اَلْحَمْدُلِلَّه الَّذِی فَضَّل اَنبیائَهُ وَ اَولِیائَهُ عَلی جَمیعِ الخَلایِق وَ الأُمَمِ و خَصَّص سَرائِرهُم بِخصایِص الحَقایِق و الحِکَم، و الصّلوةُ و السّلامُ عَلی محمَّدٍ مَفخَرِ العَرَبِ و العجَمِ وَ علی‏ سیّدِ الأَولِیاءِ علیٍّ الکَریمِ الأَکرَمِ، وَ علی آلِهِ و اَتباعِهِ الهادِینَ اءِلی طَرِیقِ الأَقوَمِ .

خوب و خوش و زیبا

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اما بعد چنین گوید محتاج غفران رَب وفی پروردگار علی، محمد تقی مجلسی :
بر ضمایر صافیه ارباب دانش و بینش پوشیده نماند که علت غائیه ایجاد جن و انس شناخت حضرت باری است عَزَّ وَ جَلَّ، چنان چه آیه وافی هدایت وَ ما خَلقتُ الجنَّ و الاءِنسَ الّا لِیَعبُدونِ (سوره ذاریات (51) آیه 56.) اَی لیعرِفُونِ بر آن ناطق است.

اقرب طرق به معرفت الهی، طریقه حقه رضویه ذهبیه معروفه مرتضوی است که طریق تصوف و حقیقتش نیز خوانند و آن عبارت است از تحصیل قرب [و] معرفت رَبِّ العالمین به طریق زهد و ریاضت (و) انقطاع از خلق و مواظبت بر طاعت و عبادت.

اکنون جمعی پیدا شده ‏اند که ایشان را از شریعت خبری و از طریقت اثری نه، و انکار این طریقه حقه می‏نمایند بنابر عدم وقوف و قلت تدبر در آیات و اخبار ائمه اظهار و به متابعت نفس غدار که ثمره او حسد و عناد و تعصب است، اگر چه مشهور است :

شب پره گر وصل آفتاب نخواهد
رونق بازار آفتاب نکاهد‏

اما چون انکار ایشان سبب محرومی بعضی از عوام بود از این نعمت عظمی، لهذا بعضی از احبا از این فقیر، محمد تقی التماس نمودند که رساله مختصری در حقیقت این طریقه نوشته شود تا شیعیان امیرالمؤمنین علیه‏السلام از این سعادت بی نصیب نباشند. پس ایجاباً لسؤالهم با آن که مبسوطی موسوم به مسند السالکین در این باب نوشته شده، مجملی از هر باب در این رساله مذکور می‏گردد و الله التوفیق.

اما زبده و خلاصه برایا که انبیایند، همه این طرق را دانستند، چنان که کتب سیَر و اخبار و قرآن مجید و احادیث ائمه علیهم السلام من جمیع الدهور و الاعصار به آن ناطق است.

از آن جمله حدیث ابن مسعود است که در کتاب مکارم الاخلاق و غیره از کتب شیعه و سنی مذکور است که سید عالم صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم موعظه فرمود ابن مسعود [را] که ‏ای پسر مسعود! به درستی که برگزیده خدای تعالی موسی علیه‏السلام را به مناجات و مکالمات وقتی که دید که سبزی تره بر شکمش از لاغری بسته و سؤال نمی‏کرد موسی علیه‏السلام در مَدیَن در حینی که در آمد در سایه دیواری که طعام بخورد.

ای ابن مسعود! اگر خواهی خبر دهم تو را از حال نوح نبی الله که در زندگانی هزار سال پنجاه سال کم؛ چون صباح می‏کرد می‏گفت:
شام نخواهم خورد، و لباس او از پشم بود و طعام او جو؛ و اگر خواهی خبر دهم تو را از حال یحیی علیه‏السلام [که ] لباسش از ریشه خرما بود و طعامش از برگ درخت.

