النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قوله تعالى: وَ إِذْ نَجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ؛ كریم است و مهربان، لطیف است و نگاهبان، خداوند جهان و جهانیان، فریاد رس نومیدان، ذخیره منقطعان، چاره بیچارگان، نوازنده رنجوران، رهاننده بندوران، در نگر بحال پیغمبران و رسولان كه هر یكى را ازیشان رنجى دیگر بود و اندوهى دیگر، منت نهاد بریشان و جهانیان را گفت باز برنده اندوهان و رهاننده ایشان منم.
دل خوش

آنك نوح پیغمبر در دست قوم خویش گرفتار شده و درمانده، و شخص عزیز وى نشانه زخم ایشان شده. رب العالمین گفت وَ نَجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ آخر او را از دست ایشان رهانیدیم، و اندوهان وى را پایان پدید كردیم.

و در حق لوط پیغامبر گفت وَ نَجَیْناهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَتِی كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ.
و در حق ایوب پیغامبر گفت فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍ
و در حق یونس گفت وَ نَجَیْناهُ مِنَ الْغَمِ او را از غم برهانیدیم و از ظلمتها بیرون آوردیم و درد وى را مرهم پدید كردیم.

در حق موسى و بنى اسرائیل همین میگوید، و منت مى نهد وَ إِذْ نَجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ در عذاب و رنج فرعون بودند كارهاى دشوار و بار گران بریشان مى نهاد و فرزندان ایشان را میكشت، آخر آن محنت ایشان را پایان پدید كردیم، و آن رنج ازیشان برداشتیم، و آن غمّ و آن همّ از دل ایشان برگرفتیم.

تبارك اللَه سبحانه ما كل همّ هو بالسرمد

آخر بسوى سعادت آید را هم
بیرون جهد از محاق روزى ما هم


وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ الآیة بیان ثمره سفر موسى است.
موسى را دو سفر بود: یكى سفر طرب دیگر سفر هرب.
بیان سفر طرب آنست كه گفت وَ لَمَا جاءَ مُوسى لِمِیقاتِنا باین سفر مناجات حق یافت و قربت خداوند جل جلاله.
و سفر هرب آنست كه گفت وَ أَوْحَیْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِی باین سفر هلاك دشمن و رستگارى ازیشان یافت، چنانك گفت وَإِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْناكُمْ

و چنانك موسى را دو سفر بود نیز مصطفى را دو سفر بود یكى سفر ناز دیگر نیاز:
سفر نیاز از مكه بود تا مدینه بود از دست كفار و كید اشرار،
وسفر ناز از خانه ام هانى بود تا بمسجد اقصى، و از مسجد اقصى تا بآسمان دنیا، و از آسمان دنیا تا بسدره منتهى از سدره منتهى تا بقاب قوسین او ادنى.

فرقست میان سفر كلیم و سفر حبیب، كلیم بطور رفت تا وى را گفتید وَ قَرَبْناهُ نَجِیًا حبیب بحضرت رفت تا از بهر وى گفت دَنا فَتَدَلَى از قرّبناه تا دنا راه دورست و او كه این بصر ندارد معذور است.

وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِینَ لَیْلَةً موسى از میان امت خویش چهل روز بیرون شد، امت وى گوساله پرست شدند و اینك امت محمد پانصد و اند سال گذشت تا مصطفى (ع) از میان ایشان بیرون شده، و دین و شریعت او هر روزه تازه تر، و مومنان بر راه راست و سنت او هر روز پاینده تر، بنگر پس از پانصد سال ركن دولت شرع او عامر، عود ناضر، شاخ مثمر، شرف مستعلى، حكم مستولى. نیست این مگر عزّ سماوى و فر خدایى، و لطف ازلى و مهر سرمدى، در هر دل از سنت وى چراغى و در هر جان از مهر وى داغى بر هر زبان از ذكر وى نوایى، در هر سر از عشق وى لوائى، من اشد امتى لى حبّا ناس یكونون بعدى یودّ احدهم باهله و ماله نه از گزاف مصطفى ایشان را برادران خواند، و خود را ازیشان شمرد، و ایشان را از خود، فقال صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " این اخوانى الذین انا منهم و هم منى، ادخل الجنّة و یدخلون معى"

