النوبة الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: یا أَیُهَا النَاسُ اى مردمان، اعْبُدُوا رَبَكُمُ خداوند خویش را پرستید و او را بندگى كنید، الَذِی خَلَقَكُمْ آن خداوند كه شما را او آفرید وَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ و ایشان را كه پیش از شما بودند لَعَلَكُمْ تَتَقُونَ تا مگر از خشم و عذاب او پرهیزیده اید.
قرآن

الَذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ. آن خداوند كه شما را این زمین كرد فِراشاً بساطى باز گسترده، وَالسَماءَ بِناءً، و آسمان كارى برداشته، وَ أَنْزَلَ مِنَ السَماءِ ماءً، و فرو فرستاد از آسمان آبى، فَأَخْرَجَ بِهِ تا بیرون آورد به آن آب مِنَ الثَمَراتِ از میوه هاى گوناگون رِزْقاً لَكُمْ شما را روزى ساخته انداخته بهنگام، فَلا تَجْعَلُوا لِلَهِ أَنْداداً خداى را پس همتایان مگویید وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ كه میدانید كه آسمان و زمین او آفرید و او ساخت روزى وَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ و اگر شما در شور دل و گمان میباشید، مِمَا نَزَلْنا از آنچه فرو فرستادیم، عَلى عَبْدِنا بر رهى و بنده خویش از پیغام، فَأْتُوا بیارید بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ یك سورة هم چون قرآن، وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ وانگه پس این معبودان كه دارید ایشان را خدا میخوانید مِنْ دُونِ اللَهِ فرود از خدا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر این كه از شما خواستند توانید و در توان نمودن راست گوئید.

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا ار پس نكنید كه نتوانید، وَ لَنْ تَفْعَلُوا و خود نتوانید، فَاتَقُوا النَارَ، پس از آتش بپرهیزید، الَتِی وَقُودُهَا النَاسُ وَ الْحِجارَةُ آن آتش كه هیزم آن مردم است و سنگ، أُعِدَتْ لِلْكافِرِینَ بساختند آن آتش ناگرویدگان را.

وَ بَشِرِ الَذِینَ آمَنُوا و شاد كن ایشان را كه بگرویدند، وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ و كارهاى نیك كردند، أَنَ لَهُمْ جَنَاتٍ كه ایشانراست بآخرت بهشت ها تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ میرود زیر درختان آن جویهاى روان.

كُلَما رُزِقُوا هر گه كه ایشان را روزى دهند، مِنْها از آن درختها، مِنْ ثَمَرَةٍ میوه رِزْقاً روزى ساخته، قالُوا گویند، هذَا الَذِی رُزِقْنا این آن میوه است كه ما را روزى داده بودند، مِنْ قَبْلُ، پیش از ما در دنیا، وَ أُتُوا بِهِ و آرند پیش ایشان آن میوه بهشت، مُتَشابِهاً مانند میوه دنیا.

بنام، وَ لَهُمْ فِیها و ایشانراست در آن بهشت، أَزْواجٌ مُطَهَرَةٌ هم جفتهاى پاك كرده، وَ هُمْ فِیها خالِدُونَ و ایشان در آن سراى جاویدانند.


النوبة الثانیة
یا أَیُهَا النَاسُ علقمة بن مرثد شاگرد عبد اللَه بن مسعود از ائمّة و ثقات تابعین است میگوید هر چه در قرآن یا أَیُهَا النَاسُ است خطاب اهل مكه است، و یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا خطاب اهل مدینه، از بهر آن كه آن وقت مكه دار الشرك بود و مدینه دار الایمان، و مدینه سراى ایمان پیش از مكه شد. و لهذا قال اللَه عزّ و جلّ وَ الَذِینَ تَبَوَؤُا الدَارَ وَ الْإِیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ.

ابن عباس گفت: یا أَیُهَا النَاسُ اینجا خطاب فریقین است، مؤمنان و كافران: مؤمنانرا میگویند بر ایمان و طاعت دارى پاینده باشید، و قدم بر جادّه اسلام و سنّت استوار دارید، و از آن بمیگردید.

