النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ ظَلَلْنا عَلَیْكُمُ الْغَمامَ الآیة اشارت بلطف و كرم خداوندیست، و مهربانى او بر بندگان چنانستى كه رب العالمین میفرماید كه
اى بیچاره فرزند آدم چرا نه وا من دوستى كنى كه سزاوار دوستى منم؟
چرا نه وا من بازار كنى كه جواد و مفضل منم؟
چرا وا من معاملت درنگیرى كه بخشنده فراخ بخش منم؟

خدا از دلها آگاهست

نه رحمت ما تنگ است نه نعمت از كس دریغ، یكى درنگر تا وا بنى اسرائیل چه كردم و چند نعمت بر ایشان ریختم، و چون نواخت خود بریشان نهادم در آن بیابان تیه پس از آن كه پیچیدند و نافرمانى كردند، ایشان را ضایع فرو نگذاشتم، میغ را فرمان دادم تا بر سر ایشان سایه افكند، باد را فرمودم تا مرغ بریان در دست ایشان نهاد، ابر را فرمودم تا ترنجبین و انگبین بایشان فرو بارید، عمود نور را فرمودم تا در شبى كه مهتاب نبود ایشان را روشنایى میداد، كودك كه از مادر در وجود آمدى در آن بیابان تیه با دستى جامه كه وى را در بایست بود در وجود آمدى، چنانك كودك مى بالیدى جامه با وى میبالیدى، نه كهن شدى آن جامه بر وى نه شوخ گرفتى، در حال زندگى زینت وى بودى و در حال مردگى كفن وى بودى، چه نعمت است كه من بریشان نریختم! چه نواخت است كه من بریشان ننهادم! ایشان خود قدر ما ندانستند و شكر نعمت ما نگزاردند.

اى بیچاره ترا هیچكس نخواند چنانك ما خوانیم، چون كه بیایى هیچكس ترا چنان نخرد چنان كه ما خریم، چون كه خود را بفروشى دیگران بى عیب خرند و ما با عیب خریم، دیگران با وفا خوانند و ما با جفا خوانیم، اگر به پیرانه سر باز آیى همه مملكت را بحرمت بیارائیم، و اگر بعنفوان شباب حدیث ما گویى فردا برستاخیز ترا در پناه خود گیریم.

اناس عصوا دهرا فعادوا بخجلة فقلنا لهم اهلا و سهلا و مرحبا وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ از روى اشارت قریه اینجا احتمال كند كه حریم علم است، و حجر شریعت، چنانك مصطفى (ع) از روى اشارت خود را گفت " انا مدینة العلم و على بابها "  ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ میگوید بحجر شریعت درآئید و علم و عمل بر وفق شریعت بكار دارید.

فَكُلُوا مِنْها حَیْثُ شِئْتُمْ رَغَداً و در علم و عمل عیشى هنى و نعیم جاودانه بدست آرید، امروز تلخى مجاهدت چشید تا فردا میوه بهشت خورید.

وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَداً در راه دین بر استقامت روید و با خضوع و خشوع باشید، و هر كارى را از در دین خود درآورید تا بمقصد رسید، و هو المشار الیه بقوله تعالى وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها. آن گه گفت وَ قُولُوا حِطَةٌ اشارت است باستغفار و تضرع و دعا و گفتن كه بار خدایا حطّ عنا ذنوبنا همانست كه جاى دیگر گفت رَبَنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا و جاى دیگر گفت فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِرْ عَنَا سَیِئاتِنا وَ تَوَفَنا مَعَ الْأَبْرارِ.

وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ الآیة چند فرق است میان موسى و عیسى و محمد مصطفى.
موسى قوم خود را آب خواست چنانك گفت وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ
عیسى قوم خود را نان خواست چنانك گفت أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَماءِ
باز مصطفى (ع) صدر و بدر جهان، چراغ زمین و آسمان، نه آب خواست نه نان، بلكه رحمت خواست و غفران، چنانك اللَه گفت غُفْرانَكَ رَبَنا
موسى را گفت چه خواهى گفت آب روان از سنگ صفوان،
عیسى را گفت چه خواهى؟ گفت خوان بریان فرستاد از آسمان.
سیّد كونین را گفت تو چه خواهى؟ گفت رحمت و غفران از خداوند مهربان.

