ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...یَوَدُ أَحَدُهُمْ ضمیر با گبران است، میگوید یكى ازین گبران دوست داردى كه او را هزار سال عمر بودى، و ذلك لأنّه لا یرجو بعثا بعد الموت فهو یحب طول الحیاة، و كذا الیهود لانهم عرفوا ما لهم فى الآخرة من الخزى لتضییع ما عندهم من العلم
محمد رسول الله

هر چند كه حرص برد رازى عمر در نهاد و سرشت آدمیست، و زینجا گفت مصطفى (ع) " یهرم ابن آدم و یشبّ منه اثنان الحرص على المال و الحرص على العمر"

اما مؤمن كه برستاخیز ایمان دارد و بدیدار خداى و نعیم جاودانه امید دارد امل دراز در پیش نگیرد، و همیشه مرگ را مستعد بود، ........

....
مَنْ كانَ عَدُوًا لِلَهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیكالَ فَإِنَ اللَهَ عَدُوٌ لِلْكافِرِینَ. دیگر باره درین آیت نام ایشان یاد كرد تشریف و تخصیص ایشان را، كه ایشان در میان ملائكة سران و سروران اند و بهینه فرشتگان چهاراند: جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و عزرائیل و بهینه این چهار جبریل است، ششصد پر دارد هر پرى هفتاد هزار ریشه، و علیه تهاویل الدّر و الیاقوت.

مصطفى (ع) او را دید بصورت خویش، و كان قد سدّ الافق.
در بعضى اخبار است كه مصطفى (ع) را غشى رسید آن گه كه او را بصورت خویش بدید، پس گفت : سبحان اللَه ما كنت ادرى ان شیئا من الخلق هكذا. و قال جبریل فكیف لو رأیت اسرافیل؟ انّ له لاثنى عشر جناحا جناح منها بالمشرق و جناح بالمغرب، و انّ العرش لعلى كاهله و انه لیتضاءل لعظمة اللَه عز و جل، حتى یعود مثل الرضع.
.............

جبرئیل نامى است عبرانى یا سریانى و معنى آن عبد اللَه است، جبر بنده است و ایل نام خداوند است عز و جل.
همچنین میكائیل و اسرافیل: میكا و اسراف نام بنده است، و ایل نام خدا یعنى بنده خداوند عز و جل.

و وجه تأویل آیت آنست كه هر كه جبرئیل را دشمن است میكائیل را هم دشمن است، كه هر دو مأمورند و هر كه ایشان را دشمن است همه فریشتگان را دشمن است، و كه هر دو مأمورند و هر كه پیغام رساننده را دشمن است پیغام را هم دشمن است، و هر كه پیغام را دشمن است پیغام ده را دشمن است، پس ایشان كه چنین اند كافران اند لا محاله، و خداى عز و جل دشمن است آن كافران را كه چنین اند.

امّا اختلاف قرّاء در لفظ جبرئیل و میكائیل آنست: كه مكى " جبریل "  بفتح جیم بى همزه خواند، و مدنى و شامى و بصرى و حفص بكسر جیم بى همز خوانند. ابو بكر بفتح جیم و همزه بر وزن جبرعل خواند، حمزه و كسایى و حماد بر وزن جبرعیل خوانند. و میكال بى همزه بوزن قیفال. بصرى و حفص نیز هم چنین خوانند، نافع بهمزه بر وزن میكاعل، باقى میكائیل بر وزن میكاعیل.

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ آیاتٍ بَیِناتٍ وَ ما یَكْفُرُ بِها إِلَا الْفاسِقُونَ این آیه بجواب ابن صوریا آمد كه گفته بود ما انزل علیك من آیة بیّنة فنتبعك لها نفرستادند بر تو نشانى روشن كه بر درستى كار تو دلالت كند تا ترا پس روى كنیم و ایمان آریم رب العالمین گفت: وَ لَقَدْ أَنْزَلْنا بدرستى كه فرستادیم بتو نشانهاى روشن راست، و كافر نشود بآن مگر جهودان كه از شریعت موسى بیرون شدند، بسبب آنكه به محمد كافر شدند، از بهر آنك ایمان آوردن به محمد (ع) و پذیرفتن دین وى از شرایع موسى بود پس چون نپذیرفتند لا محاله از شریعت موسى بیرون شدند.

