ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... نمیشود و نمیتوانم ... نمیدانم که چرا گاهی دل بهانه حضرت مادر سلام الله را میگیرد... گاه و بیگاه با مناسبت و بی مناسبت و ... مگر میشود ؟! ... مهم آرام کردن دل خونین است از غمی که گویا برای بعضی ها تمامی ندارد , ... نمیدانم دیشب در خواب بر دلم چه گذشت و کجاها بردندش که صبحی ناخواسته و بی مناسبت مرثیه ای را قرائت کرد
... و نتیجه این شد که می بینید . ...
حضرت فاطمه زهرا سلام الله

مساله حتما در آن آب و گلی است که با آن بعضی ها را سرشته اند ؛
گویا حضرت بلندبالای عشق ابدی و ازلی در آنهنگام که آب و گل آدمیزادگان را می سرشتند با نظر به ضمیر آدمیزادگانی چند ؛ قطراتی از عشق به خاندان زیبایان و پاکان را در خمیرمایه  آنها مخلوط نموده است که این چنین از منطق عشق در ضمیر بیخودی و بی هیچ بهانه ای در سطح بالاترین یقین باین خاندان احساس وابستگی عمیق دارند ...
و بخصوص و بخصوص و بخصوص در اظهار بلند و آشکارای آن در اینجا و آنجا و هر کجا که باشد عامل باشد ( ولو آنجاهایی که دیگران سرزنش میکنند و اتهام که فلانی هزار و چندساله مثلا درجا میزند و امثال این یاوه هایی که میگویند نهراسد ) و تنها در دل مخفی ننماید و از سرزنش سرزنشگری نهراسد و ...
خداوند سراینده این مویه را عاقبت بخیر کند ... یا حیدر ... ( محمود 19 خرداد 94)


***
مادرم!
این همه بلا سخت است
به خدا شرح ماجرا سخت است

گفتن از روضه‌ی تو
آسان نیست
شرح آن کار روضه خوانان نیست

چشمی از داغ خونفشان باید
گریه‌ ی بی امان
تلاطــم اشک
مدد از صاحب الزمان باید

کاش این فاطمیه
مادر جان
گره از کار عشق وا می شد
روضه خوان
صاحبِ عزا می شد

یوسف تو ز راه می آمد
با دلی غرق آه می آمد
 

مادرم!
این همه بلا سخت است
فهم داغت برای ما سخت است
گفتن از داغ کوچه آسان نیست

آه سیلی بی هوا سخت است
در و دیوار را نمی گویم
نیستم من حریف این روضه
کشته من را
ردیف این روضه
داغ مسمار را نمی گویم
زود باید ز روضه ها رد شد
شرح آن کار روضه خوانان نیست

 
چه بگویم؟
هجوم این مردم؟
در چوبی و تلّی از هیزم؟
شعله می زد چه بی خبر آتش

آه مادر!
بهشت در آتش
در کنار تو شعله ور آتش
صورتت را گدازه ها می سوخت
بارش تازیانه و کوثر
جگر داغ از این بلا می سوخت

آه پهلو
مگر چه شد بازو
روی نیلی
تسلی سیلی
گوشواره ، خدای من چاره ...
از غم تو زمین،‌هوا می سوخت
دل بی تاب مرتضی می سوخت

همه یکجا هجوم آوردند
دست بسته امام را بردند
دست او را که بسته بودند آه
پای قتلش نشسته بودند آه
دل تو بیقرار او اما
پهلویت را شکسته بودند آه
همه پیمان گسسته بودند آه

آه از روضه های بی یاری
کار آن جمعیت
تماشا بود
بعد هم ناسزا و حاشا بود
چقدر حق
غریب و تنها بود
روز دلگیرِ بی طرفداری

درد غربت چگونه پایان داشت؟
وای از ماجرای دلتنگی
در دل کوچه های دلتنگی
کوچه ای که شمیم هجران داشت
روی چشمت نشست ابری که
نود و پنج روز باران داشت
گریه هایت نه صِرف دلتنگی
شرح دلواپسی مولا بود
روضه‌ی بی کسی مولا بود
روز و شب
اشکهای تو جاری
آه از روضه های بی یاری

