رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز در صفات دوستان خدا، بیاناتی دارد که ذیلا ترجمه می‏شود:
 گمنامی
روزی به یاران خود فرمود: می‏دانید اندوه من در چیست و درباره چه موضوعی اندیشه می‏کنم و به چه چیز اشتیاق دارم؟
اصحاب عرض کردند: از آنچه فرمودید اطلاعی نداریم؛ چقدر مناسب است اندوه و فکر و اشتیاق خود را برای ما بیان فرمایید تا از آنها با خبر شویم.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:اینک با خواست خدا برای شما بیان خواهم کرد. سپس آه سوزناکی کشید، فرمود: آه! چه قدر مشتاق برادران پس از خود هستم!

ابوذر که یکی از حاضران بود، عرض کرد: مگر ما برادران شما نیستیم؟

فرمود: نه شما یاران منید، و برادران من آنها هستند که پس از من خواهند آمد و کارشان کار پیمبران است.آنها مردمی هستند که از پدران و مادران و برادران و خواهران و نزدیکان خود، محض به دست آوردن خشنودی خدا می‏گریزند، و برای رضای خدا از مال دنیا کناره می‏گیرند، و در راه خدا فروتنی کرده و خود را در پیشگاه او خوار و بی‏مقدار می‏دانند. به شهوت دنیا و زر و زیور آن توجهی ندارند، و مانند دور افتادگان از وطن در خانه ‏ای از خانه‏های خدا به سر می‏برند، از خوف آتش و شوق به بهشت همواره اوقات محزونند. کیست که بتواند به مقام آنها که نزد خدا دارد پی ببرد؟ آنها چنان گفته شد با کسی جز خدا بستگی ندارد و ثروتی ندارند که در اختیار دیگران بگذارند.

برخی از این جماعت که تا اندازه ‏ای با اوصافشان آشنا شدی، چنان با یکدیگر مهربانند که هیچ فرزندی نسبت به پدر و هیچ پدری نسبت به فرزند و هیچ برادری نسبت به برادرش آن اندازه مهربان نمی‏باشد.

آه! چه قدر به آنها مشتاقم!
این دسته از مردم، رنج دنیا را از گردن خود برداشته ‏اند و به نعمتهای ظاهری آن توجهی ندارند.بدین وسیله خود را از شکنجه‏های دائمی آخرت نجات داده و به موجب بدست آوردن خشنودی خدا به بهشت جاویدان خرامیده‏ اند.

اباذرا! با خبر باش فردای قیامت خدای متعال به هر یک از این عده، ثواب هفتاد نفر از افرادی که به رزم بدر حضور یافته‏ اند مرحمت می‏فرماید.

اباذرا! اینها افرادی هستند که دلهایشان متوجه به خدا و کارشان برای خداست هرگاه یکی از آنها بیمار شود، ثواب هزار سال عبادت که روزش را به روزه و شبش را به نماز به سر برده باشد به او می‏دهند؛ و اگر مایل باشی بیش از این برای تو بیان کنم.

عرض کردم: چه بسیار علاقه دارم وصف حالشان را بشنوم.
فرمود: هرگاه یکی از ایشان بمیرد، بر اثر ارزشی که پیش خدا دارد مانند آن است که همه موجودات آسمانی مرده باشند؛ و اگر بخواهی بیش از این بگویم.

عرض کردم آری.
فرمود: اباذرا! به اندازه‏ ای پیش خدا محترمند که اگر جانور ناتوانی به آنها آزار برساند و از رنج آنها متالم شوند، خدای متعال اجر چهل حج و چهل عمره و چهل کارزار در راه خدا و آزادی چهل بنده از فرزندان اسماعیل (علیه السلام) را در نامه او می‏نویسد.

از این بالاتر، هر یک از ایشان می‏تواند دوازده هزار نفر را با شفاعت خود وارد بهشت نمایند.

ابوذر گوید: من و یاران پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که حضور داشتیم از این بیان که حاکی از کمال لطف و رحمت و اکرام خدای متعال نسبت به بندگانش بود تعجب کردیم و با کلمه سبحان الله این معنا را به عرض رسانیدم.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا از گفتار من به شگفت آمدید؟ اگر می‏خواهید بیشتر بگویم.ابوذر عرض کرد: آری! بیشتر بفرمایید.

فرمود: گاه باشد که یکی از آنان در صدد تحصیل یکی از مشتهیات دنیا بر آید و بر خلاف انتظار از تحصیل آن منصرف شده و اقدام ننمایند.خانواده‏اش از عدم اقدام وی با خبر شوند و او را که در تحصیل آن، کندی کرده سرزنش نمایند.او افسرده خاطر شده، آه سردی از دل پر برمی کشد.در این حال خدای متعال در برابر هر آهی که می‏کشد، دو هزار هزار حسنه در نامه عملش ثبت می‏کند و دو هزار هزار سیئه از صحیفه عملش پاک می‏سازد و دو هزار هزار درجه به کرامت می‏فرماید.

