ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دیدگان بر هم گذارد و از کمال اشتیاق بدانها گریست و فرمود:

پروردگارا! آنان را نگهداری کن و بر دشمنانشان چیره ساز، و هیچ گاه خوارشان مگردان.فردای قیامت دیدگان مرا به دیدارشان روشن فرما؛ و در پایان بدین آیه بیان خود را به انجام آورد:

انزوا

الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون
؛ بدانید که دوستان خدا از هیچ چیز بیمناک نیستند و اندوهی ندارند.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: کسی که خداشناس باشد، گفتار بیهوده نمی‏گوید و غذای شبهه ناک نمی‏خورد و خود را به روزه و نماز عادت می‏دهد.

عرض کردند: پدران و مادران ما به فدای شما باد! اوصاف مزبور حالات اولیای خداست، و خواص بندگان خدا دارای چنین اوصافی می‏باشند.

فرمود: آری! اولیای خدا، مردمی هستند که همواره به سکوت می‏گذرانند و سکوتشان مساوی با ذکر خداست، و دیده اعتبار می‏گشایند و کلامشان سخنان حکمت ‏آمیز است و قدمشان مایه برکت مسلمانان است، و اگر نه آن بود که بایستی به مرگ الهی از دنیا بیرون روند، (از شدت) خوفی که از خدا دارند و اشتیاقی که به نعمتهای جاویدان بهشت دارند، در پوست خود نمی‏گنجیدند.

فرمود: محبوب‏ترین بندگان خدا نزد من پرهیزکاران و گوشه نشینان هستند که اگر از مردم کناره‏ گیری کنند، کسی از آنها جستجو نمی‏کند و اگر در میان جامعه در آیند، کسی آنها را نمی‏شناسد.اینان رهبران هدایت و چراغهای علم و دانش هستند.

و فرمود همانا بنده مومن را قرآن کریم از بسیاری از هوای نفسانی و امور شهوانی ممانعت می‏کند و اجازه نمی‏دهد کارهای بر خلاف انتظار از او صادر شود.

بدین مناسبت هنگامی که نماز مشغول می‏شود، مانند آن است که در غاری جای گرفته و از دیده مردم دور گردیده و چون روزه بگیرد، گوییا سپری به دست آورده و تیر کینه و شمشیر عدوات دشمن را از خود دور می‏سازد، و چون صدقه بدهد، خود را از آتش جهنم و عذاب خدا رهایی می‏بخشد.

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند اولیای خدا چه کسانند؟ فرمود: آنها که همواره به یاد خدا باشند.

و فرمود: خدا می‏فرماید هرگاه بدانم که تمام همت بنده من بدان است که دقیقه ‏ای از یاد من خاطر نمی‏کند، میل و رغبت او را به سوال از من و مناجات با خود قرار می‏دهم، و چون بدین مقام نایل گردد و بدون اراده، عمل سهوی از او بخواهد به ظهور رسد، خود بشخصه مداخله کرده و نمی‏گذارم عمل سهوی از او سر بزند.اینان دوستان حقیقی من و پهلوانان واقعی هستند.اینها هستند که هرگاه بخواهم زمین را زیر و رو کنم، به برکت وجودشان از اراده خود صرف نظر می‏کنم.

تا بدینجا بیانات رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را درباره اولیای الهی ذکر کرده، و پایان کتاب را به پاره‏ای از احادیث درباره نکوهش دنیا انجام می‏آورم.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دوستی دنیا اساس همه بزهکاریهاست.

حب دنیا سر گناهان است
هرکه در دوستی‏اش حیران است ‏
ز آنکه پیغمبر این چنین فرمود
حب دنیا سر گناهان است ‏


و فرمود: با هیچ عبادتی مانند زهد از دنیا، خدای متعال عبادت نمی‏شود.خدای متعال به حضرت موسی (علیه السلام) خطاب فرمود: به دنیا و زیور و زر آن تکیه و اعتماد مکن، زیرا هیچ گناه کبیره ‏ای به اندازه علاقه به دنیا نیست.

هنگامی گذار حضرت موسی (علیه السلام) به مردی افتاد که می‏گریست و چون مراجعه کرد دید باز هم گریه می‏کند.

حضرت موسی (علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا! بنده‏ ی تو از بیم حضرت تو می‏گرید.
خدا فرمود: ای موسی! اگر آنقدر گریه کند که مغز سرش با اشک چشمش بیرون آید و دو دستش را آن اندازه بالا بردارد تا بی‏تاب شده، به زیر بیفتد، از کرده‏ های او نمی‏گذرم، زیرا او دنیا دوست است.

ابن عباس گفته: فردای قیامت، دنیا را به صورت پیرزن کبود چشمی که موی سرش سپید و سیاه است و دندانهای نیش آن نمایان گردیده، با صورت بسیار زشتی از جلو مردم عبور می‏دهند و می‏پرسند این پیر زن را می‏شناسید؟
می‏گویند: پناه به خدا! او را هرگز ندیده ‏ایم و اطلاعی از حال او نداریم.
می‏گویند این پیرزن همان دنیایی است که شما بدان مباهات می‏کردید، با توجه بدان قطع رحم می‏نمودید و به یکدیگر حسادت می‏ورزیدند.(به خاطر آن) کینه یکدیگر را دل می‏گرفتید و یکدیگر را فریب می‏دادید.


