آن گناه نبود بلکه تخم عشق بود که شجره آن فقـــر نام دارد و در سر آدم رخ نمود. چون آدم جمال و کمال آن بدید، به بهای ملکتِ فردوس خرید. از غلبه عشق پارسا[یی‏] به باد داد و رخ به بازار رسوایی نهاد و این که می‏گویند شیطان وسوسه کرد، آن شیطان نبود بلکه مشاطه عشق بود و پرده ‏دار محبوب؛ زیرا که محبت در پرده است و عاشقی و معشوقی از پرده پیدا شد وقتی که این پرده نبود. شرح این سخن طولانی است، فهم مَن فهم.

طالع بوسه

الغرض از قرب روی به بُعد آورد. چون از فراق بی طاقت گشت، فرمان آمد که چرا این بار بر سر خود کردی؟ نه تو را از این نهی کرده بویم که گُل محبت را پیرامون مگرد که خار هجران در جانت خواهد خلید و هوس این مکن که گرفتار دام بلا خواهی شد؟ اکنون چون محبت اختیار کردی، باز محنت می‏باید کشید. ناگاه بانگ رَبَّنا ظَلَمنا أَنفُسَنا (سوره اعراف (7) آیه 23.) بر آورد؛ زیرا باری که عرش و کرسی و لوح و قلم و آسمان و کوه طاقت نداشتند، از سر ظلومی و جهولی بر سر خود کرد و این بانگ نه از تنگدلی بود، بلکه پیمان‏های عشق بود؛ و آن نهی از گندم نبود بلکه از محبت بار یار بود؛ چرا که آن گندم نبود، دانه محبت بود. اما در این سرّ عظیم بود زیرا که اگر آدم علیه ‏السلام گندم نخوردی، خدایی و بندگی ظاهر نگشتی، و لذت عاشقی و معشوقی کس ندانستی، و رنج فراق و قدر وصال معلوم نشدی و خزانه غفّاری و دریای غفوری رایگان ماندی.

گناه ما زعدم گر نیامدی وجود
وجود عفو تو در عالم عدم می‏بود‏


قُل یا عِبادی الَّذِینَ أَسرَفوا عَلی أَنفُسهم لا تَقنَطُوا مِن رَّحمَةِ اللهِ اءنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً
.( سوره زمر (39) آیه 53.) اَلْحَمْدُلِلَّه که رشته امید چنان محکم کرده که به هیچ نوع گسسته نشود. تأکید لَا تَقنَطُوا از بهر آن است که هیچ کس از در کریم محروم نرود بلکه هر که از گفت: ناهان عظیم نومیدی در خواطر آرد کافر گردد.

سبحان الله ! چه رشته امیدْ قوی ساخته است و رشته امید از بهر آن قوی ساخته است که این بیچاره را بی نهایت ضعیف یافته است یعنی خُلِقَ الاءنسانُ ضَعِیفاً (سوره نساء (4) آیه 28.) و جان ضعیفان در رشته امید قوی ‏تر است؛ هر چند که باد کفر و شرک و عصیان می ‏جنباند باک نیست چون که بیخ استوار است.

ای جان من ! فرشتگان به آن قدّوسیت و به آن طاعت و عبادت، در ناله مَا عَبَدناکَ حقّ عبادَتِک (امالی شیخ طوسی، ص 533، و بحار، ج 67، ص 388.) اند و این ضعیف به چندین آلودگی چه شایان خدمت و عبادت حضرت پاک شده است ! زیرا که مودعه امید به دست دارد و به جز عجز قابلیتی ندارد. امید که ناامید نگرداند ! اگر چه همه امید دارند و آن کیست که امید ندارد، اما عاصیان امیدوار مطلقند از این جهت که اهل نوید و رحمت و مغفرت ایشانند اءنّ اللهَ یَغفرُ الذُّنوبَ جَمیعاً.( سوره زمر (39) آیه 53.) روز حشر چون صف‏های خلایق ایستاده شود، صالحان بر صف صلاحیت، و صادقان بر صف صدق، و عابدان بر صف عبادت، و حاجیان بر صف حج، و سخیان بر صف سخاوت؛ همین طور به حسب قابلیت صف‏ها راست شوند اما عاصیان را بر صف مغفرت ایستاده گردانند. از این معناست که بزرگی می‏فرماید:

رحمتش را تشنه دیدم بر گناه
عرصه عصیان گرفتم زین سبب‏‏


در آن روز شفاعت و دستگیری عاصیان کسی نکند، سرِ ندامت در پیش افکنده ایستاده باشند، لطف حق شفاعت ایشان کند و فضل و کرم دستگیر ایشان گردد؛ چون که آیت بِذَنبِهِ (سوره عنکبوت (29) آیه 40: فُکُلاً أَخَذنا بِذَنبِهِ...) و اَنا رَبّ غَفور در باب ایشان است. بی منتِ غیر، رحمتْ ایشان را دریابد و به مقصود رساند از صدقه صدق لا اِلهَ اءِلَّا الّله و محمّد صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم رسولُ الله وَ عَلیٌّ علیه‏السلام وَلیّ الله.

الهی ! چشم مرا بینایی جز خاک : علین حبیب تو کحل مباد و به حرمت آن کحل، که دیده‏ ام را چنان روشن گردان که جز تو هیچ نبینم، به حق اسماء خاص یعنی بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم؛ و پسندیده است تو را در هر دو جهان الله که رحمن و رحیم است؛ پس ذاتی [ذاتی‏] که آغاز آن به رحمن و انجام آن به رحیم است. از این معنا از لطف قدیم و امن رحمانی که جای محض امانی است همه کس زندگانی می‏کنند.

منکر فیضْ چمن چون کند ای ابر بهار
که اگر خار و اگر گل همه پرورده توست‏‏


چون اولش رحمن و آخرش رحیم است، پس هر چه هست میان این دو صفت مستقیم است یعنی مسکن هر کس رحمن و رحمیم آمد. ملکِ عالم نقطه نون رحمن است تا هر زمان به نظر رحیمی بر آن نگاه دارد؛ و قیام هر که هست قائم از آن نگاه است. اما سرّ نقطه نون و ماهیت نقطه‏ های رحیم هیچ می‏دانی که چیست؟ مراد از این فرق خاص و عام است یعنی هر که در راه دوست و در محبت حق مجرد گردد، همچو نقطه نون در ضمیر رحمن جای یابد و همیشه در نظر رحمانی محبوب یزدانی باشد و محرم محل خاص شود؛ و آن که محبتِ غیر در عالم کثرت ماند همه نقطه یای رحیم در نظر رحیم پشت باشد و محرم اسرار خاص نشود اما چون پس پشت افتاد آن گاه رحیم شد.

آری ! اگر نقطه ‏ای که مراد از آن دوری و دوئیت [است‏] عقب نیفتادی. اسم رحیمی ظاهر نگشتی. هر چند مؤمنان و صادقان و عاشقان و موحدان در محبت او فرو روند مجرد همچون نقطه نون در ضمیر رحمن جای دارند اما عاصیان و منافقان و مشرکان و کافران در محبت غیر در عالم دویی همچو نقطه یا در نظر رحمن دور و بعیدند اما پس پشت رحیمند. هر چند که پیش نظر رحمن عین عنایت است اما در پس پشت رحیم امید بی نهایت است.