لطیفة اخرى یتعلق بهذه الآیة موسى (ع) كه بمیعاد حق پیوست و آن سفر در پیش درگرفت هارون را خلیفه خود ساخت و امت را بوى سپرد، گفت اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی لا جرم در فتنه افتادند، و سامرى ایشان را از راه حق برگردانید.
و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم بآخر عهد كه طلعت مبارك وى را مركب مرگ فرستادند، و الهیّت بنعت عزت آن طلعت را از مركب مرگ در ربود. و در كنف احدیت گرفت، .....

ثُمَ عَفَوْنا عَنْكُمْ اگر ایشان را قدرى و خطرى بودى آن چنان جرم عظیم را بدین آسانى و زودى عفو نیامدى. سرعة العفو على عظیم الجرم یدلّ على حقارة قدر المعفوّ عنه با نزدیكان و عظیم قدران مضایقه بیش رود. زنان رسول را صلّى اللَه علیه و آله و سلّم میگوید " من یأت منكنّ بفاحشة مبیّنة یضاعف لها العذاب ضعفین " این نه از مذلت و اهانت ایشان بود بلكه این از تعزّز و كرامت ایشان بود.

بنى اسرائیل را چنان گفت، كه بى قدر و بى خطر بودند و این امت را گفت وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَةٍ شَرًا یَرَهُ فهذا العظم قدر هم و ذلك لقلّة خطرهم.

وَ إِذْ آتَیْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ الْفُرْقانَ موسویان را فرقان بظاهر داد و محمدیان را فرقان در باطن نهاد، فزون از ظاهر و فرقان باطن نور دل دوستانست كه حق از باطل بدان نور جدا كنند، و الیه الاشارة بقوله تعالى إِنْ تَتَقُوا اللَهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً و زینجا بود كه مصطفى (ع) وابصة را گفت " استفت قلبك" و گفت" اتقوا فراسة المؤمن فانه ینظر بنور اللَه " و كسى  را كه این فرقان در باطن وى پدید آید شرب و همت او از غبار اغیار پاك گردانند، مذهب ارادت او از خاشاك رسوم صیانت كنند، ببساط روزگار او را از كدورات بشریت فشانده دارند، دیده وقت او از دست حدثان نگه دارند تا آنچه دیگران را خبر است او را عیان گردد، آنچه علم الیقین است عین الیقین شود، كه در مملكت حادثه در وجود نیاید كه نه دل وى را از آن خبر دهند.

مصطفى (ع) را پرسیدند كه این را نشانى هست؟ فقال اذا دخل النور القلب انشرح الصدر نشانش آنست كه سینه گشاده شود بنور الهى، چون سینه گشاده شود همت عالى گردد، غمگین آسوده شود، پراكندگى بجمع بدل گردد، بساط بقا بگسترد، فرش فنا در نوردد، زاویه غمان را در ببندد، باغ وصال را در بگشاید، بزبان حال از سر ناز و دلال گوید:

در كوى امید منزلى دارم خوش
در قصه عشق مشكلى دارم خوش
تفصیل دلم چه پرسى اى جان جهان
در جمله همى دان كه دلى دارم خوش


وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِخاذِكُمُ الْعِجْلَ موسى گفت قوم خویش را نگر تا باین عبادت گوساله كه شما كردید گمان نبرید كه جلال صمدیت را از آن زیانى است، یا پادشاهى و خداوندى وى را نقصانى است. بل كه زیان كارى و بدروزى شمار است، اگر بد افتادى هست شما راست كه از چنو خداوندى باز ماندید. و رنه او چون شما بندگان فراوان دارد.

