ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... موسى بفرمان خداوند عز و علا از مصر بیرون شد و با وى ششصد هزار مرد جنگى و بیست هزار بود كه سنّ ایشان كم از شصت و بیش از بیست بود، چون بیرون آمدند راه نبردند متحیر فرو ماندند، تا ایشان را بقبر یوسف نشان دادند در جوف نیل، و صندوق مرمر كه یوسف در آن نهاده بود بیرون بیاوردند تا با خود بشام برند، چنانك یوسف از برادران در خواسته بود، و آن نشان پیر زنى داد چنانك در خبر است، تا این نكردند راه بریشان گشاده نشد پس فرعون بدانست كه ایشان از مصر بیرون شدند ندا فرمود تا چون خروه بانك كند جمله قبطیان ساخته باشند تا از پى ایشان بروند.
فقط خدا

و رب العزة تقدیر چنان كرد كه آن شب هیچ خروه ببانك نیامد، تا بوقت اسفار. پس فرعون و قبطیان بیرون آمدند لشكرى انبوه و جمعى عظیم. گفته اند كه هزار هزار و هفتصد هزار بودند و از جمله هفتاد هزار اسب هام گون هام رنگ هم بالا بودند، و هامان در مقدمه ایشان، تا به موسى و بنى اسرائیل نزدیك شدند. پس لشكر موسى چون بكناره دریا رسیدند، در پیش دریا دیدند و از پس دشمنان، فریاد برآوردند كه یا موسى أوذینا من قبل ان تأتینا و من بعد ما جئتنا، هذا البحر اما منا، و العدو خلفنا فما الحیلة؟

یا موسى پیش از آمدن تو ما بدست ایشان رنجه و شكسته و كوفته بودیم و پس از آمدن تو هم چنان، خود این رنج و عذاب ما روزى بسر نیاید و از ما باز نشود اینك دریا در پیش و دشمن از پس؟ موسى گفت " عَسى رَبُكُمْ أَنْ یُهْلِكَ عَدُوَكُمْ وَ یَسْتَخْلِفَكُمْ فِی الْأَرْضِ " چه دانید، باشد كه خداوند شما آن دارنده و پروراننده شما دشمن شما را هلاك گرداند، و شما را بجاى ایشان بنشاند.

چون دشمن نزدیكتر در رسید و ایشان هم چنان متحیر مانده گفتند یا موسى إِنَا لَمُدْرَكُونَ اینك ما را دریافتند. موسى گفت كَلَا إِنَ مَعِی رَبِی سَیَهْدِینِ
چون درماندگى بنى اسرائیل بغایت رسید، اللَه تعالى وحى فرستاد بموسى كه أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ عصا در دریا زن.
موسى عصا در دریا زد یك بار و فرمان نبرد، دیگر باره وحى آمد كه یا موسى دریا را بكنیت بر خوان و عصا درو زن، موسى دیگر باره عصا بر دریا زد و گفت " انفلق یا ابا خالد باذن اللَه " فانفلق فكان كلّ فرق كالطّود العظیم

ابن اسحاق گفت پیشتر وحى رسید بدریا كه فرمان موسى را منتظر باش و چون عصا بر تو زند شكافته شو، گفت دریا از هیبت خداوند بلرزید و تلاطم امواج در وى افتاد و پاره پاره خود را بر یكدیگر میزد، تا آن گه كه موسى عصا بر وى زد، دوازده راه در آن بریده شد آشكارا، هر سبطى از اسباط بنى اسرائیل یك راه.
پس اللَه تعالى باد را فرمود و آفتاب را تا بر قعر دریا تافت و خشك كرد.

....  پس چون موسى با لشكر خویش در دریا شد، قومى گفتند موسى را كه این اصحابنا لا نراهم، قال سیروا فانهم على طریق مثل طریقكم، قالوا لا نرضى حتى نراهم، فقال موسى اللهم اعنّى على اخلاقهم السیئة فاوحى اللَه الیه ان قل بعصاك هكذا فاذا ضرب موسى عصاه على البحر فصار فیه كوى ینظر بعضهم الى بعض فساروا حتى خرجوا من البحر.

