ترجمه ششم‏
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:در ایضاح آن چه تعلق به عالم مثال دارد

آتش و آتش پرست

بدان که عالم مثال عالمی است روحانی، و از جوهر نورانی شبیه به جوهر جسمانی در این که محسوس و مقداری است و [شبیه‏] به جوهر مجرد عقلی در این که نورانی است، و جسمِ مرکبِ مادی نیست و جوهرِ مجرد عقلی نه، زیرا برزخ بین است و حد فاصل بحرین، که هر چه برزخ بین دو شی‏ء است غیر آن دو شی‏ء باید باشد، بل مر او را دو جهت باشد، هر جهتی شبیه است به یکی از آن دو شی‏ء، اَلّلهُمَّ مگر این که بگوییم که جسم نوری است در غایت لطافت، پس حد فاصل بین جوهر مجرد لطیف و بین جواهر جسمانیه کثیف است، اگر چه بعضی از آن اجسام نیز الطف از بعضی باشند؛ مانند سماویات نسبت به ارضیات مثلا.

پس عالم مثال عالم عرض نیست چنان چه بعضی زعم دارند؛ زیرا زعم آن بعض این است که صور مثالیه منفک از حقایق خود باشند چنان چه در صور عقلیه زعم بوده.
حق این است که جمیع حقایق جوهریه موجودند در کل عوالم روحانیه و عقلیه و خیالیه، و مر آن‏ها راست صوری به حسب عوالم، و بعد از تحقیق دانی که قوت خیالیه نفس کلیه محیطه به جمیع آن چه غیر آن بر آن احاطه داده از قوای خیالیه، محل و مظهر آن عالم مثال است؛ و عالم مثال از آن گویند که مشتمل است بر مثال و صورت آن چه در عالم جسمانی است، و نیز اول مثالِ صوری است برای آن چه در حضرت علمیه الهیه است از صور اعیان و حقایق، و ایضا آن را خیال منفصل نام نهاده ‏اند چون که غیر مادی و شبیه به خیال متصل است،
پس هیچ معنایی از معانی و هیچ روحی از ارواح نیست مگر [آنکه‏] برای او هست صورت مثالیه مطابقه مر کمالات آن را، زیرا برای هر یک نصیبی است از اسم الظاهر.

لهذا در حدیث صحیح وارد است که حضرت نبی صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم در سدره، جبرئیل علیه ‏السلام را دید و مر او را ششصد پر بود.
ایضاً در حدیث است که جبرئیل در هر صبح و شام داخل نهر حیات شود، بعد از آن برون آید و پر خود را بر فشاند و خدای تعالی از هر قطره از آن رشحات، ملائک خلق فرمایند چنان چه شماری ندارند.

و این عالم مشتمل است بر عرش و کرسی و هفت آسمان و هفت زمین و آن چه در آن‏هاست از املاک و غیرها. 

از این مقال طالب متنبه شود بر چگونگی معراج نبوی صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم و بر مشاهده او علیه الصلوة و السلام آدم علیه ‏السلام را در آسمان اول، و یحیی علیه ‏السلام را و عیسی (علیه ‏السلام) را در دوم یا چهارم و یوسف علیه‏ السلام را در سیم و ادریس علیه ‏السلام را در چهارم و هارون علیه‏ السلام را در پنجم و موسی علیه ‏السلام را در ششم و ابراهیم علیه ‏السلام را در هفتم صلوات الله علیهم اجمعین، و هم متنبه شود بر فرق بین آن چه در خواب و آن چه در قوه خیالیه مشاهده نماید، از عروج به آسمان؛ چنان چه برای متوسطان در سلوک حاصل آید، و بین آن چه در این عالم روحانی مشاهده کند و این صور محسوسه ظلال آن صور مثالیه ‏اند.

