ترجمه یازدهم‏قبص و بسط
در تقریر رجعت روح و مظاهر او به جانب او تعالی در وقت قیامت کبری‏
بیان شد که مر حق سبحانه را تجلیات ذاتیه و اسمائیه و صفاتیه است، و مر اسماء صفات را دولی است که حکم و سلطنت آن اسماء و صفات در عالم در وقت ظهور آن دول ظاهر شود، و لهذا الارتباط حضرت رسالت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم فرماید:
مَن عَرَف نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه (عوالی اللئالی، ج 4، ص 102.) و لا شک آخرت حاصل نشود مگر به ارتفاع حجب و ظهور حق به وحدت حقیقیه، چنان چه هر شیئی در آخرت بر حقیقت خود ظاهر آید و باطل از حق جدا گردد؛ زیرا روز فصل و قضا باشد و محل و مظهر این تجلی روح باشد.

پس واجب است که در وقت تجلی وحدت حقیقیه، روح فانی در حق شود و به فنای او جمیع مظاهر او فانی شوند؛
قال تعالی:
وَ نُفِخَ فِی الصّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمواتِ وَ مَن فِی الْأَرْضِ اءِلّا مَن شآءَ اللهُ (سوره زمر (39) آیه 68.) و آن‏ها کسانی باشند که برای آن‏ها قیامت کبری سبقت یافته و از این جاست که گفته ‏اند:
کُلّ شی‏ءٍ یَرجَعُ اءِلی‏ اَصلِهِ

و فرموده تعالی شأنَه:
وَ للهِ مِیرَاثُ السَّمواتِ و الْأَرْضِ،( سوره آل عمران (3) آیه 180.)
کُلّ شی‏ءٍ هالِکٌ اءِلّا وَجهَهُ،( سوره قصص (28) آیه 88.)
کُلّ مَن عَلَیها فَانٍ وَ یَبقی‏ وَجهُ ربِّکَ ذُو الجَلالِ وَ الاءِکرَامِ (سوره الرحمن (55) آیه 26 و 27.)
و این رجعت گاهی به زوال تعینات خلقیه و فنای وجه عبودیت در وجه ربوبیت باشد مانند انعدام تعین قطرات در وقت وصول آن به بحر،
قال تعالی:
یَومَ نَطوِی السَّماءِ کَطَیِّ السِّجلِّ لِلکتُبِ کَما بَدأنَا أَوَّل خَلقٍ نُّعیدُهُ وَعداً عَلینآ اءنّا کُنا فَعلِینَ(سوره انبیاء (21) آیه 104.) یعنی تعیّن سمایی را از آسمان زایل کنیم تا به ارتفاع وجود مقید، به وجود مطلق رجعت نماید، و این که فرموده لِمَنِ المُلکِ... اشارت است به ظهور دولت حکم احدیت.

در حدیث است خداوند عالم بمبیراند جمیع موجودات حتی ملائکه و ملک الموت را، پس آن‏ها را عود فرماید به جهت فصل و قضا و نزول هر یک به مقام خود از جنت یا دوزخ.

ایضا: چنان چه وجود تعنیات خلقیه به تجلیات الهیه است در مراتب کثرت، هکذا زوال آن‏ها به تجلیات ذاتیه باشد در مراتب وحدت، و از جمله اسماء مقتضیه این تجلی‏اند اسمِ القهار، الواحد، الاحد، الفرد، الصمد، الغنی، العزیز، المعید، الممیت، الماحی و غیرها؛ و انکار این مراتب و مقاصد از کسی است که ذوق حلاوت ایمان به انبیا علیهم السلام را ندارد و مغرور به حکم عقل ضعیف [است‏]، ولی کسی که دیده ایمانش به کحل ایقان منور شده، هر آینه عالم را [چنین‏] بیند [که‏] دائماً متبدل است و تعیناتش متزایل؛ چنان چه فرموده:
بَل هُم فِی لَبسٍ مِّن خَلقٍ جَدِیدٍ (سوره ‏ق (5) آیه 15.) و گاهی به اختفای تعینات باشد در حقیقتِ وحدت، مانند اختفای کواکب در وقت طلوع آفتاب، و وجه عبودیت به وجه ربوبیت مستور گردد، پس حق ظاهر و خلق مخفی گردد. از این مقال است قول منشد شعر:

تسترت عن دهری بظل جناحه
فعینی تری دهری و لیس یرانی‏‏
فلو تسئل الایام ما اسمی ما درت
و این مکانی ما درین مکانی‏‏