و كافران را میگوید اللَه را پرستید و به یگانگى وى اقرار دهید و او را طاعت دار باشید، و بدان كه ربّ العالمین این امّت را در قرآن بپنج ندا باز خواند:
از آن سه عامّ اند و دو خاصّ این سه كه عام اند یكى یا أَیُهَا النَاسُ است دیگر یا أَیُهَا الْإِنْسانُ سدیگر یا بنى آدم.
این سه ندا از كرامت و نواخت خالى اند، بر عموم مى خواند هم دوست و هم دشمن، هم آشنا و هم بیگانه. و آن دو كه خاص اند یكى یا عبادى است و دیگر یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا و یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا در قرآن هشتاد و هشت جاى است همه نداى قبول و نواخت و كرامت، و بنده را گواهى داد بایمان و طاعت و عبودیّت.
و هشتاد و نهم ایّها المؤمنون است و این از آن همه تمامتر و بنده را نیكوتر، كه این نام نهادن است و آن حكایت فعل. و تغییر و تبدیل در فعل گنجد و در نام نگنجد.

و در قرآن شانزده جایگه یا أَیُهَا النَاسُ است. و در سورة البقرة و فاتحه سورة النساء، و یكى پس آن، و دو در یونس و فاتحه سورة الحج، و دو پس آن، و یكى در نمل، و یكى در لقمان، و یكى در سورة الملائكة و یكى در حجرات،
و قُلْ یا أَیُهَا النَاسُ چهاراند یكى در اعراف، و دو در یونس، و یكى در سوره الحجّ، آنكه گفت: اعْبُدُوا رَبَكُمُ چون بر خواند فرمان داد گفت خداوند خود را پرستید و او را گردن نهید و طاعت دارید كه مستحق عبادت و طاعت اوست. از دو وجه: یكى آنك آفریدگار است و خداوند، و عبادت آفریدگار واجب باشد، دیگر آنك دارنده و روزى دهنده است و ولى نعمت، و شكر ولى نعمت واجب باشد.

الَذِی خَلَقَكُمْ یعنى و لم تكونوا شیئا نبودید و شما را بیافرید. او خداوندى است از نبود بود آرد و از نیست هست كند. جاى دیگر گفت: هل اتى على الانسان حسن من الدّهر لم یكن شیئا مذكورا برآمد بر مردم زمانى و هنگامى كه وى چیزى یاد كرده و یاد كردنى نبود. معنى خلق آفریدن است و از عدم در وجود آوردن، چنانك خواهد نه فعل خلاف خواست بود و نه خواست جدا از فعل، و مخلوق را افتد كه فعل چون خواست نیاید و خواست چون فعل نبود.

وَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ و ایشان را آفرید كه پیش از شما بودند از قوم قوم و گروه گروه، جهانداران و جهانیان، و خود اقرار میدهید و میدانید كه آفریننده همه اوست. وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَ اللَهُ میگوید اگر ازین كافران پرسى كه آفریننده ایشان كیست گویند كه اللَه ربّ العالمین. حجت آورد بریشان و گفت چون میدانید و اقرار میدهید كه آفریدگار شما و پیشینیان ما ایم پس چرا بتان مى پرستید؟ و ایشان نه آفرینند و نتوانند!

أ فمن یخلق كمن لا یخلق سؤال كنند كه كافران چون دانسته بودند كه آفریدگار ایشان اللَه است دانستند كه آفریدگار پیشینیان هم اوست پس وَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ اینجا چه فایده دهد؟
جواب آنست كه این پندى بلیغ است كه بر سبیل تذكیر و تنبیه گفت، تا ایشان بدانند كه آفریدگار و میراننده و هلاك كننده اوست، چنانك گذشتگان را هلاك كرد ایشان را نیز هلاك كند، و این اندیشه سود دارد ایشان را و بایمان در آرد اگر توفیق با آن رود.

