ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... و اللَه خود را در قرآن به پنج نام از رحمت باز خواند رحمن، و رحیم، و خیر الراحمین، و ارحم قرآنالراحمین، و ذو الرحمة رحمن فراخ بخشایش است، و رحیم فراخ بخشاینده و ذوالرحمة با بخشودن، خیر الراحمین بهترین بخشایندگان، ارحم الراحمین بخشاینده تر بخشایندگان، هر پنج نام خداوند ماست و بآن صفت اوست نه صفت برو تنگ، نه رحمت از كس دریغ. میگوید جلّ جلاله " رَبُكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ " و در ثناى فریشتگان است: " رَبَنا وَسِعْتَ كُلَ شَی ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً " و چون صفت عذاب كرد گفت " عَذابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ " عذاب خود باو رسانم كه خود خواهم " وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَ شَی ءٍ " و رحمت من خود بهر چیز رسیده است.

و تفسیر این آیت در حدیث سلمان فارسى و ابو هریره دوسى است در صحیح مسلم قال رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " ان للَه عزّ وجل مائة رحمة و أنّه انزل منها واحدة الى الأرض فقسّمها بین خلقه فبها یتعاطفون و بها یتراحمون، و أخر تسعا و تسعین لنفسه. و ان اللَه قابض هذه الى تلك فیكملها مائة یرحم بها عباده یوم القیامة ."

گفت اللَه را صد رحمت است كه از آن صد یكى فرو فرستاد در هفت آسمان و در هفت زمین، بآن یك رحمت بر خلق مى بخشاید و خلق بآن بر یكدیگر مى بخشایند، و نود و نه رحمت بنزدیك خود میدارد، تا روز رستاخیز آن یك رحمت را و از نگرد، و آن را نافرسوده یابد و ناكاسته، آن را به نود و نه باز آرد تا صد تمام كند، و انبازان از مؤمن و از كند و آن بریشان ریزد، پس درنگر تا مؤمن درین گیتى وا چندین انبازان از صد یكى در دل و دین و دنیا چه یافت، اعتبار گیر و قیاس كن كه فردا بى انبازان از صد چه یابد.

و در بیان فضیلت این آیت مصطفى(ع) گفت " من كتب بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ تعظیما للَه عزّ و جل غفر اللَه له، و من رفع قرطاسا من الارض فیه بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ اجلالا للَه عزّ و جل ان یداس كتب عند اللَه من الصدیقین و خفّف عن والدیه و ان كانا مشركین یعنى العذاب. و قال " لا یردّ دعاء أوّله بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ گفت هر آن كس كه تعظیم اللَه را بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ نیكو بنویسد اللَه وى را بیامرزد، و هر آن كس كه رقعه از زمین بردارد كه آیت تسمیت بر آن نبشته بود اجلال نام اللَه را تا بپاى فرو نگیرند، وى را بنزدیك اللَه در زمره صدّیقان آرند و پدر و مادر وى كه در عذاب باشند ایشان را تخفیف كنند اگر چه مشرك باشند. و دعائى كه در اول آن گویند بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ آن دعا رد نكنند و باجابت مقرون دارند.

و گفته اند آیت تسمیت نوزده حرف است گفت " من قرأ حرفا من القرآن كتب له به عشر حسنات بالباء و التاء و الواو "
و گفته اند زبانیه دوزخ نوزده اند چنانك رب العالمین گفت عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ و این آیت تسمیت نوزده حرف است، هر آن كس كه باخلاص برخواند رب العالمین بهر حرفى از آن زبانیه از وى باز دارد، و او را از سیاست وى ایمن كند، و عن سلمان قال قال رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " لا یدخل احد الجنة الا بجواز بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ، هذا كتاب من اللَه لفلان بن فلان ادخلوه جنة عالیة، قطوفها دانیة ".