شک نیست که کرم کریم بر دوران و مَهجوران رحیم آید، یعنی: اَنا المُشتاقُ اءِلَی المُدبِرینَ. آری ! چون بنای ظهور بر محبت است، پس هر چه هست سر محبت است، خواه قرب و خواه بعد و خواه رد و خواه قبول؛ و اگر سوختن است برای محبت است و اگر نواختن است برای محبت است، یعنی فراق و وصال هر دو صفت محبت است؛ یعنی بعضی را به نار فراق می‏سوزد و بعضی [را] به نور وصال می ‏افروزد؛ بلکه کمال عشق در سوختن است. دیگر آن که غیرت و رحمت هم نتیجه محبت است ؛ غیرت به قعر هاویه می ‏رود و رحمت به فردوس اعلی می‏کشد. مراد از فردوس عالیه، نظر رحمت محبوب است و مراد از هاویه، نار غیرت معشوق. این نار اعراض و بی نیازی، و [آن ]نوازش، لطف و جانگدازی دوست است. این هر دو صفت، زیب و زینت آن دلنوازِ جان‏پرور آمد؛ یک دست تیغ کرده و دگر دستْ جام می اگر تیغِ تیز است، از برای محبت است و اگر جامِ لبریز است، از برای محبت است. این همه خیالات عشق است. اهل هاویه از جوش یا حَنّان یَا مَنَّان یک دم نیاسایند و اهل فردوس از لذت اکل و شرب در ذوق حور و قصور، دیدار دوست فراموش کنند؛ هم به این معناست: عشق ‏بازان را جدایی خوش‏تر است.

سوز و ساز، هر دو صفت عشق است یعنی : اَلعِشق عِیش وَ طیش. بهشتْ عیشِ عشق است و دوزخْ طیشِ عشق. جنت جای جلوه جمال معشوق است و دوزخ سوزِ جانِ عاشق. پس هر چند جلوه جمال بیش است، عاشق دلریش است. دل از بی علمی می‏سوز و دیده عنایت حق بر افروز و ببین که از سر لطف چه انعام می‏فرماید و از نهایت گنج بخشی چه صلای کرم می‏نماید ! یعنی : وَ اللهُ یَختَصُ بِرَحمَتِه مَن یشآءُ.( سوره بقره (2) آیه 105.) این کنایه مختص ایشان است که خاک ضعیف را بی‏واسطه بر آورد و تاج وَ لَقَد کَرَّمنَا بَنِی آدَمَ (سوره اسراء (17) آیه 70.) بر سرش نهاد و هر چه در خزانه کُنتُ کَنزاً مَخفِیّاً (سوره اسراء (17) آیه 70.) داشت، همه را به وی ارزانی داشت و از غایت انعامْ همه را در حیرانی انداخت یعنی: وَ اءِذ قالَ ربُّکَ لِلمَلائِکَةِ اءِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَة (سوره بقره (2) آیه 30.) و از نهایت رشک بانگ أَتَجعَلُ فِیهَا مَن یُفسِدُ فیهَا وَ یَسفِکُ الدِّماءَ وَ نَحنُ نُسَبِّحُ بِحَمدِکَ (سوره بقره (2) آیه 30.) بر آوردند و به تازیانه قهّاری همه را فراموش گردانید قالَ اءِنِّی أَعلَمُ ما لا تَعلَمُونَ.( سوره بقره (2) آیه 30.)

پس به نظر خاصِ وَ علَّمَ ءَادَمَ الأَسماءَ کُلَّها (سوره بقره (2)، آیه 31.) سینه او را روشن ساخت. آری! کارخانه یَفعَلُ الله مَا یَشآءُ (سوره ابراهیم (14) آیه 27.) در میزان قیاس راست نیاید همین که لا یُسئَلُ عَمَّا یَفعَلُ.( سوره انبیاء (21) آیه 23.)
که را زهره باشد که از بیم تو
گشاید زبان جز به تسلیم تو‏


ای جان من ! بی تو کارِ تو ساخت، و هر چه بر توست نه از توست، هر چه هست از آن جانب است و هر چه از آن جانب است همه خوب است و عین صواب، اگر چه تو از آن آگاه نیستی خالی از مصلحت نخواهد بود یعنی: ما صُنِعَ اللهُ فَهُوَ الخَیر. از نیکو هر چه صادر گشت نیکوست، و این همه کم بینایی است که نیک و بد در نظر می‏آید؛ اما پیش کسی که پرده صفت بگشاید، عروس وحدت بر تخت احدیت به صد هزار ناز در جلوه‏ گری آید، و یک کرشمه او را از دایره فرق در رباید، آن گاه در دیده ‏اش سیاه و سفید یکسان نماید.