معنى فسق بیرون شدن است از پذیرفتن حق. یقال فسقت الرطبة عن قشرها و الفارة عن جحرها.
أَ وَ كُلَما عاهَدُوا عَهْداً الآیة... ابن عباس گفت سبب نزول این آیت آن بود كه مصطفى (ع) جهودان را گفت كه خداى عز و جل پیمان ستد از شما كه مرا استوار گیرید، و آنچه آوردم از كتاب و پیغام قبول كنید، و شرع حنیفى و دین اسلام و صفت من كه پیغمبرم پنهان نكنید، و ذلك فى قوله تعالى وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَیِنُنَهُ لِلنَاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ پس مالك بن الضیف آن را منكر شد و گفت و اللَه ما عهد الینا فى محمد عهد و لا میثاق بر ما هیچ عهد نگرفتند و هیچ پیمان نستدند در كار محمد. پس رب العالمین آیت فرستاد.

أَ وَ كُلَما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِیقٌ مِنْهُمْ هر گه كه عهدى كنند و پیمانى بندند گروهى ازین جهودان آیند و آن پیمان بشكنند بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا یُؤْمِنُونَ عهد بشكستن نه ارزانى است بلكه ایشان ناگرویدگان اند. بَلْ أَكْثَرُهُمْ از آن گفت كه قومى ازیشان و گرچه اندك بودند بگرویدند و بوفاء عهد باز آمدند، چنانك جاى دیگر گفت فَقَلِیلًا ما یُؤْمِنُون .
قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " من مات ناكثا عهده جاء یوم القیمة لا حجة له" و قال (ع) اربع خصال من كان فیه كان منافقا: اذا حدّث كذب، و اذا وعد اخلف، و اذا عاهد غدر، و اذا خاصم فجر، و ما من غادر الّا و له لواء یوم القیمة یعرف به و صائح یصیح هذا غادر بنى فلان مسود وجهه مزروقة عیناه، مصفوفة یداه، معقولة رجلاه، على رقبته مثل الطود العظیم من ذنوبه.

وَ لَمَا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَهِ قال ابن عباس انّ معاذا و بشین بن البراء یقولان للیهود یا معشر الیهود اتقوا اللَه و اسلموا، فقد كنتم تستفتحون علینا بمحمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم، و نحن اهل شرك و تخبروننا انه مبعوث، و تصفونه لنا بصفته. فقال سلام بن مسلم اخو بنى النضیر ما جاءنا بشی ء نعرفه، و ما هو بالّذی كنّا نذكر لكم، فانزل اللَه تعالى.

وَ لَمَا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَهِ مُصَدِقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِیقٌ مِنَ الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ الآیة...
علماء جهودان اند اینان كه توریة را پس پشت انداختند، و بآن كار نكردند و به مصطفى و قرآن كافر شدند. .......
رب العالمین درین آیت خبر داد كه جهودان كتاب حق بگذاشتند، و پس روى شیاطین كردند و جادویى آموختند و آن خواندند.

فذلك فى قوله: وَ اتَبَعُوا ما تَتْلُوا الشَیاطِینُ عَلى مُلْكِ سُلَیْمانَ اى فى عهده و زمان ملكه، جهودان دعوى كردند كه این جادویى و نیز نجات كه ما میخوانیم و بدان كار میكنیم على سلیمان پیغمبر است و نام اعظم كه پادشاهى بدان میراند و فرمان بدان میداد، و دیو و باد را بدان مسخر خویش میكرد.
مفسران گفتند كتابى بود كه شیاطین در آن سحر و نیز نجات نبشته بودند و زیر تخت سلیمان دفن كردند آن گه كه سلیمان معزول بود از ملك خویش پس چون سلیمان را وفات رسید بیرون آوردند و فرا مردمان نمودند كه این علم سلیمان است و كتاب وى، و پادشاهى كه میراند بدین میراند.

هر چه نیك مردان بنى اسرائیل بودند آن از شیاطین قبول نكردند و از آن بپرهیزیدند و هر چه بد مردان بودند و مفسدان قبول كردند و بیاموختند و بدان كار كردند. رب العالمین سلیمان را از آن سحر و نیز نجات مبرا كرد و عذرى بر زبان مصطفى (ع) بنهاد و گفت: وَ ما كَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لكِنَ الشَیاطِینَ كَفَرُوا الآیة... سلیمان هرگز كافر نبود و آن سخنان كه شیاطین خواندند سخنان سلیمان نبود، و از آنچه بر وى گفتند و ساختند و فرا پیش آوردند از نیر نجات و شعبده هرگز ساز او نبود، و اباطیل هرگز كار او نبود و سحر از افعال او نبود، و عزائم بابت وى نبود، و تولّه و نشره و اخذه و تفریقه از سنت و سیرت وى نبود. ........