از این جاست که عارف به فراست کشفیه از صورت عبد، احوال آن عبد را داند.
حضرت رسالت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم فرموده: اتَّقوا فَراسَةِ المؤمن فاءِنَّه یَنظُرُ بِنُورِ الله (اصول کافی، ج 1، ص 218.)
و فرموده نوشته شده بر ناصیه دجال: ک، ف، ر، و نخواند آن را مگر مؤمن،
 
و قال تعالی شأنه : سِیماهُم فِی وُجُوهِهم مِّن اَثَرِ السُّجودِ (سوره فتح (48) آیه 29.) در حق اهل بهشت
[و] یُعرفُ الْمُجرِمُونَ بِسِیمَهُم (سوره الرحمن (55) آیه 41.) در حق اهل دوزخ؛
 
و مثالات مقیده که خیالانند نمونه ‏ای از آن است و سایه است از ظلال آن که حق تعالی آن را خلق فرموده تا دلیل باشد بر وجود عالم روحانی.

لهذا ارباب کشف، آن را متصل به این عالم گردانیده و مستنیر از آن نموده ‏اند مانند جداول و انهار متصله به بحر و روزنها و شبایکی که نور از آن‏ها داخل خانه شود، و برای هر چه که در عالم ملک است، مثالی است مقید مانند خیال در عالم انسانی، چه فلک باشد، چه ستاره، چه عنصر، و چه غیرها، زیرا مر هر فردی از آن‏ها را روحی و قوای روحانیه ‏ای است و مر آن راست نصیبی از عالم خود، و الا عوالم متطابق نیایند، غایةُ ما فِی البابِ در جمادات مانند ظهور در حیوانات ظاهر نباشند،

قال تعالی شأنه: وَ اءنْ مِّن اءِلَّا یُسبِّحُ بِحَمدِهِ و لَکِن لَّا تَفقَهُونَ تَسبِیحَهُم.( سوره اسراء (17) آیه 44.) در حدیث است مؤید این فقره از مشاهده حیوانات اموری را که از بنی آدم مشاهده نکند آن‏ها را مگر ارباب کشف، و این شهود یمکن در عالم مثالیِ مطلق و یمکن در عالم مثالی مقید باشد، و اللهُ اَعلَم؛ و محجوبان از انسان که مشاهده نکنند، در اسفل سافلین باشد.

سالک هر گاه در سیر خود متصل به مثال مطلق شد به سبب عبور از مثال مقید، می‏رسد به آن چه آن را در خیال مشرکان اهده می‏نماید و امر را بیند علی ما هو علیه، به علت تطابق با صور عقلیه که در لوح محفوظند و آن مظهر علم الهی است، و از این جا برای انسان اطلاع بر عین ثابته خود و احوال آن حاصل شود به مشاهده که از ظلال به انوار انتقال نماید، چنان چه به انتقال معنوی بر آن‏ها اطلاع حاصل نماید و اءن شاء الله بعد از این، این تحقیق خواهد آمد.

هرگاه امری مشاهده کند در خیال مقید، گاه خطا رود و گاه اصابه نماید، زیرا آن مشاهده یا امر حقیقی است یا نه؛ اگر حقیقی است، اصابه یافته و الا ناشی از اختلاف صادر از تخیلات فاسده است، چنان چه عقل مشوب به وهم مر وجود را وجودی و مر آن وجود را وجود دیگر و مر باری را شریکی تعقل نماید و هکذا از امور اعتباری که در نفس الامر آن‏ها را حقیقتی نباشد،

قال الله تعالی شأنه: اءنْ هِیَ اءِلّا أَسماءٌ سَمَّیتُموهَآ أَنتُم و ءَابَاؤُکُم مَّا أَنزل اللهُ بِهَا مِن سُلطَنٍ (سوره النجم (53) آیه 23.) و مر اصابه واقعات حقه فِی نفس الامر را اسبابی است. بعضی از آن اسباب راجع به بدن و بعضی به نفس و بعضی به هر دو باشند.

اما اسباب راجعه به نفس مانند توجه تام به حق، و عادت نمودن به صدق، و میل نفس به عالم روحانی عقلی، و پاکی از نقایص، و دوری از شواغل بدنیه، و اتصال به محامد، که این امور موجب تقویت و تنویرند و به قدر قوت نفس قادر بر خرق عالم حسی شود [و ] رفع ظلمت کند.

