ترجمه دوازدهم‏
در تحریر نبوت و رسالت و تصویر ولایت‏

ریا زاهد

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بیان شد این که مر حق تعالی راست ظاهری و باطنی. اما باطن شامل وحدت حقیقیه‏ ای است که مر غیب مطلق راست، و شامل کثرت علمیه ‏ای است که حضرت اعیان ثابته باشد.
اما ظاهر لامحاله خالی از کثرت نخواهد بود زیرا ظهور اسماء و صفات از جهت خصوصیات و تعیناتی که موجب تعددند بی این که هر یک از آن‏ها را صورتی باشد مخصوص خود، امکان نپذیرد، پس کثرت لازم است، و هر یک از آن‏ها طالب ظهور و سلطنت و احکام باشد، پس نزاع و تخاصم در اعیان خارجیه به علت احتجاب هر یک از آن‏ها از اسمی که در مظهر دیگر ظاهر است واقع افتاد.

لهذا امر الهی محتاج آمد به حکم عدلی در بین اعیان که حفظ نظام عالم کند در دنیا و آخرت و حکم نماید به واسطه رَبِّ خود که رَبُّ الأَرباب است در بین اسماء نیز به عدالت، هر یک را برساند به کمال ظاهر و باطن خود، و آن نبی حقیقی و قطب ازلی و ابدی است اولاً و آخراً، ظاهراً و باطناً، و آن حقیقت محمدیه صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم است چنان چه خود اشاره فرموده به قول خود:
کُنتُ نبیّاً وَ آدمُ بَینَ الماءِ وَ الطِّین (جامع الاسرار، ص 230) یعنی در بین علم و جسم.

اما حکم در بین مظاهر فقط، نه در بین اسماء، همانا نبی است که نبوتش بعد از ظهور حاصل آید به نیابت نبی حقیقی. پس نبی کسی است که از حق به خلق مبعوث باشد به جهت هدایت و ارشاد عباد به سوی کمالاتی که در حضرت علمیه مر آن‏ها را بر حسب اقتضای استعداداتی که در اعیان ثابته آن‏هاست مقدر شده ‏اند.

این نبی گاه مشرع و صاحب شریعت و کتاب است مانند مرسلین و گاه نه چنین است مانند انبیای بنی اسرائیل.
مراد از نبوت بعثت است، و بعثتْ اختصاصی است الهی که مر نبی را حاصل آید از تجلی ای که موجب اعیان است در علم و آن فیض اقدس است؛ و چون که هر یک از مظاهر طالب این مقام اعظم است به حکم تفوق بر ابنای جنس خود، لا جرم نبوت به اظهار معجزات و خوارق عادات و تحدی و معارضه ابنای جنس مقترن آمد تا نبی از متنبی جدا شود.

پس انبیا صلوات الله علیهم مظاهر ذات الهیه‏ اند از جهت ربوبیت آن‏ها مر ظاهر و را و از جهت عدالت در بین مظاهر، و نبوت مختص به ظاهر است، و کل انبیا در دعوت و هدایت و تصرف در خلق و غیر این‏ها از لوازم و ما لا بد منه در نبوت اشتراک دارند، و هر یک از آن دیگر به حسب حیطه تامه مانند اولی العزم از مرسلین صلوات الله علیهم اجمعین و غیر تامه مانند انبیای بنی اسرائیل امتیاز دارند. پس نبوت دایره تامه است مشتمل بر دوایر متناهیه متفاوته به حسب الحیطه، و به درستی که دانستی این که ظاهر اخذِ تایید و قوت و قدرت و تصرف و علوم و جمیع آن چه از حق بر او ظاهر و فایض آید نکند الا به مدد باطن، و آن مقام ولایت باشد که مأخوذ است از ولی به معنای قریب، و ولی به معنای الحبیب نیز از این مأخوذ است. پس باطن نبوت ولایت است، و ولایتْ عامه و خاصبه باشد.

