شرحی بر یک رباعی عرفانی‏
بسم الله الرحمن الرحیم، و به نستعین و علیه التوکل
حمد و سپاس و ثنای بی قیاس حضرت واجب الوجودی را که اعیان ممکنات را از عالم غیب و علم به نور تجلی شهودی، در عالم عین و شهادت منور گردانید؛ و صلوات بی ‏غایت بر روان پاک راه بین راهنما باد، که سالکان مسالک طریقت و حقیقت را به ارشاد و رشد و هدایت، به اعلی مراتب وصول رسانید، علیه من الصلوه ازکیها، و من التحیات اصفیها.
بنده پادشاه

اما بعد، سائل صاحب بصیرت مسعود سیرت از معنای این رباعی سوال فرموده بود که :

از پنجه پنج و شش در شش به در آی
وز کشمکش سپهر سرکش به در آی‏‏
خواهی که چشی ذوق خوشیهای عدم
از ناخوشی وجود خوش خوش به درآی‏‏


بدان ای عزیز که بر رای روشن اصحاب دانش هویدا و مبرهن است که تعلق روح انسانی بدین بدن خاکی به جهت کسب معرفت حقیقی است که :
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (سوره ذاریات (51) آیه‏56.) ای: لیعرفون؛ و معرفت حقیقی کشفی به حصول موصول نمی‏گردد الا بعد از عروج از محابس تقیدات جسمانی و روحانی به اعلی مقامات اطلاقی، و این معنا به اتفاق کاملان میسر نمی‏گردد الا به ارشاد کامل عارف محقق، که طالب نیازمند را به طریق سلوک و مجاهده، به مقامات کشف و مشاهده تواند رسانید، که: هم قوم لایشقی جلیسهم (ر.ک: عوالی اللثانی، ج‏4، ص‏67-68.).

گفت پیغمبر اعلی را کای علی
شیر حقی پهلوانی پر دلی‏‏
لیک بر شیری مکن هم اعتمید
اندرآ در سایه نخل امید‏
اندرآ در سایه آن کاملی
کش نتاند برد از ره ناقلی‏‏
از همه طاعات اینت بهتر است
سبق یابی بر هر آن سابق که هست‏‏


چون اطلاع بر مقدمات مذکور حاصل شد، باید دانست که معنای از پنجه پنج و شش در شش به در آی آن است که در تحریص و تشویق می‏نماید طالب عاشقان را که در طریق طلب به موانع راه وصول به مقام وحدت ممنوع مشو، و در این مقام محسوسات مقید مگرد و قدم به ارشاد کامل در راه حقیقت نهاده، اول خود را از پنجه پنج حس ظاهری که سامعه، باصره، شامه، ذائقه و لامسه است خلاص کن؛ چه هر یکی از اینها به حقیقت پایبند شهباز روح انسانی گشته، نمی‏گذارند که طیران به عالم علوی نماید.

بعد از خلاصی از حواس پنجگانه، دگر باره خود را از خانه شش در شش جهات که عبارت از فوق و تحت و یمین و یسار و قدام و راست می‏باشد بیرون انداز و محبوس و مقید به خانه پرآفت جهات سته مشو.
چون از جهات و مراتب عناصر درگذشتی، از کشمکش و ملایم و ناملایم و بدی و نیکی سپهر سرکش که هرگز رام و منقاد کس نمی‏گردد، عبور نموده، به در آی، و به خوشی و ناخوشی افلاک تسعه نیز که فی نفس الامر مفیض و مدبر عالم سفلی حواس و جهاتند گذشته، از عالم افلاک نیز که به قید تعین جسمانی مقیدند درگذر، که تقیید حاجب و ساتر اطلاق است.

اگر مطلق شوی مطلق بینی
مقید جز مقیدبین نباشد‏


چون سالک راه طریقت، از عالم جسمانی بر حسب فرموده بالکل عبور نموده، باز می‏فرماید:

خواهی که چشمی ذوق خوشیهای عدم
از ناخوشی وجود خوش خوش به در آی‏‏


یعنی به حقیقت نه چنان است که هر که از عالم جسمانی گذشت، وصول حقیقی او را میسر گردد، بلکه باید بدانی که تا زمانی که تعین روحانی و علم و شعور نیز باقی است، از ذوق و لذت عموم که عبارت از فنا فی الله است، محرومی و مطلوب حقیقی که وصول تام است نداری.