و عن ابن عباس انه قال " ان لكل شى ء اساسا و اساس الدنیا مكة لانه منها دحیت الارض، و اساس السماوات غریبا و هى السابعة العلیا، و اساس الارض عجیبا و هى السابعة السفلى، و اساس الجنان جنة عدن و هى سرّة الجنان علیها اسست الجنان، و اساس النار جهنم و هى الدّركة السّفلى علیها أسّست الدركات، و اساس الخلق آدم و اساس الانبیاء نوح، و اساس بنى اسرائیل یعقوب، و اساس الكتب القرآن و اساس القرآن الفاتحة، و اساس الفاتحة بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ، فاذا اعتللت او اشتكیت فعلیك بالاساس تشفیت باذن اللَه عزّ و جل".

قوله تعالى الحمد اللَه تقدیره قولوا " الحمد للَه " كقوله تعالى وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَهِ الَذِی لَمْ یَتَخِذْ وَلَداً و قُلِ الْحَمْدُ لِلَهِ سَیُرِیكُمْ آیاتِهِ قُلِ الْحَمْدُ لِلَهِ وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَذِینَ اصْطَفى معنى آنست كه من خود را ستایش بسزا گفتم شما نیز بستائید و ثنا گوئید كه من ستایش و ثنا دوست دارم. مصطفى (ع) گفت " لا شخص احبّ الیه المدحة من اللَه عز و جلّ، و قال ما من شی ء أحبّ الى اللَه من الحمد. و قال ما من عبد یقول الحمد للَه الّا قال اللَه جل ذكره صدق عبدى، منى بدأ الحمد و الىّ یعود."

مفسران گفتند الحمد للَه الثناء علیه بجمیل افعاله و جزیل نواله و كریم صفاته و اسمائه. والحمد الثناء علیه بصفاته العلى و اسمائه الحسنى، و الشكر الثناء علیه بانعامه و احسانه الى خلقه ."

خداى را عز و جل حمد گویند و مدح گویند و شكر گویند: حمدمه است از مدح، كه حمد بجاى مدح ایستد و مدح بجاى حمد نایستاد، و حمدمه است از شكر كه حمدهم در ابتدا رود و هم در مكافات، و شكر جز در مكافات نرود. هر چه در مدح و شكر یابند در حمد یابند و نه هر چه در حمد یابند در مدح و شكر یابند.

حمد ستایش خداوندست و ثنا گفتن بروى و بزرگ داشتن بنام پاك و صفت بزرگوار و صنع نیكو و مهر تمام و نواخت بیكران. و مدح ستایش است و ثنا گفتن بر اللَه على الخصوص بر نام و صفت، و شكر آزادى است از اللَه به نیكو كارى و روان داشتن نعمت.

و الحمد بالف و لام معرّف جز خداى را عزّ و جل روا نیست كه گویند. بمقتضى آنچه گفت الحمد للَه یعنى الحمد بالحقیقة للَه، و الحمد كلّه للَه، و الحمد بالدّوام و فى كلّ الاوقات للَه دون غیره. گفته اند این الف و لام سه معنى راست: تعریف را و تعظیم را وجنس را. و تعریف عهد را گویند، و تعظیم جلال را، و جنس استغراق عموم را، و معنى عهد آنست كه مشركان بتان و خدایان خود را مدح و حمد میگفتند، اللَه گفت آن حمد كه معهود ایشان است مر بتان خود را آن نه حق بتان است و نه سزاى ایشان، كه آن حق و سزاى اللَه است بهمگى آن و تمامى آن، كس را در آن با وى منازعت نیست كه جلال و عظمت كه ویراست دیگرى را نیست. اما شكر مشترك است میان خالق و مخلوق. و به قال عزّ و جل اشْكُرْ لِی وَ لِوالِدَیْكَ. اگر كسى گوید اللَه تزكیت نفس نه پسندیده است آنجا كه گفت فَلا تُزَكُوا أَنْفُسَكُمْ پس مدح خود گفتن اینجا از چه وجه است؟ جواب آنست كه وى جل جلاله مستحق حمد است و مستوجب حمد، و دیگران را استحقاق نیست، كه دیگران تزكیت نفس دفع مضرت خویش را كنند یا جلب منفعت را، و رب العالمین از هر دو خصلت مقدس است و منزه. و گفته اند این بر سبیل تعلیم بندگان گفت، و قد ذكرنا انّ معناه قولوا الحمد للَه.

