النوبة الاولى
قوله تعالى:
سبح لله

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدید و پیغام نیوشیدید
لا تَقُولُوا راعِنا مگویید رسول مرا راعنا
وَ قُولُوا انْظُرْنا و بجاى راعنا انظرنا گوئید،
وَ اسْمَعُوا و بنیوشید،
وَلِلْكافِرِینَ و ناگرویدگانراست
عَذابٌ أَلِیمٌ عذابى دردنماى.

ما یَوَدُ خوش مى نیاید و دوست مى ندارد
الَذِینَ كَفَرُوا ایشان كه كافر شدند
مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ از اهل توریة
وَ لَا الْمُشْرِكِینَ ونه مشركان نه گبران
أَنْ یُنَزَلَ عَلَیْكُمْ كه بر شما از آسمان پیغام آید
مِنْ خَیْرٍ ازین نیكویى و پیغام گزارى
مِنْ رَبِكُمْ از خداوند شما،
وَ اللَهُ یَخْتَصُ و اللَه میگزیند و شایسته میسازد و سزا میكند.
بِرَحْمَتِهِ بمهربانى خود،
مَنْ یَشاءُ آن را كه خواهد،
وَ اللَهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ و اللَه با فضل و نواخت بزرگوارست.

ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ هر چه منسوخ كنیم در قرآن از آیتى
أَوْ نُنْسِها یا آن را فراموش كنیم بر تو،
نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها دیگرى آریم به از آن
أَوْ مِثْلِها یا هم چنان،
أَ لَمْ تَعْلَمْ نمیدانى اى آدمى
أَنَ اللَهَ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ كه اللَه بر همه چیز تواناست.

أَ لَمْ تَعْلَمْ و نمیدانى اى آدمى!
أَنَ اللَهَ لَهُ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ كه اللَه راست پادشاهى آسمانها و زمین
وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَهِ و نیست شما را جز از اللَه
مِنْ وَلِیٍ وَ لا نَصِیرٍ یارى و نه كارسازى و خداوندى.

أَمْ تُرِیدُونَ
یا میخواهید
أَنْ تَسْئَلُوا رَسُولَكُمْ كه از رسول خویش محمد چیزى خواهید
كَما سُئِلَ مُوسى مِنْ قَبْلُ چنانك از موسى خواستند پیش فا
وَ مَنْ یَتَبَدَلِ الْكُفْرَ بِالْإِیمانِ و هركس كه بدل پسندد و گیرد كفر از ایمان
فَقَدْ ضَلَ سَواءَ السَبِیلِ او آنست كه گم گشت از میان راه راست.

وَدَ مى دوست دارد و مى خواهد
كَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ فراوانى از اهل كتاب ازین دانشمندان جهودان
لَوْ یَرُدُونَكُمْ اگر توانستندى كه شما را برگردانیدندى
مِنْ بَعْدِ إِیمانِكُمْ از پس استوار داشت شما خداى و رسول را،
كُفَاراً باز برندى شما را تا كافر شوید
حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ از حسدى كه در دلهاى ایشان است.

مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَنَ لَهُمُ الْحَقُ پس آنك پیدا شد ایشان را در توریة كه محمد استوارست و پیغام باو حق،
فَاعْفُوا در گذارید
وَ اصْفَحُوا و از جواب ایشان بسزا روى گردانید
حَتَى یَأْتِیَ اللَهُ بِأَمْرِهِ تا اللَه آرد فرمان خویش
إِنَ اللَهَ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ بدرستى كه اللَه بر همه چیز قادر است و هر كار را توانا
وَ أَقِیمُوا الصَلاةَ و نماز بپاى دارید
وَ آتُوا الزَكاةَ و زكاة مال بدهید
وَ ما تُقَدِمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَیْرٍ و هر چه خود را پیش فرا فرستید از خیرى
تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَهِ نزدیك اللَه بازیابید آنرا،
إِنَ اللَهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ اللَه بآنچه شما میكنید بیناست.

وَ قالُوا و جهودان گفتند
لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَةَ در بهشت نرود
إِلَا مَنْ كانَ هُوداً مگر جهودان
أَوْ نَصارى و ترسایان همین گفتند خود را
تِلْكَ أَمانِیُهُمْ آن دروغهاى ساخته ایشانست،
قُلْ رسول من گوى
هاتُوا بُرْهانَكُمْ حجت خویش باز نمائید و بیارید
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر مى راست گوئید.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا... الآیة مفسران گفتند هر چه در قرآن یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا آید خطاب اهل مدینه است، چنانك یا أَیُهَا النَاسُ خطاب اهل مكه است. و این نداء كرامت بمؤمنان مدینه آن گه پیوست كه اسلام بالا گرفته بود و كار دین مستحكم شده، و هیچ امت را در هیچ كتاب باین نام كرامت باز نخواندند مگر این امت را، و بنى اسرائیل را در توریة بجاى این ندا یا ایّها المساكین گفته اند.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا میگوید اى شما كه مؤمنان اید لا تَقُولُوا راعِنا رسول مرا مگویید راعنا و آن آن بود كه مسلمانان عادت داشتند آن گه كه در پیش مصطفى (ع) مى شدند كه میگفتند راعنا یا رسول اللَه و باین آن میخواستند كه نگاه كن در ما و بما نیوش.