اگر خواهی خبر دهم تو را از حال عیسی بن مریم علیه‏السلام. او عجب حالی داشت! همیشه می‏گفت نان و خورش من گرسنگی است، و شعار من خوف الهی است، و لباس من از پشم و اسب من هر دو پای من، و چراغ من در شبْ ماه است و پوشش من در زمستان آفتاب، و میوه و ریحان من، سبزه‏ های بهار است و آن چه چهارپایان بخورند، و در شب داخل می‏شوم و چیزی ندارم و در روی زمین از من دارنده ‏تری نیست.

ای ابن مسعود! آتش جهنم برای کسی است که مرتکب حرام گردد، و بهشت کسی راست که ترک حرام کند. پس بر تو باد که ترک حرام کنی و زهد پیشه کنی در دنیا. به زهد تو مباهات کند خدای تعالی با ملائکه، و اقبال می‏کند به سوی تو به ذات مقدس خود، و رحمت می‏کند بر تو جبار عالم.

این طریق است در همه باب زهد و ترک دنیا، که این مختصر گنجایش ذکر آن‏ها را تمام ندارد.

حضرت سید المرسلین صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم که فخر موجودات است، جوع و زهد و ریاضت و خلوت‏ نشینی و انزوای آن حضرت قبل از بعثت در غار حرا و غیره ، و سنگ بر شکم بستن، و پشت پای آن حضرت ورم کردن از کثرت قیام شب، و باقی ریاضات آن حضرت، از کثرت شهرت محتاج به بیان نیست.

همچنین حضرت امیرالمؤمنین علیه‏ السلام، ریاضات شاقّه ایشان، اظهر من الشمس است، چنان چه علامه حلی قدس سره در کتاب شرح تجرید در مبحث امامت می‏فرماید که نعلین آن حضرت از پوست و کلاه از پوست خرما داشت، و نان با نان خورش کم می‏خورد و اگر به خورش میل داشتند، نمک و سرکه میل می‏فرمود و اگر تکلف می‏کرد سبزی یا شیر می‏خورد و گوشت کم می‏خورد و می ‏فرمود: مگردانید شکم‏های خود را قبور حیوانات، و دنیا را همه طلاق داده بودند.

در کتاب اطعمه از کافی منقول است از حضرت امام جعفر صادق علیه‏السلام [که‏] می‏فرمود:
حضرت امیر علیه‏ السلام شبیه ‏ترین مردم بود به حضرت رسول صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم در چیز خوردن و این صفت داشت و خود نان و سرکه و زیتون می‏خورد و به مردم نان و گوشت می‏داد.

همچنین در کتاب مذکور نقل است از عجلان که یکی از راویان حضرت صادق علیه ‏السلام است، گفت:

 شبی بعد از خفتن در خدمت با سعادت آن حضرت بودم، سفره ‏ای آوردند و در آن سرکه و زیتون و گوشت بود، گوشت را بر می‏داشت و به پیش من می‏گذاشت و خود سرکه و زیتون را می‏خورد و گوشت میل نمی‏فرمود، و می‏فرمود:
این است طعام من و طعام همه انبیاء و اوصیا.
همچنین هر یک از ائمه علیهم السلام این طریق را داشته ‏اند، چنان چه احوال و سیر ایشان در کتب اخبار مذکور است، و همچنین اصحاب صفه که فرقه اول از درویشانند، این مسلک داشته‏اند؛ مثل سلمان و ابوذر و عمار و غیرهم.