و گفته اند الحمد از روى ظاهر اخبار است اما در ضمن آن سؤال است و تعرض عفو اللَه است بر طریق تعظیم و اجلال، بر مقتضى آن خبر كه مصطفى (ع) گفت " من شغل بذكرى عن مسئلتى اعطیته افضل ما اعطى السائلین."

و اللَه خود را در قران هفده جاى حمید خواند و حمید ستودنى است و ستوده. و معنى حمید در نامهاى او آنست كه او را البته نام نتوان برد و نشان نتوان داد و سخن نتوان گفت مگر بستایش. قال بعضهم " الحمد اسم الفردانیّة لا یوصف الا بالمجد و لا ینسب الیه الّا الشكر و لا یتكلّم فیه و لا یسمّى الا بالمدح."

و الحمد للَه ربّ العالمین در قرآن شش جاى است:
یكى اینست، و دوّم در سورة الانعام فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَذِینَ ظَلَمُوا مشركان مكه را میگوید بریده شد دنبال ایشان و بیخ آن گروهى كه بر خویشتن ستم كردند. بآنچه ما را انباز گفتند، پس گفت وَ الْحَمْدُ لِلَهِ رَبِ الْعالَمِینَ. این كار را پس آوردى نیست و نه از آن پشیمانى. این هم چنان است كه گفت وَ لا یَخافُ عُقْباها.
و سوّم در سورة یونس در صفت بهشتیان گفت وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَهِ رَبِ الْعالَمِینَ آخر گفت ایشان در هر سخن كه گویند الحمد للَه رب العالمین یعنى درهر چه در خواهند و باز خواهند بجاى آزادى اند هر چه خواهند یابند و بهرچه پیوسند رسند بجاى شكراند و بجاى تهنیت.
و چهارم در آخر سورة الزّمر وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِ وَ قِیلَ الْحَمْدُ لِلَهِ رَبِ الْعالَمِینَ كار بر گزاردند میان آفریدگان براستى و داد. یعنى اللَه برگزارد و خود گفت الْحَمْدُ لِلَهِ كه در این برگزاردن نه تردد است نه از آن پشیمانى.
و پنجم در سورة المؤمن فَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِینَ، الْحَمْدُ لِلَهِ رَبِ الْعالَمِینَ.
و ششم در خاتمت والصّافات وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَهِ رَبِ الْعالَمِینَ.

و روى انّ النبی صلّى اللَه علیه و آله و سلّم قال " كلّ امر ذى بال لم یبدأ فیه بالحمد اقطع ".

ابو بكر وراق گفت : " دو حرف است در ابتداء كتاب خداوند جلّ جلاله باء بسم اللَه و لام الحمد للَه كه وجود همه موجودات و ثبوت همه مخلوقات در معنى آن بست، كانّه یقول عزّ جلاله " بى تكوّنت الاشیاء و لى ملكها " قوله تعالى رَبِ الْعالَمِینَ.

اى خالق الخلق و سیّدهم و مالكهم و القائم بامورهم آفریننده خلقان و دارنده ایشان و سازنده كار و روزى رسان بایشان. و سئل الواسطى عن معنى الرّب فقال " هو الخالق ابتداء و المربّى غذاء و الغافر انتهاء "  ربّ اوست كه اول بیافریند بقدرت، پس بپروراند بنعمت، پس بیامرزد برحمت.

ابو الدرداء گفت: ربّ نام اعظم است خداى را عز و جل، و مخلوق را ربّ البیت و ربّ الدار بر سبیل اضافت گویند، اما على الاطلاق بر سبیل تعریف چنانك گویند " الرّب" كس را نرسد و نه سزاست مگر اللَه را.

و رب در كلام عرب بر چهار وجه است:
یكى از آن بمعنى سیّد چنانك اللَه گفت فَیَسْقِی رَبَهُ خَمْراً اى سیّده.
دیگر بمعنى مالك چنانك مصطفى (ع) گفت كه " أ ربّ ابل انت ام رب غنم؟  " فقال من كل قد آتانى اللَه فاكثروا طیب ."
 
