ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و بعد از آن مقام صحو و هشیاری است و آن حالتی است که در سیر چهارم (سیر من الله) برایسالکان بی کشش دوست بجایی نرسند سالک رخ می‏دهد که از مرتبه وحدت و جمع به مرتبه ذوق و کثرت آید، ولی کثرت حجاب وحدتش نمی‏شود، و معرف و نشانه صفا شهود و فنای بقیه هستی است بالکلیه ؛ و چنانچه سکر آخر مقام محبت است، صحو نیز آخر مقام تسلی و آرامش شوق است، و آن بالاتر از مقام انتظار است؛ زیرا آنجا مقام شهود تام است و فوق آن مقامی نیست که عارف منتظر آن باشد و در اینجا طلب و آثار آن در وجود سالک نمی‏ماند.

دلدار نمایان شد تا باد چنین مبادا
آن ماه درخشان شد تا باد چنین بادا‏



بعد مقام اتصال و پیوستگی است و آن مستفاد از آیه دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی (سوره نجم (53)آیه‏8.) است. اتصال در درجه اول عبارت از شهود ترقی از وجود وهمی اغیار، و رهایی از   تردید، و تصحیح عزم است و این مرحله دنو و قرب است. با این ترتیب قصد کننده و قصد هر دو در اقیانوس هستی خود مستغرق و مندک شوند.

در درجه دوم عبارت از انقطاع و جدایی از علل و وسایط، و بی‏ نیازی از استدلال، و سقوط اسرار مختلفه است با ترقی از حضرت اسماء به حضرت ذات، و این ترقی همان مفاد اتصال است که فرموده ‏اند: اذا تم الدلیل فهو الله.


ای با من و پنهان ز من از دل سلامت می‏کنم
تو کعبه ‏ای هر جا روی قصد مقامت می‏کنم‏‏
دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنی است
ز آن روزن دزدیده من پنهان پیامت می‏کنم‏‏
در گوش تو در هوش تو اندر دل پر جوش تو
اینها چه باشد تو منی و من وصف نامت می‏کنم‏‏

اتصال در درجه سوم، فنای عبد در وجود حق تعالی است و این اتصال از عالم بی‏نشان بوده و از اندازه و تعین مقدار بیرون است و در این مرتبه عارف خود را پیوستگی به مدد وجود اضافی و نفس الرحمن بدهد تا به وسیله آن بقا و وجود پیدا کند. مولوی می‏فرماید:

اتصالی بی‏تکیف بی‏قیاس
هست رب الناس را با جان ناس‏‏
بگذر از جسم و وسایط را بمان
کز وسایط دور مانی ز اصل آن‏‏
واسطه هر جا فزون شد وصل جست
واسطه کم ذوق وصل افزون‏تر است‏‏
واصلان را هست چشمی و چراغ
از دلیل راهشان باشد فراغ‏‏
هر که واصل شد به اصل خود رسید
زو رسد باقی خلقان را مزید‏
با کفش دریای کل را اتصال
هست بی ‏چون و چگونه بر کمال‏‏


انفصال شرط اتصال و پیوستگی به حق است، و آن در درجه اول عبارت است از جدایی و برخاستن از ماسوا حتی آثار و صفات خود است.

مژده تو گو کز سر و جان برخیزم
طایر قدسم و از دام جهان برخیزم‏‏
به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی
از سر خواجگی کون و مکان برخیزم‏‏


دوم این است که از توجه و التفات و انفصال خود نیز رو برتابد و منفصل گردد، و دنیا و آخرت در نزد عارف ناچیز و بی‏ مقدار به نظر آید، تا چه رسد به اینکه اعراض از آنان را به حساب شرط بیاورد؛ زیرا در نظر عارف چون غیر از حق همه کونین، اشیا موهوم و ناچیز جلوه می‏کند، بنابراین انفصال از ناچیز انفصال نیست که فرموده ‏اند:

کلما فی الکون وهم او خیال
او عکوس فی المریا او ظلال‏‏

و سعدی می‏فرماید:

قومی غم دین دارد و قومی غم دنیا
بعد از غم رویت غم بیهوده خورانند‏
صاحب نظرانند که چشمی به ارادت
با روی تو دارند و دگر بی‏ بصرانند‏
آنان که شب آرام نگیرند ز فکرت
چون صبح پدید است که صاحب نفسانند‏


سوم انفصال و جدایی از توجه به مزاحمت اتصال، با حقیقت ازلیت ذات احدیت است؛ یعنی ازلیت ذات احدیت را بالاتر و منزه‏ تر از این بدانند که چیزی بر او متصل یا منفصل شود، زیرا او حقیقت اشیا است و ماسوا و ممکنات عدم و نابود محض باشند؛ پس چیزی که غیر از او دارای هستی نیست تا به او متصل یا منفصل شود زیرا در شهود حقیقت، دویی وجود ندارد تا چیزی دیگر با او در نظر آید.

از حضرت صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
من عوف الفصل الوصل و الحرکه من السکون فقد بلغ مبلغ القرار فی التوحید (ر.ک: جامع الاسرار، ص‏364.) و در بعضی از روایات فی المعرفة ذکر شده.