چون موسى آب خواست گفت یا موسى از چون منى آب خواهند؟ آنك سنگ و عصا بر سنگ زن و مراد خود برگیر.
چون عیسى نان خواست. گفت یا عیسى از چون منى نان خواهند؟ فرمان داد به جبرئیل تا گرده چند و لختى بریان بر خوان نهاد و بایشان فرستاد، گفت یا عیسى مراد خود برگیر.
چون نوبت بمهتر عالم رسید، شب قرب و كرامت كه او را حاضر كردند گفت اى دوست ما مهمان آمده دندان مزد چه خواهى؟
گفت غُفْرانَكَ رَبَنا اللَه تعالى گفت اى دوست ما حال امّت تو از سه بیرون نیست:

یا مطیعان اند، یا عاصیان، یا مشتاقان:
اگر عاصیانند رحمت من ایشان را،
و اگر مطیعانند بهشت من ایشان را،
و اگر مشتاقانند دیدار و رضاء من ایشان را،

مصطفى گفت (ع) خداوندا مراد ایشان نقدى بدادى از آن من در توقف نهادى!
گفت اى دوست ما ایشان حاجت كه خواستند از بهر امت خود خواستند و امّت ایشان همان بودند كه حاضر بودند مراد خود بیافتند، تو آنچه میخواهى از بهر امت میخواهى و امّت تو متفرقند تا قیام الساعة خواهند بود و دعوت و پیغامبرى تو همیشه پیوسته خواهد بود، روز رستاخیز همه را جمع كنم و همه را از دوزخ آزاد كنم، همه را بدیدار خود شاد كنم، همه را لباس كرامت پوشانم، همه را بزیور انس بیارایم، كه ایشان بهینه امّت اند، یك دل و یك قصد و یك همت اند، وَ إِنَ هذِهِ أُمَتُكُمْ أُمَةً واحِدَةً نه چون بنى اسرائیل كه از پراكندگى كه بودند هم در دل و هم در قصد و هم در همت، در دین بمعبودى یگانه مى اقتصار نكردند مى گفتند اجعل لنا الها كمالهم آلهة و در دنیا بیك طعام قناعت نكردند گفتند یا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ. و فى معناه انشد.

هموم رجال فى امور كثیرة
و همّى من الدنیا صدیق مساعد


و گفته اند ذكر عصا در آیت اشارت است بسیاست شرعى، كقوله ع لا ترفع عصاك عن اهلك و عرب گوید شقّ فلان العصا اذا خرج عن السیاسة المشروعة. و حجر اشارتست به بنى اسرائیل از آنك رب العالمین دلهاى ایشان با سنگ برابر كرد و گفت فَهِیَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُ قَسْوَةً یعنى كه موسى خواست تا بنى اسرائیل را با هم آرد و ایشان را بر راه استقامت دارد، مداوایى طلب كرد. از بهر ایشان كه بهمگان برسد هم عالم را و هم جاهل را، و ایشان را فایده دهد بر عموم همچنانك باران فایده دهد بر عموم بقعتها را هم آبادان و هم غیر آن.

رب العالمین موسى را گفت ایشان را بتازیانه شریعت سیاست كن و بر علم و عمل دار، آن علم و عمل كه جمله اركان اسلام و ایمان بدان باز گردد، و آن دوازده خصلت است، كه مصطفى (ع) در آن خبر معروف بیان كرد، شش خصلت از آن بناء اسلامست:

یكـــى اقرار بوحدانیت اللَه،
دیگـــر اثبات نبوت مصطفى
سدیگر نماز كردن،
چهارم زكاة دادن،
پنجم روزه داشتن،
ششم حج كردن.

و شش خصلت از آن بناء ایمان است:
یكى ایمان دادن باللّه جل جلاله،
دیگر ایمان بفرشتگان
سدیگر ایمان بكتابهاى خداوند،
چهارم برسولان وى،
پنجم بروز قیامت،
ششم ایمان بقدر،

آن دوازده چشمه كه درین آیت گفت اشارتست باین دوازده ركن كه بناء اسلام و ایمان است و اللَه اعلم.


النوبة الاولى
قوله تعالى
إِنَ الَذِینَ آمَنُوا ایشان كه بگرویدند و فرستاده را استوار گرفتند
وَ الَذِینَ هادُوا و ایشان كه از راه بگشتند و جهود شدند
وَ النَصارى و ترسایان كه در عیسى غلوّ كردند
وَالصَابِئِینَ و ایشان كه زبور در دست دارند و میان دو دین سدیگر گزینند،
مَنْ آمَنَ بِاللَهِ هر كه از همگان بخداى بگروید
وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ و بروز رستاخیز
وَ عَمِلَ صالِحاً و كار نیك كرد،
فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ ایشانراست مزد ایشان
عِنْدَ رَبِهِمْ بنزدیك خداوند ایشان
وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ و نیست بریشان بیمى فردا
وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ و نه هرگز اندوهگن باشند
وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَكُمْ و چون پیمان ستدیم از شما و عهد گرفتیم بر شما
وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُورَ و فرمودیم تا كوه طور بر سر شما باز داشتند،
خُذُوا ما آتَیْناكُمْ بِقُوَةٍ و شما را گفتند بآواز از بالا گیرید این كتاب كه شما را دادیم بقوت یقین و تصدیق و جدّ
وَ اذْكُرُوا ما فِیهِ و یاد دارید آنچه در آن شما را وصیت كردند و فرمودند
لَعَلَكُمْ تَتَقُونَ تا مگر از عذاب و خشم خدا پرهیزیده آئید.

