ساری,گاهنوشته های محمود زارع:توحید خاص با حقایق اثبات می‏شود و آن این است که به متوسل به اسباب ظاهری نشود و ازگاه مینماید گاه میرباید منازعه و مشاجره عقلی، و دخالت با خرد نور کشف گام بالاتر نهد و در توحید به دلیل، و در توکل به اسباب در رستگاری به وسایل پابند نشود، و باطن خود را از مجادلات و مشاجرات پاک گرداند و از طور خرد، قدم به نور کشف بگذارد و از استدلال، به واسطه نور تجلی بی‏نیاز گردد.

به عقل نازی حکیم تا کی
به کنه ذاتش خرد برد پی‏‏
اگر رسد خس به قعر دریا‏


زیرا شخص عارف در این مقام موثری غیر از خدا نبیند و اسباب و وسایل را در مسبب مضمحل و نابود انگارد؛ چرا که یقین دارد در دار هستی غیر از ذات یگانه موثری نیست زیرا در تمام اشیاء، تجلی حق و تجلی اسماء و صفات او را می‏بیند، و این هنگامی است که برای آنان فنای در حضرت اسماء و صفات یعنی حضرت و احدیت پیدا شده، قبل از فنای در حضرت احدیت، که آن حقیقت جمع است و فنای در اسماء و صفات، مرتبه علم جمع است، نه عین؛ و این از مراتب قاب قوسین است و مقام او ادنی اختصاص به مرتبه خاتمیت و حضرت خاتم الانبیا (علیه السلام) دارد و آن احدیت عین جمع است که تمیز و اثنینیت اعتباری از میان برود.

تجلی گه خود کرد خدا دیده ما را
از این دیده بیاید ببیند خدا را‏
جم عرش بساطیم، سلیمان اولی الامر
هوا گر نشود بنده نشانیم هوا را‏
طبیبان خداییم به هر درد دواییم

به هر کجا که بود درد فرستیم خدا را‏


توحید سوم توحیدی است که خدا به خود اختصاص داده و دیگران از آن بهرمند نیستند، و اوصاف و احکام ممکنات به کنه و حقیقت آن نرسد و فقط پرتوی از اثر آن، بر اهل قرب در حال بقای بعد از فنا در عین جمع احدیت ظاهر شود، تا بشناسند که حضرت احدیت را صفت موصوفی نیست و هر صفتی که برای حق اثبات شود، از حضرت واحدیت است و خداوند زبان آنان را از نعمت خود بسته است و آنان را از اظهار آن ناتوان و عاجز نموده؛ و این توحید عبارت از اسقاط حدوث و اسقاط امکان و اثبات ذات قدیم است؛ و این توحید نهایت توحید اهل اشارات و اهل سلوک است زیرا توحید ماورای اشاره ممکنات است، و آن موقعی تحقق پیدا کند که برای رسوم و آثار امکانی، به کلی فنا حاصل گردد، و مرتبه احدیت حق از کثرت عددی منزه و مجرد گردد. هیچ یک از ممکنات به توحید ذاتی حق راه ندارند، زیرا حضرت احدیت از اسم و رسم و نعمت و صفت و بیان منزه است و هر چیزی که از آن رایحه هستی به مشام آید، ذاتا اختصاص به حق دارد، و بالعرض برای ممکنات است؛ پس بایستی همه آنها را به مالک اصلی برگرداند تا توحید حقیقی حاصل شود.


همه را ملک مجاز است بزرگی و امیری

تو خداوند جهانی که نمردی و نمیری‏‏
سعدیا من ملک الملک غنی‏ام تو فقیری
چاره درویشی و عجز است و گدایی و فقیری‏‏


برخی از عرفا در منازل السایرین به حضرت خواجه اعتراض کرده ‏اند که چرا بعد از مقام جمع، فرق بعد الجمع را بیان نکرده و اشاره به سفر دوم (سفر از حق به خلق) نفرموده. پاسخ آنان این است که خواجه انصاری به سفر دوم در باب بقای بعد از فنا و در باب تلبیس موقعی که درجه سوم اهل تمکین را بیان فرموده اشاره کرده است؛ و چون توحید درجه سوم که احدیت مقام جمع و فرق است انتهای مقامات است، مقامات در همین‏جا به نهایت می‏رسد؛ زیرا انتهای مقامات به ملاحظه مفاد و الیه یرجع الامر کله (سوره هود (11)آیه‏123.) به حضرت احدیت برمی‏گردد که بالاترین مقامات است و اینجاست که رسوم امکانی در مقابل احدیت جمعیه محو و زایل گردد، و صفای شراب کافوری توحید را تیرگی (تفرقه) تیره نسازد.