در بعضی از تفاسیر مذکور است که اکابر قبیله مصر به خدمت حضرت رسالت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم مشرف شدند، و اصحاب صفه را با خرقه‏ های ژنده در نهایت تقرب دیدند، از عالم تکبر بر ایشان دشوار آمده همنشینی ایشان. بنابر آن، رو به خدمت حضرت کردند که ما بزرگانیم و این جماعت نادارانند، ما را همنشینی ایشان ننگ آید؛ التماس این که، ما وقتی که در مجلس تو باشیم این جماعت نباشند. آن حضرت بنابر آن که آن قبیله عظیم بودند که در عرب به کثرت ضرب المثلند، و ایمان ایشان باعث‏ قوت اسلام است، به جهت جلب قلوب ایشان رد مسئول ایشان را ننموده، در جواب توقف نمود، این آیه نازل شد:

وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ لَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا وَ قُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّکُمْ فَمَن شَاءَ فَلْیُؤْمِن وَ مَن شَاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِینَ نَارًا(سوره کهف (18) آیه 27 - 28)

یعنی صبر فرما یا محمد صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم نفس خود را با آن‏هایی که می‏خوانند پروردگار خود را در صبح و شام و می‏جویند رضای او را، و بر مدار چشم‏های خود را از روی ایشان، مگر می‏خواهی زینت و زندگانی دنیا را؟ و فرمان‏برداری مکن کسی را که غافل کرده‏ ایم ما دل او را از ذکر خود و پیروی می‏کند هوای نفس را و کار او ضایع و تباه شده. بگو یا محمد صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم که حق از پروردگار توست؛ پس هر که خواهد ایمان آورد و هر کس خواهد کافر گردد، به درستی که ما مهیا ساخته‏ایم به جهت ظالمان جهنم را.

همچنین در کتاب کافی منقول است از حضرت صادق علیه‏ السلام که فرمود:
چیزی به خدمت حضرت رسول صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم آوردند و حضرت آن را به جماعتی از فقرا و مساکین اهل صُفّه داد، لیکن چندان نبود که به همه اهل صفه برسد. به پیش ایشان رفت و فرمود: معذرت می‏خواهم در پیش خدا و پیش شما ای اهل صفه از آن چیزی که داده بودند برای ما، می‏خواستم قسمت کنم میان شما، چندان نبود که به همه برسد، بعضی از شما را مخصوص ساختم که می‏ترسیدم از جزع و بی‏تابی ایشان.

بالجمله فضیلت اصحاب صفه محتاج به بیان نیست و هر یک از ایشان را صفّی می‏گفتند یعنی منصوب به صفه، تا به کثرت استعمال، صاد را اشباع و فاء را مخفف ساخته‏ اند صوفی شد. چنان که شیخ ابوسعید، سهروردی (عبدالقاهر سهروردی، صاحب عوارف المعارف) و غیره در وجه تسمیه این جماعت به صوفی گفته ‏اند: ایشان بیشتری پشمینه ‏پوش بودند، ایشان را صوفی می‏گفتند.

موید این قول است کلام حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام که در میان این طایفه مشهور است. شیخ ابن جمهور احسایی که از اکابر علمای شیعه است در کتاب غَوالی روایت کرده که آن حضرت فرموده ‏اند تصوف را از صوف گرفته ‏اند و این سه حرف است، صاد از صبر، واو از وفا، و فاء از فقر و فنا.( گویا فرمایش مرحوم مجلسی رحمه الله ناظر به چنین حدیثی است. از امام العارفین و قطب الموحدین، امام وصی صفی ولی سلام الله علیه منقول است که: التصوف اربعة احرف: تاء و صاد و واو و الفاء: فالتاء ترک و توبة و تقوی، و الصاد صبر و صدق و صفا؛ و الواو ود و ورد و وفا؛ و الفاء فرد و فقر و فنا. عوالی اللئالی، ج 4، ص 105، برای اطلاع بیشتر از روایاتی که در مدح و قدح صوفیه است ر. ک: محمد معصوم شیرازی، طریق الحقایق، ج 1.)