ولایت عامه شامل است بر هر که ایمان آورده و صاحب عمل صالح باشد، هر یک به قدر کمال و نقصان خود در این معنا، چنان چه حق تعالی فرماید:
اللهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخرِجُهُم مِّنَ الظُّلُماتِ اءِلَی النُّورِ (سوره بقره (2) آیه 257.) و ولایت خاصه شامل واصلان از اهل سلوک است فقط در وقت فنای آن‏ها در حق و بقای ایشان به حق. پس ولایت خاصه عبارت از فنای عبد است در حق، و ولی، فانی فِی الحق و باقی بالحق است، و مراد به فنا، انعدام عین عبد مطلقا نیست، بل مراد از آن، فنای جهت بشریت در جهت ربانیت است، زیرا مر هر عبدی را جهتی است از حضرت الهیه؛ چنان چه فرماید تعالی وجهه:
وَ لِکُلِّ وِجهَةٌ مُوَلِّیهَا.( سوره بقره (2) آیه 148.) این فنا حاصل نشود مگر به توجه تام به جانب جناب حق سبحانه و تعالی، زیرا به این توجه قوی شود جهت حقّیّت او و مغلوب آید جهت خلقیتش تا این که آن جهت بر این یکی قاهر و غالب آید و این را اصالتاً فانی کند مانند آتش پاره (منظور، ذغال است.) که از مجاورت آتش و استعداد قبول ناریت و قابلیتی که در آن مخفی است کم کم مشتعل شود تا این که آتش گردد، پس حاصل آید از آن آن چه از آتش حاصل آید مثل احراق، انضاج، اضائه و غیرها، وانگهی قبل از اشتعال، بارد، مظلم و کدر بود.

این توجه تام میسر نشود الا به محبت ذاتیه که در عبد کمون دارد، و ظهور آن نباشد مگر به اجتناب از آن چه با آن تضاد و تنافر دارد و آن پرهیز است از ماعدای محبت ذاتیه. پس محبت مَرکب و توشه تقواست، و این فنا موجب آن است که به تعینات حقانیه و صفات ربانیه مرة بعد اخری متعین گردد و آن بقای بالحق باشد.

پس هرگز مطلق تعین از فانی زایل نگردد، و دایره این مقام اعظم از دایره نبوت است. از اینجاست که نبوت انختام یافت و ولایت را دوام است، و لهذا ولی اسمی از اسمای حق شد، نه نبی، و چون که ولایت را حیطه بیشتر از نبوت بود و آن باطنِ این بود، هر آینه شامل آمد انبیا و اولیا را، پس انبیا اولیای فانی فِی الحق و باقی بالحق باشند [و] منبی‏ء و مخبر از غیب و اسرار غیب باشند بر حسب اقتضای دهر. این مقام نیز اختصاص الهی غیر کسبی است، بل جمیع مقاماتْ اختصاصیه عطائیه غیر کسبیه ‏اند و حاصلند از عین ثابته به فیض اقدس، و ظهور این مقامات بر سبیل تدریج به حسب حصول شرایط و اسبابْ موهم محجوبان است که پندارند به عمل و کسب باشند، و فِی الحقیقة نه چنین است. پس اول ولایت آخر و انتهای سفر اول است که سفری است از خلق به حق به سبب ازاله تعشق از مظاهر و اغیار و خلاصی از قیود و استار و عبور از منازل ومقامات و حصول بر مراتب و درجات؛ و مجرد حصول علم یقینی شخص را به اهل این مقام لاحق نکند، زیرا تجلی حق (تجلی اجماله) مر کسی راست که اسم و رسم او محو و از او زایل باشد.