فرمود می‏خواهی بیشتر بگویم؟ عرض کردم: آری!
فرمود: هرگاه یکی از آنها با یاران خود بسازند و قطع رابطه از آنها ننمایند و با گرسنگی و اندوهناکی آنان همکاری نماید، پاداش هفتاد نفر از گروهی را که با من در جنگ تبوک حاضر شدند و در رکاب من شهید شدند، به او می‏دهند، و اگر بخواهی بیش از این بگویم.

عرض کردم: آری! زیاده تاز این بفرمایید.
فرمود: هرگاه یکی از آنان بیمار شود و پهلو بر بستر بیماری گذارده و آه کشد و ناله کند، فرشتگان هفت آسمان برای او دلسوزی کنند و به حالش بگریند. خدای متعال سوال فرماید: برای چه گریه می‏کنید؟ عرض می‏کنند: خدای ما و آقای ما! چگونه نگرییم با آنکه دوست بیمار تو پهلو به زمین گذارده و از رنج درد می‏نالد؟
خدا می‏فرماید: فرشتگان من بنالید! و گواه باشید من از این بنده خودم بر اثر این که به درد می‏سازد و در صدد آسایش بر نمی‏آید خشنودم.
ملائک عرض می‏کنند: پروردگارا! پس از این فرموده، بنده تو به هیچ عنوان، شدت و رنجی در خود احساس نمی‏کند.

جور دوران و هر رنجی که هست
سهل‏تر از بعد حق و غفلت است ‏
رنج و درد و جوع و فقر این دیار
صعب نبود چون فراق و بعد یار ‏
ز آنکه اینها بگذرد و آن نگذرد
دولت آن دارد که جان آگه بود ‏


خدای متعال در پاسخ آنها می‏فرماید: همانا این دوست من مانند پیمبری از پیمبران من است، چنان که اگر مرا بخواند و عزم شفاعتت بزهکاران را داشته باشد، بیشتر از هفتاد هزار نفر را به شفاعت او می‏بخشم، و همین دوست و بنده من که در بهشت من برآید هر چه را آرزو کند، در اختیار او قرار می‏دهم.ای فرشتگان! سوگند به ارجمندی و بزرگواری خودم، من به بنده ‏ام از همه کس مهربان‏تر و برای بنده‏ ام از مالیه برای بازرگانان و کسب برای کاسب، به درجات بهتر و نافع‏ترم، و فردای قیامت او را عذاب نمی‏کنم و اندوهی بر او نمی‏باشد.

پس از این، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خوشا به حال ایشان و آفرین بر آنها!

اباذرا! اگر یکی ازایشان در میان اصحاب و یارانش به نماز بایستد و دو رکعت نماز به جا آورد، فضیلت و اهمیت آن بالاتر از مردی است که به اندازه عمر نوح در کوه لبنان، مشغول بندگی خدا شود.

کوه لبنان از زمان‏های قدیم محل عبادت و انزوای رهبانان و پارسیان بوده و همواره جمعی در غارهای آن، روزگار به نماز و روزه می‏گذرانده‏ اند و به اندازه‏ ای اهمیت پیدا کرده که ضرب المثل عوام و خواص بوده. چنانچه از حدیث مزبور استفاده می‏شود، شهرت آن همه جایی و همگانی بوده و گاه گاهی چنانچه نمونه‏ های بسیاری در کتابم می‏بینم، اشخاص کم طاقتی هم در آنجا به سر می‏برده‏ اند که عمل نامناسبشان مایه عبرت دیگران بوده.

حکایت عابد لبنان که مرحوم شیخ بهایی نظم و نثر آن را در کشکول یاد کرده مشهور است، و ذیلا شایسته است محض تنبیه خوانندگان محترم، حکایت منظوم عابد را که از سروده‏ های گرانبهای شیخ است ذکر کنیم:

عابدی در کوه لبنان بد مقیم
در بن غاری چو اصحاب رقیم ‏
روی دل از غیر حق برتافته
گنج عزت را ز عزلت یافته ‏
روزها می‏بود مشغول صیام
قرص نانی می‏رسیدش وقت شام ‏
نصف آن شامش بد و نیمی سحور
وز قناعت داشت در دل صد سرور ‏
بر همین منوال حالش می‏گذشت
نامدی از کوه هرگز سوی نداشت ‏
از قضا یک شب نیامد آن رغیف
شد ز جوع آن پارسا زار و نحیف ‏
کرد مغرب را ادا و آنگه عشا
دل پر از وسواس و در فکر عشا ‏
بس که بود از بهر قوتش اضطراب
نه عبادت کرد عابد شب نه خواب ‏
صبح چون شد زان مقام دلپذیر
بهر قوتی آمد آن عابد به زیر ‏
بود یک قریه به قرب آن جبل
اهل آن قریه همه گبر و دغل ‏
عابد آمد بر در گبری ستاد
گبر او را یک دو نان جو بداد ‏
عابد آن را بستد و شکرش بگفت
وز وصول طعمه ‏اش خاطر شگفت ‏
کرد آهنگ مقام خود دلیر
تا کند افطار بر خبز شعیر ‏
در سرای گبر بد گرگین سگی
مانده از جوع استخوانی و رگی ‏
پیش او گر خط پرگاری کشی
شکل نان بیند بمیرد از خوشی ‏
بر زبان گر بگذارد لفظ خبر
خبز پندارد رود هوشش ز سر ‏
کلب در دنبال عابد بو گرفت
از پی او رفت و رخت او گرفت ‏
زان دو نان عابد یکی پیشش فکند
پس روان شد تا نیابد تا نیابد زو گزند ‏
سگ بخورد آن نان و از پی آمدش
تا مگر بار دگر آزادش ‏
عابد آن نان دیگر دادش روان
تا که باشد از عذابش در امان ‏
کلب آن نان دیگر را نیز خورد
پس روان گردید از دنبال مرد ‏
همچو سایه از پی او می‏دوید
عف عفی می‏کرد و رختش می‏درید ‏
گفت عابد چون بدید این ماجرا
من سگی چون تو ندیدم بی ‏حیا ‏
صاحب غیر دو نان جو نداد
و آن دو را خود بستدی ای کج نهاد ‏
دیگرم از پی دویدن بهر چیست
و این همه رختم دریدن بهر چیست ‏
سگ به نطق آمد که ای صاحب کمال
بی حیا من نیستم چشمت بمال ‏
هست از وقتی که من بودم صغیر
مسکنم ویرانه این گبر پیر ‏
گوسفندش را شبانی می‏کنم
خانه‏اش را پاسبانی می‏کنم ‏
گه به من از لطف نانی می‏دهد
گاه مشت استخوانی می‏دهد ‏
گاه از یادش رود اطعام من
از تغافل تلخ گردد کام من ‏
روزگاری بگذرد که این ناتوان
نه ز نان یابد نشان نه ز استخوان ‏
گاه هم باشد که این گبر کهن
نان نیابد بهر خود نه بهر من ‏
چون که بر درگاه او پرورده‏ ام
رو به درگاه دگر ناورده ‏ام ‏
هست کارم بر در این پیر گبر
گاه شکر نعمت او گاه صبر ‏
تو که نامد یکی شبی نانت به دست
در بنای صبر تو آمد شکست ‏
از در رزاق رو برتافتی
بر در گبری روان بشتافتی ‏
بهر نانی دوست را بگذاشتی
کرده ‏ای با دشمن او آشتی ‏
خود بده انصاف ای مرد گزین
بی‏حیاتر کیست من یا تو ببین ‏
مرد عابد زین سخن مدهوش شد
دست خود بر سر زد و بی‏هوش شد ‏
ای سگ نفس بهایی یاد گیر
این قناعت از سگ آن گبر پیر ‏
بر تو گر از صبر نگشاید دری
از سگ گرگین گبران کمتری ‏


اباذرا! اگر بخواهی بیشتر از این اوصاف آنان را یاد کنم.عرض کردم: آری! فرمود: هر گاه یکی از آنها به تسبیح خدا مشغول شود، ارزش آن از تمام کوههای دنیا که سراسر طلا باشند بیشتر و به حال او نافع‏تر است، و هرگاه من یکی از آنها را ببینم، دوست‏تر دارم تا به خانه خدا نگاه کنم، و اگر کسی از آنها در میان اصحابش به سختی بگذارد و بمیرد، پاداش کسی را دارا خواهد بود که میان رکن و مقام به تیغ دشمنان کشته شود، و اجر کسی را دارد که در حرم خدا بمیرد و ثابت است کسی که در حرم خدا بمیرد، خدای متعال از گرفتاری فردای قیامت او را برهاند و به بهشت در آید.

اباذرا! هر گاه مردم تقصیر کار و گناهکار در حضور آنان بنشیند، از جای برنخیزند مگر اینکه مورد توجه خداوند قرار بگیرند، و بر اثر موقعیتی که آنها پیش خدای متعال پیدا کرده‏اند، ایشان را مورد مهربانی قرار داده و گناهشان را می‏آمرزد.

سپس نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این جمله را اضافه فرمود: تقصیرکار آنان بهتر از هزار نفر مجتهدی است که از غیر آنها باشد.

اباذرا! خنده ایشان عبادت است، نشاطشان تسبیح، خوابشان صدقه، و نفس کشیدنشان جهاد، و خدای متعال در هر روز سه مرتبه بدیشان می‏نگرد و آنها را مشمول عطایای الهی خود قرار می‏دهد.اباذرا! من به دیدار ایشان اشتیاق دارم.
ترجمه: حجت الاسلام محمدباقر ساعدی
ادامه دارد >>>




مطالبی مرتبط :
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)

شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)
آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )
... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)





مطالب اخیر وبلاگ:

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
دلسوز خود باشید و ظلم بدیگران نکنید
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (024)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (023)
شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.