اینست كه رب العالمین گفت وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْناكُمْ پس فرعون را و كسان وى را با آب بكشت.
چنانك گفت وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ گفته اند كه چون فرعون بكناره دریا رسید و آن راهها بریده دید در قعر بحر، كسان خود را گفت دریا از هیبت من شكافته شد فرو روید بر پى ایشان. گویند اسب فرعون از دریا باز رمید و در نمیشد تا جبرئیل فرود آمد بر مادیانى نشسته و آن مادیان از پیش فرعون بدریا در كشید اسب فرعون از پى آن در رفت، و جمله لشكر از پى وى در شدند، و میكائیل بآخر قوم بود ایشان را میراند تا جمله در دریا شدند پس بفرمان خداوند عزّ و جل دریا بهم باز افتاد و جمله هلاك شدند.

فرعون چون سلطان قهر خداوند دید و مذلت و خذلان خود، گفت " آمَنْتُ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا الَذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ "  او را گفتند "  آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ " اكنون مى گویى، و سركشى كرده پیش ازین و از تباهكاران بودى! این سخن او را بدان گفتند كه ایمان پس از آن آورد كه بأس و بطش حق بدید.

و رب العزة جایى دیگر میگوید فَلَمْ یَكُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَا رَأَوْا بَأْسَنا و قال تعالى یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ ....

وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ قیل اخرجوا لهم بعد ذلك فنظروا الیهم فغرقوهم. پس از آنك غرق شدند اللَه تعالى دریا را فرمود تا موج زد ایشان را بیرون او كند. و بنى اسرائیل در ایشان مینگریستند و پس از آن دریا هیچ غریق را نپذیرفت هر كه را غرق كرد بر سر افكند.

وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى قراءة ابو جعفر و بصریان" وعدنا  " بى الف است، و واعَدْنا بالف قراءة باقى، و معنى هر دو یكسانست. میگوید وعده نهادیم و هنگام ساختیم موسى را بر كوه طور چهل روز تا شما را توریة بستاند، چهل روز مرادست اما چهل شب گفت از بهر آنك ابتداء ماه از شب در گیرند آن گه كه ماه نو بینند.

و گفته اند كه اربعین لیلة بآن گفت كه وى را درین چهل روز روزه وصال فرمودند، چنانك در شب افطار نكند و اگر اربعین یوما گفتى روزه معروف از آن مفهوم شدى امساك روز و افطار شب، و اللَه تعالى وى را درین چهل صوم درین وصال فرمود و این لفظ بآن نزدیكتر است و بمعنى موجزتر، فان معناه وعدناك اربعین یوما لتصومها و لا تفطر فیها لیلا و نهارا، و هذا من جوامع الكلم الذى اختصر له صلّى اللَه علیه و آله و سلّم اختصارا.

بوبكر نقاش آورده است در شفاء الصدور كه موسى (ع) بنى اسرائیل را گفته بود آن گه كه در مصر بودند كه اگر از اینجا بیرون شویم شما را كتابى آرم از نزدیك خداوند عز و جل، كتابى كه دین شما بر شما روشن كند و كردنى و ناكردنى در آن پیدا گرداند. پس چون از مصر بیرون آمدند دریا را بازگذاشته و دشمن ایشان بآب كشته، موسى را گفتند ما آتینا بكتاب كما وعدتنا كتاب خداوند را كه وعده دادى ما را نیاوردى؟ موسى گفت ازین پس تا چهل روز شما را كتاب آرم كه خداوند عز و جل مرا این وعده نهاد.
 
گویند ماه ذى القعده بود و ده روز از ذى الحجة همانست كه در سوره اعراف گفت وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ.
موسى هارون را بجاى خود نشاند و بر بنى اسرائیل گماشت و ذلك فى قوله اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ موسى هارون را گفت خلیفه باش مرا و از پس من كارران در قوم من و نیكى كن و مهربان باش و دلها را مراعات كن، و قوم فراهم دار و راه تباه كان را پى مبر.