سه دیگر بمعنى مدبّر و مصلح و به سمّى الربانى ربانیا لانه یدبر الأمور الّتی الیه قال اللَه تعالى وَ الرَبَانِیُونَ وَ الْأَحْبارُ.
چهارم بمعنى مربى یقال ربیته و ربیته بمعنى واحد و گفته اند
اشتقاق ابن از ربّ فلان بالمكان است، یعنى اقام به و ثبت. فسمّى الرّب ربّا لانّه دائم الوجود لم یزل و لا یزال.

" عالمین " نامى است روحانیان را فریشتگان و آدمیان و پریان پس دیگر جانوران بدین سه ملحق اند كه همه مربوب اند و اللَه ربّ ایشان.
قول حسن و مجاهد و قتاده آنست كه عالمین نامى است همه مخلوقات را. بیان این در آن آیت است كه اللَه گفت " قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُ الْعالَمِینَ، قالَ رَبُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَیْنَهُمَا."

و برین قول اشتقاق عالمین از علامت است یعنى كه نشان كردگارى اللَه در همه پیداست و روشن. اما ابو عبیده و فراء و اخفش گفتند: اشتقاق عالمین از علم است یعنى ایشانند كه تمییز و خرد دارند، و هم الملائكة و الجنّ و الانس.

سعید جبیر گفت عالمین جنّ است و انس. كه مصطفى (ع) مبعوث بایشان بود، و به قال تعالى لیكون للعالمین نذیرا. ابو العالیه گفت: جنّ جداگانه عالمى است و انس عالمى و بیرون ازین هشتده هزار عالم است از فریشتگان بر روى زمین بهر گوشه از گوشهاى زمین، چهار هزار و پانصد. همه آنند كه خداى را عزّ و جل مى پرستند و بیگانگى وى اقرار میدهند.

ابى كعب درین بیفزود و گفت " و من ورائهم ارض بیضاء كالرخام " عرضها مسیرة الشمس، اربعین یوما طولها، لا یعلمه إلّا اللَه عز و جلّ، مملوّة ملائكة یقال لهم الروحانیّون لهم زجل بالتسبیح و التهلیل، لو كشف عن صوت احدهم لهلك اهل الأرض من هول صوته فهم العالمون "

وهب منبه گفت: هشتده هزار عالم است این دنیا كه تو مى بینى، از دور آدم تا منتهاى عالم یكى است از جمله آن.
مقاتل حیان گفت: هشتاد هزار عالم است چهل هزار در برّ و چهل هزار در بحر.

و روایت كرده اند از رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم كه گفت: هزار امّت اند ششصد در دریا و چهار صد بر خشك زمین عبد اللَه بن عمر در تفسیر عالمین گفت خلق خدا ده جزءاند نه از ایشان كرّوبیان اند: الذین یُسَبِحُونَ اللَیْلَ وَ النَهارَ لا یَفْتُرُونَ. و یك جزء از ایشان رسولان اند بر پیغمبران و گماشتگان بر خلق و امر اللَه. و دیگر گفت و آدمیان ده جزءاند نه از ایشان یأجوج و مأجوج اند و یك جزء دیگران. و آنكه هر فرزندى كه از آدمیان در وجود آید نه فرزند از جنّ در وجود آیند. سبحانه ما اعظم شانه و اعلى سلطانه.

>>>>> ادامه دارد >>>>>


توضیح : از این پست بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. ( محمود زارع )


گل


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... نظری به سوره مبارکه ناس
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (002)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (003)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (004)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (006)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (007)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (008)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (009)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (011)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (012)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (013)






مطالب اخیر وبلاگ :
لاهیجی و شرح دو بیت از مثنوی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
وقایع عصر ظهور (خسف بیدا)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(8)
مردم بحاکمان شبیه ترند تا بپدران
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(7)
ترجیح مولا علی (ع) در امر ستم بر مردم و غصب مال آنان چیست؟
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(6)
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)
سوء استفاده از قدرت و ستم بر مردم موجب زوال حکومت میشود
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
رفع مصیبت و بلا با شاد کردن مردم
نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود
کجاست عزیز کننده اولیاء ؟!
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(2)
مکافات عمل (نتیجه آزار حیوان)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(1)
منتخبی از ابیات صائب تبریزی
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (2)
یادی از یاس خوشبوی محمدی (ص)
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.