ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى. وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَ اللَهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً
مفسران گفتند مردى در بنى اسرائیل درویش بود و عمّه زاده توانگر داشت بمیراث عمه زاده خود شتافت، بشب رفت و وى را بكشت، و بسبطى دیگر بود و در خانه ایشان بیوكند، بامداد آن سبط كشته بیگانه دیدند بر در خویش، و سبط این كشته مرد خویش را نیافتند، جستند و بر در بیگانگان یافتند كشته، خصومت در گرفتند اینان گفتند كه مرد خویش بر در شما كشته مى یابیم، و ایشان گفتند كه كشته خویش بدر سراى ما آوردید و بر ما آلودید، دست بسلاح زدند، و روى بجنگ آوردند، آخر گفتند كه وحى پیوسته است و پیغامبر بجاى، بروى رویم، بر موسى آمدند و قصه بر وى عرضه كردند.

شادم بتو ارچه سوگوارم داری

موسى گفت: إِنَ اللَهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً اللَه میفرماید شما را كه گاوى ماده بكشید.
جواب دادند ایشان أَ تَتَخِذُنا هُزُواً از جواب این خصومت در گاو چیست؟ ما را مى افسوس گیرى از جفا كارى كه بودند و غلیظ طبعى. چون حكمت در آن فرمان ندانستند اضافت سخریت با پیغامبر كردند، تا پیغامبر گفت.
أَعُوذُ بِاللَهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ این سخریت كار جاهلانست و من فریاد خواهم بخداى كه كار جاهلان كنم.
مفسران گفتند این آن گه بود كه هنوز در مصر بودند دریا ناگذاشته، و غرق فرعون و كسان او نادیده، پس ازین قصه ها رفت كه شرح آن بجاى خویش كردیم.

قالُوا ادْعُ لَنا رَبَكَ وهب منبه گفت: در بنى اسرائیل جوانى بود مادر داشت و آن مادر را نوازنده بود بر دل و گوش، و بر وى بارّ و مهربان و كسب وى آن بود كه هر روز پشته هیزم بیاوردى و ببازار بفروختى، ثلثى از بهاى آن هیزم بصدقه میدادى، و ثلثى خود بكار مى بردى، و ثلثى بمادر میدادى چون شب در آمدى آن جوان شب را بسه قسم نهادى یك قسم نماز را و یك قسم خواب را و یك قسم بر بالین مادر بنشستى و تسبیح و تكبیر و تهلیل وى را تلقین میكردى، كه مادر از قیام شب عاجز بود.

روزگارى برین صفت مى بودند. رب العالمین خواست كه آن جوان را بى نیاز كند و بركت آن برّ و نیكى فراوى رساند. ابو هارون مدینى گفت البرّ مع الوالدین منساة فى العمر و مثراة فى المال و محبّة فى الاهل. پس آن جوان بنى اسرائیل كه با مادر برین صفت بود در همه جهان گاوى داشت، رب العزة تقدیر چنان كرد كه در بنى اسرائیل عامیل را بكشتند و كشنده وى پنهان شد. خداى عز و جل ایشان را فرمود تا اظهار آن سرّ را گاوى زرد رنگ، روشن، نیكو، نه پیر، و نه نوزاد، نه فرسوده، نه كار شكسته بكشند و چنین گاو هیچكس را نبود در آن وقت مگر این جوان را.
فرشته بوى آمد در صورت آدمى در دشت و وى را گفت این گاو از تو بخواهند خواست كشتن را بفرمان آسمانى و پیغام خداى، آن را به مفروش بكم از پرّى پوست وى دینار.
گفت چنین كنم. پس ایشان بدل آن گاو نیافتند و از وى بخریدند، و بپرّى پوست آن دینار فراوى دادند. درین قصه دو حكمت نیكوست، یكى بركت برّ بر مادر در حق آن جوان كه پیدا شد.
دیگر عقوبت تعنّت جستن بر پیغامبر در حق بنى اسرائیل كه بسیار مى پرسیدند و مى پیچیدند.