وَ لكِنَ الشَیاطِینَ كَفَرُوا حمزه و كسایى و لكن بتخفیف و الشیاطین برفع خوانند كَفَرُوا یُعَلِمُونَ النَاسَ السِحْرَ میگوید سلیمان كافر نبود و جادویى كار وى نبود، لكن شیاطین كافر بودند و جهودان را جادویى مى آموزانیدند.

وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَیْنِ الآیة... این ما بر دو وجهست یكى بمعنى نفى یعنى كه هرگز بر آن دو فریشته جادویى نفرستادند از آسمان. و بمعنى دیگر نفى نیست و تعلق باول آیت دارد. میگوید كتاب خدا پس پشت انداختند وانگه پس روى كردند دو چیز را یكى ما تَتْلُوا الشَیاطِینُ عَلى مُلْكِ سُلَیْمانَ و دیگر وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَیْنِ یكى آنچه شیاطین خواندند دیگر آنچه در بابل به هاروت و ماروت فرو آمد، و آن سحرست میكنند، و در آن تعزیم و تعوید مى آرند در تسخیر جن بنامهایى از نامهاى خداى عز و جل كه از آسمان فرود آمد.

و علما را خلافست كه بابل در دیار كوفه است یا در دیار مغرب، یا بكوه دماوند، و بابل از آن گفتند كه تبلبلت الالسن بها، قبل انّ اللَه عز و جل حین اراد ان یخالف بین السنة بنى آدم بعث ریحا فحشرتهم من كل افق الى بابل فبلبل اللَه عز و جل السنتهم، فلم یدر احد ما یقول الآخر ثم فرّقتهم الریح فى البلاد.

هاروت و ماروت اسمان سریانیان. قال اهل التفسیر و نقلة الحدیث انهما كانا ملكین اسمهما عزا و عزائیل و انّ الملائكة تعجبت من ظلم بنى آدم و استحلالهم المحارم و سفكهم الدماء و قد جاءتهم رسلهم بالبیّنات، فعز و اذلك علیهم، و خاطبوا اللَه عز و جل فى معناهم، و قالوا هؤلاء الذین جعلتهم فى الارض و اخترتهم، فهم یعصونك... القصّة الى

آخرها مفسران و اصحاب حدیث و نقله آثار گفتند فریشتگان آسمان تعجب كردند از ظلم بنى آدم و بى رسمیها و پرده در بدن و خون ریختن ایشان، گفتند خداوندا این زمین داران و خاكیان را بر گزیدى و ایشان ترا نافرمانند. رب العالمین گفت اگر آن شهوت كه دریشان مركب است در شما بودى حال شما همچون حال ایشان بودى همه گفتند " سبحانك ما ینبغى لنا ان نعصیك " پاكى ترا و بى عیبى ترا، نیاید از ما كه در تو عاصى شویم، و نسزد كه فرمان ترا خلاف كنیم.
رب العالمین گفت اكنون دو فریشته اختیار كنید از همه فریشتگان تا ایشان را بصفت بنى آدم بر آریم و شهوت دریشان مركب كنیم.هاروت و ماروت را بر گزیدند كه از همه عابد تر و خاشع تر بودند. خداوند عز و جل ایشان را بزمین فرستاد تا حكم كنند و كار گزارند میان خلق. و شهوت در ایشان آفرید چنانك در فرزندان آدم، و ایشان را گفت شرك میارید و زنا مكنید و خمر مخورید و خون بناحق مریزید و گوشت خوك مخورید و در حكم و قضا میل و محابا مكنید و جور و جفا مپسندید. ایشان بیامدند و بروز حكم مى كردند و كار خلق میگزاردند، و بشب بر آسمان میشدند بمتعبد خویش. آخر روزى زنى آمد پیش ایشان بمجلس حكم، با خصمى كه داشت و نام آن زن زهره بود نیكو روى كه جمال وى بغایت كمال بود و گفته اند كه پادشاه زاده بود از دیار فارس، و در دل ایشان هواء آن زن افتاد بیكدیگر باز گفتند، آن گه ترافع و حكم آن زن در تأخیر نهادند، تا وى را بخانه خواندند و كام خود از وى طلب كردند. آن زن سر وا زد آن گه گفت. اگر شما را مرادى است از من بت پرست باید شدن چنانك آن زن، و قتل كردن و خمر خوردن. ایشان گفتند این نه كار ماست كه ما را از این نهى كرده اند و پرهیز فرموده. آن روز رفت دیگر روز همین حدیث بود و جواب همان. سدیگر روز هوى بغایت رسید و صبرشان برمید، گفتند از آنچه فرمودى خمر خوردن آسانتر است. ندانستند كه خمر خود مجمع جنایت است، و اصل گناهان . قال النبى صلى اللَه علیه و آله و سلّم " الخمر امّ الخبائث " پس خمر خوردند تا مست شدند و كام خود از آن زن بر گرفتند و در آن حال كسى بایشان فرا رسید، ترسیدند كه باز گوید او را بكشتند، تا هم قتل و هم زنا و هم شرب خمر ازیشان در وجود آمد.
و خداوند عز و جل در آن حال ملائكه آسمان را بر حال ایشان اطلاع داد، تا ایشان را بدان صفت بدیدند. و من ذلك الیوم یستغفرون لاهل الارض. و گفته اند نام اعظم آن زن را در آموختند تا قصد آسمان كرد پس حرّاس آسمان و گوشوانان او را منع كردند و خداى عز و جل صورت وى بگردانید تا كوكبى گشت.