لَعَلَكُمْ تَتَقُونَ لعلّ حرف ترجّ و طمع، معناه " اعبدوا الّذى خلقكم على حالة الرّجاء و الخوف" میگوید خداوند خود را پرستید و بوى امید میدارید و از عقوبت وى مى ترسید چنانك موسى و هارون را گفت فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِناً لَعَلَهُ یَتَذَكَرُ أَوْ یَخْشى فرعون را سخن نرم گوئید و بكنیت خوانید و امید میدارید و طمع كنید بایمان وى، و ما خود دانا ایم بكارفرعون و سرانجام وى كه چون خواهد بود.

و گفته اند لَعَلَكُمْ تَتَقُونَ یعنى لكى تكونوا متّقین فتنجوا من العذاب مرا پرستید تا متّقیان شوید و آن گه از عذاب من پرهیزید.
ابن عباس گفت لعلّ در همه قرآن بمعنى لكى است. الّا در سورة الشعراء. و ذلك فى قوله تعالى وَ تَتَخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَكُمْ تَخْلُدُونَ اى كانّكم تخلدون. و لعلّ در لغت عرب سه معنى را گویند:
بمعنى استفهام چنانك گویى لعلّك خارج، و بمعنى تمنّى چنانك گویى لعلّ اللَه ان یرزقنى، و بمعنى شك چنانك كسى خبر كند تو گویى لعلّ ذلك، اى اظنّ ذلك.

پس آن گه صنع و قدرت و نعمت خویش باز نمود كه چیست گفت: الَذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً جعل فعلى است كه در قرآن بچهار معنى آید یكى بمعنى خلق چنانك اللَه گفت: وَ جَعَلَ الظُلُماتِ وَ النُورَ و یَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ جَعَلْنا فِی قُلُوبِ الَذِینَ اتَبَعُوهُ رَأْفَةً.
دوم بمعنى تسمیة چنانك گفت: وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَذِینَ هُمْ عِبادُ الرَحْمنِ إِناثاً اى سمّوهم اناثا لانّه قال فى موضع آخر لَیُسَمُونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِیَةَ الْأُنْثى سیم بمعنى القاء چنانك گفت وَ یَجْعَلَ الْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلى بَعْضٍ اى یلقى بعضه على بعض، یدل علیه قوله " فَیَرْكُمَهُ جَمِیعاً "
چهارم جعل بمعنى صیّر چنانك گفت إِنَا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًا اى صیّرناه و قال تعالى الَذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً این هم از قسم چهارم است. فِراشاً. اى مهادا او وطاء لم یجعلها حزنة غلیظة لا یمكن الاستقرار علیها. میگویند او خداوندى است كه شما را این زمین پهن باز گرفت و مستقر و آرامگاه شما ساخت، تا در آن مى نشینید گاهى و گاهى بر آن میروید و منفعت میگیرید، چنانك گفت: فَامْشُوا فِی مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ درین گوشه ها و كنارهاى زمین بروید و روزى خورید و اعتقاد كنید، كه بر دارنده و پروراننده شما ما ایم و ذلك فى قوله وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَیِباتِ و لفظ فراش ردّ است بر اهل تنجیم كه میگویند این زمین همچون گویى است مدوّر، كه اگر مدوّر بودى فراش نگفتى كه فراش باز گسترده باشد پهن، و دلیل برین دریا است كه از كنارها آن راست است و آب در آن راست قرار گرفته، كه اگر مدوّر بودى بر یك گوشه آن آب بودى و كنارها با نشیب و فراز بودى، و الیه اشار ابن مسعود: فقال بنى السماء على الارض كهیأة القبة فهى سقف على الارض " و قال تعالى وَ جَعَلْنَا السَماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً و فراشا نه آن را گفت كه این زمین هامون است و راست كه در زمین هم كوه است و هم تلّ، و هم دریا و هم بیابان و شكسته، و این همه بكار است آدمیان را و منفعت ایشان را، پس معنى آنست كه آرامگاه و ایستادن گاه شما است و معایش و مصالح شما در آنست، و این تمامتر كه آدم را چون مادر است و فرزندان را چون جدّه.