مراد از فصل، کثرت و تعینات امکانیه است که موجب تنوع وحدت است، یعنی کسی که کثرت را از وحدت و حدوث و امکان را از ذات قدیم احدیه الذات بشناسد، پس او به مقام قرار در عین احدیت رسیده، یا کسی که از مقام فنا و جمع، به مقام فرق و بقا رسیده، او حقیقت توحید را دریافته است.

پیش بی‏حد هر چه محدود است لاست
کل شی غیر وجه الله فناست‏‏
چون تجلی کرد اوصاف قدیم
و آن که در اندیشه ناید خداست‏‏


نهایات ده باب دارد:
معرفت
فنا
بقا
تحقیق
تلبیس
وجود
تجرید
تفرید
جمع
توحید


معرفت عبارت از ادراک عین و حقیقت اشیاء با ذات و صفات است. درجه اول آن شناسایی و تسمیه صفات حق و اسماء و صفات و اسماء توقیفی است که مطابق با قرآن و احادیث نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد.

درجه دوم عبارت است از معرفت ذات، به طوری که بین صفات و ذات حق فرقی نگذارد، و این معرفت اختصاص به صاحبان شهود تجلیات اسمائیه و شهود حضرت الهیه دارد، زیرا صاحبان این درجه حق تعالی را به اعتبار نسبت اسماء شناسد و این مرتبه را شهود اسمائی نامند.

درجه سوم، معرفتی است که در آن درجه معرفت عارف در وجود و ذات معروف مندک و مستغرق گردد، و از این لحاظ در مشهد احدیت استدلالی وجود ندارد، و مشهد انقطاع وسایل و اسباب است با ظهور و تجلیات مسببات آنها، زیرا آنجا مرتبه تجلی ذاتی است که مرتبه دلالت بر ذات است و درجه طلوع نور بی‏نشان و حقیقت وجود و هستی مطلق است.

درجه دوم از نهایات، درجه فنااست و آن این است که اولا حق تعالی را عین و حقیقت هستی بداند، و ممکنات را معدوم مطلق شمارد، و ثانیا ماسوای حق و مادون ذات او را انکار کند، زیرا حق را عین و حقیقت هستی کل می‏داند از باب بسیط الحقیقة کل الاشیاء. آنگاه حق را با حق پیدا کند؛ پس معنای لا موجود الا اللهدر سر عارف به ظهور آید.

ما عدمهاییم و هستیها نما
تو وجود مطلق و هستی ما‏


و آن سه درجه دارد:
1. فنای معرفت است در معروف، یعنی عدم شعور به واسطه استیلای ظهور هستی بر باطن عارف.
2. فنای شهود طلب عارف است زیرا با وصول به مطلوب، طلب ساقط شود، و آفتاب تجلی جمعی ذاتی کمالی از مشرق قلب عارف طالع شده و شهود معرفت، با حصول عیان و طلوع خورشید جمع و حقیقت ساقط گردد.

بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که زلب تا به دهان این همه نیست‏‏


3. نیست گشتن و فنا از مشاهده فنا؛ زیرا عارف در این مقام وجودی نمی‏بیند تا در فنای آن بیندیشد؛ و این مقام فنای در فنا و نیستی است که اکمل مراتب است.

در خدا گم شو وصال این است و بس
گم شدن گم کن این است و بس‏‏


مولوی می‏فرماید:
ای برادر گریه و زاری تو
هست هم آثار هشیاری تو‏
راه فانی گشته راه دیگر است
ز آنکه هشیاری گناه دیگر است‏‏
ای خبرهات از خبرده بی‏خبر
توبه تو از گناه تو بتر‏
حیرتی باید تو را ای ذوالعیان
که نگنجی در زمین و آسمان‏




ادامه دارد >>>


بعض مطالب مرتبط:
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)

جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )





مطالب اخیر وبلاگ:
کلام مولا علی(ع) درباره پیروزیهاى دروغین
نشانه ها را دریابید ! (02)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
کلام امام علی(ع) درباره شومی فقر
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
امام موسی صدر و کار و کارگر
امام علی(ع) مردم سه دسته اند !
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) و چند اثر دیگر مازنی + دانلود
امام موسی صدر و انتظار فرج
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
بعثت یعنی کلام آخر خدای محمد(ص)
امام موسی صدر و جامعه قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به اهالی مصر و ...
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
نصایح مولا (ع)به امام حسین (ع)
السائر الحائر (3)
السائر الحائر (2)
نقشه منطقه ای پیش شماره های تلفن همراه
حقیقة الحقایق
نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی (دو اثر از استاد اسحاقی) + دانلود
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
السائر الحائر (1)
آقایم حسین بن علی (ع) است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
شعرگونه ای پیکش مولا حسین جان
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
نگهداری و زایش داعش !
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
مکر الهی است که مستکبران با دست خود تحقیر شوند
زهد و ریا و زاهد ریایی
نشانه ها را دریابید ! (01)
وحدت وجود یا وحدت موجود (5)
هرگز نمیشد باورم (سالار عقیلی) + دانلود
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09)
شهرت بی ظرفیت آفت است
یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08)
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
حدیث حقیقت
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07)
ریشه وهابیت
وحدت وجود یا وحدت موجود (4)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.