ای سید ! حق به وجهی از همه روابط منزه است و میان عالم و حق رابطه نیست؛ این اعتبار را لا تعین خوانند.
نور وحدت خواجه حوراء
ای سید! هر که حق را به این وجه بشناسد، حق را به وجهی ممکن شناخته باشد.

ای سید! اول سالک را به اسم ظاهر متوجه باید شد و به یقین باید دانست که او پیداست به همه صورت و معانی، و هیچ صورتی و هیچ معنایی نیست که جز او بود. این معنا را مکرر نوشته ‏ام؛ به جهت تأکید باز می‏نویسم و مقصود این است که فکر وحدت را لازم خود باید داشت و خود را در این فکر گم می‏باید کرد. چون در این فکر استغراق حاصل شود، از اسم باطن نیز بهره مندی خواهد یافت.

ای سید! اگر سال‏ها به عبادت و طاعت و اذکار اشتغال نمایی و از وحدت غافل باشی، از وصل محرومی؛ اگر چه احوال و کیفیات غریبه روی نماید و انوار از واقعات جلوه گر گردد.

ای سید! حالی را که آن را وصل توهم کنی و ثمره آن حال علم وحدت نباشد، به حقیقت آن وصل نیست. آن چه ظاهر گشته مرتبه ‏ای است از مراتب ظهور، نه مقصود حقیقی که مطلق است و ظاهر در همه و عین همه، تا چیزی ظاهر شود و به وجهی از وجوه با شیئی از اشیاء مغایرت دارد آن منزل و مقصود نیست.

ای سید! هرگاه حقیقت این چنین باشد، از اول تو را مراقبه مطلق ضروری است تا مسافتی نماند.

ای سید! تفرقه و جدایی تا زمانی است که همه را یکی نمی‏دانی و نمی‏بینی. چون همه را یکی دانستی و دیدی، از تفرقه و دویی خلاص شدی و وصل میسر شد.

ای سید! چون همه را یکی دیدی، همه نماند بلکه یکی ماند و بس.

ای سید! میان تو و مقصود راهی نیست که او را جدا از خود و غیر از خود می‏دانی. چون دانستی که تو نیستی، اوست و بس، راه نماند. جمعیت و آزادی و معرفت نفس و معرفت حق و غنای (نسخه هند: فنای مطلق) مطلق و وصل و کمال قرب اینجا حاصل شد و کار تمام گشت.

ای سید! چون به این مقام رسیدی که خود را ندیدی و او را دیدی، آلودگی (نسخه هند: چون به این مقام رسیدی که خود را ندیدی و او را دیدی، آسودی. دنیا و آخرت در حق تو یکی شد) دنیا و آخرت در حق تو یکی شد و فنا و بقا و خیر و شر و وجود و عدم و کفر و اسلام و موت و حیات و طاعت و معصیت عقب ماند، بساط زمان و مکان در نوردیده شد.

ای سید! چون تو نماندی، هیچ چیز نماند که همه چیزها به تو و اندیشه تو وابسته است.

ای سید! بدان که همه چیز در توست و هیچ چیز بیرون از تو وجودی ندارد و چون خرد را از همه چیز خالی کردی، هیچ چیز نماند.

ای سید! تو را وجود جز در حق نیست و همه چیزها در تو موجودند. چون خود را به حق بردی، در آن دریای بیکران خود را انداختی یعنی به این صفت،( نسخه هند: به حق بردی و در آن دریای بیکران خود را انداختی، یعنی به این صفت آگاه شدی، همه چیزها با تو در آن دریا گم شد) آن جا همه چیزها با تو در آن دریا گم شد.

ای سید! اگر نیک دریابی، انانیت که از تو سر می‏زند از تو نیست و تو آن جسم و روح نیستی. در تمام عالم یک اَنَا گوست که انانیت او در همه چیزها ظاهر و جلوه گر است.

ای سید! علامت وصول به حقیقت مطلقه آن است که انانیت که از تو سر می‏زند از همه چیزها آن توانی گفت. این جا معلوم شود که حجاب جز تعین انانیت نیست.

