ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... چنان که قدوة المجتهدین، جمال الملة و الدین، علامه حلی رحمه الله در کتاب شرح تجرید در مبحث امامت می‏فرماید که از آن حضرت علیه‏ السلام به تواتر منقول است که آن حضرت علیه ‏السلام سید و سرور ابدال بوده‏ اند، از همه اطراف عالم به خدمت آن حضرت می‏ آمدند به جهت آموختن آداب سلوک و ریاضات و طریق زهد و ترتیب احوال و ذکر مقامات عارفان.
اول باید خدای را شناخت

نیز در کتاب مذکور مسطور است در بیان فضیلت ائمه علیهم السلام که منتشر و فراوان کرده‏ اند ائمه از علم و زهد و فضل و انقطاع و ترک دنیا را تا غایتی که فضلای مشایخ فخر می‏کرده ‏اند به خدمت و بندگی ایشان، چنان چه شیخ ابوزید بسطامی فخر می‏کرد به آن که سقّا بود در خانه حضرت صادق علیه ‏السلام و شیخ معروف کرخی قدس سره شیعه خالص و دربان حضرت رضا علیه ‏السلام بود از دنیا رحلت کرد.

علامه حلی رحمه الله هم در کتاب منهاج الکرامة در جایی که مفاخر حضرت امیر را می‏شمرد، می‏گوید که علم طریقت منسوب است به حضرت امیرالمؤمنین علیه ‏السلام و صوفیه کلهم نسبت خرقه خود را به آن حضرت علیه ‏السلام می‏دهند.

تفصیل این سخن آن است که شیخ ابن جمهور احسایی رحمه الله که از اکابر علمای شیعه است در کتاب مجملی المرآة روایت می‏کند از حضرت رسالت پناه صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم که آن حضرت فرمود:

مرا به معراج بردند، داخل بهشت شدم، در وسط بهشت قصری از یک دانه یاقوت سرخ دیدم، جبرئیل آن را بگشود و داخل آن قصر شدم. خانه‏ای از یک دانه مروارید سفید دیدم، پس داخل خانه شدم، در میان آن خانه صندوقی از نور دیدم مقفّل به قفلی از نور.

گفتم: یا جبرئیل! چه چیز است این صندوق و چه در آن است؟
پس گفت جبرئیل: یا حبیب الله! در آن سرّ خداست، عطا نمی‏کند آن را مگر به کسی که دوست می‏دارد.
پس گفتم: باز کن از برای من.
پس گفت جبرئیل: من عبدی مأمورم، از خدا بخواه تا آن که اذن دهد مرا در گشودن.
پس سؤال کردم از حق.
ندا آمد از جانب خدای تعالی که ‏ای جبرئیل بگشا در آن را،
پس در را گشود. پس دیدم در آن فقر و خرقه را.
پس گفتم: ای سید و مولای من چیست این مرقع و فقر؟
ندا آمد از جانب عرش که ‏ای محمد صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم! این دو چیز را اختیار کرده ‏ام از برای تو و امت تو وقتی که خلق کرده آن را، و نمی‏دهم این دو چیز را الا به کسی که دوست می‏دارم او را و خلق نکرده ‏ام چیزی را که دوست‏تر دارم از این دو چیز.

پس حضرت رسول صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم فرمود که برگزید خدای تعالی فقر و خرقه را از برای من، و این‏ها دوست‏ترین چیزهاست نزد او. پس پوشید این خرقه را آن حضرت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم، و متوجه مقام اَو اَدنی‏ شد. پس چون از معراج بازگشت، پوشانید این فقر و خرقه را به امر الهی در حضرت امیرالمؤمنین علیه ‏السلام و آن حضرت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم وصله بر آن خرقه می‏دوخت تا گفت [آن قدر ] بر آن دوخته ‏ام که از دوزنده آن شرم دارم.

حضرت امیرالمؤمنین علیه‏ السلام پوشانید به حسن علیه ‏السلام پسر خود، پس پوشانید آن را به امام حسین علیه ‏السلام پس هر یک از ائمه در یکدیگر می‏پوشانیدند تا به حضرت صاحب الامر علیه ‏السلام.
الحال آن خرقه با میراثهای انبیا در نزد حضرت صاحب الامر علیه ‏السلام است و دراعه نبی و سیفه و عصابته و دلدله و خاتم سلیمان و عصای موسی و آدم و الطشت و التابوت و الجفر و الجامعه و مصحف فاطمه که طولش هفتاد ذراع است و در آن است هر چیزی که جاری می‏شود تا روز قیامت به خط علی علیه ‏السلام و املای نبی صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم. فَهُوَ الیَومُ قُطب زمانِه و خَلیفَة عَصرِه.

