ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای جان من ! عشاقْ دیگرند و گروه عالم دیگرند. نتوان گفت که عالم عاشق نیست؛ تا عالم عاشق نباشد علمش حاصل نشود. هر که هست بی عشق نیست.

آیین درویشی

عشاق انواعند:
یکی عاشق تکلیم،
دوم عاشق تفـــرید و
سیم عاشق تسلیم.

عاشق تکلیم مثل عندلیب است که به حضور مشاهده معشوق، غلغله شوق و نوای ذوق به صد هزار زبان و صفت بیان می‏کند اما نفی و فنا در ذات و اوصاف معشوق نمی‏گردد، هر چند که مستی عشق او به کمال است، اما چون از سر هستی روی به خود دارد به وصال خاص که محض یگانگی است نمی‏آمیزد. این را عشق فاضل محفوظ گویند که همیشه در مقام دویی صاحب فرح میباشد.

چو بلبل روی گل بیند زبانش در فغان آید

دوم عاشق تفرید مثل پروانه دیوانه از همه تجرید، و از همه بود [و ] وجودِ خودْ محضِ تفرید، و از غایت غیرت به هیچ حال دویی قبول نکند و به خود مشغول نگردد و جز سوختن و از خود گذشتن و خود را در ذات معشوق نفی ساختن غرضی و همتی دیگر ندارد. این را عاشق واصل معدوم گویند و از روی همت و جانبازی از مرتبه اول برتر آید.

ای مرغ سحر عشق زپروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد‏


سیم عاشق تسلیم که در اشارت معشوق از اختیار خود معذور است، اگر چه بود و نابود وجود وی موجود است از برای ظهور نور محبوب. عاشقِ تسلیم مثل موم است که در عین دویی یکی است؛ اگر در نظر جمع آرند نامش شمع است، نه اثر آتش و نه موم جوید، پس چرا مَن رَآنِی فَقَد رَأیَ الحَق (جامع الاسرار، ص 205.) نگوید؟ و این را عاشق کامل موجود گویند، و این عشق حضرت است که سرور عاشقان است که شهود ذات و ظهور صفات از او قائم و موجود است، و به شعاع روشنی این شمع، از تحت الثری تا استوا روشن است. این همه عالم جسمِ مختصر است؛ علم رفتن به راه حق دیگر است.

آری! علم هم منقسم به دو قسم است:
یکـــی علم جسم است و
دیگری علم جـــان.
علم جسم علم صفات است و علم جان علم ذات.

علم جسم تعلق به جد و جهد دارد که بنده به عنایت ازلی به کسب پیدا کند و عالم به علم صفات محرم گردد و اگر به ارکان دین کامل آید تعلیمش به تأثیر دیگران بر آید که شَفَقَةُ علی خَلقِ الله و التَّعظِیم لِأَمرِ اللهِ معلوم این علم باشد تا به نور و صلاحیت امور هر شی‏ء که به ظاهر ظهور موجود است در مفهومش آید، به حدی که اَرِنی الاشیآءِ کَما هِیَ (جامع الاسرار، ص 8.) خبر دهد یعنی کشف صفاتی او را روی نماید و به قوت اظهار حق در ملک امر معروف شاه وار بر آید و بر سریر سلطنت نهی منکر موجود ماند تا چراغ شریعت را از او نوری افزاید و اهل عالم به روشنی شفاعتش به راه راست روند،

عالم که کامرانی و تن‏ پروی کند
از خویشتن کم است که را رهبری کند‏


و تَشرِیفُ العُلَماءِ اَشرفُ النَّاسِ بر او شاید.

دوم علم ذات که آن را اَلعِلمُ نُقطَة (جامع الاسرار، ص 8: عَن امیرالمؤمنینَ علیه‏السلام: العِلمُ نُقطةٌ کثّرها جَهل الجُهّال) گویند و این به جد و جهد تعلق ندارد و این موهبت الهی است؛ وَ عَلَّمَ ءَادَمَ الاَسماءَ کُلَّها (سوره بقره (2) آیه 31.) از آن آگاه است؛ و در ملک العِلمُ نُقطَة طرفه شاهی است که شرکت نپذیرد؛ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ بر آن علم گواه است.

فرق بین العلمین از ماهی تا ماه است یعنی
آن علم از زبان خواندن است و این علم از دل دانستن، و
آن علم از کتب کشیدن است و این علم به راه جان رسیدن.
آن علم از تکرار است و این علم از اسرار.
آن علم یاد گرفتن است و این فراموش کردن.