ثُمَ تَوَلَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ
پس از فرمان برگشتید،
فَلَوْ لا فَضْلُ اللَهِ عَلَیْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ اگر نه فضل خدا بودى بر شما و مهربانى او شما را
لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ از زیانكاران و نومیدان بودید شما.


النوبة الثانیة
قوله تعالى إِنَ الَذِینَ آمَنُوا سدى گفت این آیت بشان اصحاب سلمان فرود آمد و سلمان مردى بود از جندیسابور بموصل افتاد، میان احبار ترسایان، و روزگارى دراز با ایشان عبادت كرد فراوان و بر دین عیسى بود از اول، پس به مدینه افتاد و او را به بندگى بفروختند. زنى از جهینه او را بخرید، و از بهر وى شبانى میكرد، و سلمان از علماء ترسایان شنیده بود كه درین روزگار پیغامبرى بیرون خواهد آمد كه صفت وى آنست كه مهر نبوت میان دو كتف دارد، و صدقات نستاند، و از هدیه ها خورد.

روزى سلمان در صحراء مدینه گوسپندان بچرا داشت كسى او را گفت كه امروز مردى به مدینه در آمده
است و میگوید كه من پیغامبرم و سلمان روزگارى بود تا درین انتظار بود، گوسپندان را فرو گذاشت، و به مدینه در شد بنزدیك مصطفى (ع) و بوى مى نگریست و در وى تأمل میكرد.

مصطفى بفراست نبوى بدانست كه حال وى چیست، جامه خویش از پشت فرو گذاشت تا مهر نبوت بر سلمان آشكارا شد. پس سلمان برفت و طعامى خرید و پیش رسول آورد رسول فرمود این چیست؟
سلمان گفت این صدقه، مصطفى گفت لا حاجة لى اخرجها فلیأكل المسلمون مرا باین صدقه حاجت نیست، رو بر مسلمانان بر تا ایشان بخورند.
پس دیگر بار سلمان رفت و طعامى دیگر آورد مصطفى گفت این چیست؟
سلمان گفت هدیة، مصطفى فرمود اكنون بنشین تا بیكدیگر بخوریم.
و سلمان (رض) حدیث آن قوم خویش كه بر دین عیسى بودند درگرفت. و از عبادت فراوان ایشان و مجاهدت و ریاضت بسیار كه میكردند لختى باز گفت، و عبادت ایشان آن بود كه از روز یكشنبه تا بیكشنبه دیگر هفته روزه میداشتند، روزه وصال كه افطار ایشان جز در روز یكشنبه نبودى، و سخن گفتن با یكدیگر جز درین روز نبودى، یك هفته هر یكى در غارى نشسته و خورد و خواب و سخن بر خود حرام كرده، و زبان با ذكر و دل با فكر پرداخته، و یك لحظه از عمر خویش با كار دنیوى و آسایش تن نداده، سلمان وصف الحال ایشان میكرد.
مصطفى (ع) گفت " یا سلمان هم من اهل النار"

قال سلمان فاظلمت على الارض سلمان گفت جهان روشن بر چشمم تاریك گشت چون از مصطفى شنودم كه ایشان آتشیانند.
ثم قال یا رسول اللَه لو ادركوك صدّقوك و اتبعوك. و سلمان بروزگار ازیشان شنیده بود كه مهینه پیغامبران پیغامبر آخر الزمانست و بهینه دینها دین اوست، گفت یا رسول اللَه اگر ترا دریافتندى ترا پس رو بودندى و استوار داشتندى. آن گه رب العالمین این آیت فرستاد در شأن ایشان: إِنَ الَذِینَ آمَنُوا وَ الَذِینَ هادُوا... و مصطفى (ع) گفت در تفسیر این آیت " من مات على دین عیسى و من مات على الاسلام قبل ان یسمع بى فهو على خیر، و من سمع بى الیوم و لم یؤمن بى فقد هلك "
گفت هر آن كس كه پیش از بعثت ما بر شریعت و سنّت عیسى بود و ما را در نیافت و در آن شریعت فروشد، كار او همه خیر است، و عاقبت او رستگارى، و آن كس كه ما را دریافت یا خبر بعثت ما بدو رسید و از هر دین كه بر آن بود دست باز نداشت و بر پى ما و سنّت ما نرفت او از جمله هالكانست.