نیز مناسبت بین آن و ارواح مجرده به علت اتصاف به صفات آن‏ها قوت یابد، پس بر آن معانی فایض شوند که آن را به جانب ارواح جذب نمایند، پس شهود تام مر نفس را حاصل آید.

بعد از آن هرگاه حکم آن فیض منقطع شد، باز نفس به عالم شهادت راجع شود و همان صور به سبب انطباع در خیال، صفت علمی و نقش نفس گردند.

اما اسبابی که راجع به بدن باشند مانند اعتدال مزاج شخصی و مزاج دِماغی .

اما اسبابی که راجع به هر دو باشند، اتیان به طاعات و عبادات بدنیه و خیرات، و استعمال قوا و آلات به موجب اوامر الهیه، و حفظ اعتدال در بین افراط و تفریط ، و دوام وضو، و ترک اشتغال به غیر حق، و دائماً اشتغال به ذکر و غیر آن، خصوص از اول شب تا وقت خواب ؛ و اسباب خطا هر چه غیر اسباب مذکوره باشد مانند سوء مزاج دماغی، و اشتغال نفس به لذات دنیویه، و استعمال قوت متخیله در خیالات فاسده، و فرو رفتن در شهوات، و حرص بر مخالفت شرعیه که همه این‏ها باعث ظلمت و زیادی حجب باشد.

پس هر گاه با این احوال نفس از ظاهر به باطن به جهت خواب میل کرد، این معانی برای آن متجسد می‏شوند، پس آن را از عالم حقیقی خود باز می‏دارد [و] هر آینه رؤیاهای او اضغاث احلام باشند و اعتبار به آن‏ها نیست، یا خود بیند آن چه متخیله تخیل نموده بعینه، و آن چه بیند سبب انحراف مزاج بسا باشد، که او را پریشان نمایند، به طوری که مزاج بدنش [را] تغییر دهند.

پس این امور گاهی در بیداری باشند و گاه در خواب، و چنان چه خواب به اصغاث احلام و غیر آن‏ها منقسم شود، همچنان آن چه در بیداری بیند منقسم می‏شود به امور حقه حقیقیه محضه واقعه در نفس الامر و به امور خیالیه صرفه که برای آن‏ها حقیقتی نیست.

گاه شیطان این‏ها را مخلوط می‏نماید به کمی از امور حقیقیه، تا بیننده گمراه گردد، لهذا سالکْ محتاج آید به مرشدی که او را نجات دهد و از تلبیسات ابلیسیه برهاند؛ و قسم اول یا متعلق به حوادث باشد یا نباشد. اگر متعلق به حوادث است، در وقت وقوع آن‏ها چنانچه دیده و مشاهده کرده یا بر سبیل تعبیر و عدم وقوع آن‏ها، برای او تمیز میان امورِ مشاهده شده و امور خیالیه حاصل گردد، و عبور حقیقت از صور اصلیه خود، به جهت مناسباتی است که در بین صور ظاهریه‏ ای است که آن حقیقت در آن‏هاست و در بین آن حقیقت.

اما هر گاه از امور متعلقه به حوادث نباشد، پس برای رائی در فرق میان آن و میان خیالیه صرفه میزان‏ها باشد ارباب ذوق و کشف به حسب مکاشفاتِ خود آن میزان‏ها را شناسد و به آن میزان‏ها فرق را داند؛ چنان چه مر حکما را در صحت و فساد نظر میزانی است که علم منطق باشد.

بعضی از آن موازین عام است، مانند قرآن و حدیث که منبی‏ء باشند از کشف تام محمدی صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم، و بعضی خاص است و آن متعلق به حال کل واحدی از سالکان است که از اسم الحاکم و از صفت غالبه بر او بر آن‏ها فایض شود؛ و الله الهادی.