سپس آن را به دوزخ می‏افکند.عرض می‏کند: پروردگارا! پیروان و همکارانی داشتم که از دستورات من برخوردار می‏شدند و به من متوجه بودند. خدا می‏فرماید پیروان و هم قدمان آن را به وی ملحق سازند.

یکی از اهل معنا گفته: حکایت کرده ‏اند روح مردی از بدنش قبض کردند و به‏9 عالم بالا عروج دادند.در راه به زنی برخورد که انواع زیورها را به خود آویخته بود و بهترین جامه‏ ها را پوشیده بود.(وصف آن زن چنین است که) هیچ کسی بر او نمی‏گذرد جز این که پس از اندکی او را نا امید می‏کند و نمی‏گذارد کام دلی از او برگیرد، و چون او پشت می‏گرداند، همه مردم راحت هستند و بهترین معنویات را دارا می‏شوند، و چون رو می‏کند، مردم به نیکبخت و بیچارگی مبتلا می‏شوند؛ و آن، پیر زنی است که موی سرش نزدیک به سپیدی است و چشم کبودی دارد که آب آورده و دمادم آب از اطراف آن می‏ریزد.آن مرد با دیدن این جریان به وحشت افتاده و گفت: از شر تو به خدا پناهنده می‏شوم.پاسخ داد: چنین نیست؛ سوگند به خدا تنها در صورتی ممکن است به خدا پناهنده شوی و از شر من در امان باشی که دست از زر و زیور دنیا برداری.آن مرد می‏گوید: پرسیدم تو کی هستی؟ پاسخ داد من دنیا هستم.

گویند: هنگامی دنیا به صورت پیرزن موی سپیدی که انواع زینتها را پوشیده بود، در برابر حضرت عیسی (علیه السلام) ظاهر شد.عیسی (علیه السلام) پرسید چه قدر شوهر گرفته ‏ای؟

عرض کرد: عددشان معلوم نیست.فرمود: شوهران تو مردند یا از آنها طلاق گرفتی؟

عرض کرد! بلکه همه آنها را کشتم.

حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود: وای بر شوهران تو! چگونه از شوهران گذشته تو عبرت نمی‏گیرند؟ با آنکه می‏ بینند یک یک آنها را از دم تیغ بی وفایی خود گذراندی ته باز هم از تو بیمناک نبوده و به جانب تو می‏گرایند!

یا طالب الدنیا یغرک وجهها - و لتندمن اذا رایت قفاها‏

ای کسی که همواره در تلاش دنیایی، به صورت ظاهری آن تو فریب داده! به زودی پشیمان خواهی شد، هرگاه از تو پشت بگرداند.

دل منه بر دنیی و اسباب او
زآنکه از وی کس وفاداری ندید ‏
کس عسل بی‏نیش از این دکان نخورد
کس رطب بی‏خار از این بستان نچید ‏
هر که ایامی چراغی برافروخت
چون اندام افروخت بادش در دمید‏
بی‏تکلف هر که دل بر وی نهاد
چون بدیدم خصم خود می‏پرورید ‏


گویند: روزی حضرت عیسی (علیه السلام) گرفتار رعد و برق و باران بسیار شد و در صدد برآمد خود را از این گرفتاری برهاند و به جایی پناهنده شود.از دور خر گاهی سرا پا دید و به جانب آن رهسپار شد.زنی را در میان آن دید.از آن در گذشت.غار کوهی به نظرش آمد.به طرف آن غار رفت و شیری را در آن دید.عیسی (علیه السلام) دست بر روی آن گذارد و عرض کرد: پروردگارا! برای هر موجودی خوابگاهی قرار دادی، به غیر از من.
خداوند فرمود: خانه تو را در قرارگاه بخشایش خود معین فرمودم و فردای قیامت صد نفر حوریه را که به دست خودم آفریده ‏ام، در اختیار تو قرار می‏دهم و ظرف چهار هزار سال که هر روز آن مساوی با عمر دنیاست در مجلس عروسی تو ولیمه می‏دهم و به منادی دستور می‏دهم تا آنها در دنیا به زهد و انزوا گذرانده ‏اند، در آن مجلس حضور پیدا کنند.

وای بر دنیا دار! چگونه می‏میرد و دنیا در کجا می‏گذارد؟ بدان فریبنده می‏شود، اطمینان پیدا می‏کند و خوار می‏گردد!