إِنَ الَذِینَ آمَنُوا وَ الَذِینَ هادُوا هادوا از تهوّد است و تهوّد تحرك باشد، جهودان را بدان یهود خوانند لانّهم یتهوّدون عند قرائت التوریة چون توریت خوانند تحركى در خود آرند، و یقولون انّ السّماوات و الارض تحركت حین اتى اللَه موسى التوریة قال ابن جریح انّما سمیت الیهود من قولهم انا هدنا الیك اى تبنا من عبادة العجل.

و گفته اند نسبت ایشان با یهودا است ازین جهت ایشان را یهود خوانند و ترسایان را نصارى بدان خوانند كه از ده نصره بودند و نصره آن دیه بود كه عیسى و مادرش بآن دیه فرو آمده بودند، مقاتل و قتاده گویند نام آن دیه ناصره بود فنسبوا الیها. و قیل سمّوا نصارى لقوله تعالى من انصارى الى اللَه و هم الحواریون.

و صابئان قومى بودند كه مسكن به شام داشتند و ملائكه پرست بودند و نماز به كعبه مى بردند و زبور میخواندند، و گفته اند قومى از اهل كتاب بودند و بیرون از جهودى و ترسایى دینى دگر نو نهاده بودند میان جهودى و ترسایى، و علامت ایشان آن بود كه موى از میان سر باز میكردند یعنى دوست میداشتند كه كشف عورت كنند و بیحجاب باشند و شرم از مردم ندارند و یحبون مذاكیرهم، و شره مردان از خود مى بریدند.

إِنَ الَذِینَ آمَنُوا وَ الَذِینَ هادُوا اختلافست میان علما كه این آیت محكم است یا منسوخ، جماعتى گفتند منسوخ است و ناسخ آنست كه گفت عزّ و جلاله وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ ابن عباس گفت چنان مى نماید كه عمل صالح از جهودان و ترسایان و صابئان مقبول بود و بهشت ایشان را موعود، بحكم این آیت كه گفت إِنَ الَذِینَ آمَنُوا وَ الَذِینَ هادُوا وَ النَصارى ... پس چون آیت وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ فرود آمد این آیت منسوخ شد و این حكم بگشت.

اما قول مجاهد و ضحاك آنست كه این آیت محكم است و هیچ چیز از آن منسوخ نیست، و تقدیرش آنست كه انّ الذین آمنوا و من آمن من الذین هادوا و در معنى آیت در طریق است:
یكى آنست كه إِنَ الَذِینَ آمَنُوا مؤمنان بحقیقت میخواهد هم از این امت و هم از امتهاى گذشته، میگوید ایشان كه از دل پاك و اعتقاد درست راست ایمان دارند بغیب ایمانى تصدیقى و تسلیمى، گردن نهاده و گوش فرا داشته، و رسالت و پیغام پذیرفته، از هر پیغامبر كه آمد بهر هنگام كه بود.

وَ الَذِینَ هادُوا و على الخصوص قوم موسى كه بر دین موسى درست آمدند و تغییر و تبدیل نكردند و در انتظار بعث مصطفى (ع) نشستند، و بوى ایمان داشتند.
و همچنین قوم عیسى كه بر دین عیسى بودند و در عیسى غلو نكردند، و به محمد ایمان بداشتند و برین اعتقاد از دنیا بیرون شدند،
و صابئان همچنین در وقت استقامت كار دین خویش.

آن گه گفت. مَنْ آمَنَ بِاللَهِ هر كه از اینان برین اعتقاد و ایمان بماند، و توفیق ثبات و لزوم ایمان یابد، تا بر آن بمیرد فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِهِمْ و روا باشد كه اینجا واوى مضمر نهند، یعنى و من آمن بعدك یا محمد الى یوم القیمة فلهم اجرهم عند ربهم.

طریق دیگر آنست كه إِنَ الَذِینَ آمَنُوا از این امت منافقان اند كه بزبان ایمان آرند و بدل نه،
وز امتان گذشته ایشانند كه به پیغامبران گذشته ایمان دادند و به محمد نه،
وَ الَذِینَ هادُوا جهودانند كه بعد از موسى دین مبدل محرف گرفتند،
وَ النَصارى ترسایانند كه بعد از عیسى غلو كردند و از راه راست بگشتند،
وَ الصَابِئِینَ اصناف كفّارند.

