النوبة الاولى
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى:

باطن خوب

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً و شما آنید كه یكى را بكشتید،
فَادَارَأْتُمْ فِیها و در آن كشته پیكار در گرفتید،
وَ اللَهُ مُخْرِجٌ و اللَه بیرون آرنده است و آشكارا كننده
ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ آنچه شما پنهان میدارید كه كشنده وى كیست.
فَقُلْنا اضْرِبُوه گفتیم بزنید این كشته را
بِبَعْضِها بچیزى از گوشت آن گاو،
كَذلِك چنین كه دیدید
یُحْیِ اللَهُ الْمَوْتى مردگان را زنده كند،
وَ یُرِیكُمْ آیاتِه و مى نماید شما را نشانهاى توانایى و نیك خدایى خویش
لَعَلَكُمْ تَعْقِلُون تا در یابید شما.
ثُمَ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ پس سخت گشت دلهاى شما،
مِنْ بَعْدِ ذلِكَ پس آن نشانهاى مهربانى و نیك خدایى كه از من دیدید،
فَهِیَ كَالْحِجارَةِ تا گویى كه آن دلها از سختى چون سنگ است
أَوْ أَشَدُ قَسْوَةً بل كه سخت تر از سنگ
وَ إِنَ مِنَ الْحِجارَةِ و از سنگها سنگ است
لَما یَتَفَجَرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ كه از آن جویها میرود،
وَ إِنَ مِنْها لَما یَشَقَقُ از آن سنگ است كه مى شكافد،
فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ و آب از آن بیرون میآید،
وَ إِنَ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَهِ و از آن هست كه از بالا بهامون مى افتد از ترس خداوند،
وَ مَا اللَهُ بِغافِلٍ عَمَا تَعْمَلُونَ و خدا از كرد شما ناآگاه نیست.

أَ فَتَطْمَعُونَ مى پیوسید و طمع میدارید،
أَنْ یُؤْمِنُوا لَكُمْ كه شما را استوار گیرند
وَ قَدْ كانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ و گروهى ازیشان بودند
یَسْمَعُونَ كَلامَ اللَهِ كه سخن خداى عز و جل مى شنیدند
ثُمَ یُحَرِفُونَهُ پس آن مى بگردانیدند،
مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ پس از آنك دانسته بودند و شناخته
وَهُمْ یَعْلَمُونَ و ایشان میدانستند كه بآنچه میگویند دروغ زنان اند و گناهكار.

وَ إِذا لَقُوا الَذِینَ آمَنُوا و چون گرویدگان را بینند
قالُوا آمَنَا گویند ما گرویدیم و استوار داشتیم،
وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ و آن گه كه با یكدیگر افتند بى شما و خالى افتند از شما،
قالُوا یكدیگر را گویند
أَ تُحَدِثُونَهُمْ ایشان را مى سخن مى گویید (از توریة) و مى آگاه كنید بِما
فَتَحَ اللَهُ عَلَیْكُمْ از آنچه اللَه گشاد بر شما
لِیُحَاجُوكُمْ. بِهِ تا فردا بر شما حجت آرند بآن
عِنْدَ رَبِكُمْ نزدیك خداوند شما،
أَ فَلا تَعْقِلُونَ مى در نیابید؟


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَارَأْتُمْ فِیها هر چند كه این آیت در نظم قرآن بآخر قصه گفت اما در معنى اول قصه است كه تا آن شخص كشته نشد قصه گاو نرفت. و معنى تدارؤ تدافع است، چنانك قصه در میان قومى افتد این سخن آن باز میدهد و آن سخن این رد میكند. وَ إِذْ قَتَلْتُمْ میگوید شما یكى را بكشتید. یعنى عامیل و در آن كشته خصومت در گرفتید و از خلق پنهان میداشتید و خداى عز و جل آن سرّ آشكارا كرد و كشنده پیدا، تا امروز در میان خلق رسوا شد و فردا بعذاب آخرت گرفتار شود.
......
وَ اللَهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ دلیل است كه هر كه در سرّ عملى كند خیر یا شر طاعت یا معصیت رب العالمین آن عمل آشكارا كند و پنهان فرو نگذارد. از اینجا گفت مصطفى (ع) : " لو ان احدكم یعمل فى صخرة صمّاء لیس لها باب و لا كوة لخرج عمله للنّاس كائنا ما كان "
.....
فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها گفتیم این كشته را بزنید بلختى از آن گاو،
عكرمه و كلبى گفتند از ران گاو لختى بروى زدند.
ضحاك گفت زبان گاو بروى زدند.
......
ابن عباس گفت استخوان اصل گوش بروى زدند كه محل حیاة است و محل روح و مقتل آدمى،
و قول مختار اینست و تقدیر الآیة فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها فضرب فحیّى آن بروى زدند و بفرمان خداى عز و جل زنده شد، و فراهم آمد، و عمه زاده خود را گفت انت قتلتنى این بگفت آن گه بیفتاد و بحال مردگى باز شد.

