قطب الثانی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:..در این قطب بیان می‏کنیم که انسان می‏تواند از خلق برکنار می‏شود و گوشه عزلت برای خود انتخاب کند؛ و از پیشوایان برای انجام این موضوع ماذون است.
اخبار درباره عزلت و اذن در آن فراوان است و ما عجالتا به برخی از آنها که در خاطر داریم اکتفا می‏کنیم.
کس و ناکس
اول: ابوعبدالله بن ابی عمیر از ابراهیم بن عبدالحمید از ولید بن صبیح روایت کرده، گفت از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم می‏فرمود:

اگر محلی را که هم اکنون از طرف خدای متعال نایل شده و به انجام وظایف آن مامورم نمی‏بود، دوست می‏داشتم برفراز کوهی جای بگیرم که تا آخرین لحظه زندگی، نه من (آنها) را بشناسم و نه آنها از احوال من اطلاع حاصل کنند.

دوم: ابن بکیر از فضیل بن یسار از عبدالواحدبن مختار انصاری روایت کرده، حضرت باقر (علیه السلام) به او فرمود :
 
ای عبدالواحد! هرگاه مردی به طریقه حق و حقیقت قدم بگذارند، گفتار ناروای مردم که از وی تنقید می‏کنند و او را دیوانه می‏خوانند به حال وی زیانی ندارد، و اگر بر قله کوهی جای بگیرد و در آنجا برای همیشه به عبادت خدا بپردازد، باز هم سخنان بی‏ اصل افراد به حال وی ضرری نخواهند داشت.

سوم: فضیل بن یسار از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که آن حضرت فرمود:

زیان ندیده آدمی که از مردم برکنار شود و به طور انفراد ولو بر فراز کوهی باشد روزگار به سر برد.همین موضوع را تا سه مرتبه تکرار فرمود.

چهارم:باز آن حضرت فرمود :
ضرری ندارد آدمی که نعمت حق و حقیقت به او ارزانی شده بر فراز کوهی زندگی کند و از گیاه زمین بخورد تا از دنیا برود.

پنجم: ابن فضال از رفاعه بن موسی از عبدالله بن ابی یعفور روایت کرده، تا از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم می‏فرمود:

زیانی ندارد هرگاه کسی بخواهد گوشه انزوا اختیار کند، و بالاخره در جایی به سر برد که جز سایه درخت اثری از آبادانی نباشد و به جز از برگ درختان از غذاهای دیگر نخورد.

ششم: ابن عباس از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده، می‏فرمود:

می‏خواهید منزلت و مقام بهترین افراد را برای شما بیان کنم؟ عرض کردند: آری! فرمود : بهترین مردمان کسی است که دهانه اسبش را بگیرد و سلاح جنگی بر اندام خود راست نماید و بر پشت آن سوار شود و در میدان کارزار در آید و با دشمنان دین به مبارزه بپردازد تا بمیرد یا کشته شود.
آیا می‏خواهید از دیگری که منزلت او بعد از اولی است بیان کنیم؟ گفتند: آری!
فرمودند: مردی که از بدکاران افراد مردم گوشه انزوا اختیار کند و بر فراز کوهی به سر برد و به عبادت خدا بپردازد و دستورات او را انجام دهد.
آیا می‏خواهید بدترین مردم را به شما معرفی کنم؟ عرض کردند: آری! فرمود:کسی که ذات اقدس الهی را وسیله ارتزاق خود قرار داده و مردم هم به سخن او اعتنا نکرده، چیزی به (او) نمی‏دهند.

هفتم: حسن محبوب از عبدالله بن سنان از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود:

خوشا به حال بنده گوشه‏ گیری که ظاهرا با مردم همکاری می‏کند و قلبا با آنها ارتباطی ندارند.مردم او را به ظاهر می‏شناسند و احترامی برای او قائل نیستند، لیکن او با چشم باطل بین از حقیقت آنها باخبر است.

هشتم: عبدالحمید دیلم گفت، سه مرتبه حضرت صادق (علیه السلام) به من فرمود:

زیان ندیده ‏ای هرگاه مردم تو را نشناسند و از تو احترام ننمایند.
ای عبدالحمید ! خدای متعال رسولانی دارد که آنها به انجام امور مردم اشتغال دارند و کارهای آنان را در خور صلاح حالشان درست می‏کنند، و رسولانی دارد که از انظار مخفی و پنهانند.هرگاه خدا را به رسول ظاهری خواندی، از رسولان باطنی هم اسم ببر و به برکت آنها هم از خداوند درخواست کن.

نهم: حضرت صادق (علیه السلام) فرموده، خدای متعال می‏فرماید:

پارساترین بندگان و دوستان من بنده مومنی است که حظ فراوانی از نماز برده و پروردگارش را به بهترین روشی عبادت می‏کند، و در نهادن به یاد او بوده و دقیقه‏ای از بندگی او دست بر نمی‏دارد، و به اندازه ‏ای از چشم مردم دور است که کسی حتی با انگشت هم به جانب او اشاره نمی‏نماید.روزی او به اندازه کفاف برایش مقدر شده و او به همان اندازه که از مردن نجات پیدا کند قناعت می‏کند، و او زودتر به چنگال مرگ مبتلا می‏گردد، چیزی از او باقی نمی‏ماند و گریه کنندگان بر او کمند.

