ترجمه هفتم‏
در کشف مراتب کشف و انواع آن بر سبیل اجمال

مراتب کشف و شهود

بدان که کشف در لغت، رفع حجاب است و در اصطلاح اطلاع بر آن چه ورای حجاب است از معانی غیبیه و انوار حقیقیه یا وجوداً یا شهوداً.

کشفْ (یا) معنوی و (یا) صوری (است).
صوری آن است که حاصل می‏شود در عالم مثالی از راه حواس خمس ، و این
یا به طریق مشاهده است مانند رؤیت مکاشفْ صورِ ارواحِ متجسده و انوار روحانیه را، و
یا به طریق ســـماع مانند سماع نبی علیه ‏السلام وحی نازل را کلاماً منظوما، یا مثل صلصه جرس یا دَویٍّ نحل چنان چه در حدیث وارد است که پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم این اصوات را می‏شنید و مراد از آن می‏فهمید؛
یا بر سبیل استنشاق، و آن تنسم حضرت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم بود به نفحات الهیه و تنشق او صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم به فتوحات ربوبیه،
قال النبی صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم: اءنّ لِلَّهِ فِی أَیّامِ دَهرِکُم نَفَحات اءِلّا فَتَعرَّضوا لَها (ر. ک: بحارالانوار، ج 68، ص 221؛ و نیز ج 80، ص 352.)
و فرمود: اءِنِّی لَأَجِدُ نَفس الرَّحمنِ مِن قِبَلِ الیَمَن، (ر. ک: جامع الاسرار، ص 462.)

یا بر سبیل ملامسه و این به اتصال است در بین نورین یا جسدین مثالیین، چنان چه عبدالرحمن بن عانس رضی الله عَنْهُ (در متن که به وسیله استاد سید جلال الدین آشتیانی چاپ شده است بدین گونه آمده: ... کَما نَقَلَهُ عَبدُ الرحمانِ عَوف... (رجوع شود به شرح مقدمه مقدمه قیصری، ص 344) ) نقل فرموده که فرموده حضرت رسالت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم: رَأَیتُ رَبِّی تَبارکَ وَ تَعالَی فِی اَحسَنِ صُورَةٍ. (جامع الاسرار، ص 462.)  پس گفت: یا محمد! در چه اختصام می‏نمایند ملاء اعلی؟ پس حضرت کف مبارک را بر کتف من نهاد چنان چه برودت آن در بین دو پستان من ظاهر شد، پس دانستم آن چه را در آسمان‏ها و زمین‏ها بود، پس این آیه را بر خواند: وَ کَذلِکَ نُریَ اءِبراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمواتِ و الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ المُوقِنینَ،( سوره انعام (6) آیه 75.)
یا بر طریق ذوق مثل کسی که انواع اطعمه را بیند، پس از آن‏ها چشد و اطلاع بر معانی غیبیه حاصل نماید،
قال علیه‏السلام: اءِنِّی رأَیتُ اَشرَبُ اللَّبنِ حتَّی خَرَجَ الری مِن اَظافِیری فَأعطیت فَضلِی عمر(در سنن دارمی، ج 2، ص 128، این حدیث به این صورت آمده است: بَینا اَنا نَائِم اءِذا اَتیتُ بِقَدحٍ مِن لَبن فَشَربتُ مِنهُ حتی اءِنِّی لأری الری فِی ظفَری اَو قالَ فِی اَظفارِی ثُمَّ ناوَلت فَضلهُ عمر) یعنی دیدم که شیر می‏آشامم تا این که سیرابی از بن ناخنهای من بیرون شد (کنایه است از زیادی سیرابی) پس بازمانده را به عمر دادم.

این انواع گاهی جمع شود بعضی از آن‏ها با بعضی و گاه منفرد شوند، و همه از تجلیات اسمائیه است، زیرا شهود از تجلیات اسم البصیر است و سماع از اسم السمیع و هکذا بواقی؛ زیرا مر هر یکی را اسمی است که مر بی ‏آن است، و همه سوادن و خدّام اسم العلیم باشند، اگر چه همه از امهات باشند.