مَنْ آمَنَ بِاللَهِ... یعنى من آمن منهم باللّه، میگوید ازینان هر كه باللّه ایمان آورد و بروز رستاخیز.
وَ عَمِلَ صالِحاً یعنى بالایمان محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم. و به محمد ایمان آرد و وى را استوار گیرد و بنبوت وى گواهى دهد فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِهِمْ ایشان بثواب ایمان خویش برسند وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ یوم یخاف الناس، و آن روز كه خلق همه در بیم و هراس باشند ایشان بى بیم و ترس باشند. وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ على ما خلّفوا ورائهم من الدّنیا و عیشها عند معاینتهم ما اعدّ اللَه لهم من النعیم المقیم و الثواب الجزیل و هیچ اندوه نبود ایشان را از مفارقت دنیا و نعیم این جهانى پس از آنك نعیم آخرت یافتند.

وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَكُمْ و چون پیمان ستدیم و عهد گرفتیم بر شما كه چون شما را كتابى دهیم بپذیرید پس چون توریت فرستادیم گفتید نه پذیریم.
مفسران گفتند آن گه كه موسى از مناجات باز آمد و الواح توریت به بنى اسرائیل آورد، ایشان را فرمود كه احكام توریت و امر و نهى كه در آنست قبول كنید و آن را كار بند شوید. ایشان شریعتى بس گران دیدند نفرت گرفتند از آن، و قبول نكردند.
وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُورَ رب العالمین كوهى را فرمود از كوه هاى فلسطین تا از بیخ برآمد و بر سر ایشان بداشت، چندانك لشكر ایشان بود گویند فرسنگى در فرسنگى بود نزدیك سر ایشان فرو آمد، و آتشى در پیش چشم ایشان بر افروختند، و دریا از پس بود.

پس ایشان را گفتند خُذُوا ما آتَیْناكُمْ بِقُوَةٍ اى خذوا ما افترضناه علیكم فى كتابنا من الفرائض و اقبلوه و اعملوا باجتهاد منكم فى ادائه من غیر تقصیر و لا توان میگوید گیرید و پذیرید آنچه بر شما فریضه كردیم از احكام دین بجدى و جهدى تمام و آن را كار بند شوید. وَ اذْكُرُوا ما فِیهِ و آنچه در كتابست از وعد و وعید و ترغیب و ترهیب بر خوانید و یاد گیرید و بدان كار كنید و از آن غافل مباشید لَعَلَكُمْ تَتَقُونَ تا مگر از هلاك دنیا و عذاب عقبى برهید.
قوم موسى چون آن كوه دیدند بر سر ایشان و آتش از پیش و دریا از پس بسهمیدند و از بیم و ترس قبول كردند و بسجود در افتادند، و در آن حال كه سجود میكردند در كوه مى نگرستند كه بر زبر ایشان بود و سجود ایشان بیك نیمه روى بود، ازینجاست كه جهودان سجود بیك نیمه روى كنند، پس رب العالمین آن كوه از سر ایشان باز برد.
ایشان گفتند یا موسى سمعنا و اطعنا و لو لا الجبل ما اطعناك
اگر كسى گوید چه ثواب است ایشان را در پذیرفتن كتاب و در آن مضطر بودند و مكره و معلوم است كه به اكراه بثواب نرسند؟
جواب آنست كه در التزام مضطر بودند لا جرم ایشان را در التزام ثواب نیست، امّا بعد از التزام عمل كردند بآن و در عمل مضطر و مكره نبودند، ایشان را ثواب كه هست در عمل است ثُمَ تَوَلَیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ اى اعرضتم عن امر اللَه و طاعته من بعد المیثاق و رفع الجبل پس از آنكه عهد گرفتیم بر شما كه طاعت دار باشید و كوه از سر شما باز بردیم، دیگر باره فرمان ما بگذاشتید و نقض عهد كردید.

فَلَوْ لا فَضْلُ اللَهِ عَلَیْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ اگر نه فضل خداوند بودى كه شما را فرو گذاشت و مهلت داد و بعقوبت نشتافت تا قومى از شما توبه كردند و از آن تولّى و نافرمانى پشیمان گشتند، اگر نه این فضل و رحمت بودى شما از هالكان و زیان كاران بودید.

مصطفى (ع) گفت " لا احد اصبر على اذى یسمعه من اللَه انه یشرك و یدعون له الصاحبة و الولد، و هو یرزقهم و یعافیهم و یدفع عنهم "
.....

>>>>> ادامه دارد >>>>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )


گل


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)






مطالب اخیر وبلاگ :

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.