ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...امیر المومنین (علیه السلام) در ذیل بیان طولانی خود در نکوهش دنیا فرموده:
همانا دنیا سه روز بیش نیست:
ریاکاری

روزی که گذشته و دیگر باز نمی‏گردد، و
روزی که تو در آنی و بر تو لازم است که آن را غنیمت شماری و مطابق با دستورات لازمه آن کار کنی، و
روزی که نمی‏دانی مال توست و ممکن است آن را درک نمایی یا ادراک نکرده، بار سفر آخرت را ببندی.
باز توضیح بیشتری فرموده که:
روز گذشته تو حکیم تادیب کننده ‏ای که دنیا دار اقامت نیست و چون آب نهر زود گذر است.

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس ‏


و امروز تو، دوست مهربانی است که به زودی از تو خداحافظی می‏کند.بنابراین تا وداع نکرده، آنچه می ‏توانی از وی بهره‏ برداری کن، و اما فردا که نیامده، جز آرزویی بیش از آن در دست اختیار تو باقی نخواهد ماند.

باری! اگر دیروز تو گذشت و رفت، از آن حکمتی آموختی که جهان در گذر است و روزگار اهل وفا نیست، و اگر امروز تو با تو مانوس شده و علاقه‏ مند به توست، باید به علاقه ظاهری آن اکتفا نکنی، بلکه باید بدانی که آن برای مدت طولانی از تو غیبت می‏کند و به زودی اسباب سفر را می‏بندد و از پیش تو کوچ می‏نماید؛ بنابراین تا هنوز دست تو از دامن وی کوتاه نشده، زاده و توشه خود را از آن بگیر و با کمال خوبی و بهره‏ مندی از او خداحافظی کن.

اکنون متوجه باش هرگاه کاری انجام می ‏دهی، باید خودت به صحت و درستی آن اطمینان داشته باشی و به آرزوی طولانی مغرور نشوی، و اندوه فردا بر امروزت بار مکن، بلکه هم و غم امروزت کافی است، و چون فردا بیاید، تو را به خود باز مشغول خواهد کرد؛ برای اینکه هرگاه اندوه فردایت را بار گردن امروزت نمودی، به حزن و اندوه و بیچارگی خود افزوده و دشواری هرچه تمام‏تر تکالیف و زحمات چند روز آینده را در یک روز بر خود همواره ساخته ‏ای؛ بدین مناسبت اندوه تو زیادتر و کارت بیشتر و تعب و رنجت فراوان‏تر است، و مسلم است هرچه آرزو و آرمانت افزون‏تر شود، به همان اندازه از عملت کاسته می‏شود، با آنکه هرگاه دلت را از همه آرزوهای خالی ساختی و به فکر آینده خود نبودی و کار امروز را به فردا نیفکندی، کاملا می‏توانی وظیفه آن روز خود را انجام بنمایی.

آرزو بگذار تا رحم آیدش
آزمودی کاین چنین می‏بایدش ‏
چونان نتانی جست پس خدمت گزین
تا روی از حبس در گلشن یقین ‏
دم به دم چون تو مراقب می‏شوی
داد می‏بینی و داور ای غوی ‏
ور ببندی چشم خود را ز احتجاب
کار خود را کی گذارد آفتاب ‏


آرزوی امروز تو از دو نظر به حال تو زیان آور است:
یکی آنکه کار امروزت را به تاخیر انداختی، و
دیگر به حزن و اندوه خود افزودی.

مگر تا به حال متوجه نبودی دنیا یک ساعت است میان دو ساعت: ساعت گذاشته، و ساعت آینده، و ساعتی که در آن به کارهای خود مشغولی.

اما ساعت گذشته و ساعت آینده، از سستی و سختی آنها درد و رنجی احساس نمی‏کنی؛ زیرا از ساعت گذشته که اثری نمانده و از آینده هم که خبری نداری، بنابراین ساعت گذشته و ساعتی که در آن هستی به منزله دو میهمانند که به خانه تو وارد شده ‏اند.
یکی از آن دو بر اثر بی اعتنایی و بی احترامی از منزل تو کوچ کرده، لیکن آن دیگری که هنوز مورد اکرام و اعزاز تو قرار گرفته، به جایی نرفته و بار سفر به دوش نگرفته.
اکنون بر تو لازم است از این میهمان که هنوز در خانه تو هست کمال احترام را به جای آوری تا بدیهایی که نسبت به آن مهمان مرتکب شده ‏ای تدارک نمایی.
بنابراین تا وقت باقی است، فرصت را از دست نده و آنچه را ضایع نموده‏ ای ترمیم کن و کار آینده ‏ای را رو به راه بنما.
ضمنا مواظب باش روز حاضرت را به ارتکاب شهوات سپری ننمایی که به سرزنش و گرفتاری دو روز مبتلا خواهی شد.