همچنین اکابر علمای شیعه از متقدمان و متأخران جمعی که واقف بوده ‏اند بر طریقه اهل بیت و تتبع ایشان بیشتر بوده از علمای این زمان، همه این مسلک را داشته ‏اند و در این فن تصنیفات نموده ‏اند، چنان چه استاد البشر و قُدوَة المحققین، نصیر الملة و الدین (منظور مؤلف، خواجه نصیر الدین طوسی رضوان الله علیه است) که در میان علمای شیعه بلکه در بنی آدم بعد از انبیا و اوصیا مثل او بحر محیط بر جمیع علوم به هم نرسید، و در این علم چند تصنیف دارد و در فصول عربی که در علم کلام نوشته، بعد از اثبات ذات و صفات الهی می‏فرماید:
از دلایل عقلی و برهانی آن چه من در این رساله در بیان ذات و صفات الهی نقل نمودم، کافی است. زیرا که بیش از این نمی‏توان دانست و در علم کلام زیاده از این کسی را میسر نه.

پس اگر کسی ترقی کند از این مقام، باید ریاضات شاقه بکشد و نفس اماره را محبوس گرداند تا از تخیلات واهیه رسته، خدا در رحمت به روی او بگشاید و دل او را به نور هدایت منور گرداند تا از مجاهده نفس مشاهده نماید آثار ملکوتیه و اسرار جبروتیه را، و مکشوف گردد بر دل او حقایق غیبیه و دقائق فیضیه، اما این قبایی است [که‏] ندوخته‏اند بر قد و قامت هر صاحب قدی (چنان که شیخ الرئیس ابن سینا قدس سره در نمط العارفین کتاب اشارات می‏فرماید: جَلّ جنابُ الحق عن أن یکون شریعةٌ لِکلّ وارد، أو یَطلِعُ علیه الا واحدٌ بعدَ واحد) بلکه افضال خدای تعالی است، می‏دهد به هر کسی که می‏خواهد.
بعد از آن می‏گوید بگرداند خدای تعالی ما را و شما را از سالکان طریق و طالبان وجه مطلق و از این باب، گفتگوهای بسیار دارد و همچنین ورام کندی [که ] از اکابر علمای شیعه است، کتابی تألیف نموده  تمام در بیان مجاهده نفس و زهد امت و ریاضت و بیان خصال حمیده و صفات رذیله، و در علاج آن اوصاف احادیثی که در هر باب وارد است [را ذکر نموده ] و تحریص و ترغیب او به زهد و ریاضت محتاج بیان نیست.


مسلک زهد، ریاضت و تصوف در میان علمای شیعه‏
همچنین نقیب نقبای آل ابی طالب، سید رضی، علی بن طاووس قدس سره که از اکابر علماست و فضایل و مناقب او در کتاب رجال مذکور است، مسلک زهد و ریاضت داشت چنان که شیخ شهید، مکّی رحمه الله در کتاب اربعین حدیث، اوصاف او را می‏شمارد و می‏گوید ازهد زمان خود بود، و صاحب کرامات و کمالات بود، و اقوال و افعال او از ریاضات و خارق عادات و توجهاتی که حضرت صاحب الامر علیه‏السلام درباره او کرده‏اند از کثرت شهرت محتاج به بیان نیست.

همچنین سید محمود آملی، صاحب نفایس الفنون که معاصر علامه حلی قدس سره و از افاضل علمای شیعه بود، در کتب مذکور استقصای تمام کرده در بیان اصطلاحات صوفیه و آداب سلوک و اقسام مکاشفات و اطوار و مقامات.

نیز سید حیدر آملی، صاحب تفسیر بحر الابحار کتابی به قرب هفتاد هزار بیت از دلایل و احادیث اهل بیت علیهم السلام تصنیف نموده در بیان آن که شیعه ‏ای که صوفی نباشد، شیعه نیست و صوفی ای که شیعه نباشد، صوفی نیست، و در سب تصنیف کتاب گفته که چون دیدم منازعه در میان جهال طالبان علم شیعه و ناقصان صوفیه هست این کتاب (منظور کتاب نفیس و ارزشمند جامع الاسرار است که در ایران چندین بار به چاپ رسیده است) را نوشتم تا بدانند که تصوف طریقه مرتضوی است و تصوف و تشیع یک معنا دارد و این مخالفت از عین نادانی و نقصان عقل طرفین است.