وای بر مغروران! چگونه به آنچه مورد اکراهشان است مبتلا می‏شوند و از آنچه دوست می‏دارند جدا می‏شوند و بدانچه وعده داده شده‏ اند می‏رسند! وای بر کسانی که تمام همتش دنیا و بزهکاریهایش عمل اوست! چگونه فردای قیامت رسوا خواهد شد؟

گویند: خدای متعال به حضرت موسی (علیه السلام) وحی کرد: ای موسی! تو را چه کار با خانه ستمکاران؟ دنیا خانه تو نیست.هم و غمت را از آن فارغ کن و به عقل خود مراجعه نما.دنیا خانه کسی است که در آن برای سرانجامش کار کند؛ بدین مناسبت خوب خانه ‏ای است.من دنیا را چشم‏داشت ستمکار قرار دادم تا داد ستمدیده را از او بگیرم.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: از روزی که خدا دنیا را آفریده و آن را میان آسمان و زمین بر افراشته داشته، بدان نظری نفرموده.فردای قیامت که شود، دنیا عرض می‏کند: پروردگارا! مرا تحت اختیار پست‏ترین دوستان خود قرار بده.
خدا می‏فرماید: ای ناچیز! من در دنیا راضی نبودم تو را در اختیار آنها قرار دهم، امروز که به هیچ وجه راضی نخواهم شد دست تو به دامن آنها برسد.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: فردای قیامت گروهی وارد صحرای محشر می‏شوند با اعمال بسیار که مانند کوههای مکه ‏اند و خدا امر می‏کند آنها را به آتش اندازند.

عرض کردند: اینها مردمی بودند که نماز می‏خواندند؟

فرمود: آری! نماز می‏خواندند، روزه می‏گرفتند و نیمه شب به عبادت خدا برمی خواستند، در عین حال هرگاه امور دنیوی به آنها عرضه می‏شدند، مانند گرگان بر طعمه خود می‏جستند و آن را با نیروی هرچه تمام‏تر در اختیار خود در می‏آوردند.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از دنیا رحلت کرد در حالی که خشتی بر خشتی نگذارد و سقفی بر دیوار خانه‏ ای بنا نفرمود.
روزی یکی از اصحابش را دید که خانه‏ ای را به گچ اندود می‏کند.فرمود: مرگ را از کار این مرد شتاب زده ‏تر می‏بینم و من چنین کاری را دوست نمی‏دارم.می‏توان گفت حضرت عیسی (علیه السلام) هم به این نکته توجه داشت که فرمود: دنیا مانند پلی است، از آن بگذرید و بنیانش مسازید.

هست دنیا مثال قنطره ‏ای
به مزاری زیارتش مکنید ‏
چون در او جای ایستادن نیست
بگذرید و عمارتش مکنید

ابن فهد می‏نویسد: بیان حضرت عیسی (علیه السلام) مثال بسیار روشنی است؛ زیرا دنیا محل گذشتن و گذرگاه عالم آخرت است.بنابراین، گهواره، نخستین گذرگاه این پل و لحد، دومین گذرگاه آن است و میان این دو گذرگاه مسافت محدودی بیش نیست.

در این دو گذرگاه مردم به سه دسته تقسیم می‏شوند؛ عده ‏ای نیمی از آن پل را می‏ پیمایند و برخی ثلث از آن را طی می‏کنند، و عده‏ ای جز یک گام بیشتر از آن برایشان باقی نمانده و در عین حال همچنان با کمال غفلت شب را به روز می‏آورند و بالاخره چاره ‏ای جز عبور کردن از آن نیست.

هر که آمد در جهان پر ز شور
عاقبت می‏بایدش رفتن به گور ‏
در ره عقبی است دنیا چون پلی
بی بقا جایی و ویران منزلی ‏
دل منه بر این پل پر ترس و بیم
برگ ره ساز و مشو اینجا مقیم ‏
نزد اهل معنی این کاخ سپنج
هست چون ویرانه خالی ز گنج ‏
دور باش از دوستی مال و جاه
ز آنکه مالت مار و جاهت هست چاه ‏
هیچ کس را نیست زین منزل گریز
از گدا و شاه و از برنا و پیر ‏


در اینجا آخرین مقصود ما از گرد آوری این کتاب پایان پیدا می‏کند و از خدا می‏خواهیم آنچه را یاداشت کردیم، نافع به حال ما قرار دهد و ما را از آنها که توصیفشان نمودیم به اشاره آورد. از هر خوانده شده‏ ای شایسته‏ تر است و گره همه آرزوها به دست اوست.او کسی است که آیات بینات خود را بر بنده ‏اش نازل فرموده تا آنان را از باطل به حق هدایت فرماید.او به شما مهربان است؛ و درود بسیار بر پیمبر که گرامی‏ترین رسولان و محترم‏ترین آنان است و بر خاندان پاک و شایسته باد؛ آمین!

بحمدالله و المنه موفق شدم کتاب التحصین ابن فهد حلی را ترجمه کنم.
در شب چهارشنبه 21 جمادی الثانیه سال 1381 در جوار روضه رضویه علی صاحبها آلاف الثناء و التحیه به پایان رسید.
و انا الحقیر محمد باقر بن الحسین الساعدی الخراسانی.

مطالبی مرتبط :
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)

التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)

شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)





مطالب اخیر وبلاگ:
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.