اگر به یکی از مردگان پیشنهاد کنند که می‏خواهی آغاز و انجام دنیا را در اختیار فرزندانت که تمام هم و غم خود را مصروف آنها می‏کردی قرار دهیم، یا همه آن را به صورت روزی در آوریم و تو را در آن روز زنده کنیم که مافات خود را تدارک نمایی، و به ترمیم ناکرده خود برسی، مسلم بخش دوم را می‏پذیرد که در آن روز به کارهای خود بپردازد، و این معنا را بهتر از آن دوست می‏دارد که همه دنیا و مافیها را در دست عزیزترین یادگارهایش قرار دهند.

باری! ای بیچاره کوتاه فکر! برای چه این مدتی را که در اختیار داری و به تو مهلت داده شد، کاری نمی‏کنی و توشه آخرتی تحصیل نمی‏نمایی، تا بالاخره کارت بدانجا منتهی شود که یک روز دنیا از نور چشمان و عزیزان خود دوست‏تر بداری؟ پس چرا برای آزادی خود نمی‏کوشی و گردن از زیر عذاب آخرت خارج نمی‏کنی؟

همین غنیمت دان جوانی ای پسر
سر فرو آور بکن خشت و مدر ‏
پیش از آن کایام پیری در رسد
گردنت بندد به حبل من مسد ‏
خاک شوره گردد و ریزان و سست
هرگز از شوره نبات خوش نرست ‏
آب زور و آب شهوت منقطع
او ز خویش و دیگران نامنتفع ‏
ابروان چون پاردم زیر آمده
چشم را نم آمده تا دی شده ‏
از تشنج رو چو پشت سوسمار
رفته نطق طعم و دندانها ز کار ‏
بر سر ره زادکم مرکوب سست
غم قوی دل تنگ و تن هم نادرست ‏
خانه ویران، کار بی‏سامان شده
دل پر افغان همچو نی نالان شده ‏
عمر ضایع سعی باطل راه دور
نفس کاهل دل سیه جان ناصبور ‏
موی بر سر همچو برف از بیم مرگ

جمله اعضا لرز لرزان همچو برگ ‏

هشتم: عزلت و انزوا به تنهایی عبادت مستقلی است و احتیاجی ندارد از عبادت دیگری کمک بگیرد.
ابو بصیر می‏گوید، از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم، می‏فرمود: گوشه نشینی خود عبادت مستقلی است و همانا دشوارترین کارها بر آدمی همان است که در گوشه ‏ای انزوا بگزیند و به خانه نشیند.

حضرت عیسی (علیه السلام) به مردی گذشت که سر به زمین نهاده و به خواب ناز خرامیده بود.حضرت فرمود: برخیز، روز به هنگام رسیده و به کار خود مشغول شو.
عرض کرد: یا روح الله ! دنیا را به اهل آن واگذارد. مرا با آن کاری نیست.
فرمود: اینک به جای خود آرام بگیر که راحتی ویژه توست.

از حکیمی پرسیدند: دنیا از کیست؟
پاسخ داد: از کسی که دست از آن بردارد.
پرسیدند: آخرت از کیست؟
جواب داد: از کسی که در طلب آن برآید.

حکیمی گفته: دنیا خانه خرابی است، و خراب‏تر از آن، دل کسی است که در آبادانی آن بکوشد.

به عابدی گفتند: اینک که وقت باقی است، آنقدر که می‏توانی از نصیب دنیوی خود بهرمند شو، برای آنکه به زودی نابود خواهی شد.
پاسخ داد: اکنون که سخن بدینجا رسید، بر من لازم است که از آن استفاده نکنم.

ابن یمین اگر همه عالم به کام تو
باید کزان فرح نفزاید دل تو را ‏
ور ملک کائنات ز دستت برون رود
هان تا غمش ز جان نرباید دل تو را ‏
چون هست و نیست جمله نماند به یک قرار
آن به کز آن به یاد نیاید دل تو را ‏
قانع شو و متابعت پیر عقل کن
کز بند غم جز او نگشاید دل تو را ‏
جز صیقل قناعت و استاد خرد
از زنگ حرص کس نزاید دل تو را ‏


نهم: انزوا مایه عافیت و سلامتی است.
امیر المومنان (علیه السلام) فرمود: زمانی خواهد آمد که عافیت و سلامتی در آن زمان دارای ده جزء است که نه جزء آن در انزوا و گوشه‏ گیری از مردم، و یک جزء آن در سکوت و خاموشی است.