........
از اول ایشان را بكشتن گاوى فرمودند هر كدام كه باشد، و ایشان بطریق تعنّت سؤال بسیار میكردند و رب العالمین بعقوبت آن تعنت كار بریشان سخت كرد.
گفتند یا موسى ادْعُ لَنا رَبَكَ یُبَیِنْ لَنا ما هِیَ قالَ إِنَهُ یَقُولُ إِنَها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَیْنَ ذلِكَ بپرس از خداوند خویش كه صفت آن گاو چیست؟ یعنى در زاد چونست؟
ایشان را جواب آمد كه میانه گاوى است در زاد جوانست و تمام، نه نوزادى نا و نه پیرى شكسته. فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ آنچه میفرماید شما را بكنید و بیش ازین مپرسید و مپیچید.

اگر ایشان برین اقتصار كردندى، و بیش ازین نپرسیدندى كار برایشان آسانتر آمدى، لكن شدّدوا فشدّد اللَه علیهم. دیگر باره از رنگ آن گاو پرسیدند جواب آمد كه رنگ آن زردست زردى روشن، نیكو، در تندرستى و جوانى، و نیكو رنگى، كسى كه در آن نگرد شاد شود و خواهد كه باز بیند. روایت كردند از ابن عباس كه گفت " من لیس نعلا صفراء لم یزل فى سرور ما دام لابسها" و ذلك قوله صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُ النَاظِرِینَ ....

قالُوا ادْعُ لَنا رَبَكَ یُبَیِنْ لَنا ما هِیَ إِنَ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَیْنا دیگر باره پرسیدند كه چه گاوى است أ سائمة ام عاملة؟ چرنده است یا كار كننده؟ كه این گاوان بر ما مشتبه شدند وَ إِنَا إِنْ شاءَ اللَهُ لَمُهْتَدُونَ قال النبى " لو لم یستثنوا ما بیّنت لهم الى الابد ."

قالَ إِنَهُ یَقُولُ إِنَها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِی الْحَرْثَ ایشان را جواب آمد كه آن گاو كار كننده نیست كه زمین شكافد یا آب كشد و نرم نیست كه زود فرا دست آید.

مُسَلَمَةٌ دست و پاى درست دارد و خلقت نیكو و آثار عمل بر وى. لا شِیَةَ فِیها قیل لا عیب فیها، و قیل لا بیاض فیها، و قیل لا لون فیها یخالف سایر لونها، در آن هیچ عیب نه و بیرون از رنگ زردى هیچ رنگ نه.

قالُوا الْآنَ جِئْتَ بِالْحَقِ ایشان گفتند موسى را اكنون جواب بسزا آوردى و صفت آن بدانستیم و شناختیم، طلب كردند و پیش آن جوان پارسا یافتند و به پرى پوست آن دینار بخریدند، و از آن كه گران بها بود كامستندید و نزدیك بود كه نخریدندى و نه كشتندى.
عكرمه گفت بهاى آن دینارى بود لكن خداى عز و جل حكمتى را كه میدانستند چنان تقدیر كرد.

فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا یَفْعَلُونَ محمد بن كعب القرظى گفت آن روز كه ایشان را بكشتن گاو فرمودند آن گاو نه در شكم مادر بود و نه در صلب پدر. ابن عباس گفت چهل سال مى پیچیدند و مى پرسیدند و طلب میكردند پس بیافتند.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَذِینَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِی السَبْتِ اشارت بقهر خداوند است و بیگانگان، چنانك دوستان را نوازنده است بیگانگان را گیرنده است، و چنانك نواخت وى بنواخت دیگران نماند، گرفتن وى نیز بگرفتن دیگران نماند. و اللَه اشدّ بأسا و اشد تنكیلا اللَه سخت گیرتر از همه گیرندگانست، فرو برنده جبارانست، دادخواه ستمكارانست، شكننده كامهاى بندگانست، نه از كسى به بیم، نه كرد وى بر وى تاوانست، كه كردگار جهانیانست و هست كننده ایشانست. معاشر المسلمین از بطش وى هراس گیرید و ایمن منشینید! كه اگر ایشان را مسخ ظاهر عقوبت بودست این امت را مسخ باطن عقوبت است!

و رب العالمین چون بریشان خشم گرفت رنگ ایشان از آنجا كه صورت است بگردانید، اگر برین امت خشم گیرد و العیاذ باللّه رنگ اینان از روى سیرت بگرداند، اگر ایشان را بجرم خویش روى سیاه گردانید اینان را بجرم خویش دل سیاه كند. كَلَا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ نُقَلِبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ و كسى را كه امروز وى دل وى از خود بگرداند بیم است كه فردا چون در گور شود روى وى از قبله بگرداند، فردا روسیاه باشد.