رب العالمین گفت: كَذلِكَ یُحْیِ اللَهُ الْمَوْتى وَ یُرِیكُمْ آیاتِهِ لَعَلَكُمْ تَعْقِلُون این آیت حجت است بر مشركان عرب كه اصل بعث را منكر شدند، و حجت است بر قومى فلاسفه كه بعث اجساد و اعیان را منكراند. .......
ثُمَ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ این خطاب با جهودان است. رب العالمین میگوید پس از آنك آیات و روایات قدرت ما دیدید و لطائف حكمت و عجائب صنعت در مرده زنده گردانیدن و كوه از بیخ بر آوردن و بر زور شما بدانستن و آب از سنگ روانیدن و قومى را صورت بگردانیدن پس از این عجایب كه دیدید دیگر باره دلهاى شما سخت شد كلبى گفت پس از آنك مرده زنده شد و بگفت كه كیست كشنده من، ایشان قبول نكردند و گفتند ما نكشتیم، رب العالمین گفت سخت است دلهاى شما و سیاه و غلیظ كه مرده پیش چشم زنده شد و بگفت كه كشنده من كیست و شما مى نپذیرید.

و قسوة در دل آنست كه رحمت و رقت و تواضع در آن نگیرد، و كارهاى پسندیده را و انواع خیر را نرم نشود.
......
پارسى خبر حذیفه آنست كه فتنه ها بر دلها باز گسترانند  چنانك حصیر گسترانند، هر دل كه بفتنه ها مایل باشد و آن را گیرا بود نكته سیاه بر آن زنند و هر دل كه بآن فتنه ها در نسازد و آن را منكر شود نكته سپید بر آن زنند پس مى داند كه دلها بر دو قسم است یكى همچون سنگ سپید سخت كه هیچ فتنه در خود نپذیرد، دیگرى سیاه خاك آلود همچون كوزه سرنگون چنانك درین كوزه سرنگون آب نماند، در چنین دل خیر و طاعت نماند.

رب العالمین دلهاى جهودان را این صفت كرد و گفت ایمان بنوبت مصطفى و صدق وى كه سر همه خیرات است در دل ایشان نمى شود پس از آنك صدق وى شناختند و دانستند. اینست معنى قسوت در دلهاى جهودان.

پس دلهاى ایشان با سنگ برابر كرد در سختى و درشتى و گفت فَهِیَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُ قَسْوَةً آن دلها همچون سنگ است بلكه سخت تر كه از سنگ آب آید و گر چه آب در آن نشود، و از دل سخت نه اجابت آید و نه پند در آن شود. آن گه سنگ را معذور كرد و دلهاى ایشان نامعذور، و سنگ خاره را فضل داد بر دل سخت و بتفضیل گفت وَ إِنَ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ و از سنگ ها هست كه از آن جویها میرود و از كوه ها هست كه از آن دجله و فرات و سیحون و جیحون میرود، و إِنَ مِنْها لَما یَشَقَقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ و از آن هست كه مى شكافد و آب از آن بیرون مى آید، یعنى آن سنگها كه در جهان پراكنده است و از آن چشمه ها میرود وَ إِنَ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَهِ و از آن هست كه از بالا نشیب میگیرد و بهامون مى افتد، همچون آن كوه كه برابر طور بود و رب العزة آن وقت كه با موسى سخن گفت آن كوه منجلى شد، یعنى پیدا شد بقدر یك بند سر انگشت كهین تا بعضى از آن كوه به شام افتاد و یمن و بعضى خرد گشت، چون ریگ و در عالم بپراكند. مِنْ خَشْیَةِ اللَهِ میگوید: آن رفتن جویها از آن سنگ و چكیدن آب از آن، و آمدن آن از بالا بهامون، همه از ترس خداوند است جلّ جلاله، یعنى كه سنگها كه با ترس است و دل این جهودان بى ترس.