در آن علم دانستن است و در این علم گذاشتن و نفی ساختن.
در آن علم ساز است و در این علم سوز.
اهل دلایل از نقلیات جویند و اهل این علم حقایق از ذوقیات گویند،
و در بادیه آن علم اگر شیر باشد دلیر نرود و در بیشه این علم اگر روباه آید شیر شود.
از آن علم نواختن است و از این علم شناختن،
و از آن علم یافتن است و از این علم نجات؛ یعنی درجات آن علم تا به دارالسلامة و ترقیات این علم تا به مقام بی نشانی و بی نامی است.

علم قدیم که مراد از آن میم حقیقت محمدی است، طرفه گنجینه‏ ای است و ذات بی ‏حد واحدیت در آن مسدود.
گرد بر گرد آن نقطه، لطف خود همچو حلقه جیم انداخت و نقطه میم که نشان بی نشانی است مثل جان در میان ذات است؛ تا هیچ نامحرم در حریم خاص ره نبرد و جز عاشقِ جانباز پیرامون آن نگردد، و به جز شاه عشق که مست الست است.

آری ! در آیینه ذات جز حُسن ذات نشاید. چون به نظر التفات و محبت در آن مرآت نظر انداخت، نشان بی نشان در آن نقطه نهان یافت و از یک فروغ رخش هیجده هزار عالم را عیان ساخت. چون نهایت آن نقطه بی نهایت دید، قُل رَبِّ زِدنِی عِلماً (سوره طه (20) آیه 114.) از آن کنایه آمد. پس درخت احدیت را از این نقطه تخم آمد. شک نیست که از شجره ذات میوه محمد صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم آمد، از این معنا عین القضاة درتمهید فرموده که هر که حضرت رسالت پناه را بشر گوید کافر گردد.

حق بین باشد، دیده جو، احول مشو. احمد [و] احد یکی است، تو از گوش جان شنو. هر که به گوش جان شنید، به دیده یقین بدید که درخت از تخم بر آمد و تخم از درخت به در آمد و در لباس دویی یکی آمد. اهل ظاهر به اختلافِ ظهور عَبدُه وَ رَسولُه می‏گویند و اهل باطن به دیده عین مقصود می‏بینند. چون در وجودِ ذات جان محمد صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم بود، لا جرم در پوستِ صفات مغز آدم آمد.

تا نیامد جان آدم آشکار
ره ندانستند سوی کردگار‏


آری! حسن معشوق، دم به دم به دیده عاشق به جلوه دیگر متجلی می‏شود، و ناله محبت به کام خویش می‏ریزد و به هر پیاله درد نوی می‏ انگیزد و به هر دردی درمانی و به هر درمانی حالی حاصل است. هیهات، هیهات!

ای همه تو و ای تو بی همه
و ای همه در تو و ای تو در همه !
و ای چنبر نه فلک حلقه بر در تو!

آری! صفت عاشقی و معشوقی قدیم است. همیشه در میدان محبت به زبان نیاز به صفت عاشق رَبِّ اَرِنی (سوره اعراف (7) آیه 143.) گویان بود و مدام بر تخت بی نیازی به زبان ناز لَن تَرانِی (سوره اعراف (7) آیه 143.) می‏فرمود.

هر چند که ذوق ناز به سمع عاشق جانباز می‏رسید، شوق نیاز بیشتر می‏شد و هر چند که شوق نیاز عاشق می‏دید، ذوق ناز می‏گرفت تا به حدی که عجز نیاز عاشق رفته رفته به مقام خاک رسید.

منظور از خاکْ وجودِ عاشق است و مقصود از وجود عاشقْ شهودِ معشوق و ظهور عشق است؛ یعنی چون آن نور از وطن ذات جدا شد، در سوز آمد، آتش گشت و چون در اضطراب افتاد، باد شد و چون در گذر آمد، آب شد و چون به قرار آمد، خاک شد؛ حد عجز عاشق تا اینجا بود.

آری! اگر نورِ شهودِ محبوب پیش عاشق این چنین موجود نباشد، مرغ جان عاشق کجا در پرواز آید و قفس اجسام را بشکند و پرواز به سوی گلزار بی نشان کند؟

اما در دام وجود از شهود و حسن خود نوری نموده است که [به‏] چیدن آن دانه ساعتی مشغول است؛ الدُّنیا سَاعَةٌ (اصول کافی، ج 2، ص 459.) بدین معناست و الا من از کجا و این دام کجا، عاشق را قرب و بعد و کعبه و دیر یکسان است زیرا که در هر پرده صفتْ مشتاقِ ذاتِ حبیب است اما این چنین در عالم غریب است.

خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
گشادِ کار من اندر کرشمه ‏های تو بست‏‏


مرغ جان در صحرای لا مکان پرواز بی نشان داشت، چنان چه به هیچ قید مقید نمی‏شد و به دانه کونین التفات نمی‏نمود. از این جهت از دام نام و اجسام مطلق آزاد بود و از دانه احتیاج محض بی نیاز؛ لیکن ناز جنبش میل نیاز داشت. خواست که محتاج و مشتاق جمال خود سازد و در پرده من و تو شیوه عشق بازی بازد، ناگاه صیاد قضا دانه خُلِقَ آدَم عَلی صُورَتِهِ (جامع الاسرار، ص 135.) در صحن محبت انداخت و دام معشوقی بر آن فراز کرد؛ یعنی:

خط و خال و چشم و ابرو جملگی یکجا شدند
از برای کشتن معبود محضر می‏کنند

چون نظرش بر آن دانه و دام افتاد هر چند که از قید دام هشیار بود اما کرشمه معشوقی بی طاقت و بی قرار ساخت، یکایک آن از او در بن قید شاد در آمد و حلقه بندگی در گوش کرد و گفت:

هر بنده که آزاد شود شاه شود
من شاه از آنم که تو را بنده شوم‏‏


هیهات، هیهات!
در مصحف کونین قصه صفات و ذات عین عیان است و کنه اسرار خاص به کلک بیان است، و در قصه هر ورقی ظهورِ کلمه نورْ حاضر و حضور نه نهان است و خواننده [را] به هر حرفی شرفی دیگر حاصل است، و قدر این تلاوت آن داند که واصل است، و این چنین قاری را اهل القرآن [و] اهل الله توان گفت؛ شک نیست که اَفضَلُ العِبادَةِ تلاوت قرآن است و آن چیست؟

همه جا و زِ همه روی تو در جلوه گری است
مصحف روی تو را از همه رو می‏خوانم‏‏


عاشق بیچاره همیشه در ناله رَبِّ اَرِنی است و محبوبْ مدام در ناز بی نیازی لَن تَرانِی است.

آری! آتش عشق را به باد ناامیدی افروخته ‏اند و وجود عاشق را به نار نامرادی سوخته‏ اند در آرزوی آن روی، جانبازْ همچو موسی باید که هر دم ناله رَبِّ اَرِنی از جانش بر آید و تیغ نایافت لَن تَرانی بر سرش خورد.

هیهات هیهات!
آن شاه کونین و آن صدرنشین قَابَ قَوسَینِ (اشاره به سوره نجم (53) آیه 9.) از عین عنیات چه کنایت می‏فرماید:
اَلّلهُمَّ اَحیِنی مِسکِیناً وَ اَمِتنِی مِسکِیناً وَاحْشُرنِی فِی زُمرَةِ المَساکِین.( عوالی اللئالی، ج 1، ص 39.)






ساری,گاهنوشته های محمود زارع
توضیح: متن شرح رساله معرفت‏ اثر نجم الدین کبری‏ است که ما آنرا در چند قسمت در این وبلاگ باستحضار مخاطبین محترم خویش میرسانیم . ترجمه و شرح آن  از عارفی گمنام‏ بوده و ما فقط بجهت سهولت خوانندگان منابع و مآخذ و توضیحات آنرا بجای پاورقی و در آخر رساله در جلوی همان قسمت در خود متن قرار داده ایم ! ( ساری , گاهنوشته های محمود زارع )
 ادامه دارد >>>>>






بعض مطالب مرتبط:
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(2)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(3)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(1)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(2)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)








مطالب اخیر وبلاگ:

شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(5)
سوء استفاده از قدرت و ستم بر مردم موجب زوال حکومت میشود
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(4)
رفع مصیبت و بلا با شاد کردن مردم
نوای دلنشین یا مولا یا حیدر +دانلود
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (4)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(3)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (3)
آوای غریبی یار و نوای لالایی برای مادر با صدای اکبر رستگار + دانلود
کجاست عزیز کننده اولیاء ؟!
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(2)
مکافات عمل (نتیجه آزار حیوان)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(1)
منتخبی از ابیات صائب تبریزی
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (2)
یادی از یاس خوشبوی محمدی (ص)
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست
امام علی (ع) و حقیقت توبه
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
نشانه ها را دریابید ! (03)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)
شرط معقولانه اخلاقی زیستن
آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
مودبانه سخن بگوی
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.