انواع کشف صوری یا متعلق به حوادث دنیویه ‏اند یا نه.
پس اگر متعلق به حوادث دنیویه ‏اند مانند برگشتن حضرت ایالت ادام الله جلاله از سفر خیر الاثر محل ارمان و بذل التفات او با صداقتمند خود که مؤلف کتاب است، آن را رهبانیه گویند که اطلاع بر مغیبات دنیویه دارند به حسب ریاضات خود.

اهل سلوک به علت علوّ همتْ التفات به این نوع مکاشفات ننماید، زیرا صرف همت به امور اخرویه و احوال آن کنند، بل بعضی که غایت مقصد خود را فناء فِی الله و بقاء بالله کرده‏ اند، التفات به امور اخرویه هم نفرمایند، جعلنا الله منهم !

و اگر متعلق به حوادث دنیویه نیستند بل متعلق به مکاشفات امور حقیقیه‏ اند و حقایق روحانیه ‏اند از ارواح عالیات و ملائکه سماویه و ارضیه، پس آن مطلوب و معتبر است، و این گونه مکاشفات بی اطلاع بر معانی غیبیه کمتر واقع شود، بل اکثر متضمن مکاشفات معنویه ‏اند؛ پس این اعلی است مرتبةً و اکثر است یقیناً، زیرا جامعه صورت و معناست.

و مر سالک را مراتبی است به حسب ارتفاع حجب کلّاً او بعضاً، زیرا آن که مشاهده اعیان ثابته در حضرت علمیه الهیه است، اعلی است مرتبةً از کل و بعد از او اعلی مرتبةً آن است که آن‏ها را در عقل اول و سایر عقول مشاهده نماید.

بعد از آن، کسی است که در لوح محفوظ مشاهده نماید و در سایر نفوس مجرده، بعد از آن در کتاب محو و اثبات، بعد از آن در باقی ارواح عالیه و کتب الهیه از عرش و کرسی و سماوات وعناصر و مرکبات که همه کتاب الهی و مشتمل بر ما تحت خودند از حقایق و اعیان، و اعلی المراتب در سماع آن است که بی واسطه کلام حق را سماع نماید؛ مانند سماع پیغمبر ما صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم در معراج و در اوقاتی که اشاره به آن‏ها فرموده به قول خود: لِی مَعَ اللهِ وَقتٌ لا یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّب وَ لا نَبِیٌّ مُرسَل (بحارالانوار، ج 79، ص 243، و نیز ج 18، ص‏360.) و مانند سماع موسی علیه‏ السلام کلام حق را.
 
بعد از آن سماع کلام حق است به واسطه جبرئیل علیه ‏السلام مانند سماع قرآن مجید.
بعد از آن سماع کلام عقل اول و سایر عقول.
بعد از آن سماع کلام نفس کلیه و ملائکه سماویه و ارضیه به ترتیب مذکور، و علی هذَا القیاس.

منبع این انواع مکاشفات، قلب انسانی است بذاته و به عقلی که منور عملی و مستعمل حواس است، یعنی حواس روحانیه، زیرا مر دل را چشم است و گوش و سایر حواس، چنانچه به آن اشاره فرموده خداوند به قول خود:
فَاءِنَّها لا تَعمَی الأَبصَرُ وَ لَکن تَعمَی القُلُوبُ الَّتی فِی الصُّدورِ، (سوره حج (22) آیه 46.) خَتَم اللهُ عَلی قُلُوبِهم وَ عَلَی سَمعِهِم وَ عَلی أَبصارِهِم غِشَوَةٌ (سوره بقره (2) آیه 7.) و در احادیث مشهوره است موید این مقال، و آن حواس روحانی اصل این حواس جسمانیه ‏اند.
پس هرگاه رفع حجاب در بین شد، اصل متحد به فرع گردد و فرع مشاهده نماید آن چه [را] اصل مشاهده کند، و روح مشاهده نماید جمیع این‏ها را بذاته، زیرا این حقایق در مرتبه روح متحدند، چنان چه سابقا بیان شد.