قومى از اهل تأویل آیت از ظاهر بگردانیدند و بر مجاز حمل كردند و گفتند نسبت خشیت با سنگ بر سبیل تسبّ است نه بر سبیل تحقق، یعنى كه ناظر در آن نگرد قدرت اللَه بیند، خشیت بوى در آید، و تسبیح موات و جمادات كه قرآن از آن خبر میدهد هم برین تأویل براندند و از ظاهر بگردانیدند. و این تأویل بمذهب اهل سنت باطل است كه در ضمن آن ابطال صیغت كلام حق است و ابطال معجزه رسول (ع) وتسبیح سنگ ریزه در حضرت مصطفى (ع) و تسبیح جفنه كه از آن طعام میخوردند و حنین ستون كه در مسجد رسول خدا شنودند هم ازین باب است و همه در اخبار صحیح است و از معجزات مصطفى است و نشان صحت نبوت وى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم. اگر از ظاهر بگردانیم بر آن تأویل كه ایشان گفتند. هم در آن ابطال صیغت باشد و هم ابطال معجزه رسول، و این در دین روا نیست و مقتضى ایمان نیست. و هم ازین باب است آنچه در قرآن آید كه آسمان اللَه را پاسخ داد كه فرمانبرداریم و ذلك فى قوله أَتَیْنا طائِعِینَ و فردا اندامهاى كافر گواهى میدهد بر كافر بسخنى گشاده روشن. چنانك اللَه گفت وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا و دوزخ را خشم اثبات كرد آنجا كه گفت تَكادُ تَمَیَزُ مِنَ الْغَیْظِ و آتش را سخن گفتن اثبات كرد و گفت وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ این همه در خرد محال است و همه از دین خداوند ذو الجلال است، دل از آن میشورد و خرد آن را رد میكند، و قرآن بدرستى آن گواهى میدهد.

و بیشترین معجزه هاى پیغامبران و برهانهاى ایشان آنست كه در خرد محال است، و اللَه بر آن چیزها قادر بر كمال است، و پذیرفتن آن دین راست است و اعتقاد درست. و طریق اهل سنت آنست كه این همه كه بر شمردیم اگر چه نادر یافته است پذیرفته دارى و از ظاهر بنگردانى و از تأویل و تصرف در آن بپرهیزى، و از جمله ایشان نباشى كه چون در نیافتند نپذیرفتند، تا اللَه ایشان را ذم كرد و گفت وَ إِذْ لمَْ یَهْتَدُوا بِهِ فَسَیَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِیمٌ و این مسئله بسطى دارد و شرحى خواهد اما درین موضع بیش ازین احتمال نكند.

{ اشاره خارج از متن : اگر تاویل درست نیست پس آیات زیادی که ظاهرش با عدل خداوندی بل با عقل هم نمیسازد چه میشود منباب نمونه آن آیه که در آن هست که اگر در دنیا کور بودی در آخرت هم کور محشور میشوی ! و دیگر آیات که کم نیستند....  }

وَ مَا اللَهُ بِغافِلٍ عَمَا تَعْمَلُونَ اگر بتا خوانى خطاب با جهودان است یعنى كه خداى عز و جل از كردار شما ناآگاه نیست، آنچه پنهان دارید و آنچه آشكارا كنید همه میداند و شما را بآن جزا دهد و فرو نگذارد، و اگر بیا خوانى بر قراءة مكى خطاب با مؤمنان است و قدح در جهودان. با مؤمنان میگوید خداى عز و جل از آنچه این جهودان میكنند ناآگاه نیست، آن گه خطاب با مؤمنان گردانید.
و گفت أَ فَتَطْمَعُونَ طمع میدارید كه ایمان آرند و شما را استوار گیرند.