قال اللَه تعالى وَ اللَهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً و قال تعالى هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ و قال تعالى خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ یعنى آدم ثُمَ مِنْ نُطْفَةٍ یعنى ذرّیّته. و قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " ما من مولود إلّا و قد ذرّ على نطفته من تربة حفرته " 
و قال صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " تراب ارضنا شفاء سقمنا "

میگوید خاك زمین ما شفاء بیمارى ماست و این از بهر آن گفت كه اللَه تعالى زمین را مبارك خوانده یعنى بركت در آن كرده: هم در جمله و هم بتفصیل در جمله میگوید وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فِیها و در تفصیل جاى كعبه را مبارك خواند، و صخره بیت المقدس و وادى مدین جاى شجره موسى مبارك خواند. امّا نظیر این آیت و ردّ در قرآن جایها است: أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً میگوید ما این زمین را چون بسترى باز گسترده و آرامگاه شما بكردیم ما این زمین را پنهان دارنده بكردیم كه تا هم زندگان را مى پوشد هم مردگان را. زندگان را مادرست و مردگان را چادرست. ما این زمین را پاره پاره زنده و مرده نكردیم، پاره اغبران پاره آبادان، پاره صحرا و بیابان پاره گلزار و درختستان؟

.............

جاى دیگر گفت: رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَاها كاز آن بالا داد و آن را راست كرده كه در آن فطورى و شقوقى نه. جاى دیگر گفت وَ بَنَیْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً از زبر شما بیوراشتیم هفت آسمان، نخست آسمان دنیا موج مكفوف آسمان دوم سنگ، سیم آهن، چهارم مس، پنجم سیم، ششم زر هفتم یاقوت.
این آسمانها جمله گرانبار است از بس كه در آن فریشتگان است. مصطفى علیه السّلام گفت " أطّت السماء و حق لها ان تئطّ، ما فیها موضع اربع اصابع الّا علیها ملك راكع او ساجد اهل آسمان دنیا بر مقام تائبان اند، خداى را عزّ و جل بحیا و خجل پرستند كه از آن فریشتگانند كه گفتند: أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها و در بسیط زمین تائبان امّت بمقام ایشانند.

اهل آسمان دوم خداى را عزّ و جلّ بر خوف و وجل پرستند. زاهدان و ترسندگان امّت بمقام ایشانند. اهل آسمان سوم خداى را عزّ و جل بر جا و حسن الظّن پرستند، ابرار و صالحان امّت بمقام ایشانند. و از آسمان چهارم تا به هفتم خداى را عزّ و جل به استحقاق جلال وى پرستند نه خوف و طمع خود را و نه رغبت و رهبت را، عارفان و صدّیقان امّت بمقام ایشانند.

اهل آسمان دنیا از آن روز باز كه ربّ العالمین ایشان را آفرید بر سر انگشتان پاى نشسته اند و اللَه را عبادت میكنند، كه یك لحظه دریشان فترت نه لا یعصون اللَه ما امرهم، و اهل آسمان دوم در ركوع اند و اهل آسمان سیم در سجود، و اهل آسمان چهارم در تشهد، و اهل آسمان پنجم در تسبیح، و اهل آسمان ششم در تهلیل، و اهل آسمان هفتم در تكبیر.

