ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مفسّران از اینجا تفسیر صراط مستقیم كردند: یكى گفت قرآن است یكى گفت اسلام است یكى فرومایگانگفت سنّة و جماعة است. وجه دیگر آنست كه راههاى بخدا بسیارند بعضى راست تر و نزدیكتر و بعضى دورتر، از اینجاست كه قومى مؤمنان پیشتر به بهشت شوند، و قومى بسالها ازیشان دیرتر شوند، چنانك در خبر است. و همچنین راه سابقان خلافى نیست كه بحق نزدیكتر است از راه مقتصدان و راه مقتصدان نزدیكتر از راه ظالمان هر چند كه هر سه قوم رستگارند بحكم خبر اما راه ایشان بر تفاوت است، مؤمنان از خدا آن را میخواهند كه راست تر است و بخداى نزدیكتر و آن راه انبیا و صدیقان و شهیدان است چنان كه بعضى مفسران تفسیر كرده اند.

و در" علیهم"  سه قراءة مشهورست بصرى و نافع و عاصم بكسرها و ضمّ میم. در درج موصول بواو و در وقف بسكون میم. و " على " در لغت عرب چند معنى دارد: در وى معنى الزام است چنانك گویند لى علیك كذا اى وجب علیك و لزمك و معنى تمكن چنان كه گویند: فلان على رأس امره، و معنى فى كقوله تعالى عَلى مُلْكِ سُلَیْمانَ و بمعنى عند كقوله " وَ لَهُمْ عَلَیَ ذَنْبٌ " و بمعین من كقوله " إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَاسِ ".

غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ غیر تفسیر الّذین است یعنى آن نواختگان كه جز از مغضوب علیهم اند، و جز از ضالین. سهل تسترى گفت " و غیر المغضوب علیهم بالبدعة، و لا الضّالین غیر السنّة " نه راه مبتدعان كه خشم است از تو بر ایشان بآوردن بدعت و گم شدن از راه سنّت. تفسیر مصطفى بروایت عدى حاتم آنست كه المغضوب علیهم جهودان اند، و لا الضّالین ترسایان. و هر چند كه اللَه بر فراوان كس بخشم است اما بر جهودان دو خشم است و بر دیگران یكى كه گفت " فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ " یكى خشم وریشان از بهر تكذیب ایشان عیسى را و دیگر خشم بتكذیب ایشان محمّد را از بهر این بود كه المغضوب علیهم جهودان نهاد خاصّة.

و این كه " ضالّین  " ترسایان نهاد از آن بود كه همه بى راهان بیك ضلالت موصوف اند و ایشان بدو ضلالت كه گفت " قَدْ ضَلُوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُوا كَثِیراً وَ ضَلُوا عَنْ سَواءِ السَبِیلِ " پیشین ضلوا گم گشتن ایشان است در افراط در كار عیسى، و دیگر تفریط ایشان بجحود بمحمّد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم. قال الحسین بن الفضل " كل مغضوب علیه بكفر او « شرك فهو داخل فى هذه الآیة " و فى بعض الكتب یقول اللَه عزّ و جل " قد اعطیتكم ما سألتمونى، و انقذتكم من ضلالة الیهود و النصارى، و صرفت عنكم سخطى و غضبى، و اعطیتكم الاستغفار، فلن امنعكم المغفرة، فابشروا بالجنة التی كنتم توعدون."

پس از خواندن سورة الحمد سنت را و اتباع مصطفى را گوید بآواز بلند " آمین " كه مصطفى (ع) چنین كردى و گفت " لقننى جبرئیل آمین عند فراغى من قراءة فاتحة الكتاب."