و این اختفا در مقابل اختفای حق است به عبد در حال اظهار حق عبد را، و گاهی به تبدیل صفات بشریه به صفات الهیه باشد بی تبدیل ذات، که هر وقت صفتی از صفات بشریه از بشر زایل آید صفتی از صفات الهیه مقام آن نشیند، و در این وقت سمع او و بصر او سمع و بصر حق شود، به او شنود و به او بیند؛ چنان چه حدیث قدسی به این ناطق است، و در این حال تصرف کند به هر چه خدا اراده فرماید، و هر یک از این اقسام گاهی معجل باشد و گاه مؤجل. اما معجل مانند این که مر کمل را و افرادی راست که قیامت آن‏ها به فناء فِی الحق قائم شده و خود صورتاً در دنیا باشند، و اما مؤجل همان ساعت موعود است به زبان انبیا صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین.


تنبیه‏
نباید وهم برد که آن فناء فِی الحق همان فنای علمی است که حاصل آید مر عارفانی را که ارباب حال و شهود نباشند با بقای عین و صفت، که چه در بین آن که تصور محبت کند و در بین آن که محبت حالت او باشد فرقان عظیم است. تصور عسل، حلاوت عسل را به کام نرساند [و] ادراک آتش جان را نسوزاند، قال الشاعر:

لا یعرف الحب الا من یکابده
و لا الصبابة الا من یعاینها‏


یعنی: نشناسد عشق را مگر کسی که آن را بچشد (ذوق این می‏نشناسی به خدا تا نچشی)، و نداند سوزش عاشقی را مگر کسی [که به‏] معاینه آن را دیده باشد. حق این است اظهار آن هر کس را که نچشیده باشد اخفاست، و علم به چگونگی آن تجلی قهاریِ وحدتی هر کس را امکان ندارد مگر جناب احدیت را و هر کس را که آن جناب جل جلاله به تشریف این مشهد شریف و به تجلی ذاتی که مفنی اعیان است بالاصاله مخصوص فرموده باشد، کما قال تعالی شأنَه:
فَلمّا تَجلّی ربُّه لِلجَبَلِ جَعَلَهُ دَکّاً وَ خَرَّ موسی‏ صَعِقاً.( سوره اعراف (7) آیه 143.)

هرگاه فقرات سابقه را دانستی، معلوم تو شد معنای اتحادی که از این طایفه عِلیه علیهم الرحمه اشتهار یافته و قاصران به تکفیرشان شتافته ند. نیز معلوم تو شد معنای اتحاد هر اسمی از اسماء با مظهر و صورتش یا اسمی با اسم دیگر یا مظهری با مظهری دیگر؛ و به رأی العین دیدن تو اتحاد اقطار امطار را با تعداد آن‏ها و انوار آفتاب و کواکب و غیر را که در یک خانه تابند و تبدل صور عالم کون و فساد را بر هیولای واحده، دلیل عیانی است بر اثبات حقایقی که مشروح و مفصل بر تو عرضه داشتیم، با این که جسم کثیف است، پس ظن تو چیست در وجودی که خیبر ولطیف است، و ظاهر در مراتب وضیع و شریف، و حلول اتحاد در بین دو شی‏ء متغایر من کُلّ الوجوه در نزد اهل الله شرک است، زیرا در نزد آن‏ها اغیار همه فانی به نور وحدت قهارند، و اللهُ هُوَ البَاقِی.

ادامه دارد >>>>>





بعض مطالب مرتبط:
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(2)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)







مطالب اخیر وبلاگ:
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(10)
عدالت آبادکننده شهرها و سپر کشور
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (6)
مولا علی (ع) و دوستی و نجات
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (5)
وقایع عصر ظهور (خسف بیدا)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(8)
مردم بحاکمان شبیه ترند تا بپدران
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(7)
ترجیح مولا علی (ع) در امر ستم بر مردم و غصب مال آنان چیست؟
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(6)
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)
سوء استفاده از قدرت و ستم بر مردم موجب زوال حکومت میشود
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
رفع مصیبت و بلا با شاد کردن مردم
نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود
کجاست عزیز کننده اولیاء ؟!
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(2)
مکافات عمل (نتیجه آزار حیوان)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(1)
منتخبی از ابیات صائب تبریزی
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (2)
یادی از یاس خوشبوی محمدی (ص)
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.