ای سید! (نسخه هند: ای سید! یک ذات است که تمام عالم صفت اوست و قائم بدو، و آن ذات به این صفات ظاهر و پیداست) همان یک ذات است که ذات‏ها شد و همان ذات است که اول علم شده و دیگر بار به صورت علم‏های جهان شده، و همان ذات است که از قدرت خود قدرت‏هاست و همان ذات است که از ارادت خود ارادت‏هاست و همان ذات است که به سمع خود سمع هاست و به بصر خود بصرهاست و به حیات خود حیات‏هاست و به فعل خود فعل هاست و به کلام خود کلام‏ هاست و علی هذَا القیاس؛ و همان ذات است که به هستی خود هستی هاست.

ای سید! هر چه به عالم ظهور آمده، در ذات پوشیده. بعد از آن ذات به صورت او در علم خود اولاً، در عین خود ثانیاً جلوه فرموده، ذات رنگ او گرفت و او رنگ ذات؛ و آن چه پوشیده بود در ذات بالقطع عین ذات بود که غیر شی‏ء در شی‏ء نبود. پس آن ذات خود، به خود معاملت کرده و عاشقی ورزیده و بندگی و خداوندی در میان آورده و کارخانه ازلی و ابدی بر پا کرده.

ای سید! تو خود را خیال کن که هنوز آن جایی که بودی در ازل بودی، تا آزاد شوی و دیگر روی تفرقه و غم و بلا نبینی.

ای سید! روح تو اوست که به او زنده ‏ای و دل تو اوست که به او دانایی، و بصر تو اوست که به او بینایی، و سمع تو اوست که به او می‏شنوی، و دست تو اوست که به او می‏گیری، و پای تو اوست که به او می‏روی.

ای سید! هر جزء و عضو تو از اجزاء و اعضای ظاهر و باطن تو اوست که تو به او تویی.

ای سید! اویی و تویی و منی، هر سه صفت اوست و دیگری در میان نیست.

ای سید! توحید صفت واحد است، نه من و تو. تا من و تو باقی است، اشتراک است نه توحید.

ای سید! چون تو رفتی بناست و چون او در میان آمد بقاست.

ای سید! سلوک سعی توست در رفع اثنینیت، و جذبه رفتن توست به وحدت.

ای سید! سلوک (نسخه هند: به سلوک و...) و جذبه و فنا و بقا اسم ولایت متحقق است.

ای سید! با همه اشیاء نیازمندی کن که عین مطلوب تواند، و با دشمن دوستی ورز که او نیز عین مقصود توست.

ای سید! با خود نیز با نظر محبت ناظر باش که تو نیز عین محبوبی.

ای سید! این‏ها در سلوک ضروری است.

ای سید! بد و نیک را در دریای وحدت انداز تا آشنای حقیقت شوی.

ای سید! سخن وحدت را اگر بسیار گوییم اندک است و اگر اندک گوییم بسیار است. بدایت این معرفت در نهایت مندرج است و نهایت او در بدایت.( نسخه هند: نه او را بدایت است و نه نهایت) تا چند گویم و چند نویسم؟ نه من می‏گویم و نه من می‏نویسم. حقیقت خود، به خود در گفتگوست.

ای سید! چون به خواب روی، نیت کن که به عالم بطون می‏روم و رجوع به حقیقت خود می‏کنم. چون بیدار شوی بدان‏ که به عالم ظهور آمدی و از بطون به ظهوری تنزل نمودی؛ و باید که در هر سحر برخیزی و استغفار کنی و بگویی که ‏ای حقیقت من! مرا به خود بکش و مرا از خود مپوش؛ و نماز تهجد کنی و سوره یس اگر یاد داشته باشی در نماز یا بعد از نماز بخوانی که مختار خواجه بنای دین و دنیای ماست. بعد از آن به فکر وحدت مشغول باشی تا نماز صبح برسی و چون از نماز صبح فارغ شوی، تا بر آمدن آفتاب خواهی نخواهی مستقبل القبله به مراقبه وحدت باشی. چون آفتاب طلوع کند چهار رکعت نماز به دو سلام گذارده شود و سوره یس یک بار بخوانی و اگر در چهار رکعتی توانی خواند بهتر است. همچنین بعد از هر نماز سوره یس یک بار بخوان که فواید بسیار دارد اما در وقت طلوع فجر قرآن مجید فکر وحدت است (در وقت نماز فجر، در قرآن مجید فکر وحدت دست دهد)

ای سید! بدان که خود عبادت خود کند و خود کلام خود می‏خواند الا عند الضرورة و بگو که ‏ای حقیقت من! مرا به خود بکش و مرا از من مپوش و از دویی بر آر.

