و ان لم ترض بما ارید اتعبتك فیما ترید، ثمّ لا یكون الّا ما ارید.


سلمان و ابوذر

النوبة الاولى
قوله تعالى:
بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ آرى در بهشت شود هر كه روى خویش فرا داد و فرمان اللَه را منقاد شد،
وَ هُوَ مُحْسِنٌ و وى نیكو كار است
فَلَهُ أَجْرُهُ او راست دست مزد او
عِنْدَ رَبِهِ نزدیك خداوند وى
وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ و نیست فردا بریشان بیمى
وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ و نه هیچ اندوهگن شوند.

وَ قالَتِ الْیَهُودُ و جهودان گفتند
لَیْسَتِ النَصارى عَلى شَیءٍ ترسایان بر هیچ چیز نبند،
وَقالَتِ النَصارى و ترسایان گفتند
لَیْسَتِ الْیَهُودُ عَلى شَیءٍ جهودان بر هیچ چیز نبند،
وَ هُمْ یَتْلُونَ الْكِتابَ و ایشان نامه میخوانند
كَذلِكَ همچنین
قالَ الَذِینَ لا یَعْلَمُونَ گفتند ایشان كه نادان محض اند و بى كتاب اند
مِثْلَ قَوْلِهِمْ گفتنى همچون گفت ایشان
فَاللَهُ یَحْكُمُ اللَه داورى برد
بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ میان ایشان روز رستخیز
فِیما كانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ در آنچه ایشان در آن گفت و گوى جذاجذ میگویند و رایهاى مختلف مى بینند.

وَ مَنْ أَظْلَمُ و كیست بیدادگرتر
مِمَنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَهِ از آنك باز دارد از مسجدهاى خداى
أَنْ یُذْكَرَ فِیهَا اسْمُهُ ایشان را كه خواهند كه اللَه را در آن یاد كنند،
وَ سَعى فِی خَرابِها و در ویران كردن آن كوشند،
أُولئِكَ ایشان آنند
ما كانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها كه هرگز در آن مسجد نشد پس آن
إِلَا خائِفِینَ مگر با بیم و ترس.

لَهُمْ فِی الدُنْیا خِزْیٌ ایشانراست درین جهان رسوایى و ننگ
وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ و ایشانراست در آن جهان عذابى بزرگ.

وَ لِلَهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ و خدایراست برآمد نگاه آفتاب و فروشد نگاه آفتاب
فَأَیْنَما تُوَلُوا هر جا كه روى دارید
فَثَمَ وَجْهُ اللَهِ آنجا بسوى روى نمازگران
إِنَ اللَهَ واسِعٌ عَلِیمٌ كه اللَه فراخ توانست و دانا.


ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)









مطالب اخیر وبلاگ :

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
نصایح مولا علی(ع) به پیرمرد شامی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
شرح بیتی از سنایی ( لاهیجی‏ )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.