موسى این بگفت و ایشان را چهل روز وعده داد و بمیعاد حق شتافت. بنى اسرائیل وعده خلاف كردند شبانروزى بدو روز مى شمردند و پس از غیبت موسى به بیست شبانروز عاصى شدند، و گوساله سامرى را بخدایى گرفتند.

اینست كه رب العالمین گفت: ثُمَ اتَخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ و ذلك تنبیه على انّ كفرهم بمحمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم لیس با عجب من كفرهم و عبادتهم العجل فى زمن موسى (ع).

........

ثُمَ عَفَوْنا عَنْكُمْ تركناكم فلم نستأصلكم پس شما را عفو كردیم و در حال عقوبت نفرستادیم تا از شما فرا گذاشتیم. لَعَلَكُمْ تَشْكُرُونَ آن را كردیم تا مگر شكر كنید و نعمت عفو من بر خود بشناسید و سپاس گزارى كنید.

......
وَ إِذْ آتَیْنا مُوسَى الْكِتابَ و موسى را نامه دادیم یعنى توریة وَ الْفُرْقانَ فرقان آن معانى و علم و احكام است كه در توریة بود كه بآن میان حق و باطل جدایى پیدا شد.
و گفته اند فرقان اینجا انفلاق البحر است و بر دشمنان نصرت. و روز بدر را از آن یوم الفرقان خواندند كه مؤمنانرا بر كافران نصرت بود.

قطرب گفت فرقان اینجا قرآن است و در آیت ضمیرى است محذوف یعنى آتینا موسى الكتاب و محمدا الفرقان.

و گفته اند فرقان در همه قرآن بر سه وجه آید و معانى آن سه قسم است:
یكى بمعنى نصرت چنانك درین آیت است بقول بعضى مفسران. نظیر این " وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ " یعنى یوم النصر فنصر اللَه موسى و اهلك فرعون. جایى دیگر گفت یوم الفرقان یوم التقى الجمعان یعنى یوم النّصر، فنصر اللَه فیه المسلمین و هزم الكافرین.

وجه دوم فرقان آنست كه بنده را از شبهة بیرون آرد تا در یقین وى بیفزاید و ذلك قوله فى الانفال إِنْ تَتَقُوا اللَهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً همانست كه در سورة البقرة گفت وَ بَیِناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ یعنى المخرج فى الدین من الشبهة و الضلالة.

وجه سوم فرقان است بمعنى قرآن و ذلك فى قوله تَبارَكَ الَذِی نَزَلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ، در آل عمران گفت وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ لعلكم تهتدون هر چند كه این خطاب با ایشان است كه در عهد مصطفى (ع) بوده مراد باین اسلاف ایشانند آنان كه در عهد موسى (ع) بودند و اهتداء ایشان و راهبردن ایشان بحق در توریة بود. و روا باشد كه گویى لَعَلَكُمْ تَهْتَدُونَ ایشان راخواهد كه در عهد رسول ما بودند، و اهتداء ایشان به توریة از راه توحید و اصول دین بودند از راه فروع، و در اصول توحید كتابهاى حق یكسانند و خلق با آن مخاطب.

وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ ابن جریر گفت موسى بزبان عبرى موشى گویند و مو آب باشد و شا درخت یعنى او را بنزدیك آب و درخت یافتند آن گه كه یافتند در سراى فرعون.

و موسى از فرزندان لاوى بن یعقوب بود: موسى بن عمران بن یصیر بن ناهث بن لاوى بن یعقوب.

>>>>> ادامه دارد >>>>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )


گل


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)







مطالب اخیر وبلاگ :

شیعیان آبروی دین هستند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (022)
پند مولا علی (ع) به نوف بکالی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (021)
التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
خدایی که صدای گناهکار دوستتر دارد
شهرت از منظر امام علی (ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (019)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (018)
Flight 655
یا اباصالح المهدی علیه السلام
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (017)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (016)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (014)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.