مخفی نمایید عرفای متاخر و اقطاب سلسله علیه معروفیه کبرویه احمدیه، علی صاحبها آلاف السلام و التحیة که از کامل‏ترین سلاسل فقر در عالم از جهت محفوظ داشتن احکام شریعت و قواعد طریقت و حقیقت می‏باشد، برای رسیدن سالک به اعلی درجه کمال و ترقی او از مدارج نفس به روح و از روح به سر و از سر به خفی و از خفی تا اخفی چهارده شرط قائلند که این چهارده شرط را حضرت شیخ نجیب الدین رضای تبریزی اصفهانی (معاصر شاه صفی صفوی) از بزرگان اقطاب سلسله علیه ذهبیه در سبع المثانی که به عنوان جلد هفتم مثنوی به نظم آورده بیان فرموده است.

و آن چهارده شرط به شرح زیر است :
1. قابلیت ماده و استعداد که موجب بروز درد طلب و شوق و پیدا شدن محبت خدا و اولیای الهی باشد.
2. بصیرت قلبی است و آن هم فقط به صحت پیر کامل راهدان پیدا می‏شود.
مولوی می‏فرماید:

ای بسا ابلیس آدم رو که هست
پس به هر دستی نباید داد دست‏‏


3. احتراز و دوری از منکران جاهل و اهل غفلت. خواجه حافظ می‏فرماید:

نخست موعظه پیر می‏فروش این است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید‏


4. تقوا و پرهیز از محرمات و منهیات شرع الهی چه در پوشاک و چه در غذاها، و بر حسب درجات انسانی درجاتی دارد مانند:
تقوای بدنی، تقوای نفسانی، تقوای عقلی، تقوای قلبی، تقوای روحی، تقوای سری که در هر درجه معنای مختص به خود دارد.
5. که از همه مهمتر و در ترقی و پیشرفت سالک اهم و لازم‏تر است این است که در سایه پیر راهدان و مرشد کامل و عارف و صاحبدل سایه ور شده و در جناح تربیت او واقع شود و دستور ذکر از او اخذ بنماید، البته پیری که سندش به طور معنعن و به واسطه کاملان به حضرت ثامن الائمه حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و حضرت شاه مردان علی (علیه السلام) منتهی می‏شود. در سبع المثانی می‏فرماید:

شرط پنجم از برای رهروان
واجب آمد ظل پیر راهدان‏‏
مرشد با رخصت صاحب کمال
گشته پیدا بهر او راه وصال‏‏


و خواجه حافظ می‏فرماید:

طی این مرحله بی‏همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی‏‏


و اگر شخص اتصال به یکی از کاملان نداشته باشد قابل ارشاد نخواهد بود که می‏فرماید:

هر کجا پیری ببینی با سند
شو فدای آن سند نی آن نمد‏


6. پیروی از عارفان کامل در اعمال طریقت و حقیقت تا شباهت کامل حاصل گردد.
7. توبه، که می‏فرماید:

شرط هفتم از برای راه وصل
با انابت توبه با پیران اصل‏‏
گر به پیر اصل توبه کرده ‏ای
در حقیقت از هواها مرده‏ ای‏‏


8. تلقین و تعلیم ذکر حق از مربی کامل تا آثار ذکر که تجلیات روحی و ترقیات معنوی است در باطن سالک پدیدار شود.
9. بی‏اعتنایی به مال و جاه دنیوی و به طور کلی هر چیزی که مایه غفلت سالک از خداست، و اکتفا به قدر معیشت.
10. اخلاص که شرح آن در دهمین کتاب داده شد. در سبع المثانی می‏فرماید:

راه اخلاص است ای مرد خرد
که ببخشیدت خداوند احد‏
آمدی اندر لوای احمدی
یافتی راحات و روح سرمدی‏‏