و آمین و امین ممدود و مقصور هر دو رواست: مقصور مستقیم تراست، و ممدود مشهورتر است. ابن عباس گفت از مصطفى پرسیدم معنى آمین فقال " معناه افعل " قتاده گفت: معناه كذلك یكون. و قیل معناه اللهم اسمع و استجب. و این كلمه سه معنى راست: یكى ختم دعا را، و دیگر ابتهال و تضرع فرا دعا پیوستن، سدیگر استدراك است فرا دعا كه آن كس كه بر دعاء دیگر كس آمین گوید در هر چه دعا كننده خواست انباز است. و گفته اند چنانك در وضع لغت صه اسمى است اسكت را و مه اسمى است اكفف را آمین اسمى است استجب را، یعنى استجب یا ربنا. الاصل فیه السكون لانّه مبنى، فحرّك لالتقاء السّاكنین و على الفتح لانّه اخفّ الحركات، و مثله این و كیف و لیت. و گفته اند این نامى است از نامهاى اللَه كه دعا كننده بخاتمت دعا او را نام برد. و اصل آن یا آمین است پس كثرت استعمال را حرف ندا بیوكندند. و این نام بردن اللَه در آخر دعا همچنانست كه جاى دیگر گفت " رَبَنا إِنَنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِی لِلْإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِكُمْ فَآمَنَا رَبَنا " ابتداء دعا بنام اللَه و ختم بنام اللَه. و همچنانك از ابراهیم حكایت كرد " رَبَنا إِنِی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِیَتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِكَ الْمُحَرَمِ " ربّنا دعائى است ابتدا بنام اللَه و انتها و ختم بنام اللَه. و از حمله عرش حكایت كرد " رَبَنا وَسِعْتَ كُلَ شَی ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً، فَاغْفِرْ لِلَذِینَ تابُوا وَ اتَبَعُوا سَبِیلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ رَبَنا " و گفته اند: آمین پیوند دعا است و اصل آن عبرى است موسى (ع) دعا میكرد و میگفت " رَبَنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ " و هارون میگفت: آمین رب العالمین. هر دو را دعا نام كرد، و گفت: اجیبت دعوتكما فاستقیما.

و درست است خبر از مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم كه چون امام فاتحة الكتاب تمام كند و در نماز شما گوئید آمین كه فرشتگان همچنین میگویند، و هر كه برابر افتد آمین وى با آمین گفتن فرشتگان گذشته گناه وى بیامرزند. و هم خبر است كه " ما حسدكم الیهود على شی ء ما حسدوكم على آمین و تسلیم بعضكم على بعض "

على (ع) گفت " آمین خاتم رب العالمین یختم به دعاء عبده المؤمن "

و قیل " یختم به براءة اهل الجنة من النار "  گفت آمین مهر خداوند جهانیانست دعاء بنده مؤمن را با آن مهر نهد و بهشتیان را از آتش برات نویسد و بآن مهر نهد. عبد الرحمن بن زید گفت : " كنز من كنوز العرش لا یعلم تأویله الّا اللَه " وهب منبه گفت آمین چهار حرف است رب العزة هر حرفى را فرشته آفریده تا میگوید" اللّهم اغفر لمن قال آمین" . 

و گفته اند آمین دلیل است بر فضل و شرف سورة الحمد بر همه سورتها كه در هیچ سورة این نیست و در خبر است كه " اختموا الدعاء بآمین فان اللَه عزّ و جل یستجیبه لكم."  


فصل فى بیان فضیلة سورة الفاتحه
روى حفص بن عاصم عن ابى سعید بن المعلى انّ رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم كان فى المسجد و انا اصلّى، قال فدعانى. قال فصلیت ثم جئت فقال ما منعك ان تجیبنى حین دعوتك، اما سمعت اللَه یقول یا ایّها الّذین امنوا استجیبوا اللَه و للرّسول اذا دعاكم لما یحییكم، لأعلمنّك اعظم سورة من القرآن قبل ان اخرج من المسجد. قال فمشیت معه فلمّا بلغنا قریبا من الباب ذكرته، قلت یا رسول اللَه انك قلت كذا و كذا. فقال رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " الحمد للَه رب العالمین هى السّبع المثانى و القرآن العظیم الذى اوتیته – و روى انه قال و الذى نفسى بیده ما انزل اللَه فى التوریة و لا فى الانجیل و لا فى الزبور و لا فى القرآن مثلها و انها السّبع المثانى و القرآن العظیم الذى اعطیت. و روى انه قال ام القرآن عوض من غیرها و لیس غیرها منها عوضا امّ القرآن اعظم عند اللَه ممّا دون العرش ایّما مسلم قرأ فاتحة الكتاب فكانما قرأ ثلثى القرآن. و كانما تصدّق على كل مؤمن و مؤمنة: ابو سعید خدرى گفت: جماعتى یاران با یكدیگر بودیم بقبیله از قبایل عرب بگذشتیم ما را میزبانى نكردند و مراعاتى و مواساتى نفرمودند. تقدیر الهى چنان بود كه سیّد قبیله را آن روز مار گزید. قوم وى آمدند و گفتند اگر در میان شما افسونگرى هست تا بیاید و سیّد ما را افسون كند مگر شفا پدید آید. یاران گفتند نیائیم كه شما ما را میزبانى نكردید مگر كه جعل سازید و ما را در آن مزد دهید. گفت گله گوسفند جعل ما ساختند آن گه یكى از ما رفت و بروى سوره فاتحة الكتاب خواند و دست بوى فرود آورد اللَه تعالى ببركت سورة الحمد آن مرد را شفا داد، پس آن گوسپندان بایشان فرستادند. یاران گفتند تا از رسول خدا نپرسیم نپذیریم. آمدند بحضرت نبوت و قصه باز گفتند رسول خدا بخندید، آن گه گفت آن مرد را كه سورة فاتحة الكتاب خوانده بود " و ما یدریك انها رقیة "

تو چه دانستى كه آن رقیه است و شفاء دردها پس گفت خذوها و اضربوا لى فیها بسهم.روید و آن گوسپندان بستانید و مرا نیز از آن نصیب دهید.