بعد از آن مصنف می‏گوید که بدان که مراد از این خرقه که در میان مشایخ صوفیه است بعینه همان خرقه نیست بلکه مراد شرایط پوشیدن خرقه است بر وجهی که آن حضرت علیه ‏السلام پوشید؛ و پوشانیدن یعنی فرا گرفتن معانی و اسرار به قدر استعداد از صاحب مقام خرقه و پیر کامل، و متصف شدن به صفات و اخلاق او. پس خرقه نشان خرقه معنویه و انتساب است.

شیخ مذکور در کتاب مسطور بیان نسبت این طایفه را بعضی به کمیل بن زیاد و بعضی به اویس قرنی و غیرهما از اصحاب امیرالمؤمنین علیه ‏السلام و ایشان به آن حضرت می‏رسانند؛ و بعضی به ابراهیم ادهم و بعضی به بشر حافی و بعضی به سلطان بایزید بسطامی می‏رسانند و ایشان به حضرت صادق علیه ‏السلام؛ و بیشتری از سلسله‏ هایی که الحال موجود و مشهورند، به شیخ معروف کرخی می‏رسانند، مثل شیخ الاعظم، القمقام، المعظم، شیخ صفی الدین اردبیلی و مولانای رومی و غیرهما، و ایشان به حضرت رضا علیه ‏السلام؛ و نیست سلسله‏ ای در میان این طایفه که به غیر از ائمه هدای علیهم السلام به دیگری منتهی شود. پس این طریقت نیست الا طریقه خاصه ایشان که خود در آن سلوک می‏نموده ‏اند و به خاصان خود آموخته‏ اند، چنان چه در میان خاصه و عامه شهرت دارد.

شیخ مذکور در کتاب عوالی اللئالی روایت کرده از حضرت رسول صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم که :
الشَّریعَةُ اَقوالی و الطریقةُ افعالی و الحقیقةُ احوالی و المعرفةُ رأسُ مالی و العقلُ اصلُ دینی و الحبّ اساسی و الشّوقُ موکبی و الخوفُ رفیقی و العلمُ سلاحِی و الحکمُ صاحِبی و التّوکّل زادِی و القَناعَةُ کَنزِی و الصّدقُ مَنزِلی و الیَقینُ مأوی‏ و الفقرُ فَخرِی و بهِ افتَخرُ عَلی سایِرِ الاَنبِیاء و المُرسَلِینَ.( میزان الحکمة، ج 2، ص 1428، نیز ر. ک: عوالی اللئالی، ج 4، ص 124.)

همچنین شارح شرح کبیر در باب حادی عشر در مبحث امامت در بیان فضیلت ائمه علیهم السلام می‏فرماید که اکابر و مشایخ علما مشرف شده به خدمت ائمه، حتی آن که سلطان بایزید، سقایی خانه آن حضرت که امام صادق علیه‏ السلام باشد می‏کرده، و شیخ معروف کرخی دربان حضرت امام رضا علیه ‏السلام [بوده‏]؛ و همچنین شارح نهج المسترشدین در آن جا می‏فرماید که علم تصفیه باطن که از اسرار و پنهانی‏ های علوم است، به درستی که مشایخ طریقت فرا گرفته‏ اند این علم را از آن حضرت یا از اولاد و یا از شاگردان اولاد او.

همچنین ابن طاووس قدس سره در کتاب طریق ذکر کرده انتساب خرقه مشایخ صوفیه را به ائمه هدی علیهم السلام و سقایی سلطان بایزید را در خانه حضرت صادق علیه ‏السلام و اسلام شیخ معروف کرخی را به تربیت حضرت رضا علیه ‏السلام و دربانی آن حضرت را تا وفات.

پس غرض از این همه تطویل آن است که معلوم شود اکابر علمای شیعه در هر عصری معتقد این طایفه بوده‏ اند با وجود کمال و تبحری که در علم اصول و فروع اسلام داشته ‏اند و با کمال تقدس ذات.