روز رستخیز با این همه عبادت چون عظمت و جلال و كبریاء خداوند جلّ جلاله بینند گویند سبحانك ما عبدناك حق عبادتك و بالاى این هفت آسمان دریایى است كه از قعر آن تا بروى آن پانصد ساله راهست آن هشت و عل است، و عل گوسپند كوهى بود كه از سنب ایشان تا بزانو پانصد ساله را هست، و بالاى ایشان عرش عظیم ربّ العالمین است جلّ جلاله و تعالت صفاته و اسماؤه.
..........
وَ أَنْزَلَ مِنَ السَماءِ ماءً و فرو فرستاد از آسمان باران تا زمین مرده بوى زنده گشت، بجنبید و انواع نبات بر آورد.
جاى دیگر گفت: وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ كُلِ زَوْجٍ بَهِیجٍ جاى دیگر گفت وَ أَنْزَلَ مِنَ السَماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَى میگوید بیرون آوردیم بباران همتاها از نبات زمین پر كنده رنگارنگ و بویابوى.

رِزْقاً لَكُمْ اى طعاما لكم و علفا لدوابكم، این همه كه آفریدیم شما را آفریدیم و روزى شما ساختیم خود میخورید و ستوران و چهار پایان را علف میدهید، و میكوشید كه همانست كه گفت " كُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعامَكُمْ" آن گه شكر این نعمت درخواست و گفت: كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ " پس چون گفت آفریننده منم و پروراننده منم و روزى رساننده منم چرا بتان عاجز كه نه آفرینند و نه روزى گمارند پرستید و ایشان را خدایان خوانید، مكنید چنین فَلا تَجْعَلُوا لِلَهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ هم كافر را میگوید هم مؤمنانرا: كافران را میگوید مرا هامتایان مگویید، و انبازان مگیرید، و فرود از من بتان را مپرستید و خود میدانید كه آفریننده منم نه ایشان. و مؤمنانرا میگوید از شرك خفى بپرهیزید. مگویید " لو لا كلبنا لدخل اللصّ دارنا " و خود میدانید كه نگه دارنده منم نه سگ.
عبد اللَه مسعود گفت " یا رسول اللَه اىّ ذنب اعظم" قال " ان تجعل للَه اندادا و هو خلقك ".
 
و عن ابن عباس قال " قال رجل للنبى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم ما شاء اللَه و شئت فقال أ جعلت للَه ندّا ما شاء اللَه وحده"
ابن مسعود گفت : " فَلا تَجْعَلُوا لِلَهِ أَنْداداً "  اى اكفاء من الرّجال تطیعونهم فی معصیة اللَه.
سؤال كنند كه مشركان را درین آیت علم اثبات كرد كه گفت: وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ و در آیت دیگر گفت أَ فَغَیْرَ اللَهِ تَأْمُرُونِی أَعْبُدُ أَیُهَا الْجاهِلُونَ جهل اثبات كرد وجه جمع میان هر دو آیت چیست؟
جواب آنست كه اثبات این علم آن جهل ازیشان زائل نگرداند، كه معنى اینعلم آنست كه شما میدانید كه آفریدگار آسمان و زمین و روزى دهنده خلقان خداست و كافر و مؤمن به این علم مشترك اند، و لهذا قال تعالى وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَماواتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَ اللَهُ و میدانستند كافران كه بتان آفریننده و صانع نیستند و آن كس را كه این علم باشد و آن گه باین علوم خالق را عبادت نكند اسم آن جهل از وى بنیفتد كه آن علم كه ضد آن جهل است آنست كه اللَه گفت إِنَما یَخْشَى اللَهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ و آن علم در كافر نیست پس معلوم گشت كه میان هر دو آیت بحمد اللَه تناقض نیست.

وَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ چون كافران گفتند " وَ إِنَنا لَفِی شَكٍ مِمَا تَدْعُونا إِلَیْهِ مُرِیبٍ . إِنْ نَظُنُ إِلَا ظَنًا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ" ما در گمان و در شور دلیم از آنچه ما را با آن میخوانى.