گر کلاه فقر خواهی سر ببر
وز خود و جمله جهان یکسر ببر‏
تا بود یک ذره از هستی به جا
کفر باشد گر نهی در عشق پا‏


این است معنای الفقر سواد الوجه فی الدارین (عوالی اللثانی، ج‏1، ص‏40.).

این فقر حقیقی است الحق
اینجاست سواد وجه مطلق‏‏
طاووس تو پر بریزد اینجا
سرچشمه کفر خیزد اینجا‏
شمشیر فنا در این نیام است
آن نور سیه در این مقام است‏‏


چون به حکم بیت‏

فانی شو اگر بقات باید
بگذر ز خود ار خدات باید‏


فنای جهت خلقیت، مستلزم بقای به حق است، و عروج به مراتب و مقامات تدریجی است، نه دفعی، می‏فرماید که اگر خواهی که لذت نیستی و وصول به عالم اطلاق و وحدت صرف بیابی، و به بقای حق متحقق کردی، به موجب بیت‏

هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا‏


باید که از ناخوشی و بی‏ حضوری و تفرقه و کثرت وجود مجازی خود و غیر، و هستی و تعین که خیال و پنداری بیش نیست، خوش خوش یعنی به تدریج و آهستگی به در آیی و مقید به هیچ قید نگردی، خواه آفاقی و خواه جسمانی و خواه روحانی؛ چه تا زمانی که طالب وصال حقیقی، به مرتبه فنا و عدمیت اصلی ذاتی رجوع نمی ‏نماید، از حضرت اطلاقی محجوب است، بلکه تا آثار علم و حیات که از صفات ذاتیه‏ اند، با سالک باقی است، هنوز به حقیقت اطلاق نرسیده است.
بباید به یقین دانست که اولیاء الله‏ و ارباب کمال را حالات و مقاماتی هست که فهم علمای صوری از ادراک آن قاصر است و اصلا راه بدان معنا نمی‏برند، بلکه منکرند.

خود نداند خلق اسرار مرا
ژاژ می ‏دارند گفتار مرا‏
من چو خورشیدم درون نور غرق
می ‏نتانم کرد خویش از نور فرق‏‏
ای دریغا عرصه افهام خلق
سخت تنگ آمد ندارد خلق حلق‏‏
گر نبودی خلق محجوب و کثیف
ور نبودی حلقها تنگ و ضعیف‏‏
در حقیقت داد معنا دادمی
غیر از این منطق دری بگشادمی‏‏
لیک لقمه باز آن صعوه نیست
چاره اکنون آب و روغن کردنی است‏‏


هر چند مسائل علوم حقیقی وجدانی کما ینبغی در عبارت نمی‏گنجد، و اما الساعل فلا تنهر(سوره ضحی (93) آیه 10.)، به سبیل ایما و اشارت کلمه ‏ای چند در قید الفاظ و حروف مقید گردانیده شد. امید که از علم به عین و از گوش به آغوش آید! و الله یقول الحق و هو یهدی السبیل.




بعض مطالب مرتبط:
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)






مطالب اخیر وبلاگ:
کینه های نهانی بیماری مهلک است
صدر:دین برای خدمت انسانهاست
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
حضرت عیسی(ع) و امام زمان (عج)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
وقایع عصر ظهور (خسف بیدا)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(8)
مردم بحاکمان شبیه ترند تا بپدران
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(7)
ترجیح مولا علی (ع) در امر ستم بر مردم و غصب مال آنان چیست؟
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(6)
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)
سوء استفاده از قدرت و ستم بر مردم موجب زوال حکومت میشود
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
رفع مصیبت و بلا با شاد کردن مردم
نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود
کجاست عزیز کننده اولیاء ؟!
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(2)
مکافات عمل (نتیجه آزار حیوان)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(1)
منتخبی از ابیات صائب تبریزی
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (2)
یادی از یاس خوشبوی محمدی (ص)
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.