پس اگر جمعی از نادانان که در میان عوام خود را به طالب علم شهرت داده ‏اند مذمت این طریقه می‏نمایند، معلوم است که از کمال نادانی یا محض حسد و اغراض فاسده نفسانی خواهد بود؛ و عاقل باید که فریب این شیاطین انس را نخورد و از این سعادت عظمی که مقصد اقصی و طریقه انبیا و ائمه هدی و شیوه اولیا و مردان راه خداست، محروم نماند. هر چند این کاری است دشوار و شربتی است بر اکثر طبایع ناگوار و جهاد اکبر و میدان ترک سر است و مقوف بر همتی عالی است و تایید ازلی.

کار هر کس نیست رفتن همچو عیسی بر افلاک
کارهای این چنین، همت بلندان می‏کنند‏



توصیه تشبه به صالحان و محبت به عارفان‏
اما اگر همت نداشته باشی که به مقام کاملان برسی، در میان این قوم در آ و تقلید ایشان را نموده، تشبه به ایشان نما که در حدیث وارد است که: مَن تَشبّهَ بِقَومٍ فَهُوَ مِنهُم (عوالی اللئالی، ج 1، ص 165.) یعنی هر که مشابهت به قومی داشته باشد، پس او از ایشان است؛ و اگر داخل ایشان نتوانی بود، محب ایشان باش که در حدیث وارد است که: المَرءُ یُحشرُ مَع مَن اَحَبَّهُ (ر. ک: مصباح الشریعه، ص 194.) یعنی هر کس محشور خواهد شد با آن کس که دوستش می‏دارد.


تصوف، تخلق به اخلاق الله‏
حاصل سخن آن که بدانی که اصل تصوف صافی نمودن باطن است از رنگ ما سوا، و متخلق شدن به اخلاق الله، و تصیل کمالات روحانی و رسیدن به مقام قرب و معرفت عیانی نه چندان که نادانان گمان می‏برند که تصوف، محض لهوو لعب [ی‏] است بیهوده یا دکانی است در بازار هوای به زرق و ریا چیده، و طریقت مخالفت شریعت مصطفوی صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم و مباین طریقت مرتضوی علیه‏السلام که: کَلّا اءِنَّهُم عن رَبِّهم یَومئذٍ لَمَحجُوبُونَ.( سوره مطففین (83)، آیه 15.)

بلکه از مشایخ این طایفه کسانی بوده ‏اند که از علوم ظاهری نیز هر یک سرآمد زمان خود بودند چنان که از تصانیف ایشان معلوم است؛ مثل مولانای رومی و شیخ علاء الدوله سمنانی و شیخ شهاب الدین سهروردی، صاحب حکمت اشراق و شیخ محی الدین عربی، صاحب فتوحات و شیخ عبدالرزاق کاشی، صاحب تأویلات و شیخ ابوحامد غزالی و شیخ روزبهان، صاحب تفسیر عرایس (این تفسیر نفیس و بی نظیر عرفانی به زودی توسط انتشارات آیت اشراق به چاپ خواهد رسید) و شیخ عطا و غیرهم.


شریعت، شرط اول راه‏
همه اتفاق دارند که علم شریعت به قدر واجب شرط اول راه است و کمال در علم شریعت، شرط کاملان این راه است. چون تواند بود که کاملان این طریقه که در علم ظاهر و باطن یگانه بوده‏ اند با آن که مکروهات و بلکه بعضی از مباحات را بر خود حرام داشته‏اند و احتراز می‏نمایند، راضی به خلاف شریعت مطهره شده، مرتکب حرام می‏شوند؟ پس آن چه بعضی از جهالْ بعضی از افعال جزئیه و فرعیه این جماعت را اعتراض می‏کنند، عین خطا خواهد بود؛ چنان چه از جمله اعتراض ایشان یکی آن است که این جماعت در خانقاه می‏نشینند و این بدعت است. این حرف باطل است زیرا که بدعت آن است که حرام یا واجب یا سنت یا مکروه یا مباح گردانی چیزی را که حکم شارع در آن چیز به خلاف آن باشد؛ چنان چه عمر تمتع متعه را حرام کرد و عثمان خطبه عیدین به انجام نماز عید مقدم داشت که اکراه ائمه هدی در آن بوده [و این‏] بدعت باشد.