این مکاشفات در ابتدای سلوک اولاً واقع در خیال مقید شوند؛ بعد از آن به تدریج و [با ] حصول ملکه ، انتقال به عالم معانی مطلق نماید، پس مطلع شود بر آن چه اختصاص به عناصر دارد، بعد ترقی به سماوات کند، پس سیر کند صعوداً و عروجاً تا رسد به لوح محفوظ و عقل اول که صورت ام الکتاب است ، بعد از آن منتقل شود به حضرت علم الهی، پس بر اعیان مطلع شود حسب ما شاء الحق سبحانه و تعالی، کما قال تعالی: وَ لا یُحیطُونَ بِشی‏ءٍ مِن علمِهِ الا بِما شآءَ (سوره بقره (2) آیه 255.) و این ترقیات به قدر امکان عباد است در مراتب شهود، که فوق این مرتبه، شهود ذات است که مُفنی بندگان است در وقت تجلی، تا این که از پس پرده‏ های اسمائیه متجلی شود، و آن عین الاعیان است که شیخ عرب رضی الله عَنْهُ اشاره فرموده فِی الفص الشیثی: فَلا تَطمَعُ وَ لا تَتعَبُ نَفسَکَ فاءِنَّها الغایَةُ الَّتی ما فَوقَها غَایَة.

اما کشف معنوی که مجرد از صور حقایق، و حاصل است از تجلیات اسم العلیم و الحکیم، عبارت از ظهور معانی غیبیه و حقایق عینیه است، و مر این را نیز مراتبی است:

اولِ آن مراتب ظهور معانی است در قوه مفکره، بی استعمال مقدمات و ترکیب قیاسات، بل به این که ذهن از مطالب به مبادی منتقل شود و این مسما است به حدس؛ بعد از آن در قوه عاقله که مستعمل مفکره است، و این عاقله قوه‏ای است روحانی غیر حالّ در جسم [که ]مسماست به نور قدسی [و] حدس از لوامع انوار اوست، زیرا قوه مفکره جسمانی است، پس حجابی شود به جهت نوری که کاشف است مر معانی غیبیه را.
پس این ادنی مراتب کشف است و از اینجاست که گفته‏اند: فتحْ نفسی است و روحی؛ اما نفسی عطای علم تام نقلی و عقلی فرماید، اما روحی عطای معرفت وجودی فرماید، نه نقلی و عقلی.

بعد از آن در مرتبه قلب و در این مقام اگر ظاهر معنایی از معانی غیبیه باشد، نه حقیقتی از حقایق و نه روحی از ارواح، مسما به الهام است و اگر روحی از ارواح مجرده یا عینی از اعیان ثابته باشد، مسماست به مشاهده قلبیه.

بعد از آن در مرتبه روح، پس منعوت است به شهود روحی و این به مثابه آفتاب است که منوِّر سماوات مراتب روح و اراضی مراتب جسد است، پس روح بذاته از خدای علیم معانی غیبیه را بی واسطه اخذ کند به قدر استعداد اصلی خود، و افاضه نماید بر ما تحت خود از قلب و قوای روحانیه و جسمانیه ، هرگاه سالک از کملین باشد، و الا پس روح از قطب اخذ کند به قدر استعداد و قربی که به قطب دارد ، یا از ارواحی که خود در تحت تصرف آن‏هاست از جبروت و ملکوت.

بعد از آن در مرتبه سرّ و
بعد از آن در مرتبه خفی به حسب مقاماتشان، و تعبیر از آن و اشاره به آن ممکن نباشد.

هرگاه این معنا ملکه و مقام شد مر سالک را، هر آینه علم او متصل به علم حق شود [به نحو] اتصال فرع به اصل، پس برای او اعلی مقامات کشف حاصل آید.

چون هر یک از مراتب کشف صوری و معنوی به حسب استعداد سالک است و به علت مناسبات روح و توجه سرّ به سوی هر یک از انواع کشف است و این امور اختلاف دارند، پس مقامات کشف هم متفاوت شدند.

اصح و اتمّ مکاشفات برای کسی است که مزاج روحانی او اقرب به اعتدال تام باشد؛ مانند روح انبیا علیهم الصلاة و السلام و مانند اولیا ، پس مر آن راست که اقرب به آن‏ها باشد.