سهل عبد اللَه گفت اللَه با موسى سخن گفت بر كوه طور و از عزت كلام بار خدا آن كوه چون عقیق شد. موسى را نظر با خود آمد كه چون من كیست؟ كه خداى جهان و جهانیان با من سخن میگوید بى واسطه، و قدم گاه من عقیق گشته!
اللَه تعالى از وى در نگذاشت گفت یا موسى یكى براست و چپ خویش نگاه كن تا چه بینى. موسى باز نگریست هزار كوه دید از عقیق بر مثال كوه طور، بر هر كوهى مردى بصورت موسى چون او گلیمى پوشیده، و كلاهى بر سر و عصائى در دست، و با خداوند عالم سخن میگوید. زبان حال موسى گوید.


پنداشتمت كه تو مرا یك تنه
كى دانستم كه آشناى همه


درویشى را دیدند كه با خداى رازى داشت، و میگفت اللهم ارض بى محبّا فان لم ترض بى محبّا فارض بى عبدا، فان لم ترض بى عبدا فارض بى كلبا . گفت خداوندا مرا بدوستى به پسند، اگر اهل دوستى نیم به بندگیم به پسند، ور اهل بندگى نیم بسگیم بپسند تا سگ درگاه تو باشم.

گرمى ندهى بصدر حشمت بارم
بارى چو سگان برون در میدارم


فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَیْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ از روى باطن این خطاب با جوانمردان طریقت است كه نفس خود را بشمشیر مجاهدت سر بر گیرند تا بمارسند وَ الَذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَهُمْ سُبُلَنا. و نگر تا نگویى كه این قتل نفس از روى مجاهدت آسان تراست از آن قتل كه در بنى اسرائیل رفت. كه آن قتل ایشان خود یك بار بود، و از آن پس همه آسانى و آرام بود، و این جوانمردان را هر ساعتى و لحظه قتلى است.

لیس من مات فاستراح بمیت
انما المیت میّت الاحیاء


و عجب آنست كه هر چند آسیب دهره بلا بیش بینند ایشان هر روز عاشق تراند، و بر فتنه خویش چون پروانه شمع هر روز فتنه تراند.

نور دلى ار چه جفت نارم دارى
تاج سرى ار چه خاكسارم دارى
چون دیده عزیزى ار چه خوارم دارى
شادم بتو گرچه سوگوارم دارى


چنانستى كه هر ساعت بجان این عزیزان از درگاه عزت برید حضرت بنعت الهام پیغام مى آرد كه اى جوانمرد آغاز این كار قتل است و آخر ناز، ظاهر دوستى خطر است و باطن راز. من احبّنى قتلته و من قتلته فانادیته.

گر كشته دست را دیت دینار است
مر كشته عشق را دیت دیدار است


وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَى نَرَى اللَهَ جَهْرَةً مطالعه ذات بر كمال و تعرض رؤیت ذى الجلال چون نه بنعمت هیبت و شرط مراقبت رود ترك حرمت بود، و ترك حرمت موجب صاعقه باشد لا محالة، از آن بگرفت ایشان را صاعقه كه بزبان جهل و ترك حرمت دیدار خواستند. و موسى هر چند بزبان هیبت و نعت حرمت بر دوام مراقبت دیدار خواست اما بتصریح خواست نه بتعریض، لا جرم جوابش بتصریح دادند كه: لَنْ تَرانِی و بهر درگاه ملوك شرط ادب و مقتضاى حرمت آنست كه سؤال بتعریض كنند، چنانك مصطفى (ع) تقاضاى رؤیت كرد بر سبیل تعریض، و شمّه از آرزوى دل خویش باز نمود باشارت جبرئیل را دید و گفت هل رأیت ربك؟ جبریل چون این سخن بشنید ازهیبت و عزّت آن معنى بر خود بگداخت، پس، چون بحضرت عزّت باز رفت، اللَه گفت یا جبرئیل تو مقصود آن دوست ما در نیافتى، بآنچه گفت وى را تقاضاى دیدار بود كه میكرد، یا جبریل رو و او را بیار كه ما نیز بوى مشتاقیم " و انى الى لقائهم لاشدّ شوقا "
>>>>> ادامه دارد >>>>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )


گل


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (026)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (027)






مطالب اخیر وبلاگ :
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)


 





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.