پس اگر [این که‏] کسی در خانقاه نشیند بدعت است، کسی نیست در عالم که بدعت نکرده باشد زیرا که وضع مدرسه و عمارت و جامها و طعام‏ها که در این زمان شایع است حتی بعضی از علوم متعارف نیز در زمان ائمه هدی نبوده و حال آن که فرق میان مسجد و خانقاه هم نیست الا به تسمیه و آن که خلوتی خلوتی چند بر اطراف آن ساخته ‏اند به جهت آن که فضیلت عبادت در خلوت بیشتر است.

احادیث بسیار است از آن جمله مروی است از حضرت رسالت پناه صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم که فرمود:
ای اباذر! هر کس یک نماز در مسجد من بگذارد برابر است با هر نماز که در غیر آن بکند و فاضل بر همه نمازی است که در خانه‏ اشت [بخواند] و در جایی که نبیند او را کسی به غیر از خدا؛ و احادیث دالّه در فضیلت خانقاه که جامع است میان عبادت در خلوت و مسجد و جماعت و کلام علمای شیعه در این باب است (احتمالا کلمه است در این جا اضافه است) در کتاب مستند السالکین مذکور است.


فضیلت عبادت اربعین‏
یکی دیگر از اعتراضات ایشان آن است که عبادت اربعین، بدعت است. این [نیز] باطل است، زیرا که بدعت آن است که مذکور شد و احادیث دالّه بر فضیلت عبادت اربعین بسیار است. از آن جمله حدیث مشهور که ابن فهد رحمه الله در عدة الداعی از حضرت رسول صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم نقل می‏کند که آن حضرت فرمود: کسی که عبادت کند خدای تعالی را به اخلاص چهل صباح، ظاهر شود چشمه‏ های حکمت از دلش بر زبانش؛ و در عیون اخبار الرضا علیه ‏السلام مثل این مذکور است به اندک تفاوتی در عبارت، و مثل این مذکور است.

یکی دیگر از اعتراضات ایشان آن است که این طایفه ذکر بلند می‏کنند و آواز خوش می‏شنوند و آن غناست و حرام است. این حرف [هم‏] باطن است، زیرا که اگر غرض از بلند کردن آواز سرایت خلق نباشد، این عین عبادت است؛ چنان چه در کتاب ثواب الاعمال منقول است که هر چند آواز را بکشی در ذکر، به قدر آن از گناهان پاک می‏شوی و در کتاب من لا یحضره الفقیه منقول است که شخصی به خدمت حضرت امام زین العابدین علیه‏السلام آمد، سؤال کرد از خریدن کنیزک خوش آواز که جایز است خریدن او به جهت آوازش؟ آن حضرت فرمود که : ما علیکَ، لَوِ اشتَرَیتَها تُذکِّک الجنَّة (ر. ک: من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 60.) یعنی باکی نیست بر تو، اگر بخری او را، پس بهشت را به خاطرت آورد.

شیخ ابن بابویه می‏گوید: معنای سخن آن حضرت آن است که اگر به یاد می‏آورد آخرت را به خواندن قرآن و قصاید و سخنانی که باعث ترغیب به زهد و فضایل شود به آواز خوش، باکی نیست هرگاه مطلوب در آن لهو و طرب نفسانی نباشد؛ و در کتاب کافی منقول است که خدای تعالی دوست می‏دارد آواز خوش را که در گلو بگرداند؛ و احادیث داله بر فضیلت آواز خوش بسیار است، و در کتاب مستند السالکین نقل کرده ‏ایم.

یکی دیگر از اعتراضات ایشان آن است که وجد کردن خلاف شرع است. این اعتراض هم باطل است، زیرا که وجد عبارت است از غشیت و بی تابی که دست میدهد سالک را از استیلای فیض الهی بر دل؛ و در حالت وجد گاه گریه بر او غلبه کند. چنان که در قرآن مجید می‏فرماید:
« وَ اءِذا سَمِعوا مآ أُنزِل اءِلی الرَّسول تَری‏ أَعیُنَهُم تَفِیضُ مِن الدَّمعِ مِمَّا عَرَفُوا مِن الحقِّ » (سوره مائده (5) آیه 83.) یعنی [وقتی که‏] می‏شنوند آن چه [را که‏] بر پیغمبر صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم نازل شد، می‏بینی چشمهای ایشان را اشک بار از جهت معرفتی که دارند به حق.