ای سید! سالک را هم آداب در طریقت ضروری است و تفصیل آن آداب در این رساله گنجایش ندارد؛ اما از اختیار اختصاری ضرور است که گفته شود. اما آن چه طالب را توان نوشت این است که خواب کمتر کند؛ چون ضرور شود و غالب آید، به آن اندیشه که گفتیم خواب کند و طعام و شراب باید که اندک باشد؛ بخورد در شبانه روزی یک بار و اگر صائم بود بهتر است؛ و باید که از پریشانی لقمه احتراز کند که از اسباب دویی و بیگانگی و وهم باطل است و هر چه در شرع منع است و هر چه در طریقت بد است همه این چنین است. این قاعده را نیکو یاد دار که ضروری است.

ای سید! باید سخن کمتر کنی و در خلوت‏ها و صحراها تنها مراقبه و ملاحظه وحدت می‏کرده باشی.

ای سید! سخن بسیار کردن دل را در جنبش آورد و تفرقه باز دهد و از کسب وحدت و یگانگی غافل سازد. جز به ضرورت حرف مزن و هر چه گویی مختصر گوی و اندیشه وحدت را یک لمحه از خود جدا مکن. چون در مجالس نشینی، بیشتر مقید مشو، غفلتی واقع شود؛ و سعی کن تا آن کثرت مرآت وحدت شود و مقوی گردد.

ای سید! در اخفای این اندیشه خود را به تنها حسب الامکان سعی باید کرد و این کلمات را به همه کس نباید نمود مگر با مخصوصان خود.

ای سید! به اولاد و غلام و بیگانه و آشنا و دشمن و دوست، آشنایی به وحدت باید کرد و همه را به نظر اخلاص و به چشم حقیقت بین باید دید.

ای سید! نزاع و جدال مطلق از میان بردار و انکار را بالکلیه از میان بردار تا وحدت ظهور نماید و بسیار سعی باید کرد تا خشم و غضب سخت ظهور نکند. لب و درون چه گنجایش دارد؟ همه معذور باید داشت، چه درون خانه چه بیرون خانه؛ و با فرزندان و متعلقان و بیگانگان مثل آب حیات باید بود، و اگر کسی با تو بدی کند زنهار از آن دل بد نکنی و نرنجی و او را از خود خوش و رضا داری و مکافات بدی به نیکویی کنی؛ این کلی است؛ و در طریقت تنها نشستن و تنها بودن دخل تمام در جمیعت دارد.

ای سید! حال طالب از دو حال بیرون نیست: یا از تعلقات ظاهر دارد و یا نه. اگر ندارد، معامله آن آسان است؛ او را باید که از همه قطع کرده و در خلوت یا صحرا نشیند و به حقیقت خود متوجه شود تا زمانی که حقیقت متجلی شود و وهم دویی برخیزد، آن زمان به هر روش که باشد گنجایش دارد؛ و اگر تعلقات ظاهر دارد و حقوق شرعی را متوجه است، باید که به قدر ضرورت به آن پردازد اما باید که اجتناب (نسخه هند: احتیاط تمام کند) تمام کند که خلاف شریعت و طریقت واقع نشود و از ملاحظه وحدت که حقیقت است بالکلیه غافل نشود، و می‏باید که شب‏ها در این کار بسیار بکوشد و رقبه وحدت باشد و روز را هم چند ساعت برای این کار معین کند و روز به روز می‏افزوده باشد تا آن که این معنا غلبه کند و از همه وارهاند.

ای سید! وقتی که معنای وحدت غالب آید و لطف الهی ظهور نماید، همه حقوق از تو ادا خواهد شد تو را با هیچ کس و هیچ چیز کاری نخواهد بود. خدا وکیل تو خواهد شد و به جای تو او خواهد بود و تو در میان نه ‏ای.