گدایان از پادشاهی نفور
به امیدش اندر گدایی صبور ‏
دمادم شراب نفور
و گر تلخ بینند دم درکشند ‏
نه تلخ است صبری که بر یاد اوست
که تلخی شکر باشد از دست دوست ‏
سلاطین عزت گدایان حی
منازل شناسان گم کرده پی ‏
به سر وقتشان خلق کی پی بردند
که چون آب حیوان به ظلمت درند ‏


دهم: حضرت باقر (علیه السلام) فرمود:
رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده، خدا می‏فرماید:

در میان دوستان من کسی که از همه بیشتر دیگران به حال او غبطه می‏برند و آرزوی مقام او را دارند، مرد سبکباری است که از نماز حظ وافری دارد، و در نهان به تمام معنا به عبادت خدا می‏پردازند، و ذات اقدس الهی روزی به اندازه کفاف برای او مقتدر می‏فرماید.او به همان اندازه تا روزگارش سپری شود قناعت می‏کند، و چون می‏میرد مالیه ‏ای ندارد تا میراثی از او به جا باشد و کسی را ندارد تا بر او بگرید.

یازدهم : عبدالله بن عمر گوید: هنگامی عده‏ای از اصحاب، پروانه وار اطراف رسول خداگرد بودیم.سخنی از فتنه و فساد به میان آمد؛ فرمود:

فساد آن وقتی پیدا می‏شود که مردم به پیمانهای خود وفا نکنند، و امنت مردم را ناچیز انگاشته، به آنها خیانت نمایند، و مانند انگشتان (انگشتان مبارکش را مشبک ساخت) به هم افتند و به کشمکش بپردازند.

عبدالله گوید این هنگام از جای برخاستم، عرض کردم: هرگاه چنین زمانی را درک کردم چه کنم؟ فرمود: به خانه نشین، و زبان خود را از سخن گفتن محافظت کن و سکوت اختیار نما، و به انجام کارهای پسندیده الهی بپرداز، و نواهی او را ترک کن، و به امور ویژه خود بپرداز، و از کارهایی که مربوط به دیگران است خودداری کن.

دوازدهم : رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده:

محبوب‏ترین مردمان در نزد من مردی است که به خدا و رسول ایمان بیاورد و نماز بخواند و زکات بدهد، و مالیه ‏اش را صرف در راه خدا کند، و دینش را نگهداری نماید، و از مردم کناره ‏گیری کند.

سیزدهم : حضرت صادق (علیه السلام) فرموده:

از جمله اموری که خدای متعال فردای قیامت به آن بنده‏ اش احتجاج می‏کند آن است که می‏فرماید: آیا نه این است که در دنیا تو را گمنام قرار دادم تا بتوانی به خوبی به عبادت من بپردازی؟

چهاردهم: حضرت صادق (علیه السلام) در ضمن وصیت طولانی خود به حفص بن غیاث فرموده:

یا حفص! همواره دم باش و سرمباش، یعنی گمنام به سر ببر.

پانزدهم: از جمله کلماتی که همان حضرت به معلی بن خنیس فرموده، این است:
خدای متعال عبادت پنهانی را مانند عبادت آشکار دوست می‏دارد.

شانزدهم : معروف کرخی به حضرت صادق (علیه السلام) عرض کرد: یا بن رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) ! مرا وصیتی فرما.
فرمود: دوستان و آشنایان خود را کم کن،
عرض کرد: بیش از این بفرما.
فرمود: از آنها که آشنایی، کناره بگیر.
عرض کرد: زیاده بفرمایید.
فرمود: همانچه گفتیم، کافی به حال توست.

نگارنده گوید: به طوری که از تذکره شیخ عطار و برخی از کتب دیگر نقل کرده‏اند، معروف کرخی در سن هفتاد سالگی به دست امام رضا (علیه السلام) اسلام آورده، بنابراین روایت او از حضرت صادق (علیه السلام) صحیح نیست، هر چند در روضات الجنات حدیث مزبور را از اربعین شیخ بهایی از معروف کرخی نقل کرده و نوشته: عده‏ای گفته‏اند نام برده معاصر و خادم حضرت جواد (علیه السلام) بوده که مکنی به ابوجعفر ثانی است، و کتاب ابوجعفر را با حضرت صادق اشتباه کرده‏اند، و می‏توان گفت شاید منظور از معروف، معروف شیبانی یا معروف خربوذ بوده که هر دو از اصحاب حضرت صادق (علیه السلام) بودند.

هفدهم: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده:

درباره آدمی همین بس که مردم او را درباره امور دینی یا دنیوی مشاربالبنان قرار دهند؛ و لازم نیست حتما با آنها تماس بگیرند و او را در مشاورات خود داخل کنند.

با ذکر این حدیث، آخرین حدیث که به منظور اهمیت عزلت و اینکه این عمل مورد تقدیر خانواده عصمت و طهارت بوده، قطب ثانی را خاتمه می‏دهد.

ترجمه: حجت الاسلام محمدباقر ساعدی
ادامه دارد >>>




مطالبی مرتبط :
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)





مطالب اخیر وبلاگ:
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
بندگان خاص خدا آشکارا پنهانند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
وقایع عصر ظهور (خسف بیدا)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(8)
مردم بحاکمان شبیه ترند تا بپدران
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(7)
ترجیح مولا علی (ع) در امر ستم بر مردم و غصب مال آنان چیست؟
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(6)
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)
سوء استفاده از قدرت و ستم بر مردم موجب زوال حکومت میشود
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
رفع مصیبت و بلا با شاد کردن مردم
نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود
کجاست عزیز کننده اولیاء ؟!
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(2)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.