....... این قصه گاو بنى اسرائیل و ذكر صفات وى درین آیات از لطائف حكمت و جواهر عزت قرآن است، و قرآن خود بحر محیط است اى بسا لؤلؤ شاهوار و درّ شب افروز كه در قعر این بحر است اما كسى باید كه هر چه رب العزة در صفت گاو بنى اسرائیل گفت از روى اشارت در صفات خود بیند، و بآن مقام رسد تا غواصى این بحر را بشاید. و آن عجائب الذخائر و درر الغیب او را بخود راه دهد، و جمله آن صفات درین سه آیت مبیّن كرد یكى لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ دیگر صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها سدیگر لا ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ اول لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ میگوید نه پیروى فرو ریخته نه نوزادى نارسیده، یعنى كه قدم این جوانمردان در دایره طریقت آن گه مستقیم شود كه سكر شباب و شره جوانى ایشان را حجاب نكند و ضعف پیرى معطل ندارد، نه بینى كه مصطفى آن گه وحى بوى پیوست كه نه بحال صبى قریب عهد بود و نه روزگار وى بارذل العمر رسیده بود. اگر تمامتر از این حالى بودى وحى به سید در آن حال پیوستى، هر ارادت كه با سكر شباب قرین شود همیشه از راهزنان به بیم بود و كم افتد جوانى نو ارادت كه از راهزنان ایمن شود و اگر افتد در مملكت عزیز باشد

مصطفى از اینجا گفت كه " عجب ربكم من شاب لیس له صبوة "
 
صفت دیگر خوان صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُ النَاظِرِینَ آن جوانمردان كه در حال كمال بشریت قدم در میدان طریقت نهادند و بدان مستقیم شدند، احدیت ایشان را برنگ دوستى بر آرد، و رنگ دوستى رنگ بیرنگى است. هر چه رنگ رنگ آمیزانست ازیشان پاك فرو شوید وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍ تا همه روح پاك شود، نهاد ایشان و معانى همه یك صفت گیرد. هر چشمى كه دریشان نگرد روشن شود، هر دلى كه در كار ایشان تأمل كند آشنا گردد.

سفیان ثورى بیمار شد و دلیل وى پیش طبیب ترسا بردند. طبیب در آن مى نگریست و تامل میكرد، پس گفت عجب حالى مى بینم این مردى است كه از ترس خداى عز و جل جگر وى خون شدست و از مجراى آب بیرون آمده است، این دین كه وى بر آنست جز حق نیست، اشهد ان لا اله الا اللَه و اشهد ان محمد رسول اللَه طبیب ترسا چون در دلیل وى نگریست آشنا گشت پس كسى كه در روى دوستان حق نگرد از اعتقاد پاك و در سیرت ایشان تأمل كند، از مهر دل خود چون شود؟

اینست كه میگوید فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُ النَاظِرِینَ رنگى كه نگرندگان را شاد كند رنگ آشنایى و دوستى است، امروز ایشان را برنگ آشنایى و دوستى بر آرد، و چه رنگ است ازین نكوتر؟
یقول تعالى وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَهِ صِبْغَةً و فردا ایشان را بنور خود رنگین كند، كما قال النبی صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " فیصبغون بنور الرحمن عز و جل "
 
صفت سوم آنست كه گفت: لا ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَ لا تَسْقِی الْحَرْثَ مُسَلَمَةٌ لا شِیَةَ فِیها پا كند و هنرى و بهروز و نیكو سیرت و روز افزون، نه بعیب رسمیان آلوده، نه بمقام دون همتان فرو آمده، نه رقم دوستى اغیار بریشان كشیده، نه داغ اسباب بریشان نهاده، نه سلطان بشریت بریشان دست یافته، نه قاضى شهوات بریشان حكمى رانده، نه باشكال و امثال گرائیده، نه باختیار و احتیال خود تكیه كرده، چنانك معبود یكى شناسند مقصود یكى دانند و مشهود یكى، و موجود یكى،

هموم رجال فى امور كثیرة
و همّى من الدنیا صدیق مساعد
هر كسى محراب دارد هر سویى
باز محراب سنایى كوى او


>>>>> ادامه دارد >>>>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )


گل


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (029)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)






مطالب اخیر وبلاگ :
منم امیر مومنان و بهترین آفریده خدا
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (028)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.