 تو سه شب
غرق آه و شیون و شین
آمدی با علی و با حسنین
به در خانه‌ی همه اصحاب
جنگجویان خیبر و احزاب
جان به کف های روز بدر و حنین
گفت مولا به تک تک آنان
از احادیث ناب پیغمبر
از «أولی الأمر» و مقصد قرآن
از غدیر و
از آن همه پیمان
گفت از فتنه‌ی سقیفه و بعد
از فریب و خیانت شیطان
آه حجّت دگر تمام شد و
بی تفاوت شدن
حرام شد و
وعده ها
وعده‌ ی قیام شد و
صبح آمد
و لحظه‌ی موعود
غیر از آن چار یار دیرینه
هیچ کس یاور امام نبود
گریه کن با دل شکسته‌ی خود
گریه کن از مدینه تا به اُحد

گریه کن
مادرم غریبانه
روزها کنج بیت الاحزان و
نیمه شب
مخفیانه در خانه
گیسوی زینبت پریشان است
دست افتاده دیگر از شانه

گریه کن
مادرم غریبانه
نیمه شب که تو رفتی از خانه
می شود مویه های چشمانت
روضه خوان غم یتیمانت

گریه کن
بر غریبی حیدر
می روی همدم پریشانت
در کنار مزار پنهانت
می رود آه مادرم از حال
می شود قاتلش غمت هر روز
می شود همدمش غمت سی سال
یک جهان غربت و محن داری

گریه کن
روضه‌ی حسن داری
مثل حیدر
انیس او چاه است
خنده های مغیره در راه است
داغهای تو شعله ور، کوچه
جگرش پاره پاره در کوچه

شب آخر که از سفر گفتی
با نگاهی پر از شرر مادر
با دل خون و چشم تر گفتی
گفتی از روزهای شیون و شین
نیمه شبها و
تشنگی حسین
زینبت را که جان به لب کردی
بقچه ای را اگر طلب کردی

تو به زینب
سه تا کفن دادی
ولی یک کهنه پیرهن دادی
داغ زینب حکایت زهراست
امتداد مدینه عاشوراست

گریه کن
مادرم بخوان روضه
روضه هایت همیشه معروف است
کهنه پیراهن آخر روضه ست
روضه از این به بعد مکشوف است
وسط کوچه
اجر پیغمبر
گرچه یکبار شد ادا مادر
شعله‌ ی کینه آتشین مانده
باز یاری مسلمین مانده
شد ادا گرچه با تب سیلی
اجر با تیغ و نیزه ها مانده
کربلا مانده
کربلا مانده

مادرم!
در میانه‌ی گودال
پیکری غرق خون رها مانده
گریه کن
های های
می بارد
خون خورشید تو زِ سر نیزه
تیرها در طواف پیکر او
بوسه‌ی خنجرست و حنجر او
پیش چشمان خسته‌ی زینب
سر او رفته است بر نیزه
چشمهای کبود او مثلِ
چشم نیلی و بیقرارت شد
ضجه می زد
به جای تو آن روز
کهنه پیراهنی که غارت شد

گریه کن
با تلاوت قاری
خون ز لب های او شده جاری
آه از روضه های بی یاری


« شعر یوسف رحیمی برای شهادت حضرت فاطمه (س) »

ساری,گاهنوشته های محمود زارع



مطالبی درباره حضرت فاطمه زهرا سلام الله :



مطالب اخیر وبلاگ :
امام موسی صدر و راه هدایت
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
ابیاتی از صائب تبریزی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی(1)
بیعت فقط برای خداست
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء(2)
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء(1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست
امام علی (ع) و حقیقت توبه
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
نشانه ها را دریابید ! (03)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)
شرط معقولانه اخلاقی زیستن
آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
مودبانه سخن بگوی
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
امام موسی صدر و کار و کارگر
امام علی(ع) مردم سه دسته اند !
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
امام موسی صدر و انتظار فرج
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
امام موسی صدر و جامعه قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به اهالی مصر و ...
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
نصایح مولا (ع)به امام حسین (ع)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.