تنبیه‏
باید دانست که هر چه در عالم حسْ وجودی دارد، در عالم مثال هم دارد، نه به عکس. از اینجاست که ارباب شهود، عالم حسی را نسبت به عالم خیالی مانند حلقه ‏ای دیده ‏اند که در وادی غیر متناهی افتاده باشد.
هرگاه خداوند عالم نوعی را اراده فرماید که در صورت حسیه ظاهر کند و آن نوع در این عالم صورتی نداشته باشد مانند عقول مجرده، هر آینه آن را به اشکال محسوسات متشکل فرماید به مناسباتی که در بین عقول و آن صور است به قدر استعداد آن چه متشکل است، مانند ظهور جبرئیل علیه ‏السلام در صورت دحیه کلبی و به صورت دیگر، چنان چه نقل شده از عمر در حدیث سؤال از ایمان و اسلام و احسان، و هکذا آن چه در ملائکه سماویه و عنصریه است،
و جن نیز اگر چه اجسام ناریه دارد؛ قال تعالی: وَ خَلَقَ الجَآنَّ مِن مَّارجٍ مِّن نَّارٍ.( سوره الرحمن (55) آیه 15.) انسان کامل نیز متشکل به اشکال غیر اشکال محسوسه گردد، و این در دنیا به علت قوت انسلاخ است از ابدان، و در آخرت به علت ازدیاد آن قوت است به سبب ارتفاع مانع بدنی؛ و مر انسان راست دخول در عالم ملکوت مانند دخول ملائکه در عالم حس و تشکل ایشان به اشکال حسیه ؛ و مر آن راست که ظاهر شود در خیالات مکاشفان مانند ظهور ملائکه و جن، و این‏ها مسما به بدلا باشند.

اصحاب ذوق به موازین خود فرق کنند در بین این‏ها و ملائکه. گاه خداوند عالم آن‏ها را الهام فرماید تا فرق نمایند، گاه فرق حاصل شود به اخبار از نفس خودشان، و گاه ظاهر شوند در نزد غیر اصحاب کشف از صالحان و عابدان، ممکن نیست فرق حاصل شود مر آن‏ها را مگر به قرائن به طریق ظن فقط.


تنبیه آخر
بر توست که بدانی برزخی که بعد از مفارقت از بدن و پس از نشئه دنیاویه، ارواح در آن جا قرار گیرند، غیر برزخی است که در بین ارواح مجرده و اجسام است، زیرا مراتب تنزلات و معارج وجود، دوری باشد، و مرتبه ‏ای که پیش از نشئه دنیویه است، از مراتب تنزلات است و مر آن راست اولیت، و نشئه‏ ای که بعد از نشئه دنیویه است، از مراتب معارج است و مر آن راست آخریت.

و ایضاً صوری که لاحق ارواح میشوند در برزخ اخیر، صور اعمال و نتیجه افعالند که در دنیا داشته ‏اند، به خلاف صور برزخ اول، پس عین یکدیگر نخواهند بود. لکن در این که عالم روحانی و جوهر نورانی، غیر مادی و مشتمل بر مثال صور عالمند با هم اشتراک دارند.

شیخ عرب در فتوحات برزخ اول را به غیب امکانی و ثانی را به غیب مهالی نام نهاده، که چه آن چه در اول است ممکن است که در شهادت ظاهر شود و محال است رجوع آن چه در اخیر است به عالم شهادت، و کم است آن که مکاشف اخیر باشد به خلاف اول. از این جاست که بسیارند از ما [که ]مشاهده کنند برزخ اول را و می‏دانند که چه در عالم دنیاوی واقع می‏شود، و قادر نیست بر کشف احوال موتی؛ و الله هُوَ العَلیمُ الخَبِیر.


ادامه دارد >>>>>





بعض مطالب مرتبط:
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)





مطالب اخیر وبلاگ:

یادی از یاس خوشبوی محمدی (ص)
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء(2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء(1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست
امام علی (ع) و حقیقت توبه
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
نشانه ها را دریابید ! (03)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)
شرط معقولانه اخلاقی زیستن
آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
مودبانه سخن بگوی
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
امام موسی صدر و کار و کارگر
امام علی(ع) مردم سه دسته اند !
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
امام موسی صدر و انتظار فرج
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
امام موسی صدر و جامعه قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به اهالی مصر و ...
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.