همچنین از قدوة المحدثین و جمال السالکین، شیخ ابن فهد الحلی رحمه الله در ریاضت و عزلت و انقطاع از خلق مثل تحصین (ترجمه کتاب التحصین در مجموعه حاضر به چاپ رسیده است. همچنین ترجمه کتاب عدة الداعی توسط انتشارات آیت اشراق به طبع رسیده است) و عدة الداعی و غیرهما مشهور است.

شیخ ابن جمهور احسایی که از افاضل علمای شیعه است، بیان حقیقت تصوف و علو شأن این طبقه عظمی را و تحقیقات و تدقیقات آن را به قدر آن که در حیّز بیان در آید در کتاب مجملی المرآة که در علم کلام نوشته، نموده و در آن جا نسبت فرقه و سلسله خود را با باقی مشایخ صوفیه به حضرت ائمه هدی علیهم السلام بیان نموده [است‏]، و همچنین در عوالی اللئالی و غیره از تصنیفات خود سخنان و احادیث معتبره و تعریف تصوف را نقل کرده. همچنین شیخ شهید مکی از رؤسای سلوک و مشهور است.

سید المحدثین و افضل المجتهدین، زین الملة و الدین، العاملی که سند حدیث علمای عصر، اکثر بلکه همه به او می‏رسد و همه به فتوای او عمل می‏کنند، در کتاب منیة المرید می‏فرماید:
عالم را بعد از آن که فرا گرفت ظواهر شریعت، و استعمال کرد آن چه علمای قدما در کتاب‏های خود تدوین کرده‏ اند از نماز و روزه و دعا و تلاوت قرآن و غیر آن در عبادت، چیزهای دیگر هست که معرفت آن واجب و لازم است؛ زیرا اعمالی که لازم است بر مکلف از افعال غیر واجبه، منحصر نیست در آن چه تدوین کرده ‏اند بلکه خارج از آن چیزهایی است که معرفت آن واجب‏تر و مطالب آن عظیم‏تر است؛ و آن تطهیر نفس است از رذایل خُلقیه از کبر و ریا و حسد و کینه و غیر آن از صفاتی که مبین شده است در علومی که مخصوص است به آن؛ و این تکلیفاتی است که یافت نمی‏شود در کتب شرع و اخبارات و غیر آن از فقه، بلکه ناچار است مکلف را از رجوع کردن در آن به خدمت علمای حقیقت و کتب ایشان که در این باب نوشته شده؛ و می‏فرماید که
« عجیب است عالِم فریفته شود به علوم رسمی، و راضی شود به آن، و غافل شود از اصلاح نفس خود و راضی کردن پروردگار».

نیز در کتاب مذکور می‏فرماید که طالب علم باید اول باطن خود را پاک کند از کدورات و هواجس نفسانی و صفات و مهلکات شیطانی تا از روی نیت خالص و اخلاصی تمام مشغول به طلب علم تواند شد و این بی مجاهده نفس صورت نمی‏بندد. در طریق مجاهده بر تو باد که رجوع کنی به خدمت صاحبان دل و اگر ایشان را نیابی، گوشه‏گیری و عزلت اختیار کنی.

نیز در کتاب مذکور می‏فرماید که عالم بعد از علوم رسمیه می‏باید که مشغول شود به تحصیل علوم حقیقت که نتیجه جمیع علوم است و مقصد اصلی از هر چه معلوم گردد؛ و تحریص و ترغیب شیخ رحمه الله بر تصوف زیاده بر آن است که در این مختصر تواند گنجید.

همچنین امیرنور الله که از افاضل علمای شیعه است و در اثبات مذهب شیعه تصنیفات او مشهور است، صوفی و از سلسله علیه نوربخشیه است و در کتاب مجالس المؤمنین به دلایل قویه اثبات می‏کند که جمیع مشایخ مشهور، شیعه بوده ‏اند و طریقه ایشان طریقه اهل بیت علیهم السلام است.