به یکی از علما گفتند: چرا گوشه انزوا اختیار کرده‏ ای و از جا حرکت نمی‏کنی تا مانند دیگران شهرتی پیدا کنی و نام تو به بزرگی در محافل و مجالس یاد شود؟
پاسخ داد: وقتی متوجه شدم رسیدن به مقامات عالیه و نایل شدن به درجات رفیعه مربوط به الفت گرفتن با خلق است، به گوشه‏ ای نشستم و در به روی خود بستم، زیرا دانستم انزوا مایه عافیت و موجب سلامتی است.

در عزلت گرفت خاقانی
که به از دار و ملک خاقان است ‏
نبرد تا تواند اندوه رزق
کانده رزق بر جهانبان است ‏
عمر اگر بهر رزق موقوف است
رزق موقوف بهر فرمان است ‏

نپذیرد ز کس حواله رزق
که ضماندار رزق یزدان است ‏
مور را روزی سلیمان نیست
که ز روزی ده سلیمان است ‏


دهم: منزوی از همه بهتر و حالش نیکوتر از سایر افراد است.
حضرت باقر (علیه السلام) فرموده، امیر المومنین (علیه السلام) می‏فرمود: زمانی خواهد آمد که بهترین افراد آن کسی است که گوشه انزوا اختیار کند و به خانه نشیند.

یازدهم: آدم منزوی همواره راحت است.
حضرت امیر المومنین (علیه السلام) ذیل خطبه مذکوره فرمود: و آن زمان مقدمات طوری فراهم می‏شود که به غیر از مومن گمنام و گوشه نشین، دیگران از پیش آمدهای ناگوار آن می‏باشند، و او هم به قسمی زندگی می‏کند که اگر گواه دیگری باشد کسی از او نمی‏پذیرد، و اگر غیبت کند کسی جویان احوال او نمی‏شود، با آنکه این گونه افراد چراغهای راه هدایتند و نشانهای طریق عبادت.
خدای متعال درهای رحمت خود را به روی آنان می‏گشاید و بیچارگی را از آنان برطرف می‏سازد و آنان اسرار الهی را آشکار نمی‏نماید.

دوازدهم: انسان گوشه گیر از جمله پرهیزکارانی است که خدا او را دوست می‏دارد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: محبوب‏ترین بندگان خدا آنها هستند که در دنیا با کمال پرهیزکاری به سر می‏برند، و از چشم مردم نهانند و گوشه انزوا بر گزیده‏ اند، به اندازه‏ای که اگر در میان مردم در آیند و به مجالس آنان حضور پیدا کنند، کسی آنها را نمی‏شناسد، و اگر از مردم کناره گیرند و غایب شوند، احدی از آنها تفقد نمی‏کند، و اگر زنی بخواهد، کسی ایشان را به دامادی خود نمی‏پذیرد.

سیزدهم: انسان منزوی اهل بهشت است.
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: می‏خواهید بهشتیان را به شما معرفی کنم؟
عرض کردند: آری
فرمود: اهل بهشت، مردم گرد آلود ژنده پوشی هستند که در دنیا به دو دانه خرما قناعت می‏کردند و بدان هم دلبستگی نداشته، به مقامی رسیده بودند که اگر خدا را می خواندند و سوگند می‏دادند، خدا قسمشان را رد نمی‏کرد.

چهاردهم: منزویها مردمی هستند که نشان برکت و خشنودی خدایند.
حضرت صادق (علیه السلام) فرموده: همواره بنده مومن از دنیا و اهل آن بر کنار است تا به اندازه‏ ای که خدای متعال او را مورد منت خود قرار می‏دهد، و چون منت خدا بر وی تمام شود، دنیا و اهل آن در نظر وی ناچیزند و حکم مردار گندیده ‏ای را پیدا می‏کند که همه از آن متنفرند.

سعدان بن مسلم گفت: همواره بنده خدا از روزیها و نعمت‏های دنیوی و سرور و نشاط آن استفاده می‏کند تا به جایی که شک و شبهه در مقاماتی که نزد خدا دارد برای او باقی نمی‏ماند، و چون اثر شک از دل او بیرون رفت، دنیا در نظر او مانند مشک پر بادی است که همگان خیال می‏کنند انواع نعمت‏ها در آن موجود است و در صدد تخلیه آن برمی آیند.

ترجمه: حجت الاسلام محمدباقر ساعدی
ادامه دارد >>>




مطالبی مرتبط :
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)

شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)





مطالب اخیر وبلاگ:

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
وقایع عصر ظهور (خسف بیدا)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(8)
مردم بحاکمان شبیه ترند تا بپدران
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(7)
ترجیح مولا علی (ع) در امر ستم بر مردم و غصب مال آنان چیست؟
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(6)
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)
سوء استفاده از قدرت و ستم بر مردم موجب زوال حکومت میشود
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
رفع مصیبت و بلا با شاد کردن مردم
نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.