کیفیت وصول به مقامی‏ از مقامات کشف و بیان آن چه از آن لازم آید، تعلق به علم سلوک دارد و آن چه برای متصرفان در وجود روی می‏دهد مانند احیا و اماته و قلب آب به هوا و بالعکس و طی زمان و مکان و غیر این‏ها، به جهت اتصاف است به صفت قدرت و اسمایی که مقتضی این تصرفاتند در وقت تحقق آن‏ها به وجود حقانی، یا به واسطه یا بی واسطه به خاصیت اسمی که حاکم است بر آن‏ها؛ فافهَم !


تنبیه‏
فرق بین الهام و وحی این است که الهام بی واسطه ملک ، از حق حاصل شود مر سالک را به وجه خاص که مر حق راست با هر موجودی، و وحی به واسطه ملک است؛ پس احادیث قدسیه را وحی نگویند اگر چه قرآن مجید کلام حق تعالی می‏باشند.

ایضاً بیان شد که وحی حاصل شود به شهود ملک و سماع کلام او، پس [وحی نوعی‏] از کشف شهودی [است که ] متضمن کشف معنوی می‏باشد، به خلاف الهام که از کشف معنوی فقط باشد.

نیز وحی از خواص نبوت است که تعلق به ظاهر دارد و الهام از خواص ولایت است،
و نیز وحی مشروط به تبلیغ [است ]به خلاف الهام.

فرق بین واردات رحمانیه، ملکیه، شیطانیه و جنیه تعلق به میزان سالک دارد و با این [حال ] باز اشاره به کمی از آن‏ها می‏نماییم و آن اشاره این است که هر وادی که سبب خیر شود به طوری که مأمون از غائله عاقبت گرد و سریع الانتقال به سوی غیر نباشد و بعد از آن توجه تامی ‏به حق و لذت عظیمی که ترغیب بر عبادت دهد حاصل کند، آن ملکی یا رحمانی باشد و خلاف این شیطانی است.

این که گفته ‏اند آن چه از یمین و قدام حاصل شود، اکثر ملکی یا رحمانی و آن چه از یسار یا خلاف ظاهر گردد، اکثر شیطانی باشد از ضوابط نیست، زیرا شیطان از همه جهات آید:
قال تعالی: ثُمَّ لَأَتِینَّهُم مِن بَینِ أَیدیهِم وَ مِن خَلفِهم وَ عَن أَیمَنِهم وَ عَن شَمآئِلِهم و لا تَجدُ أَکثَرَهُم شَکِرینَ.( سوره اعراف (7) آیه 17.)
آن چه شیطانی نباشد، یا تعلق به امور دنیا دارد مانند احضار شی‏ء خارجی غایب از مکاشفات در حال ، مثل احضار فواکه صیفیه در شتا مثلا، و مانند اخبار از قدوم غایب در فلان روز، آن جنی باشد، و طی زمان و مکان و نفوذ در جدران بی انشقاق، از خواص آن‏هاست و خواص ملک مرتبه اعلی است، پس اگر برای کمل باشد، به معاونت ملک است؛ و اگر تعلق به دنیا ندارد و به آخرت دارد یا از قبیل اطلاع بر ضمایر و خواطر است، آن ملکی باشد که جن قادر بر آن نباشد.

اگر به طوری است که مکاشف را قوت تصرف در ملک و ملکوت مانند احیا و اماته و اخراج محبوسان در برازخ و ادخال مریدان در عوالم ملکوتیه حاصل کند، آن رحمانی است، و گاه به هر چه غیر شیطانی باشد رحمانی گویند و اللهُ هُوَ العَلیمُ الحَکِیم.


ادامه دارد >>>>>





بعض مطالب مرتبط:
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(2)





مطالب اخیر وبلاگ:

یادی از یاس خوشبوی محمدی (ص)
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء(2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء(1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست
امام علی (ع) و حقیقت توبه
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
نشانه ها را دریابید ! (03)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)
شرط معقولانه اخلاقی زیستن
آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
مودبانه سخن بگوی
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
امام موسی صدر و کار و کارگر
امام علی(ع) مردم سه دسته اند !
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
امام موسی صدر و انتظار فرج
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
امام موسی صدر و جامعه قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به اهالی مصر و ...
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.