تا خون نکنی دیده و دل پنجه سال
هرگز ندهند راهت از قال به حال‏‏


و چون که مراتب و مقاما متمایزند، لاجرم ارباب این طریقه مقامات کلیه را تقسیم نموده‏ اند به علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین.
علم الیقین تصور امر است علی ما هو فِی نفس الامر علیه، و
عین الیقین مشاهده آن امر است چنان چه هست در واقع، و
حق الیقین فناء فِی الحق و بقای به حق است علماً و شهوداً و حالاً، نه علما فقط یا علماً و شهوداً فقط. مر کمال ولایت را نهایتی نباشد، پس مراتب اولیا غیر متناهیه‏ اند؛ و چون که بعضی از مراتب اقرب از بعضی باشند در نبوت و ولایت، جناب شیخ عرب رضی الله عَنْهُ انبیا را در کتاب فصوص الحکم به ترتیب مراتب ذکر فرموده، نه بر طبق تقدم و تأخر زمانی؛ و چون که آن که مبعوث است به حق از حق به خلق، گاه با شریعت است و گاه بی شریعت، لاجرم نبی به مرسل و غیر مرسل انقسام پذیرد. پس مقام مرسلین اصلی است که جامع مقام نبوت و رسالت و ولایت است، بعد از آن مقام انبیا علیهم السلام که جامع نبوت و ولایت است، اگر چه مرتبه ولایت انبیا اعلی است از نبوت انبیا، و نبوت اعلی از رسالت، زیرا ولایت آن‏ها جهت حقیقت حقیه آن‏هاست به علت فنایشان در حق، و نبوتشان جهت مَلَکیه است، زیرا به این نبوت مناسبت با عالم ملائکه به هم رسانند، و اخذ وحی از ایشان نمایند، و رسالتشان جهت بشریت مناسب با عالم انسانی است، و به این تفرقه اشاره فرموده شیخ رضی الله عَنْهُ به قول خود که می‏فرماید: مَقامُ النُّبُوَّة فِی بَرزَخ دُونَ الوَلِیّ وَ فَوقَ الرَّسُول یعنی نبوت کمتر از ولایت خودشان است، نه کمتر از مطلق ولایت و بالاتر از رسالت است.


تتمیم‏
باید دانست عادتی که مر آن‏ها راست متعلق است به تقدیر ازلی که واقع در حضرت علمیه است و جاری است علی سنة الله، و خرق عادت نیز متعلق به آن تقدیر ازلی است، لیکن نه علی سنة الله، بل اظهار للقدرة. این خرق عادت گاه از اولیا نیز صادر شود و آن را کرامت گویند، و گاه از اصحاب نفوس قویه صادر شود از اصل فطرت، اگر چه اولیا نباشند؛ و این‏ها بر دو قسم باشند: یا خیر بالطبعند و یا شریر. اول اگر به مقام اولیا رسیده‏ اند آن‏ها را ولی گویند و الا از صلحای مؤمنان باشند که آن‏ها را مفلحان توان گفت، و ثانی شریر و ساحرند و این‏ها را اگر اسباب خارجیه مساعده نماید، مستولی بر عالم و صاحب قرن و زمان خود گردند؛ جَعَلَنا اللهُ مِن الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلوا الصّالِحاتِ وَ اتَّصِفُوا بالفَناءِ الاَتمّ وَ فازُوا باللِّقاء.

اَلّلهُمَّ ارْزُقنا وَ جَمیعَ اُمَّةِ محمَّدٍ صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم حُسْن الخاتِمَة.
به علت انکدار خاطر از غلبه مخالفت روزگار، به این چند رُقعه اختصار نموده، فِی 25 شهر شوال المعظم 1268.( تصحیح و ویراستاری این چاپ، از روی نسخه‏ای است که توسط دانشمند محترم، آقای محمود فاضل یزدی مطلق در آبان 1357 استنساخ شده و در فروردین 1360 شمسی در چاپخانه خراسان به چاپ رسیده است)

اَلْحَمْدُلِلَّه اوَّلاً و آخِراً و ظَاهِراً وَ باطِناً وَ صلی اللهُ عَلی محمّد وَ عِترَتِهِ الطّاهِرینَ.
اَلّلهُمَّ اجْعَلنا مِنَ المُتَمَسِّکینَ بِوِلایَةِ عَلیِّ بنِ اَبی طالِب عَلَیهِماالسَّلام.
غدیر 1429.


پایان رساله





بعض مطالب مرتبط:
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(2)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)







مطالب اخیر وبلاگ:
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
وقایع عصر ظهور (خسف بیدا)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(8)
مردم بحاکمان شبیه ترند تا بپدران
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(7)
ترجیح مولا علی (ع) در امر ستم بر مردم و غصب مال آنان چیست؟
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(6)
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)
سوء استفاده از قدرت و ستم بر مردم موجب زوال حکومت میشود
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
رفع مصیبت و بلا با شاد کردن مردم
نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود
کجاست عزیز کننده اولیاء ؟!
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(2)
مکافات عمل (نتیجه آزار حیوان)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(1)
منتخبی از ابیات صائب تبریزی
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (2)
یادی از یاس خوشبوی محمدی (ص)
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.