و گفته اند قیصر ملك روم نامه نبشت بعمر خطاب در روزگار خلافت وى و گفت مادر كتاب خویش میخوانیم كه در كتاب شما سورتى است كه در آن سورة خا و ثا و ظا و شین و زا و جیم و فانیست، و هر كس كه آن سورة بر خواند اللَه تعالى وى را بیامرزد، عمر خطاب صحابه را جمع كرد و بحث كردند و همه متفق شدند كه آن سوره فاتحه الكتاب است. { ولی روایت صحیح داریم که آن پاسخ را فقط مولا امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام توانست بدهد } گویند كه قیصر آن گه در سرّ مسلمان شد و از اسلام خویش عمر را خبر كرد.{!}

و در خبرست كه شب معراج مصطفى را گفتند " یا احمد اخطب الانبیاء بلغتك هذه اللّتى فضّلتها على اللّغات، و اقرأ علیهم امّ القرآن، و خواتیم البقرة الّتى اعطیتك و هما كنزان من كنوز عرشى لم یسبقك الیهما احد من النبیّین الّا آدم و ابراهیم."


گفتند یا احمد پیغامبران را خطیبى كن بلغت خویش یعنى بلغت عرب كه بر همه لغتها شرف دارد و بریشان خوان سورة الحمد و خاتمة سورة البقرة، این دو كنز است كه ترا دادم از كنزهاى عرش خویش، پیش از تو كس را نداده ام مگر آدم را و ابراهیم را.

وهب منبه گفت : " مردى كنیز كى اعجمى خرید بامدادى ناگاه از خواب فصیح برخاست و گفت " یا مولاى علّمنى امّ القرآن " خواجه گفت اى كنیزك چه افتاد كه شب اعجمى خفتى و بامداد فصیح برخاستى؟ كنیزك گفت در خواب چنان نمودند سرا كه همه دنیا آتش گرفته بود و در میان آتش راهى باریك همچون شراك نعلین سوى بهشت داشت، موسى (ع) را دیدم كه در آن راه مى شد و جهودان بر اثر وى میرفتند موسى روى سوى ایشان كرد و گفت " سوأة لكم أنا لم آمركم ان تتهوّدوا " این بگفت و ایشان از راست و چپ همه در آتش افتادند، و موسى تنها رفت و در بهشت شد. آن گه عیسى را دیدم كه در آن راه مى شد و ترسایان را دیدم كه هم چنان بر اثر وى میرفتند. عیسى باز نگرست و ایشان را گفت " سوأة لكم أنا لم آمر كم ان تنصّروا " این بگفت و ایشان از چپ و راست همه در آتش افتادند و عیسى تنها رفت تا در بهشت شد. از آن پس مصطفى را دیدم كه مى آمد و امّت وى را دیدم بر اثر وى، و همه عالم بنور ایشان روشن شده مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم بایشان نگرست گفت " أنا امرتكم أن تؤمنوا و قد آمنتم فلا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنة التی كنتم توعدون " آن گه مصطفى رفت و امت وى با وى همه در بهشت شدند، من ماندم و دو زن دیگر بر در بهشت، فرمان آمد از رب العزة كه بنگرید تا سوره ام القرآن میخوانند یا نه؟ خازنان بهشت آن دو زن را گفتند كه سوره ام القرآن دانید و خوانید؟ ایشان گفتند دانیم پس در بهشت شدند، من ماندم كه این سورة ندانستم. مرا گفتند چرا نیاموزى سوره ام القرآن تا در بهشت شوى؟ فعلّمنى یا مولاى ام القرآن .


اما سخن در بیان نزول این سورة:
علما در آن مختلف اند قول بو هریره و مجاهد و حسن آنست كه بمدینه فرو آمد، یدلّ علیه ما روى فى بعض الآثار" انّ ابلیس رنّ اربع رنّات، او قال اربع مرات حین لعن و حین اخرج من ملكوت السماء و حین بعث محمّد ص و بعث على فترة من الرسل، و حین انزلت فاتحة الكتاب، و انزلت بالمدینة."