و درجه اعلای آن هنگامی است که خداوند سالک را با نور محبت و عشق خود خالص فرماید، زیرا تا هستی موهوم بشریت در سالک باقی است، مظهر توحید ذاتی الهی نخواهد شد که حق تعالی فرموده:
ولاغوینهم اجمعین، الا عبادک منهم المخلصین (سوره حجر (15)آیات 39-40.)؛ یعنی ابلیس گفت: من همه بندگانت را فریب می‏دهم به غیر از بندگان خالص شده تو.
11. منزل مراقبه که در درجه اول بازیافتن حضور قلب و در انتهای حالات، متوجه پیشگاه حق بودن و از ماسوا چشم پوشیدن است.
12. پیروی کامل از اعمال و کردار صاحب شرع شریف، بعد از شنیدن به سمع و بینش با بصیرت قلبی تا موجب حصول یقین گردد.
13. حصول معرفت و شناسایی خدا بدون دخالت و شک و تردید.
14. که شرط مهم کمال انسانیت است و بعد خاتمه سیر الی الله برای سالک دست دهد عبارت از فنای سالک در نور ولایت و صورت مبارکه صاحب السلسله الکبرویه الرضویه، حضرت علی بن موسی رضا (علیه السلام) که مظهر کلی عشق حقیقی و ولایت مطلقه الهیه و و جه الله اعظم و عین الله اکرم است؛ و الانور ولایت الهیه در قلب سالک پیدا نشود و آن از علامات سیر بالله و سیر فی الله است که سالک با نور ولایت، در نور ولایت سیر کند. در این مقام بهره‏ای برای سالک از علوم جزئیه حضرات اهل عصمت که دارای ولایت کلیه ‏اند می‏رسد که عبارات از واردات و الهامات داخلی و خارجی به وسیله فرشتگان است.

زیرا در این مرتبه، ظهور نور ولایت الهیه مانند اکسیر وجود سالک را منقل می‏سازد و اثری از هستی سالک باقی نمی‏گذارد.

پس کملین اولیا و عرفا، مراتب تکامل را وقتی طی کنند که عارف به نور ولایت کلیه خاندان عصمت و شاه ولایت، علی (علیه السلام) بوده و در آنها فانی شوند. به همین جهت اولیای حق، پیوسته در هر عصری متوسل به ذیل ولایت ائمه اطهار (علیه السلام) که ابواب مدینه علم حق هستند بوده و به درجه کمال نهایی انسانیت رسیده ‏اند، زیرا تا جز به کل، و نهر به دریا نرسد اتصال قطع شده، و نمی‏توانند سالکان را با نور خود تربیت کنند و به درجه کمال برسانند. مولا می‏فرماید:

گفت پیغمبر که اجزای منید
جزء را از کل چرا بر می‏کنید‏
جزء از کل قطع شد بی‏کار شد
دست از تن قطع شد مردار شد‏


حضرت حق همه را از ساغر معرفت خود شراب توحید چشانیده و به قدر استعداد فطری و قابلیت ذاتی به نهایت مقاصد و آمال سالکان موفق و نایل فرماید، بمنه و جوده!

سپاس خدای را که ترجمه و تلخیص شرح منازل السایرین مقرب حضرت باری خواجه عبدالله انصاری با ضعف حال و بی‏بضاعتی علمی و عملی از توجهات اولیای حق و مخصوصا نظر معنوی حضرت مستطاب، قطب العارفین و ملاذ السالکین، آقای حاج حب حیدر دام ظله الشریف که افتخار و استناد فقرای سلسله علیه ذهبیه رضویه مرتضویه علی صاحبها آلاف السلام و التحیه به وجود مبارک ایشان است به پایان رسید و تمام آنگه شود که در نظر آن بزرگوار مقبول و پسندیده آید.

در قبول توست عز مقبلی
چون که شاه جان و سلطان دلی‏‏


خاک پای دردمندان، احمد خوش‏نویس، بن الحاج میرزا محسن عماد الفقراء به تاریخ شب پنجشنبه 11 شعبان 1378 مطابق آخر بهمن 1337 شمسی.
آیین رهروان در سیر و سلوک
احمد مدرس خوشنویس
پایان



بعض مطالب مرتبط:
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )





مطالب اخیر وبلاگ:

امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
امام موسی صدر و کار و کارگر
امام علی(ع) مردم سه دسته اند !
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
امام موسی صدر و انتظار فرج
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
امام موسی صدر و جامعه قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به اهالی مصر و ...
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
نصایح مولا (ع)به امام حسین (ع)
السائر الحائر (3)
السائر الحائر (2)
نقشه منطقه ای پیش شماره های تلفن همراه
حقیقة الحقایق
نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی (دو اثر از استاد اسحاقی) + دانلود
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
السائر الحائر (1)
آقایم حسین بن علی (ع) است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
شعرگونه ای پیکش مولا حسین جان
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
نگهداری و زایش داعش !
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
مکر الهی است که مستکبران با دست خود تحقیر شوند
زهد و ریا و زاهد ریایی
نشانه ها را دریابید ! (01)
وحدت وجود یا وحدت موجود (5)
هرگز نمیشد باورم (سالار عقیلی) + دانلود
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09)
شهرت بی ظرفیت آفت است
یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08)
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
حدیث حقیقت
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07)
ریشه وهابیت
وحدت وجود یا وحدت موجود (4)








توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.