اكنون آن ستاره سرخ است: نام وى بزبان عرب زهره و بزبان عجم اناهید و بزبان بنطى بیدخت

ابن عباس و ابن عمر، آن را لعنت میكردند و میگفتند لا مرحبا بها و لا اهلا لقیا الملكان منها ما لقیا.

و عن على (ع)  قال كان النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم اذا رأى سهیلا قال لعن اللَه سهیلا انّه كان عشّارا بالیمن، و لعن اللَه الزهره فانها فتنت ملكین.
.......
و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم چون دانست كه مخالطت زنان آفت دین است و تخم فتنه، از آن حذر نمود گفت: لا یخلون رجل بامرأة فان ثالثهما الشیطان.
...........

تمامى قصه آنست كه هاروت و ماروت پس از آنك معصیت كردند خواستند كه بآسمان بمعتد خویش باز شوند نتوانستند و پرهاشان مطاوع نیامد پس در كار خویش بدیدند و ز آن كرده پشیمان شدند، و رفتند پیش ادریس پیغامبر و گفتند استشفع لنا الى ربك و ادع لنا ادریس دعا كرد ایشان را، خداوند عز و جل ایشان را مخیر كرد میان عذاب دنیوى و عذاب عقبى، و عذاب دنیوى اختیار كردند و در زمین بابل پس ایشان را سرنگون بچاهى در آویختند تا بقیامت.
مجاهد گفت در آن چاه آتش است و ایشان در میان آتش معذب اند پایها در قید و سلسله بر هفت اندام. و گفته اند كه در آن چاه آب است و ایشان از تشنگى زبان بیرون كرده اند، و چهار انگشت است از میان ایشان تا بآب و بآب مى نرسند.


و در روزگار پیشین مردى پیش ایشان رفت تا جادویى آموزد گفت چون ایشان را بدان صفت دیدم بترسیدم و از آن حال بسهمیدم گفتم لا اله الّا اللَه ایشان چون سخن میشنیدند گفتند از كدام امتى تو؟ جواب دادم از امت محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم. ایشان گفتند " و قد بعث محمد؟ قلت نعم قالا الحمد للَه فانه نبى آخر الزمان و عما قریب ینقطع العذاب عنا "

وَ ما یُعَلِمانِ مِنْ أَحَدٍ و جادویى به هیچ كس كه بایشان شود نیاموزند تا پیشتر گویند إِنَما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ ما فتنه خلقیم و آزمودن ایشان، بخداى عز و جل كافر مشو بآموختن جادویى و كار كردن بآن كه هلاك شوى. پس اگر نصیحت نپذیرد و بآموختن آن رغبت نماید او را گویند روبول در آن تنور كن. چون بول در آن تنور كند نورى از وى جدا شود و مانند دودى در آید و بینى وى باز شود، آن نور گفته اند. معرفت خداوند است عزّ وجلّ، و آن دود غضب وى جلّ جلاله.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )





مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (038)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (039)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (041)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (042)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (043)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (044)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (046)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (047)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (048)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (049)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)










مطالب اخیر وبلاگ :

ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (05)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (037)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (036)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (04)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (034)
سید حسن نصرالله و روز قدس
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (03)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (033)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (032)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (02)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (031)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها (01)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
وصیت مولا علی(ع)به محمد حنفیه
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.