و گاه به حرکت در می‏آیند، چنان که در کتاب کافی از حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام منقول است که صفات مؤمن را بیان فرموده، گفت از صفات ایشان آن است که چون ذکر کنند خدای تعالی را پیش ایشان، به حرکت آیند، چنان که درخت به حرکت در می‏آید از باد.
از حضرت رسول صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم مروی است که کسی او به اهتزاز در نیاید وقتی که نام دوستش را شنید، او به مفاد لَیسَ بکریمٍ مَن لَّم یهتزَّ بِذکرِ الحَبِیبِ، کریم نیست.

و گاه باشد که بیفتد، چنان که از حضرت امیرالمؤمنین علیه ‏السلام منقول است در کتاب امالی شیخ ابن بابویه که ابودرداء آن حضرت را در خرابه‏ ای دید، بر روی در افتاده، چنان دانست که آن حضرت از دنیا رحلت فرمود. آمد و اهل خانه آن حضرت را خبر کرد.

فاطمه علیهاالسلام فرمود: ای ابودرداء! او شبانه ‏روزی چندین مرتبه چنین از هوش می‏رود؛ و غشیت آن حضرت زیاده از آن است که محتاج به بیان باشد.

مروی است که حضرت صادق علیه‏ السلام در اثنای تلاوت قرآن بی هوش می‏شدند و حضرت فاطمه علیهاالسلام چنان چه در من لا یحضره الفقیه مذکور است در محل شنیدن قول محمد رسول الله و اذان بلال صیحه زد و افتاد [و] بی هوش شد و حضرت امام حسن علیه ‏السلام در وقتی که اعمال را در قیامت بر نظر ذوالجلال به خاطر می‏رساند، بر روی در می‏افتاد، و بی هوش می‏شد، و حضرت امام زین العابدین در محل بلند در راه حج بی هوش می‏شدند چنان که از شتر می‏افتادند.

و گاه باشد از بسیاری فیض زنده نماند همچنان که در نقل همام مذکور است. در قرآن مجید می‏فرماید: قوله تعالی: خَرَّ مُوسی صَعِقاً.( سوره اعراف (7) آیه 143.)

احادیث در این باب بی شمار است و العیاذ بالله اگر کسی ریا کند و اظهار غشیت نماید و حالی نداشته باشد، به اتفاق صوفیه، فاسق و مذموم است؛ و [آنان‏] نهایت مبالغه در منع آن می‏کرده ‏اند و دارند و در کتاب کافی بیان می‏کند مذموم بودن غشیت از برای ریا [را و این که آن‏] طریقه شیطان است.

پس معلوم شد که اصل این طریقه مستحسن است و افعال و اعمال آن موافق قوانین شریعت است. اگر کسی از بعضی صوفیان بدی بیند، دلیل بدی همه صوفیان نمی‏شود، چنان که [اگر] یکی از علما بد باشد، جمله علما را انکار نتوان کرد؛ چه در میان همه طوایفْ ناقص و کاملان می‏باشند، چنان که خواجه حافظ رحمه الله می‏فرماید:

نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد‏


بلکه ناقصان و بدان را باب روی نیکان عزت باید داشت، گفته ‏اند که:
صد خار را برای گلی آب می‏دهند.
مولوی می‏فرماید:
از هزاران تن یکی تن صوفی‏اند
دیگران از دولت او می‏زی‏اند

(از هزاران اندکی زین صوفی‏اند - باقیان در دولت وی می‏زی‏اند)

و السلام علی مَنِ اتَّبَع الهُدی و اجتَنَبَ عَنِ الضَّلالَةِ و الغَوی‏.
رساله تشویق السالکین‏
آخوند ملا محمدتقی مجلسی‏






بعض مطالب مرتبط:
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(2)
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء








مطالب اخیر وبلاگ:
رساله تشویق السالکین‏ مجلسی(1)
مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست
امام علی (ع) و حقیقت توبه
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
نشانه ها را دریابید ! (03)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)
شرط معقولانه اخلاقی زیستن
آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
مودبانه سخن بگوی
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
امام موسی صدر و کار و کارگر
امام علی(ع) مردم سه دسته اند !
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
امام موسی صدر و انتظار فرج
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
امام موسی صدر و جامعه قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به اهالی مصر و ...
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
نصایح مولا (ع)به امام حسین (ع)
السائر الحائر (3)
السائر الحائر (2)
نقشه منطقه ای پیش شماره های تلفن همراه
حقیقة الحقایق
نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی (دو اثر از استاد اسحاقی) + دانلود
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
السائر الحائر (1)
آقایم حسین بن علی (ع) است




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.