ای سید! صحبت دنیا و اهل دنیا در طریق سلوک مضرّ است. اما کسی که گرفتار است و نمی‏توان از آن قطع کردن، به ضرورت اجتناب تمام باید کرد که چیزی واقع نشود که با شریعت یا طریقت یا حقیقت جنگ داشته باشد. اگر تقصیر رود، باید که رجوع نموده، تدارک نماید و ملاحظه وحدت هرگز از دست نباید داد.

ای سید! در لباس تکلف نباید کرد و از لباس فقر با خود چیزی باید داشت.

ای سید! همیشه حاضر دل باید بود و از گذشته و آینده یاد نباید کرد، و ملاحظه وحدت هرگز از دست نباید داد.

ای سید! بدان که هیچ مرگی بدتر از غفلت وحدت نیست و هیچ عذابی بدتر و سخت‏تر از عذاب دوری از حقیقتِ خود نه. از این مرگ و از این عذاب ترسان بوده، متوجه وحدت باید بود و یقین باید دانست که همه یکی است و غیر از یکی موجود نیست. هر قدر که این اندیشه غالب است، سعادت در اوست. چون از وهمِ دویی بر آید، قیامت بر او واقع شود و در جنت شهود تا ابدالابدین آسوده.

ای سید! این چنین دولت هرگاه در دنیا میسر شدنی است، چون است که در آن سعی نمی‏کنی و غافل می‏باشی؟

ای سید! قیامت بر همه کس و همه چیز آمدنی است و آن رجوع همه است به وحدت، اما بعد از آن که ظهور کل واقع شود، اگر چه همه از اصل خود بر آمده باشند، لذتی که می‏باید، همه را روی ندهد مگر، ران‏ها که اینجا قیامت بر آن‏ها گذشته باشد. پس باید که سعی کنی که آن معنا که موعود است تو را اینجا روی نماید تا آسودگی حاصل شود و لذتی که می‏باید دست دهد.

ای سید! مقصود همین است که وهمِ دویی بر خیزد و تو نمانی و او بماند و بس. همه انبیا و اولیا بر این اتفاق کرده‏اند و در کتب الهیه و حدیث و کلمات اولیا دلایل این بسیار است، و عظمای هر فرقه به وحدت قائلند و همه به یک زبان به این رفته ‏اند که غیر حق موجودی نیست؛ عالم صورت اوست و ظهور اوست و بس. به خاطر هست که شواهد این مطالب در کتاب علی حده نوشته شود و از دلایل عقلیه استنباط او کرده، نیز پاره ‏ای آورده شود انشاء الله سبحانه.

ای سید! امروز که آخر الزمان است و نزدیک رسیده که آفتاب حقیقت از مغرب خلقیت طلوع نماید، از آن جا که پیش از طلوع آفتاب، انوار و آثار ظاهر می‏شود و اسرار توحید از زبان خاص و عام به اختیار و بی اختیار، فهمیده و نافهمیده سر می‏زند، طالب را باید که خود را جمع ساخته، خود را از خود نپوشد تا حقیقت وحدت کما ینبغی بر وی جلوه گر شود و به گفتگوی زبانی اکتفا واقع نشود.

الله مطلق و محمد صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم بر حق؛ و اَلْحَمْدُلِلَّه رَبِّ العالَمین اولاً و آخِراً و ظاهِراً و باطِناً و صلی الله علی محمد و آلهِ الطّاهِرینَ الأَخیارِ الأَبرارِ الاَنجاب؛ تَمَّت الکِتاب بِعَون المَلِکَ الوَهّاب.




بعض مطالب مرتبط:
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)







مطالب اخیر وبلاگ:
مولا علی (ع) و راویان حدیث
امام موسی صدر و زنان مقتدر
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء(1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست
امام علی (ع) و حقیقت توبه
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
نشانه ها را دریابید ! (03)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)
شرط معقولانه اخلاقی زیستن
آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
مودبانه سخن بگوی
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
امام موسی صدر و کار و کارگر
امام علی(ع) مردم سه دسته اند !
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
امام موسی صدر و انتظار فرج
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
امام موسی صدر و جامعه قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به اهالی مصر و ...
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
نصایح مولا (ع)به امام حسین (ع)
السائر الحائر (3)
السائر الحائر (2)
نقشه منطقه ای پیش شماره های تلفن همراه
حقیقة الحقایق
نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی (دو اثر از استاد اسحاقی) + دانلود
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.