و قول على (ع) و ابن عباس و جماعتى آنست كه بمكه فرود آمد در ابتداء وحى. اما قتادة بن دعامه و جمعى از علماء دین تلفیق كردند میان هر دو قول و گفتند هم مكى است و هم مدنى در ابتداء نزول قرآن بمكه فرو آمد، و در ابتداء هجرت مصطفى بمدینه فرو آمد، تعظیم و تفصیل این سوره را بر دیگر سوره ها. و حدیث ابو میسره و عمر بن شرحبیل بر قول على (ع) و ابن عباس دلالت میكند و ذلك أن رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم قال لخدیجة " اذا خلوت وحدى سمعت نداء و قد و اللَه خشیت ان یكون هذا امرا قالت معاذاللَه ما كان اللَه لیفعل بك ذلك، فو اللَه انك لتؤدّى الامانة و تصل الرحم... الحدیث بطوله.

رسول خدا گفت با خدیجه: من چون از خلق باز بریده میگردم و تنها میشوم یعنى در غار حرا آوازى میشنوم كه از آن مى بترسم، خدیجه گفت معاذ اللَه كه ترا كارى پیش آید یا اللَه با تو كارى كند كه از آن اندوهگن شوى از آنك تو امانت گزارى، و رحم پیوندى، راست سخن، راست رو، مهمان دار، درویش نواز. آن گه بو بكر صدیق درآمد، خدیجه بوبكر را با وى بفرستاد پیش ورقة بن نوفل بن اسعد بن عبد العزى بن قصى {!}، و هو ابن عمّ خدیجه، تا قصه خویش با وى بگوید. رفت و با وى گفت كه در خلوت آوازى میشنوم كه یا محمّد یا محمّد و مرا از آن ترسى و هراسى در دل میآید میخواهم كه بگریزم و بر جاى نمانم. ورقه گفت این بار كه ترا برخواند دل قوى دار و هو برجاى مى باش تا با تو چه گویند. رسول خدا بخلوت باز رفت جبرئیل آمد و او را برخواند آن گه وى را تلقین كرد كه قل بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ الْحَمْدُ لِلَهِ رَبِ الْعالَمِینَ. تا آخر سورة. آن گه گفت " قل لا اله الا اللَه" پس رسول خدا آنچه رفت بورقه گفت. ورقه چون این قصّه بشنید گفت " ابشر ثم ابشر"بشارتت بادا یا محمّد كه این نشان نبوّت است، آن نبوّت كه موسى كلیم و عیسى مریم را دادند، یا محمّد ترا كارى عظیم درگیرد و جهانیان منقاد تو شوند و سر بر خط تو نهند، اما قوم تو ترا برانند و برنجانند، اى كاشك مرا تا آن روز زندگى بودى و ترا دریافتمى در آن حال، تا با تو دست یكى داشتمى و نصرت كردمى پس ورقه وفات كرد و روزگار بعثت وى در نیافت. رسول خدا گفت " او را در بهشت یافتم با نواخت نیكو و كرامت بزرگوار فانّه آمن بى و صدّقنى." { این روایت هم از جمله اسرائیلیاتست که متاسفانه در متون عامه راه یافته است. حتی عقل کودکان هم نمی پذیرد که ابلاغ نبوت رسول گرامی و پیامبر ختمی مرتبت چنین شکلی داشته باشد و خود رسول نفهمد که خدای متعال او را بشرف نبوت منصوب فرمود. حتی ما معتقدیم که پیامبر از همان ابتداء هم تحت تربیت خاصّه حضرت ربوبی بود و الخ ( توضیحات داخل کروشه ازمدیر وبلاگ بوده نه از متن. هر جا که ضرورتی احساس شود توجهی را بر می انگیزانیم تا مخاطبین کمتر آشنا بروایتهای دیگری هم توجه بفرمایند. والا اصل متن را بی کم و کاست منتشر میکنیم . افرادی مانند میبدی هم صرفا بجهت نقل چندان در محتوای آن تفقه ننموده اند ! ) }
>>>>> ادامه دارد >>>>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. ( محمود زارع )


گل


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)







مطالب اخیر وبلاگ :
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
اولاد شیاطین کیانند ؟!
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (8)
وصیت مولا بفرزندش در بستر شهادت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
وقایع عصر ظهور (خسف بیدا)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(8)
مردم بحاکمان شبیه ترند تا بپدران
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(7)
ترجیح مولا علی (ع) در امر ستم بر مردم و غصب مال آنان چیست؟
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(6)
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)
سوء استفاده از قدرت و ستم بر مردم موجب زوال حکومت میشود
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
رفع مصیبت و بلا با شاد کردن مردم
نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود
کجاست عزیز کننده اولیاء ؟!
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(2)
مکافات عمل (نتیجه آزار حیوان)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(1)
منتخبی از ابیات صائب تبریزی
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (2)
یادی از یاس خوشبوی محمدی (ص)
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.