رب العالمین این آیت فرستاد بجواب ایشان وَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ ان بمعنى اذ است میگوید اكنون مى گویید ما در شور دلى ایم و در گمان، هر چند كه نه جاى گمان است و نه جاى شوردلى " مِمَا نَزَلْنا " از آنچه بر بنده خویش فرو فرستادیم از آیات و سور قرآن نجم نجم و پاره پاره چنانك لایق بود و در حور. نزّلنا دلیل است بر تكرار انزال كه بناء مبالغت و تكثیر است یعنى به بیست و سه سال فروفرستادیم این قرآن سورة سورة و آیت آیت.لِنُثَبِتَ بِهِ فُؤادَكَ تا دل تو بوى بر جاى بداریم و نیرو میدهیم.

كان رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم امّیّا لا یكتب فلو انزل علیه القرآن جملة واحدة لیشق علیه اخذه حفظا. و قیل معناه لنقوّى و نشجّع به قلبك فى اذى قومك، بما نقصّ علیك من تحمّل الانبیاء قبلك. نظیره قوله وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَاسِ عَلى مُكْثٍ میگوید این قرآن پراكنده فرستادیم نه چون توراة موسى كه یك بار فرو فرستادیم لا جرم حوصله بنى اسرائیل طاقت كشش آن نداشت، چنان كه طفل را لقمه بزرگ در دهان نهى طاقت ندارد بیفكند ایشان نیز طاقت آن نداشتند و قدر آن ندانستند ببهایى اندك بفروختند، چنانك اللَه گفت لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا.

فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ من اینجا زیادتست كه جاى دیگر گفت قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ میگوید اكنون كه در گمان افتادید و دعوى میكنید كه ما نمیدانیم كه این كلام آفریدگار است، شما كه اهل براعت و فصاحت و زیركى اید، مانند این قرآن بیارید و ذلك فى قوله فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَهِ پس واكم كرد و گفت اگر نتوانید كتابى آرید ده سوره بیارید فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَیاتٍ، دیگر باره واكم كرد و گفت اگر ده سورة نتوانید یك سورة بیارید فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ، آن گه گفت اگر یك سورة نتوانید حدیثى مانند این بیارید فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ، و اگر خود توانایى ندارید.

وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَهِ اى استعینوا بكبرائكم و اماثلكم بیارى گیرید این سران و مهتران شما كه پناه وا ایشان داده اید، و در مجامع و محافل شوند و شما را در تكذیب خدا و رسول معاونت میدهند دست در ایشان زنید تا شما را یارى دهند بچنین سورتى آوردن و از بر خویش نهادن، اگر راست مى گویید كه این قرآن محمد از بر خویش نهاد.

معنى دیگر فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَهِ میگوید سورتى چون قرآن بیارید از بر خویش اگر میتوانید وانگه كه این توانایى دارید آن خدایان را كه بمعبودى گرفته اید مى گویید كه فردا ما را گواهان و شفیعان اند ایشان را خدایان میخوانید و مى پرستید.

إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر در توان نمودن راست گوئید توان خویش وانمائید باین قول، معنى دعا عبادتست و بآن قول اول استعانت و دعا در قرآن بر وجوه است یكى بمعنى عبادت چنانك گفت وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَهِ ما لا یَنْفَعُكَ وَ لا یَضُرُكَ.

>>>>> ادامه دارد >>>>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )


گل


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)








مطالب اخیر وبلاگ :

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
علت دورویی , احساس حقارت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
برتری دادن دانش از نظر مولا علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)
از سفارشات مولا علی (ع) به کمیل
لاهیجی و شرح یک رباعی عرفانی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
وقایع عصر ظهور (خسف بیدا)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(8)
مردم بحاکمان شبیه ترند تا بپدران
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(7)
ترجیح مولا علی (ع) در امر ستم بر مردم و غصب مال آنان چیست؟
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(6)
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)
سوء استفاده از قدرت و ستم بر مردم موجب زوال حکومت میشود
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
رفع مصیبت و بلا با شاد کردن مردم
نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود
کجاست عزیز کننده اولیاء ؟!
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(2)
مکافات عمل (نتیجه آزار حیوان)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(1)
منتخبی از ابیات صائب تبریزی
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.