در کتاب مصائب النواصب که ردّ بر کتاب فَواضِح الروافِض میر مخدوم شریفی نوشته و در جواب آن که طعن می‏زند بر شیعیان و می‏گوید دلیل بطلان شیعه همین بس است که اولیا را منکرند و هیچ کس از علمای ایشان صوفی و صاحب دل نبوده‏ اند و از معارف کشفی و حالی خبر نداشته‏[اند]، امیرنورالله رحمه الله می‏فرماید که آن چه تو می‏گویی عین کذب و افتراست؛ زیرا که تصوف شیعه طریقه شیعه است، بلکه عین تشیع است و استدلال می‏کند و به تفصیل بیان می‏کند که از علمای شیعه هیچ کس منکر این طریقه نبوده ‏اند، بلکه همه صوفی بوده ‏اند یا معتقد به صوفیان، و اکثر در این فن تصنیفات معتبره دارند و شیخ بهاء الملة و الدین، محمد عاملی رحمه الله که سخنان او را در تصوف کسی ندارد و کسی نیست که نشنیده باشد و به خاطر نداشته باشد، مبالغه او در تصوف به حدی است که در رساله نان و حلوا که در بحر مثنوی منظوم اساخته می‏گوید:

علم رسمی سر به سر قیل و است و قال
نه از او کیفیتی حاصل نه حال‏‏
طبع را افسردگی بخشد مدام
مولوی باور ندارد این کلام‏‏


و در رساله شیر و شکر که برای پیش‏خوانی نظم کرده می‏گوید:

علم رسمی همه خسران است
در عشق آویز که علم آن است‏‏
آن علم زتفرقه برهاند
آن علم تو را زتو بستاند‏
آن علم تو را برد به رهی
کز شرک خفی و جلی برهی‏‏
آن علم زچون و چرا خالی است
سرچشمه آن علیّ عالی است‏‏


و غزلیات و تصنیفات او در نزد اهل تصوف مشهور است، و در اکثر تصنیفات که در باقی علوم کرده مثل حاشیه تفسیر قاضی و اربعین و غیرهما به تقریب در تصوف گفتگوهای عالی دارد و این طایفه علیه همگی نسبت خرقه خود را به حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام می‏رسانند و لهذا این را طریقه مرتضوی می‏گویند.
ادامه دارد >>>>>





بعض مطالب مرتبط:
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
سروش و اولین سفر به کربلای معلی
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء








مطالب اخیر وبلاگ:

مکافات عمل (انتقام برادر مقتول از قاتل)
امام خمینی و مسئولیتهاى روحانیت
رساله نور وحدت‏ خواجه حوراء
آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
مرحوم امام خمینی و نظراتش
رواج الفت و امنیت و دوستی با ظهور مهدی (عج)
امام علی(ع)و مصرف كردن مال
مکافات عمل (كشته شدن طمعكاران قاتل)
شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
تنها عملی که خدا می پذیرد
نیمه شعبان تمامت انتظار رو بپایان ماست
امام علی (ع) و حقیقت توبه
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
نشانه ها را دریابید ! (03)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)
شرط معقولانه اخلاقی زیستن
آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
مودبانه سخن بگوی
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
امام موسی صدر و کار و کارگر
امام علی(ع) مردم سه دسته اند !
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
امام موسی صدر و انتظار فرج
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
امام موسی صدر و جامعه قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به اهالی مصر و ...
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
نصایح مولا (ع)به امام حسین (ع)
السائر الحائر (3)
السائر الحائر (2)
نقشه منطقه ای پیش شماره های تلفن همراه
حقیقة الحقایق
نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی (دو اثر از استاد اسحاقی) + دانلود
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
السائر الحائر (1)
آقایم حسین بن علی (ع) است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.