هیهات ، هیهات ! اگر چه سر تا قدم بدم، اما بر بدی من نظر تو کی افتد؟ زیرا که نظر نیک داری و نظر نیک جز بر نیکی ناظر نشاید، بلکه هر زشتی که پیش آن نظر آید، خوب‏تر نماید چون که صفت نظر نیک است که بد نبیند. پس آن کیست که در نظر تو نیست و آن که در نظر تو نیست نیست؛ پس هر چه در نظر تو هست، نیست چگونه گردد و بد چگونه باشد؟ که در آینه عالم جز نقش جمال تو عکس دیگری ظاهری نیست.

آن جا که لعل دلکش شیرین دهد پیام
یاقوت و سنگ در نظر کوه‏کن یکی است‏‏


و این همه کج بینی ماست که نیک و بد در نظر می‏آیی.
درون هر بتی جانی است پنهان
به زیر کفر ایمانی است پنهان‏‏


ای جان من ! چون آفتاب توحید بر آسمان معرفت بتابد، آن گاه همه را در روشنی آن عین صواب یابد و شاه عشق در میدان احدیت به چوگان وحدت، گوی لَیسَ فِی الدَّارَینِ الّا هُوَ ببازد؛ آن گاه از معنای مَن عَرَفَ ربَّه کَلَّ لِسانَه (جامع الاسرار، ص 30؛ مَن عَرفَ اللهُ کَلَّ لِسانَه.) وقوف یابد و از مسجد و کنشت روی برتابد و به قبله حقیقی رخ آورد: اءِنِّی وَجَّهتُ وَجهِی لِلَّذی فَطَرَ السّمواتِ و الْأَرْضَ وَ مَماتِی لِلهِ رَبِّ العَالَمینَ (سوره انعام (6) آیه 162.) مشغول گردد. هیهات، هیهات! از آن گاه که شاه عشق، سمند وحدت را در میدان کثرت و کسوت‏های گوناگون در برانداخت، از این سبب در وادی پنهانی بی نهایتی خود خود را بشناخت.

دیدن روی تو را دیده جان بین باید
وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است‏‏


دلا ! نظر بر قضا و قدر مدار و همه را در عین رضا انگار و از مقالات بیهوده زبان را نگه دار و دیده دل را بدین اشارت گمار؛ یعنی: لا یَتَحرک شیئاً الا بِاءِذنِ اللهُ.

ای جان من ! انسان را سه حالت است: بدایت و توسط و نهایت. پس هر آن دانه که در بدایت ازلی در کشتْ نصیب تو کاشتند، در توسط دنیا همان بر آمد، و در نهایت عقبی همان بدروی، و در محل جزا خرمن مقصود تو از آن باشد. اگر فرداذ ما را پرسند که چه آورده‏ ای، گوییم آن چه داده بودی؛ یعنی چون من هیچم از من هیچ مخواه.

عشقی که نه عشق جاودانی است
بازیچه شهوت جوانی است‏‏

ای جان من ! عشق جاودانی عشق معنوی است، نه عشق صوری؛ بلکه عشق صوری از حق دوری و مهجوری است. آری ! مجنون که عاشق لیلی بود، فردا لیلی را خواهد یافت نه خدا را. چنان آرند که چون شمع جمال لیلی را باد اجل فرو نشاند، پروانه جان مجون در تاریکی فراق خجل ماند و غرامت این همه ماجرا بر ماست که چرا کسی را دوست دارم که بمیرد. پس یار آن به که همیشه در کنار باشد.