و جهودان مى آمدند و همان میگفتند و در زبان ایشان این كلمه قدحى عظیم بود و سقطى بزرگ و قیل هو من الرّعونة فى لسانهم و قیل معناه اسمع لا سمعت جهودان چون این از مسلمانان شنیدند شاد شدند و با خود میگفتند اكنون وى را سبّ مى گوییم بزبان خویش و ایشان نمیدانند.

سعد معاذ (رض) زبان عبرى دانست بر قصد و نیت ایشان افتاد گفت علیكم لعنة اللَه و الذى نفسى بیده لئن سمعتها من رجل منكم لاضربنّ عنقه. فقالوا أ و لستم تقولونها؟
فنهى اللَه المؤمنین عن ذلك، فقال تعالى لا تَقُولُوا راعِنا گفت شما كه مؤمنانید این كلمه خویش مگویید، تا ایشان آن كلمه خویش به پشتى شما نگویند، و بجاى آن گوئید انْظُرْنا یعنى كه درمانگر جاى دیگر ازین گشاده تر گفت وَ راعِنا لَیًا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی الدِینِ وَ لَوْ أَنَهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ آن گاه در آن تأكید كرد بر مؤمنان و گفت وَ اسْمَعُوا بنیوشید و بپذیرید و چنین گوئید، و آن گه تهدید داد جهودان را و منافقان را كه پشتى ایشان میدادند گفت: وَ لِلْكافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ ایشانراست عذابى خوار كننده او كننده، عذابى دردناك و سهمناك عذابى كه هرگز بآخر نرسد و هر روز بیفزاید.....

و در عهد رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم مردى همه شب همى گفت وا غوثاه من النّار! رسول (ع) بامداد او را گفت: لقد ابكیت البارحة اعین ملاء من الملائكة.

.....

ما یَوَدُ الَذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ قومى از مسلمانان انصار با جهودان صحبت داشتند و نشست و خاست و تحالف میان ایشان رفته بود و حلیف یكدیگر شده از عهد جاهلیت باز، و این مسلمانان انصار حلفاء خود را گفتند از آن جهودان، كه ایمان آرید به قرآن، و مصطفى (ع) را استوار گیرید كه بهروزى و فلاح شما در این است.

ایشان جواب دادند كه ما نمى بینیم درین دین شما چیزى كه دوست داریم و خوش آید ما را، اگر در آن چیزى بودى ما نیز در آن بر پى شما رفتمانى
رب العالمین ایشان را بآنچه گفتند دروغ زن كرد و گفت: ما یَوَدُ الَذِینَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ دوست ندارند و خوش نیاید این جهودان را كه بر شما از آسمان پیغام آید وَ لَا الْمُشْرِكِینَ أَنْ یُنَزَلَ عَلَیْكُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِكُمْ باین خیر وحى میخواهد میگوید وحى كه فرستادیم بشما و پیغام كه دادیم ایشان را خوش نیامد، وَ اللَهُ یَخْتَصُ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ باین رحمت نبوت میخواهد، و گفته اند كه دین اسلام میخواهد، یعنى كه اللَه مى گزیند آن را كه خواهد به نبوّت و رسالت خویش، اللَه سزا و شایسته میكند دین اسلام را آن را كه خواهد، این بآن كند تا اهل كتاب بدانند كه ایشان بر هیچ چیز پادشاه نیستند. از فضل خداوند چنانك گفت جلّ جلاله لِئَلَا یَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ أَلَا یَقْدِرُونَ عَلى شَی ءٍ مِنْ فَضْلِ اللَهِ وَ أَنَ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ و پادشاهى نیكو بید خداوند است آن را دهد كه خود خواهد. جاى دیگر گفت قُلْ إِنَ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ.
............

ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ الآیة سبب نزول این آیت آن بود كه جهودان و مشركان اعتراض كردند و عیب گفتند و طعن زدند در نسخ قرآن، گفتند اگر فرمان پیشین حق بود و پسندیده پس نسخ چرا بود و اگر باطل بود و ناپسندیده آن روز خلق را بر آن داشتن چه معنى داشت؟

این سخن نیست مگر فرا ساخته محمد، و كارى كه از بر خویشتن نهاده بر مراد و برگ خویش روزاروز، چون كافران این سخن گفتند رب العالمین آیت فرستاد كه ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ. جاى دیگر ازین گشاده تر گفت وَ إِذا بَدَلْنا آیَةً مَكانَ آیَةٍ وَ اللَهُ أَعْلَمُ بِما یُنَزِلُ هر گه كه بدل فرستیم آیتى از قرآن بجایگه آیتى كه منسوخ كنیم دشمنان گویند إِنَما أَنْتَ مُفْتَرٍ این تغییر و تبدیل در سخن از آنست كه خود مى نهى و دروغى است كه خود میسازى، روز بفرمایى و زان پس از گفته خویش بازآیى، این بر مراد و هواء خویش مى نهى.

رب العالمین گفت بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ نه چنانست كه میگویند بیشتر ایشان نادانند، این نسخ ما مى فرمائیم و هر چه منسوخ كنیم از آن كنیم تا دیگرى به از آن آریم، یا بارى هم چنان بسزاى هنگام یا بسزاى جاى یا بسزاى مرد.

مذهب اهل حق آنست كه نسخ در قرآن و در سنت هر دو روان است و روا كه قرآن به قرآن منسوخ گردد و همچنین قرآن بسنّت و سنّت بسنّت منسوخ گردد، و سنت به قرآن، این همه حق است و شرع بدان آمده، و جهودان با مسلمانان خلاف كردند گفتند نسخ نه رواست، كه نسخ آنست كه پوشیده بداند و نادانسته دریابد، و آنچه دانست و از پیش فاحكم كرد بر دارد، تا آنچه بهتر است و اكنون دریافته و دانسته بجاى آن نهد، و این بر آفریدگار روا نیست.

جواب اهل حق آنست كه بر آفریدگار هیچیز پوشیده نیست و هرگز نبود، و چون پوشیده شود و همه آفریده اوست! و چون نداند و همه صنع اوست! أَ لا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَطِیفُ الْخَبِیرُ
پس معنى نسخ آنست كه رب العالمین فرمان میدهد بنده را، و خود داند كه آن فرمان و آن حكم پس از روزگارى از بنده بردارد، هر چند كه بنده نداند، و آن را بدلى نهد كه مصلحت بنده در آن بود، و استقامت كار وى در آن بسته، پس آن كند كه خود دانست كه چنان كند، و باشد كه از تخفیف بتشدید برد، و باشد كه از تشدید بتخفیف، چنانك لایق حال بنده بود و سزاى وقت.

و در عهد مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم مسلمانان را حاجت بنسخ قرآن از آن وجه بود كه ایام ایشان مختلف بود، از حال بحال میگشت، یكى حكم بسزاى وقت بود و بار دیگر بسزاى وقتى دیگر، آن را میگردانید بسزاى وقتها و لایق حالها.

و بدانك نسخ در قرآن از سه گونه است:
یكى آنك هم خط منسوخ است و هم حكم،
دوم آنك خط منسوخ است و حكم نه،
سوم آنك حكم منسوخ است و خط نه.


اما آنك خط و حكم هر دو منسوخ است آنست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم گفت دوش سورتى از قرآن میخواندم چند آیت از آن بر من فراموش كردند، بدانستم كه آن را برگرفتند از زمین، و كذلك
.....
اما آنچه از قرآن خط آن برگرفتند و حكم آن برنگرفتند آنست كه اول میخواندند در رجم زانى محصن كه
الشیخ و الشیخة اذا زنیا فارجموهما البته نكالا من اللَه و اللَه عزیز حكیم .
معنى آنست كه مرد زن دار و زن شودار چون زنا كنند ایشان را بسنگ بكشید. ناچار بازداشت دیگران را از زنا كردن، این از نزدیك خداوندست و اللَه داناست و توانا.
این آیت از مصاحف و از زبان خوانندگان برگرفت حكم آن از امت بر نگرفت.

اما وجه سوم از وجوه نسخ آنست كه حكم برگرفت ببدلى كه نهاد، و آیت آن حكم بر نگرفت. چنانك آیت عدّت زن شوى مرده یك سال تمام از مصحف بر نگرفت كه گفته بود " متاعا الى الحول " و حكم آن برگرفت ببدل فرمان بعدّت چهار ماه و ده روز أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً و ازین نسخ، در قرآن فراوانست. چنانك رسیم بآن شرح دهیم ان شاء اللَه.
ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )






مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)







مطالب اخیر وبلاگ :

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.