و مفسران گفتند این آن گه بود كه مصطفى در مدینه شد و جهودان مدینه را بر دین اسلام خواند، و طمع در اسلام ایشان بست و همچنین جماعتى از انصار بودند در مدینه كه ایشان را با جهودان نزدیكى بود بحكم رضاع، و طمع در اسلام جهودان بسته بودند، رب العزة بایشان این آیت فرستاد كه طمع مدارید باسلام ایشان، كه ایشان از نسل قومى اند كه در عهد موسى كلام ما بشنیدند در كوه طور، یعنى آن هفتاد مرد كه موسوى ایشان را با خود برده بود تا كلام حق و فرمان وى بشنیدند پس چون با قوم خویش شدند، قومى ازیشان تبدیل و تحریف در كلام حق آوردند، و آنچه حق نگفته بود در آن افزودند، و ذلك قولهم سمعنا اللَه... و فى آخر كلامه یقول ان استطعتم ان تفعلوا هذه الاشیاء فافعلوا و الّا فلا تفعلوا و لا بأس رب العالمین گفت كه با سخن و پیغام من چنین كنند شما را استوار كى دارند
بعضى مفسران گفته اند كه معنى آیت آنست كه خداى عز و جل مصطفى را و مومنان را گفت چرا در ایمان ایشان طمع بسته اید و حال ایشان آنست كه توریة كه كلام ماست بشنیدند، و آنچه در آن بود بدانستند و دریافتند، پس حكم توریة بگردانیدند، و آیت رجم و صفت نعت تو كه رسول مایى از آن برگرفتند و آن را بدل نهادند، و این ازیشان نه فراموش كارى بود و نه خطا، بلكه عمد محض بود، قصدا میدانستند و میكردند.

چنانك گفت ثُمَ یُحَرِفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ این آیت دلیل است كه نه مخلوق است و نه حكایت از كلام حق بلكه خود عین كلام حق است، و لفظ ما در آن نه مخلوق.

بخلاف قول جهمیان كه گفتند لفظ ما در آن مخلوقست. و وجه دلالت آیت آنست كه اگر آنچه ایشان قرآن از رسول مى شنیدند حكایت از كلام بودى، یا لفظ و قراءة وى، به قرآن مخلوق گفتن روا بودى، گفتى یسمعون مثل كلام اللَه او حكایة كلام اللَه او قراءة كلام اللَه.

چون گفت یسمعون كلام اللَه و جاى دیگر گفت فَأَجِرْهُ حَتَى یَسْمَعَ كَلامَ اللَهِ، پس بدانستیم كه آنچه ایشان گفتند باطلست، و مقالت جهمیان، و این خلاف از آن افتاد كه جهمیان گویند كلام حق علم اوست قائم بذات او نه عبارتى كه بحرف و صوت قائم است،.......

وَ إِذا لَقُوا الَذِینَ آمَنُوا قالُوا آمَنَا چون مؤمنانرا بینند گویند ایمان آوردیم وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ و چون با یكدیگر رسند گویند كه ایشان را از توریة مى سخن گویند، و این آن بود كه كس از جهودان كه توریة میدانستند و نه چنان سخت معاند بودند با رسول خدا، و نه باز نهاده بشوخى با مسلمانان قالُوا أَ تُحَدِثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَهُ میگفتند در نهان كه در توریة هست كه محمد پیغامبرست و نعت و صفت او در توریة مذكور است. آن مهینان جهودان كه معاندتر بودند این دیگران را گفتند كه چرا ایشان را از توریة مى خبر كنید كه محمد رسول است از آن خبرها كه اللَه شما را گشاد در توریة. عَلَیْكُمْ لِیُحَاجُوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِكُمْ تا فردا نزدیك خداوند شما حجت آرند بدان ور شما.

پس گفت أَ فَلا تَعْقِلُونَ خواهى از قول آن مهینان نه كه كمینان را گفتند، و خواهى خطاب اللَه گیر با آن مهینان جهودان، و سدیگر وجه ار خواهى، خطاب مؤمنان نه، میگوید أَ فَلا تَعْقِلُونَ اذ تطمعون در نمى یابید كه ایشان سخن من تحریف میكنند و از جاى خود مى بگردانند ایشان شما را براست ندارند و استوار نگیرند.

>>>>> ادامه دارد >>>>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )


گل


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)






مطالب اخیر وبلاگ :
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.