دل بر او بند کو نمیرد هیچ
آن چه میرد چه دل در او بندی‏‏


پس عشق معنوی کنایه از عشق مطلق است و عشق صوری کنایه از عشق مفید، عشقِ مطلقْ ذاتی است و عشقِ مقید صفاتی است. تا به عشق مطلق نرسد، عاشق حقیقی نباشد و عشق مطلق آن است که او را از دایره فرق بیرون آورد، چنان چه در نظرش سیاه و سفید [و ] خوب و زشت یکسان نماید، یعنی در دیده ‏اش هیچ به جز یار در یاید چنان چه بزرگی می‏فرماید:

محقق همان بیند اندر ابل
که در خوب رویان چین و چِگل‏‏


حسن معنوی از پیش چشم عاشق طرفة العین جدا نیست و محبوب حقیقی هر دم جلوه دیگر دارد و هر زمان کسوت دیگر می‏پوشد و حسن دیگر می‏آراید.

اگر هر ساعتی صد بار رخسارش به صد دیده
همی بینی مشو قانع که رخسار دگر دارد

و گاه از سر ناز به تمام بی‏ نیازی، نقاب معشوقی بر روی می ‏آورد، یعنی همیشه تیغ عشق قتال جان خود است زیرا که چون محبوب شود نابود می‏گردد ؛ و گاه از سر لطف مستی و مشتاقی کَمال المُشتاق الی المُدبِرینَ به خود می‏کشد، و گاهی به کرشمه خاص برقع صفات از میان بر می ‏دارد و از این معناست: مُشاهَدةِ الاَبرارِ بَین التجلِّی وَ الاءِستِتارِ؛ اما عاشق را هر دو حال ذوق است زیرا که پیدا از او و غایب در او و غایب از او؛ یعنی در تجلی مست شراب مشاهده محبوب است و در سرّ کتم عدمیت نابوده است، یعنی در حضور حیران و در مستور غایب. پس، از این جهت تجلی استتار محل خاص است؛ زیرا که در روشنی نظر بر خود می ‏افتد و در تاریکی نظر بر هیچ، مگر بر سیاهی ذات افتد. هم از آن جاست که نور ذات را سیاه می‏گویند؛ پس هر که در دریای ذات افتاد غایب شد و هر چند که جست نیافت و هر چند که خواست که ببیند نتوانست دید. هیچ نمایش نماند مگر سیاهی ذات؛ از اینجاست که بزرگی می ‏فرماید که : اول خدای را می ‏جستم خود را می ‏یافتم، اکنون هر چند خود را می ‏جویم خدا را می‏ یابم. پس تجلی که هست ذوق است و استتار و در هر دو حال عاشقْ واصل؛ و آن که می‏ گویند فراق کجا و چه چیز است یعنی عاشق را فراق نیست بلکه در بحر بی نهایتی حیران است یعنی هر چند می ‏بوید و می‏جوید سیرابی ممکن نیست.


ساری,گاهنوشته های محمود زارع
توضیح: متن شرح رساله معرفت‏ اثر نجم الدین کبری‏ است که ما آنرا در چند قسمت در این وبلاگ باستحضار مخاطبین محترم خویش میرسانیم . ترجمه و شرح آن  از عارفی گمنام‏ بوده و ما فقط بجهت سهولت خوانندگان منابع و مآخذ و توضیحات آنرا بجای پاورقی و در آخر رساله در جلوی همان قسمت در خود متن قرار داده ایم ! ( ساری , گاهنوشته های محمود زارع )
 ادامه دارد >>>>>






بعض مطالب مرتبط:
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(2)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(3)







مطالب اخیر وبلاگ:
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(1)
منتخبی از ابیات صائب تبریزی
امام زمان(عج) مردم را از مال و نعمت بی نیاز میکند
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(2)
یادی از یاس خوشبوی محمدی (ص)
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء(2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء(1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست
امام علی (ع) و حقیقت توبه
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
نشانه ها را دریابید ! (03)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)
شرط معقولانه اخلاقی زیستن
آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
مودبانه سخن بگوی
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
امام موسی صدر و کار و کارگر
امام علی(ع) مردم سه دسته اند !
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
امام موسی صدر و انتظار فرج
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
امام موسی صدر و جامعه قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.